فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

تمایل عمومى به لذّت‌هاى حسى و دنیوى

با توجه به اینكه اغلب مردم به، لذّت‌هاى حسى و دنیوى گرایش دارند، سخن در این است كه انسان چه كند تا در مسیر تكامل قرار گرفته، توان مبارزه با تمایلات مادى و لذایذ حیوانى را در خویش بیابد و با چشم‌پوشى از آنها در راه حق قدم بردارد؟ در پاسخ باید گفت: لذّت‌خواهى در فطرت انسان نهاده شده است. و انگیزه انسان در كارهایى كه انجام مى‌دهد، لذّتى است كه برایش حاصل مى‌شود. ما كارى كه از آن خوشمان مى‌آید انجام مى‌دهیم و از كارى كه بدمان مى‌آید فاصله مى‌گیریم. در باطل و گناه هم براى خود لذّتى مى‌بینیم امّا راه چشم‌پوشى از آن این است كه به نتایج، عواقب و گرفتارى‌هایى كه گناه در پى دارد بیندیشیم، یا اینكه به لذّت‌هایى كه كار نیك در پى دارد، بیندیشیم. گرچه تحمل سختى‌هاى كار خیر و حق دشوار است، اما اگر پاداش و عواقب خرسند كننده آن‌را در نظر بگیریم، برایمان آسان مى‌گردد.
﴿صفحه 341 ﴾
در واقع انسانها در انجام كارهاى سخت و دشوار دنیایى چنین مقایسه‌اى دارند:
كارگرى كه از صبح زود با انگیزه، كار سختى را شروع مى‌كند و تا شب كار مى‌كند و عرق مى‌ریزد، از همه سختى‌هایى كه تحمل كرده لذّت مى‌برد، چون به نتیجه كار خویش مى‌اندیشد. نانوایى كه گاه در حرارت 50 درجه نان مى‌پزد، همه مشكلات را تحمل مى‌كند، چون مزد مى‌گیرد و با آن احتیاجات زندگى‌اش را تأمین مى‌كند. او وقتى به نتیجه كارش مى‌اندیشد و اینكه با آن مزد، برخى از مشكلات زندگى‌اش برطرف شده باعث مى‌گردد از زندگى لذّت ببرد، زحمت كار برایش هموار مى‌شود. در واقع تحمل این سختى‌ها عاقلانه است و همه مردم چنینند كه وقتى سختى‌ها را با لذّت‌ها مقایسه مى‌كنند، دست به كارى مى‌زنند كه به لذّت بیشترى بینجامد. اگر در كارشان به نفع و مزد بیشترى دست یابند، در نهایت به لذّت بیشترى مى‌رسند. بواقع در اجر و پاداشى كه مستقیماً از كار خویش دریافت مى‌كنند، لذّتى وجود ندارد، بلكه آن وسیله‌اى است براى لذّت بردن: با پول خانه و وسائل زندگى خویش را تأمین مى‌كند و از آنها لذّت مى‌برد. پس انسان عاقل سختى كار را تحمل مى‌كند تا سرانجام به لذّتى والاتر از سختى كار دست یابد.
انسان عاقل از استعمال موادّ مخدر و لذّت موقّتى آن چشم مى‌پوشد، چون به مفاسد آینده آن مى‌اندیشد: او مى‌داند كه براى چند لحظه لذّت مى‌برد و نعشه مى‌شود، ولى یك عمر بدبخت مى‌گردد. اگر ما باور كنیم كه گناه هر چند شیرین و لذّت‌آور باشد چه عواقب و گرفتارى‌هایى در پى دارد ـ اگر در دنیا عاقبت بدى متوجه ما نگردد، مسلّماً در آخرت گرفتار مى‌شویم ـ به همان دلیل كه از لذّت استعمال موادّ مخدر صرف‌نظر مى‌كنیم، از لذّت گناه نیز صرف‌نظر مى‌كنیم، تا مبتلا به عذاب ابدى آن نشویم؛ در این ارتباط حضرت مى‌فرمایند:
﴿صفحه 342 ﴾
«و ربّ شهوة ساعة تورث حزناً طویلا»
لذّت چند لحظه‌اى كه غصه‌ها و گرفتارى‌هاى طولانى در پى‌دارد، در زمان ما نمونه‌هاى فراوانى دارد. در سابق فقط شراب بود كه براى چند لحظه شخص را سرمست مى‌كرد و پس از آن عوارض نامطلوب و ناخوشایندى برجاى مى‌گذاشت؛ ولى امروزه انواع مواد مخدر بدان اضافه شده است. رفیق بد انسان را فریب مى‌دهد و با بیان لذّت و نعشه‌اى كه ماده‌اى چون هروئین در بردارد، او را وادار به مصرف آن مى‌كند. بار اول فرد احساس لذّت مى‌كند، دوباره به آن روى مى‌آورد و سرانجام معتاد مى‌شود و یك عمر سیه‌روز و بدبخت مى‌گردد. گناهان دیگر نیز چنینند. ما اگر بیندیشیم گناهى كه مى‌خواهیم مرتكب شویم، چه گرفتارى‌هایى در پى دارد، از آن دورى مى‌جوییم. خیلى از گناهان علاوه بر آخرت، در همین دنیا نیز انسان را گرفتار مى‌كنند. گاهى یك نگاه به نامحرم، یك عمر انسان را بدبخت مى‌كند و به‌سبب آن خانواده‌اى از هم مى‌پاشد. این از عواقب دنیوى آن گناه، بدبختى‌ها و گرفتارى‌هاى اخروى آن به‌جاى خود است:
«فَأَذَاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْىَ فىِ‌الْحَیوةِ الدُّنْیَا وَ لَعَذَابُ الاَْخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُوا یَعْلَمُونَ»(240)
خداوند عذاب رسوا كننده را در دنیا به آنها چشانید و اگر بدانند، عذاب آخرت آنها بسیار سخت‌تر است.
در جاى دیگر خداوند مى‌فرماید:
«لَهُمْ عَذَابٌ فىِ‌الْحَیوةِ الدُّنْیَا وَ لَعَذَابُ الاَْخِرَةِ أَشَقُّ ...»(241)
این گمراهان هم در زندگانى دنیا معذّبند و هم در عالم آخرت به سخت‌ترین عذاب گرفتارند.
پس با مقایسه لذّت گناه با عواقب آن، سعى كنیم به گناه آلوده نگردیم ؛ بخصوص تا هنگامى كه جاذبه گناه در ما اثر نكرده است و به مرز گناه نرسیده‌ایم، دورى كردن از گناه آسان است.
﴿صفحه 343 ﴾
چون اگر جاذبه گناه در ما اثر كرد و به مرز گناه رسیدیم، بسیار مشكل است كه از انجام آن خوددارى كنیم. بزرگى، كه خدا رحمتش كند، مى‌گفت: جوانان از خداوند بخواهید كه دیگ شهوتتان بجوش نیاید، چون در آن صورت خاموش كردن آن مشكل است. تا هنگامى كه انسان تحت تأثیر شهوت و یا غضب قرار نگرفته، آرامش دارد و مى‌تواند فكر كند و تصمیم بگیرد و محاسبه كند، تا به هنگام تحریك شهوت، توان خوددارى داشته باشد. اما اگر از پیش تصمیمى نگیرد و نیندیشد، در هنگام تحریك شهوت و غضب دیگر مجالى براى فكر كردن نمى‌یابد، چون با تحریك شهوت، عقل خاموش مى‌گردد.
غیر از شهوت و غضب، شیطان عوامل و نیروهاى دیگرى نیز براى انحراف انسان دارد، كه از جمله آنها عوامل اجتماعى است: در جامعه، هر كس طبیعتاً مى‌خواهد همرنگ دیگران باشد. این یك عامل روحى، روانى است كه از هنگام خردسالى در انسان پدید مى‌آید. البته این عامل مثل هر عامل دیگرى آثار منفى و مثبتى در بر دارد، چیزى كه هست باید مرز خیر و شر را شناخت و در حد صحیح از این عامل استفاده جست، تا انسان به تقلید كور كورانه روى نیاورد.
همرنگى با دیگران، در خیلى موارد موجب نجات انسان مى‌گردد: چه بسیار جوانانى كه به سبب میل به همرنگ شدن با دوستان خوب، به مسجد كشانده شدند. چه بسیار جوانانى كه در پرتو همین عامل جبهه‌اى شدند. در ابتدا چندان علاقه‌اى به حضور در جبهه نداشتند، اما وقتى مشاهده كردند دوستان و بچه‌هاى محل به جبهه مى‌روند، آنها نیز به جبهه كشانده شدند. این آثار خوبى است كه این عامل در بردارد. در مقابل در محیطى كه به فساد آلوده است، همین عامل، باعث مى‌گردد كه گرایش به فساد افزودن گردد، بخصوص در نوجوانان؛ چون نوجوانان و جوانان خیلى زود از محیط اطراف رنگ مى‌گیرند و در برابر فساد حاكم بر محیط، چندان مقاومت نمى‌كنند. اما عامل رنگ‌پذیرى از دیگران در كسانى كه در سنین بالا قرار دارند، ضعیف‌تر مى‌گردد و كمتر از دیگران رنگ مى‌گیرند.
﴿صفحه 344 ﴾
الگوى جوانان، یا اكثریت جامعه‌اند و یا افراد برتر و یا ملت‌هاى پیشرفته جهان. وقتى در اكثر مردم گرایشى وجود دارد، انسانى كه به دنبال اقتباس از الگوهاست، پیش خود مى‌گوید: عموم مردم عقل دارند و دیوانه نیستند؛ بنابراین كار آنها صحیح است. بعد از آن تحت تأثیر آن عاملى كه ذكر كردیم، به گرایش عمومى روى مى‌آورد. از این جهت مى‌نگریم كه برخى از افراد، تحت تأثیر این عامل، به فساد كشانده مى‌شوند؛ بخصوص اگر اكثریت جامعه فاسد باشند.
﴿صفحه 345 ﴾

درس بیست و سوم : فقیه كامل و نمود رفتارى اعتقاد به توحید افعالى

ـ ابراهیم و اعتقاد به توحید افعالى
ـ اعتماد به ما سوى‌اللّه، نتیجه عدم اعتقاد به توحید افعالى
ـ شیخ انصارى و فرار از دام شیطان
ـ تواضع عامل عزّت و سربلندى
ـ حضرت سجاد و درك نقص و فقر ذاتى
ـ ثمره ایمان حقیقى در كلام پیامبر
﴿صفحه 346 ﴾
﴿صفحه 347 ﴾

فقیه كامل و نمود رفتارى اعتقاد به توحید افعالى

«یا أَباذَرٍّ؛ لایَفْقَهُ الرَّجُلُ كُلَّ الْفِقْهِ حَتّى یَرىَ النّاسَ فى جَنْبِ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى أَمْثالَ الاَْباعِرِ، ثُمَّ یَرْجِعُ إِلى نَفْسِهِ فَیَكُونُ هُوَ أَحْقَرَ حاقِر لَها. یا أَباذَرٍّ؛ لا تُصیبُ حَقِیقَةَ اَلاْیمانِ حَتّى تَرىَ النّاسَ كُلَّهُمْ حُمَقاءَ فى دینِهِمْ، عُقَلاءَ فى دُنْیاهُمْ.»
در ادامه موعظه‌هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوذر، مى‌رسیم به بخشى كه درباره توحید افعالى است و نیاز به توضیح دارد: اعتقاد به توحید داراى مراتبى است كه نازلترین آنها كه نصاب توحید در اسلام است و هر كس با اعتقاد به آن از دیدگاه اسلامى موحّد شناخته مى‌شود، اعتقاد به وحدانیت خداوند در ذات و صفات و اعتقاد به توحید در «ربوبیت تكوینى» و «ربوبیت تشریعى»(242) و نیز اعتقاد به اینكه خداوند تنها معبود است. فراتر از این مرحله، مراحلى است كه از جمله آنها اعتقاد به توحید افعالى است: توحید افعالى یعنى، انسان در ابتدا با علم و سپس با شهود دریابد كه مؤثّر حقیقى، در عالم، خداوند متعال است و هیچ موجودى استقلال در تأثیر ندارد (اینكه این اعتقاد با مسأله اختیار و تكلیف سازگارى دارد یا ندارد، در مباحث كلامى و فلسفى مطرح گردیده است و اكنون مجالى براى پرداختن بدان نیست.)
﴿صفحه 348 ﴾
چنانكه ذكر گردید، براى اعتقاد به توحید افعالى دو مرحله وجود دارد، مرحله اول: اعتقاد به توحید افعالى از طریق استدلال، برهان و علم به اینكه هیچ موجودى از خود استقلال ندارد و هر موجودى عین ربط و وابستگى به علت (خداوند) است. همه تاثیر و تأثرات و علت‌ها و معلولها از ذات مقدس پروردگار سرچشمه مى‌گیرند. گرچه این مرحله از اعتقاد به توحید، بسیار مهم و ارزشمند است، اما اهمیت آن در حد اهمیت مرحله شهود توحید افعالى نیست.
مرحله دوم: انسان پس از علم به توحید افعالى، از راه سیر و سلوك و شهود عرفانى مى‌یابد و باور مى‌كند كه مؤثر حقیقى در عالم تنها خداوند است. در این مرحله است كه در مى‌یابد، ماسوى اللّه، بر حسب شدت و ضعفشان، تأثیر مستقلّى در سرنوشت انسان ندارند و این اراده خداوند است كه نفوذ دارد و در اسباب و وسایل ظهور مى‌یابد.