فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

بركات وجودى انسان شایسته و صالح

بالاتر از آنچه تا كنون گفته شد، در جمله بعد پیامبر آثارى را براى اعمال خیر و شایسته بیان مى‌كنند كه دور از تصور است و انسان انتظار و توقع ندارد كه اعمال خیر او، آن آثار شایسته را درپى داشته باشد:
«یا أبا ذرّ؛ إنّ اللّه یصلح بصلاح العبد ولده و ولد ولده ویحفظه فی دویرته والدور حوله ما دام فیهم»
اى ابوذر؛ خداوند با صالح بودن شخص، فرزندان و فرزندان فرزندان او را اصلاح مى‌كند و او را در خانه‌اش و نیز آنان را كه در خانه‌هاى مجاور او هستند حفظ مى‌كند، ما دام كه او در میان آنان است.
كسانى كه اهل بندگى خداوندند، در این عالم خداوند آنها را از خطرات حفظ مى‌كند و به بركت وجود آنها فرزندانشان را، پشت در پشت، از خطرات مصون مى‌دارد و حتى اهل محل و شهرى كه انسان صالح و شایسته در آن زندگى مى‌كند، از بلاها حفظ مى‌گردند. همین‌طور در حد گستره شعاع وجودى چنین افرادى، بركات معنوى و توفیقات الهى شامل اطرافیان و دیگر مردم مى‌شود. شعاع وجودى مؤمنان یكسان نیست، برخى فقط با زن و بچه‌هایشان در ارتباطند، برخى با اهل محل و همسایگان نیز ارتباط دارند و برخى بالاتر از این، با مردم یك شهر و حتى با مردم كشورشان ارتباط دارند. همه مى‌دانیم كه امام راحل(رحمه الله)با همه مردم ایران، بلكه همه مسلمانان و بالاتر با همه مستضعفان جهان، ارتباط داشت. شعاع وجودى او از یك شهر و یك كشور فراتر رفته بود و جهان را در خود گرفته بود. خداوند متعال به بركت آن انسان شایسته و برگزیده، میلیونها انسان را مشمول عنایت خود ساخت.
بله نه تنها خداوند متعال انسان شایسته و صالح را حفظ مى‌كند و به او بركت مى‌دهد و دعایش را اجابت كرده، بلاها را از او دور مى‌سازد، بلكه خیر و بركت وجود او را شامل دیگران، فرزندان، اهل محل و بلكه اهل كشور او مى‌سازد و به پاس وجود ارزشمند او، بلاها را دفع مى‌سازد. این نقش ارزنده و تأثیر شایسته بنده صالح، انسان را متوجه این نكته مى‌سازد كه گام سپردن در راه خداوند و اطاعت فرمان او، چه كیمیاى گران‌بهایى است كه
‌‌﴿صفحه 50 ﴾
حتى آثارش از قلمرو وجود انسان فراتر رفته، دیگران را نیز در بر مى‌گیرد. آیا جا ندارد كه انسان به جاى پرداختن به كارهایى كه امید دارد نتیجه بدهد، اما معلوم نیست از آنها نتیجه دلخواه حاصل شود و به جاى تحمل زحمت‌هاى فراوان دنیوى، به این امید كه ثمر داشته باشد؛ لحظه‌هاى عمرش را صرف انجام وظیفه و عمل به دستورات خداوند كند، تا هم خواسته‌هاى دنیوى‌اش تأمین گردد و هم خواسته‌هاى اخروى‌اش، هم بركات الهى شامل وجود خودش شود و هم شامل زن وفرزندان و نسلهاى آینده و حتى همسایگان و اهل شهر و كشورش؛ چه كارى از این سودمندتر و پر منفعت‌تر است؟ مگر كسانى كه به تجارت و كسب مى‌پردازند، به همه نتایج دنیوى مطلوب خویش دست مى‌یابند ؟ گاهى سود مى‌برند وگاهى زیان مى‌بینند. تازه وقتى موفق مى‌شوند، مگر چه عایدشان مى‌شود، نهایتش این است كه در این دنیا چند روزى را خوش مى‌گذارنند.
چنانكه گفته شد،گاهى دعاى یك بنده شایسته مردم شهرى را از بلا حفظ مى‌كند و موجب نزول بركات بر مردم مى‌شود. مسلّماً به پاس وجود اولیاى خدا و انسانهاى شایسته، بلاهاى فراوانى از ما دفع مى‌گردد و با دعاى آنها توفیقات بى شمارى نصیب ما گشته است و چه بسا ما آنها را نمى‌شناسیم. چه بسا پدران ما كارهاى خیرى انجام داده‌اند و بر اثر آنها اكنون خداوند توفیقاتى نصیب ما مى‌گرداند. چه استادان و بزرگانى كه در حق ما دعا مى‌كنند، یا همسایگان ومؤمنان در نیمه‌هاى شب به ما دعا مى‌كنند و بر اثر آن دعاها خداوند توفیقاتى به ما عنایت مى‌كند و بلاهایى را دور مى‌سازد. ما چه مى‌دانیم كه این بركت‌ها و نعمت‌ها از كجاست و به وسیله چه كسى بلاها از ما دور داشته شده‌اند و چه مى‌دانیم كه دعاى نیمه شب بنده صالحى به پیشگاه خداوند چه بركاتى درپى دارد؟ ولى هم خداوند در قرآن فرموده، هم در روایات آمده است كه خداوند به بركت انسانهاى شایسته نعمت‌هایى را به دیگران عطا مى‌كند و بلاهایى را از مردم دفع مى‌سازد:
با توجه به روایتى كه یونس بن ظبیان از امام صادق(علیه السلام) روایت مى‌كند ـ و بعداً به ذكر آن خواهیم پرداخت ـ از قرآن مى‌توان آیه 251 سوره بقره را شاهد آورد:
«... وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْض لَفَسَدَتِ الاَْرْضُ وَلكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْل عَلَى
‌‌﴿صفحه 51 ﴾
الْعَالَمِینَ»
واگر خداوند برخى مردم را بوسیله برخى دیگر دفع نمى‌كرد فساد زمین را فرا مى‌گرفت و لكن فضل و كرم خداوند بر همه اهل عالم است.
روایت امام صادق(علیه السلام) كه در ارتباط با این آیه ذكر شده چنین است:
«إِنَّ اللّهَ یَدْفَعُ بِمَنْ یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا عَمَّنْ لاَ یُصَلِّی مِنْ شِیعَتِنَا وَلَوْ أَجْمَعُوا عَلى تَرْكِ الصَّلاَةِ لَهَلَكُوا، وَإِنَّ اللّهَ یَدْفَعُ بِمَنْ یَصُومُ مِنْهُمْ عَمَّنْ لاَ یَصُومُ مِنْ شِیعَتِنَا وَلَوْ أَجْمَعُوا عَلَى تَرْكِ الصِّیَامِ لَهَلَكُوا، وَإِنَّ اللّهَ یَدْفَعُ بِمَنْ یُزَكِّی مِنْ شِیعَتِنَا عَمَّنْ لاَ یُزَكِّی مِنْهُمْ وَلَوِ اجْتَمَعُوا عَلى تَرْكِ الزَّكَاةِ لَهَلَكُوا، وَإِنَّ اللّهَ لَیَدْفَعَ بِمَنْ یَحُجُّ مِنْ شِیعَتِنَا عَمَّنْ لاَ یَحُجُّ مِنْهُمْ وَلَوِ اجْتَمَعُوا عَلى تَرْكِ الْحَجِّ لَهَلَكُوا، وَهُوَ قَوْلُ اللّهِ تَعَالى : «وَلَوْلاَ دَفْعُ اللّهِ النَّاسَ...» فَوَاللّهِ مَا أُنْزِلَتْ إِلاَّ فِیْكُمْ وَلاَ عُنِىَ بِهَا غَیْرُكُمْ.»(30)
خداوند متعال به پاس وجود شیعه ما كه نماز مى‌خواند بلا را از آن شیعه‌اى كه نماز نمى‌گزارد دفع مى‌كند و اگر همه نماز نخوانند هلاك خواهند شد. خداوند به پاس وجود شیعه ما كه روزه مى‌گیرد بلا را از آن شیعه‌اى كه روزه نمى‌گیرد دفع مى‌سازد و اگر همه بر ترك روزه جمع شوند هلاك خواهند شد. خداوند به پاس وجود شیعه ما كه زكات مى‌دهد، بلا را از آن شیعه‌اى كه زكات نمى‌دهد دفع مى‌كند و اگر همه بر ترك زكات مجتمع شوند هلاك خواهند شد. خداوند به پاس وجود شیعه ما كه حج بجا مى‌آورد بلا را از آن شیعه‌اى كه حج بجا نمى‌آورد دفع مى‌كند و اگر همه بر ترك حج جمع مى‌شدند هلاك مى‌گشتند. این (مفاد) فرموده خداوند متعال است: «اگر خداوند برخى مردم را بوسیله برخى دیگر دفع نمى‌كرد ...» به خدا قسم نازل نگشت این آیه مگر در حق شما و از آن غیر از شما (شیعیان) قصد نشده است.
با توجه به نقش انسانهاى صالح در جامعه و بركاتى كه از ناحیه آنها عاید مردم مى‌گردد و بلاهایى كه خداوند به جهت آنها از دیگران دفع مى‌كند، باید توجه داشت كه برترین انسانها و پیامبران، یعنى خاتم پیامبران، حضرت محمد بن عبدالله(صلى الله علیه وآله) كه صاحب علم اولین
‌‌﴿صفحه 52 ﴾
و آخرین است و همه صفات والاى انسانى و كمالات والاى معنوى در وجود ایشان و نیز ائمه اطهار، جمع گشته‌اند و معصوم از هر گونه خطا و اشتباه و گناه است، سر خیل و سر چشمه همه بركات الهى است و عالم همه طفیل وجود اوست؛ چنانكه ذات مقدس پروردگار فرمود:
«... وَعِزَّتِی وَجَلاَلِی لَوْلاَكَ لَمَا خَلَقْتُ الاَْفْلاَكَ»(31)
به عزت و جلالم سوگند، اگر تو نبودى افلاك را نمى‌آفریدم.
علاوه بر پیامبر اكرم، وجود مقدس ائمه اطهار موجب گشته‌اند كه خداوند جهان را باقى بدارد و همواره بركات ونعمت هاى خود را بر مخلوقات ارزانى دارد و بسیارى از بلاها را به پاس وجود حجت الهى دفع سازد، چه اگر لحظه‌اى جهان از حجت الهى خالى مى‌گشت، نابود مى‌شد؛ چنانكه امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
نَحْنُ أَئِمَّةُ الْمُسْلِمِینَ وَحُجَجُ اللّهِ عَلَى الْعَالَمِینَ... وَلَوْلاَ مَا فِی الاَْرْضِ مِنَّا لَسَاخَتْ بِأَهْلِها، ثم قال(علیه السلام): وَلَمْ تَخْلُ الاَْرْضُ مُنْذُ خَلَقَ اللّهُ آدَمَ مِنْ حُجَّةِ اللّهِ فِیهَا ظَاهِر مَشْهُور أَو غَائِب مَسْتُور وَلاَ تَخْلُوا إِلى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ مِنْ حُجَّةِ اللّهِ فِیهَا وَلَوْلاَ ذلِكَ لَمْ یُعْبَدِ اللّهُ. قال سُلَیْمَانُ: فَقُلْتُ لِلصَّادِق(علیه السلام) فَكَیْفَ یَنْتَفِعُ النَّاسُ بِالْحُجَّةِ الْغَائِبِ الْمَسْتُورِ؟ قال(علیه السلام): كَمَا یَنْتَفِعُونَ بِالشَّمْسِ إِذَا سَتَرَهَا السَّحَابُ»(32)
ما پیشوایان مسلمانان و حجت‌هاى خداوند بر عالمیان هستیم... و اگر زمین از ما خالى گردد اهلش را فرو مى‌برد. سپس امام فرمود: از هنگامى كه خداوند آدم را آفرید زمین از حجت الهى خالى نگشت و آن حجت الهى یا ظاهر و‌شناخته شده بود و یا غایب و ناشناس براى دیگران و تا قیامت نیز زمین از حجت الهى خالى نمى‌ماند و اگر چنین نمى‌بود خداوند عبادت نمى‌شد (یعنى كسى باقى نمى ماند تا خداوند را عبادت كند) راوى سؤال مى‌كند: چگونه مردم از حجت غایب و پنهان بهره مى‌برند؟ امام فرمود: همان طور كه از خورشید پنهان در زیر ابر بهره مى‌برند.
﴿صفحه 53 ﴾

درس بیست و هفتم : مقام و منزلت بنده خالص در نزد خداوند

ملاك والایى و برترى انسان
نقش دو عامل استقلال و اخلاص
‌‌﴿صفحه 54 ﴾
‌‌﴿صفحه 55 ﴾

مقام و منزلت بنده خالص در نزد خداوند

«یا أَباذَرٍّ، إِنَّ رَبَّكَ عَزَّوَجَلَّ یُباهى الْمَلائِكَةَ بِثَلاثَةِ نَفَر: رَجُلٌ فى أَرْضِ قَفْر فَیُؤَذِّنُ ثُمَّ یُقیمُ ثُمَّ یُصَلّى، فَیَقُولُ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ: أُنْظُرُوا إِلى عَبْدى یُصَلّى وَ لایَراهُ أَحَدٌ غَیْرى فَیَنْزِلُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَك یُصَلُّونَ وَراءَهُ وَیَسْتَغْفِرُونَ لَهُ إِلىَ الْغَدِ مِنْ ذلِكَ الْیَوْمِ،وَ رَجُلٌ قامَ مِنَ اللَّیْلِ فَصَلّى وَحْدَهُ فَسَجَدَ وَ نامَ وَ هُوَ ساجِدٌ، فَیَقُولُ تَعالى: أُنْظُرُوا إِلى عَبْدى، رُوحُهُ عِنْدى وَجسَدُهُ ساجِدٌ، وَ رَجُلٌ فى زَحْف فَرَّ أَصْحابُهُ وَ ثَبَتَ هُوَ وَ یُقاتِلُ حَتّى یُقْتَلَ.»
مضمون این بخش از پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) این است كه خداوند به سه دسته از بندگان خود بر ملائكه مباهات مى‌كند. اینكه مباهات خداوند به چه معناست و چگونه خداوند بر ملائكه مباهات مى‌كند، دقیقاً براى ما روشن نیست. چیزى كه از این بخش از روایت استفاده مى‌گردد این است كه سه دسته از بندگان خداوند، مقامشان از ملائكه برتر است و خداوند متعال مقام عالى و والاى آنها را به ملائكه خود مى‌نمایاند.