فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

درس بیست و ششم : نقش دعاى خالص و عمل شایسته

اشاره‌اى به مفهوم دعا
اختلاف مراتب انسانها در دعا و درخواست
اهمیّت اظهار فقر و ناتوانى در پیشگاه الهى
لزوم همراه ساختن دعا با اعمال شایسته
بركات وجودى انسان شایسته و صالح
‌‌﴿صفحه 36 ﴾
‌‌﴿صفحه 37 ﴾

نقش دعاى خالص و عمل شایسته

«یَا أَباذَرٍّ؛ یَكْفى مِنَ الدُّعاءِ مَعَ الْبِرِّ ما یَكفى الطَّعامَ مِنَ الِْملْحِ. یا أَباذَرٍّ؛ مَثَلُ الَّذى یَدْعُو بِغَیْرِ عَمَل كَمَثَلِ الَّذى یَرْمِى بِغَیْرِ وَتَر. یا أَبَا ذَرٍّ؛ إِنَّ اللّهَ یُصْلِحُ بِصَلاحِ الْعَبْدِ وُلْدَهُ وَوُلْدَ وُلْدِهِ وَیَحْفَظَهُ فى دُوَیْرَتِهِ وَالدُّورِ حَوْلَهُ مادامَ فِیهِمْ.»
این بخش از موعظه‌هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در ارتباط با دعا و در خواست از خداوند و لزوم همراه ساختن دعا با عمل صالح ونقش ارزنده فرد صالح در خانه و جامعه است. بى شك دعا و در خواست از خداوند، یكى از مظاهر بندگى وعبودیت است و در این زمینه آیات و روایات فراوانى وارد شده است و بحثهاى مفصلى نیز صورت گرفته است.

اشاره‌اى به مفهوم دعا

مرحوم راغب اصفهانى درباره معناى دعا مى‌گوید: «دعا» همانند «نداء» است، با این تفاوت كه در نداء گاهى از «یا» و غیر آن استفاده مى‌گردد و اسمى همراه آن نمى‌آید؛ اما لفظ دعا در جایى به كار مى‌رود كه همراه آن اسم بیاید، مثل: اى فلان ... البته دعا و نداء گاهى به جاى یكدیگر به كار مى‌روند.(16)
مرحوم علامه طباطبایى(رحمه الله) مى‌فرمایند: دعا از ناحیه خداوند متعال بر دو قسم است: تكوینى وتشریعى. اما تكوینى به معناى ایجاد چیزى است كه خداوند اراده كرده است، گویا آن چیز را به آنچه اراده كرده، فرا مى‌خواند. خداوند مى‌فرماید:
‌‌﴿صفحه 38 ﴾
«یَوْمَ یَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ...»(17)
روزى كه خداوند شمارا (به زندگى جاودانه آخرت) فراخواند و شما (سر از خاك بیرون كنید و ) با حمد و ستایش او را اجابت كنید.
اما دعاى تشریعى خداوند به این است كه با آیات قرآن، مردم را به پذیرش دین مكلف مى‌سازد. اما دعاى بنده به سوى پروردگار، به این است كه بنده با بندگى خداوند و احساس بردگى نزد خداوند، رحمت و عنایت پروردگار را به سوى خود جلب مى‌كند. از این جهت در حقیقت عبادت همان دعاست، چون بنده با دعا خود را (با احساس وابستگى به خداوند و احساس ذلّت) در مقام بردگى و ارتباط به مولاى خویش مى‌نشاند، تا خداوند را به واسطه مقام سرورى و‌ربوبى‌اش، به خود متوجه سازد و این همان دعاست و به این معنا اشاره دارد، فرموده خداوند:
«وَقَالَ رَبُّكُمْ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ»(18)
و خداوند شما فرمود كه مرا بخوانید تا دعاى شما را اجابت كنم و آنان كه از عبادت من با بزرگى فروشى اعراض كنند، بزودى با ذلّت و خوارى داخل جهنم مى‌شوند.
در این آیه خداوند در ابتدا تعبیر «دعاء» را به كار برد و سپس تعبیر «عبادت» را.(19)
اشتباه نشود، مقصود از اجابت دعاى درخواست كننده این نیست كه هرچه را او درخواست كند و در هر زمانى كه بخواهد، به او عطا مى‌شود. چنین تفسیرى از اجابت دعا، با بیانات دینى سازگار نیست. چه بسا آنچه دعا كننده مى‌طلبد، به صلاح او نیست و اجابت درخواست او به ضررش هست؛ چرا كه او به مصلحت خود واقف نیست.
على(علیه السلام) در وصیت خود به فرزندشان مى‌فرمایند:
«... ثُمَّ جَعَلَ فى یَدَیْكَ مَفاتیحَ خَزَائِنِهِ، بِمَا أَذِنَ لَكَ فِیهِ مِنْ مَسْألَتِهِ، فَمَتى شِئْتَ
‌‌﴿صفحه 39 ﴾
اسْتَفْتَحْتَ بِالدُّعاءِ أَبْوابَ نِعْمَتِهِ وَاسْتَمْطَرْتَ شآبیتَ رَحْمَتِهِ فَلا یُقْنِطَنَّكَ إِبْطاءُ إِجابَتِهِ، فَإِنَّ الْعَطِیَّةَ عَلى قَدْرِ النِّیَّةِ وَرُبَّما أُخِّرَتْ عَنْكَ الاِْجَابَةُ لِیَكُونَ ذلِكَ أَعْظَمَ لاَِجْرِ السَّائِلِ وَأَجْزَلَ لِعَطاءِ الاْمِلِ وَرُبَّما سَأَلْتَ الشَّىْءَ فَلاتُؤْتاهُ وَأُوتِیـتَ خَیْـراً مِنْهُ عاجِلا أَوْ آجِلا ، أَوْ صُرِفَ عَنْكَ لِما هُوَ خَیْرٌ لَكَ.
فَلَرُبَّ أَمْر قَـدْ طَلَبْتَـهُ فیهِ هَلاكُ دیِنِكَ لَوْ أُوتِیتَهُ ، فَلْتَكُنْ مَسْأَلَتُكَ فِیمَا یَبْقى لَكَ جَمالُهُ وَیُنْفى عَنْكَ وَبالُهُ فَالْمَالُ لا یَبْقى لَكَ وَلا تَبْقى لَهُ...»(20)
در دو دست تو براى درخواست آنچه اجازه درخواستش را به تو داده، كلیدهاى گنجینه‌هایش را نهاد. پس هرگاه خواستى با دعا درهاى نعمتش را بگشایى و پى در پى بارانهاى رحمتش را درخواست كنى. باید تأخیر اجابت درخواست تو را ناامید نسازد، زیرا بخشش به اندازه نیت و تصمیم است (اجابت دعا به خلوص نیت و استقامت بستگى دارد) بسا اجابت درخواست تو به تأخیر افتد تا پاداش درخواست كننده بیشتر شود و بخشش براى امیدبرنده، فزونى گیرد. و بسا چیزى درخواست مى‌كنى و به تو داده نمى‌شود و بهتر از آن در دنیا و یا آخرت به تو داده مى‌شود. یا چون به صلاح توست درخواستت اجابت نمى‌شود و بسا چیزى را مى‌طلبى كه اگر به تو داده شود، دینت تباه مى‌گردد. پس باید چیزى را بخواهى كه نیكویى آن برایت برقرار ماند و ناگوارى آن از تو بركنار باشد. مال براى تو نمى‌ماند و تو نیز براى آن نخواهى ماند.