فهرست کتاب


ره توشه جلد2

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش: کریم سبحانی

مقدمه

طریقت آزادگى جز بندگى حق (جلّ و على) نیست و حقیقت حریّت را در عبودیت پروردگار مى‌باید جُست. قُل انى اُمرت ان‌اعبداللّه مخلصاً له الدین (زمر،11)
آنان كه در سایه‌سار نخل هدایت خیمه زدند و به حریم ولایت راه یافتند، سر انجام به وصال محبوب رسیدند و دربارگاه لقاء دوست، بار یافتند. آفتاب هدایت اگر از مشرق رسالت بر دیده دل بتابد، آن را جلا مى‌دهد و جوهره خداپرستى و فطرت خدا دوستى را در قلب آدمى آشكار مى‌سازد. باید سبوى عشق را از دست رسول(صلى الله علیه وآله) گرفت و جام كوثر را از سر انگشتِ معصوم(علیه السلام) نوشید.
بیا دل را در بیكران زمزم هدایت پیامبر(صلى الله علیه وآله) صفایى دهیم و روح را در آبشار كلام نبوى(صلى الله علیه وآله) جلایى بخشیم: یا ایها الذین آمنوا استجیبوا للّه و للرسول اذا دعاكم لما یحییكم ... (انفال، 25) مكتوب حاضر، تحقیق و نگارش درسهاى اخلاقِ استاد آیة‌اللّه مصباح یزدى(دام عزه) در حوزه علمیه قم است كه به خامه جناب آقاى كریم سبحانى قلمى شده است. موضوع این سلسله درسها، حدیث معروف به «حدیث ابوذر» است كه در آن پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله)مواعظ جامع و نصایح سودمندى را براى همگان بیان فرموده‌اند. جلد اول از این مجموعه، شامل 20 درس، قبلا منتشر شده است و اینك جلد دوم، در 19 درس، تقدیم خوانندگان گرامى مى‌گردد.
امید كه چاپ و عرضه این اثر، گامى در جهت نشر فرهنگ و معارف اسلامى به حساب آید و مقبول اهل نظر و مرضى حضرت ولى عصر (عجل اللّه تعالى فرجه‌الشریف) قرار گیرد. ان‌شاء اللّه
﴿صفحه 17 ﴾

درس بیست و پنجم : طریق راهیابى به بهشت وجلوه‌هاى حیاى الهى

نكوهیدگى آرزوى طولانى و تفاوت آن با امید
دنیا وسیله، یا هدف
توجه به غنىّ مطلق عامل بى‌نیازى از ما سوى‌اللّه
یاد مرگ و جلوه‌هاى حیاى الهى
آراستگى، سیره اولیاى دین
‌‌﴿صفحه 18 ﴾
‌‌﴿صفحه 19 ﴾

طریق راهیابى به بهشت و جلوه‌هاى حیاى الهى

«یا أَباذَرٍّ؛ أَتُحِبُّ أَنْ تَدْخُلَ الْجَنَّةَ؟ قُلْتُ: نَعَمْ، فِداكَ أَبى. قالَ: فَاقْصِرْ مِنْ الاَْمَلِ وَاجْعَلِ الْمَوْتَ نَصْبَ عَیْنَیْكَ وَاسْتَحِ مِنَ‌اللّهِ حَقَّ الْحَیاءِ. قالَ، قُلْتُ: یارَسُولَ اللّهِ كُلُّنا نَسْتَحْیى مِنَ اللّهِ. قالَ: لَیْسَ ذلِكَ الْحَیاءُ وَلكِنَّ الْحَیاءَ مِنَ اللّهِ أَنْ لاتَنْسَى الْمَقابِرَ وَالْبِلى، وَالْجَوْفَ وَ ما وَعى، وَالرَّأْسَ وَ مَنْ حَوى وَ مَنَ أَرادَ كَرامَةَ الاْخِرَةِ فَلْیَدَعْ زینَةَ الْدُّنْیا فَإِذا كُنْتَ كَذلِكَ، أَصَبْتَ وِلایَةَ اللّهِ.»
در درس قبل قسمتى از مواعظ پیامبر(صلى الله علیه وآله) را بررسى كردیم كه در آن به حیا و شرم از خداوند توصیه شده بود. در این بخش نیز پیامبر، در كنار توصیه‌هاى دیگر، مجدداً اهمیت حیا و شرم از خداوند را متذكر مى‌شوند و به ابوذر مى‌فرمایند:
«اتحب انْ تدخل الجنّة؟»؛ اى ابوذر، آیا دوست مى‌دارى به بهشت وارد شوى؟
ابوذر در جواب عرض مى‌كند: آرى، پدرم فدایت باد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) در راستاى دعوت ابوذر به بهشت و سعادت ابدى، سه شرط اساسى ذكر مى‌كنند:
1. فاقصر من الامل؛ آرزوهاى دورودراز را از سرت خارج كن.
2. واجعل الموت نصب عینیك؛ همواره مرگت را نزدیك ببین.
3. واستح من اللّه حقّ الحیاء؛ به‌طور بایسته از خداوند حیا داشته باش.
نكوهیدگى آرزوى طولانى و تفاوت آن با امید
‌‌﴿صفحه 20 )
از جمله موضوعاتى كه در روایات فراوان روى آن تأكید شده، گریز مؤمن از آرزوهاى دورودراز است. آرزوهاى طولانى، موجب مى‌گردند كه انسان از وظایف الهى و اهداف معنوى خود باز ماند و براى رسیدن به آن آرزوها، آنها را كنار نهد و همواره به حال ننگرد و فرصت‌ها را در نیابد و در اندیشه فردا، موقعیت‌هاى ارزشمند را از دست بدهد. به جهت نقش ناشایست آرزوهاى دورودراز در دور داشتن انسان از كمال و توجه به سعادت برین آخرت، شیطان آنها را به عنوان اهرمى كارساز در جهت گمراه ساختن بندگان خداوند به كار مى‌برد:
وقتى خداوند شیطان را از درگاه خود دور كرد، شیطان گفت:
«... لاََتَّخِذَنَّ مِنْ عِبادِكَ نَصِیباً مَفْرُوضاً. وَلاَُضِلَّنَّهُمْ وَلاَُمَنِّیَنَّهُمْ ...»(1)
من گروهى از بندگانت را زیر فرمان خود مى‌برم و سخت گمراه مى‌كنم و به آرزوهاى باطل و دورودراز مبتلایشان مى‌كنم.
در ارتباط با خطر آرزوهاى طولانى، در آلوده ساختن انسان به شبهات و سپس انجام گناهان كوچك و آنگاه دست یازیدن به گناهان بزرگ و جنایت‌هاست كه على(علیه السلام) از ناحیه آنها احساس خطر مى‌كند:
«أَیُّهَا النّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ ما أَخافُ عَلَیْكُمْ اثْنانِ: اتِّباعُ الْهَوى وَطُولُ الاَْمَلِ فَأَمَّا اتِّباعُ الْهَوى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمّا طُولُ الاَْمَلِ فَیُنْسىِ الاْخِرَةَ ...»(2)
اى مردم، بیشترین ترس من بر شما از دو چیز است: یكى پیروى هواى نفس و دیگرى آرزوهاى طولانى. اما پیروى هواى نفس انسان را از راه حق باز مى‌دارد و آرزوى طولانى، آخرت را از یاد مى‌برد.
براى پى بردن به تفاوت بین امید و آرزوهاى طولانى، باید مفهوم آرزوى طولانى را توضیح داد، بخصوص با توجه به اینكه از مفهوم آرزو، امید نیز تداعى مى گردد و آنچه مایه حیات و تلاش است ـ چه در ارتباط با امور مادى و چه امور معنوى ـ امید مى باشد. اگر
‌‌﴿صفحه 21 ﴾
كسى به بهبود وضعش و به نتایج شایسته اى كه بر اعمال نیك بار مى گردد، امید نداشته باشد، نه براى دنیا كارى انجام مى‌دهد و نه براى آخرت و به فرموده قرآن:
«مَنْ كَانَ یَظُنُّ أَنْ لَنْ یَنْصُرَهُ اللَّهُ فىِ‌الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ فَلْیَمْدُدْ بِسَبَب إِلىَ السَّماءِ ثُمَّ لَیَقْطَعْ فَلْیَنْظُرْ هَلْ یُذْهِبَنَّ كَیْدُهُ مَا یَغِیظُ»(3)
آنكه مى‌پندارد خداوند هرگز او را در دنیا و آخرت یارى نخواهد كرد ( و به نصرت الهى امیدوار نیست) طنابى به سقف آسمان در آویزد و به گردن افكند. سپس طناب را ببرد، آنگاه بنگرد كه آیا این حیله و كید او، خشمش را از بین مى‌برد؟
بر اساس این ترجمه، اگر انسان امیدى به یارى خداوند نداشته باشد، پیوسته در دام خشم، غضب، تزلزل و یأس گرفتار خواهد شد و همواره آشفته و مضطرب خواهد بود و از فرط ناامیدى هیچ قدمى براى سعادت خود، یا دیگران بر نخواهد داشت؛ اگر به گناه و جنایت دست نیازد، لااقل حركت دیگرى نیز نخواهد داشت. پس امید با آرزوى طولانى متفاوت است و امید موتور حركت انسان است. امید به خداوند، ثواب اخروى و امید به عنایات الهى از جمله فضایل اخلاقى است. در همین روایت پیامبر(صلى الله علیه وآله)به ابوذر مى‌فرمایند. آیا دوست مى‌دارى به بهشت بروى؛ یعنى آرزو و امید به بهشت رفتن دارى؟ این مى‌رساند كه امید پسندیده و شایسته است. آنچه نابجا و ناشایست است، آرزوهاى طولانى و آرزوهاى خیال‌پردازانه دنیوى است كه مطلوب نیست. پس مؤمن چنان نیست كه ناامید باشد، بلكه او آرزوهاى پست دنیوى را در مغزش جاى نمى‌دهد، چون مغزش شریفتر از آن است كه درباره‌آرزوهاى پست دنیایى بیندیشد؛ اما او یكپارچه امید به خداوند و تقرب به اوست.