فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

درس بیست و چهارم : اهمیت محاسبه، سنجش اعمال و شرم از خدا

ـ محاسبه، ضرورت اجتناب ناپذیر
ـ مشارطه، مراقبه و محاسبه
الف ـ مشارطه
ب ـ مراقبه
ج ـ محاسبه
ـ فایده محاسبه نفس
ـ شرمسارى پیامد زشتى عمل
ـ مفهوم و دامنه شرم و حیا
ـ عوامل ترویج آداب و سنت‌هاى غلط
﴿صفحه 362 ﴾
﴿صفحه 363 ﴾

اهمیت محاسبه، سنجش اعمال و شرم از خدا

«یا أَباذَرٍّ؛ حاسِبْ نَفْسَكَ قَبْلَ أَنْ تُحاسَبَ فَهُوَ أَهْوَنُ لِحِسابِكَ غَداً وَ زِنْ نَفْسَكَ قَبْلَ أَنْ تُوْزَنَ وَ تَجَهَّزْ لِلْعَرْضِ الْأَكْبَرِ یَوْمَ تُعْرَضُ لا تَخْفى عَلَى اللّهِ خافِیَةٌ.
یا أَباذَرٍّ؛ إِسْتَحِ مِنَ اللّهِ فَإِنّى وَ الَّذى نَفْسى بِیَدِهِ لا أَزالُ حینَ أَذْهَبُ إِلىَ الْغائِطِ مُتَقَنِّعاً بِثَوْبى، أَسْتَحْیى مِنَ الْمَلَكَیْنِ الَّلذَیْنِ مَعى.
این بخش از پندهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در ارتباط با محاسبه و حیاى الهى است در روایات و از جمله در نهج‌البلاغه فراوان روى «محاسبه نفس» تأكید شده است و علماى اخلاق، یكى از مراحل آغازین حركت، سیر و سلوك و تهذیب نفس را «محاسبه» مى‌دانند.
«یا اباذرٍّ؛ حاسب نفسك قبل ان تحاسب، فهو اهون لحسابك غداً»
اى ابوذر؛ به حسابت رسیدگى كن، پیش از آنكه به حسابت رسیدگى كنند؛ تا فردا محاسبه بر تو آسان گردد.
عین این مضمون در روایات دیگر نیز مكرّر آمده است كه:
«حاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحاسَبُوا»(253)
قبل از آنكه از شما حسابرسى شود، به حساب خود رسیدگى كنید.
منتها در این روایت بر آنچه در سایر روایات آمده است، نكته‌اى اضافه شده كه محاسبه در این دنیا، حساب قیامت شما را سبك مى‌كند.
﴿صفحه 364 ﴾

محاسبه، ضرورت اجتناب ناپذیر

اصل محاسبه و بررسى عملكردها، امرى است اجتناب‌ناپذیر و براى هر كس قابل فهم و درك است. هر كس در زندگى‌اش، حسابرسى‌هایى دارد؛ مخصوصاً آنان كه اهل كسب و تجارتند و سرو كارشان با سرمایه، پول و سود و زیان است حساب برایشان خیلى اهمیت دارد: معمولا هر بازارى سالى یك بار به حسابهاى خود رسیدگى مى‌كند، ولى علاوه بر این حسابرسى سالانه، در آخر روز، هفته و ماه نیز به حسابهاى خود رسیدگى مى‌كند، تا حساب سالش آسان انجام گیرد. اگر آن تاجر به حساب روز، هفته و ماه خود نرسد و حسابها را بر روى هم انباشته سازد، كار براى او دشوار مى‌گردد و گاه بر اثر آن مسامحه و بى‌توجهى، اشتباهات بزرگى رخ مى‌دهد.
سخن در این است كه همانند تاجر كه با دقت به حساب سود و زیان خود مى‌رسد و از ریالى نمى‌گذرد، مؤمن نیز باید حساب خود را با خداوند تسویه كند و در این بین از مكر نفس خویش بپرهیزد و بترسد از اینكه نفس او را فریب دهد و با توجیه كردن گناهان، نگذارد محاسبه به دقت انجام گیرد. باید در برابر كرده‌هاى خود از نفس خویش، جواب قانع كننده بخواهد و چنان از خویش حساب بكشد كه در قیامت مأموران الهى از او حساب خواهند كشید.
اصولا اگر حساب گناهان به‌موقع انجام گیرد و روى هم انباشته نگردد، دقیقتر انجام مى‌گیرد و نتیجه صحیحى نیز انسان بدست مى‌آورد و با مشكلات كمترى مواجه مى‌شود؛ این از یك طرف. از طرف دیگر اگر حساب گناهانمان را به تأخیر اندازیم، به مرور فراموش مى‌كنیم كه چه گناهانى مرتكب گشته‌ایم و چه مقدار گناه بر روى هم انباشته شده است. بعلاوه وقتى به گناهان خویش توجه نداشته باشیم، به فكر چاره برنمى‌آییم و نیز حجم گناهان خویش را باور نمى‌كنیم: اگر از من سؤال شود كه در زندگى چند گناه مرتكب شده‌ام، خیلى انصاف داشته باشم، مى‌گویم: هزار گناه. در صورتى كه اگر دقیقاً حسابرسى مى‌كردم، پى مى‌بردم كه شاید در روز، هفته و در ماه بیش از هزار گناه مرتكب گشته‌ام! وقتى آن همه گناه روى هم انباشته شود، یك رقم عظیم نجومى تشكیل مى‌دهد.
﴿صفحه 365 ﴾
ما غافلیم و خیال مى‌كنیم چون دزدى و آدم كشى نكرده‌ایم، سایر گناهانمان مهم نبوده‌اند. شاید اگر به ما گفته شود «گناهكار»، اعتراض كنیم و بگوییم: مگر ما چه گناهى مرتكب شده‌ایم؟ خاصیت نفس انسان فراموش كارى است، بخصوص در آنچه به زیانش هست:
از جمله مباحث روان‌شناسى این است كه چون طرح و یادآورى خطاها و لغزشهاى انسان باعث خجالت و سرافكندگى او مى‌شود، مایل نیست بدانها توجه كند و سعى مى‌كند آن لغزشها را فراموش كند. امروزه روان‌شناسان در زمینه فراموش كارى و به خاطرسپارى رخدادها و اینكه چگونه انسان چیزى را فراموش مى‌كند و چه عواملى در فراموشى و خود را به فراموشى زدن نقش دارد و نیز در اینكه چه عواملى در به‌خاطر سپردن رخدادها نقش دارد؛ فراوان كار كرده‌اند. متأسفانه ـ با اینكه كاوش و بررسى در این مقوله‌ها به صلاح دین و دنیایمان مى‌باشد و بسیار مهم است ـ ما در این زمینه‌ها كار نكرده‌ایم و از دیگران عقب مانده‌ایم.
پس انسان آنچه را دوست نمى‌دارد، نمى‌خواهد به خود نسبت دهد. طبق تحقیقات روان‌شناسانه، انسان به دنبال انجام هر جرم و جنایت تلاش مى‌كند گناه خویش را توجیه كند. او به دلیل رنجى كه از انجام آن عمل مى‌برد و براى رهایى از عذاب وجدان، مى‌خواهد انجام گناه را از ساحت وجود خویش دور سازد و به تعبیر دیگر، خویشتن را بى‌تقصیر بنمایاند و سعى مى‌كند كه یا گناه خویش را فراموش كند و یا به افراد دیگر، یا به محیط، یا به دنیا، یا به شیطان و یا ساختار اجتماعى، یا به عوامل دیگر نسبت دهد. بدین طریق براى دفاع از خویشتن و عمل خود، به «مكانیزمهاى دفاعى» متوسل مى‌شود و اگر توسل به «مكانیزم دفاعى» در انسان تقویت شد و هر گناهى را پیش خود توجیه كرد و دقیقاً خود را زیر سؤال نبرد و منصفانه در مورد خویش قضاوت نكرد و خویشتن را محكوم نساخت؛ خطر ارتكاب به جنایات بالاتر نیز وجود دارد. زیرا او با این كار خویش، خود را از تازیانه گناه رهانیده است و دیگر از این بابت رنج و ناراحتى ندارد، تا از عواقب شوم گناه بترسد. اینجاست كه عقوبت توجیه گناه و نیز خطرش، از خود گناه بیشتر است.
﴿صفحه 366 ﴾
چون انسان حب نفس دارد، علاوه بر اینكه مى‌خواهد نزد مردم محترم باشد، مى‌خواهد نزد خود نیز سربلند باشد؛ نمى‌خواهد نزد خود سرافكنده گردد و خود را ناقص انگارد. مى‌خواهد پیش خود كمال و عزّت داشته باشد. بنابراین آنچه موجب نقص و انحطاط او مى‌شود، از ساحت خاطره خویش دور مى‌دارد؛ چون یادآورى آنها موجب مى‌گردد، نزد خود حقیر و سبك شود و این بر خلاف میل طبیعى انسان است. با توجه به این نكته، اگر در این بین عواملى وجود نداشته باشند كه آن نواقص و كاستى‌ها و انحرافات را به خاطر انسان آورند، فرجام بدى در انتظار اوست و خسارت جبران‌ناپذیرى تحمل خواهد كرد. به این جهت در روایات، در راستاى طرح عوامل به‌خاطرسپارى كردار ناشایست و تلاش براى تدارك و جبران آنها، بهترین شیوه برگزیده شده است و علماى اخلاق با توجه به آن روایات، در كتابهایى چون معراج السعادة، جامع السعادات و احیاء العلوم، براى كسانى كه درصدد تهذیب نفس و تزكیه و سیر و سلوكند، سه مرحله «مشارطه» و «مراقبه» و «محاسبه» را ذكر كرده‌اند: