فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

نقش تفكر در عبادت

در ادامه حدیث پیامبر مى‌فرمایند:
﴿صفحه 324 ﴾
«یا اباذرّ؛ ركعتان مقتصدتان فى تفكّر خیر من قیام لیلة و القلب ساه»
اى ابوذر؛ دو ركعت نماز متعارف و معمولى كه با تفكر همراه باشد، بهتر است از یك شب به عبادت گذراندن، با اینكه قلب غافل است.
نظر به اهمیت و نقش والاى تفكر و اندیشیدن است كه پیامبر مى‌فرمایند دو ركعت نماز كه به نحو متعارف و معمولى خوانده شود ـ نه اینكه طولانى باشد ـ اما با تفكر همراه باشد، ثواب و تأثیر آن در كمال انسان بیشتر است از اینكه انسان از شب تا به صبح، بدون حضور قلب به عبادت بگذراند. البته اگر انسان خیلى سریع و پرشتاب نماز بخواند، بدرستى نمى‌تواند وظیفه خود را درك كند و به نحو شایسته نماز به جاى آورد. چنانكه از روایات استفاده مى‌گردد، نماز باشتاب كه با تأمل همراه نباشد و انسان در آن مجال تفكر و توجه نداشته باشد، به این مى‌ماند كه كلاغ نوك بر زمین بساید. یعنى این نماز سازنده نیست، چون بدون توجه انجام مى‌گیرد و آنقدر با سرعت انجام مى‌گیرد كه انسان مجال نمى‌یابد، حضور الهى را درك كند و در محتوا و مفاهیم نماز بیندیشد. سخن در این است كه دو ركعت نماز متعارف اما با توجه، بهتر است از نمازهاى طولانى و مكرّرى كه بدون توجه انجام گیرند.
چنانكه مكرر گفته شده، سیر انسانى یك سیر علمى و شعورى است: پیشرفت و كمال انسان به بالا رفتن شعور و افزایش درك و آگاهى اوست. به عبارت دیگر انسان با پاى علم و شعور در راه قرب الهى قدم مى‌گذارد. نزدیك گشتن او به خداوند، به نقل مكانى نیست كه جسمش از محلى به محل دیگر منتقل گردد، بلكه نزدیك‌گشتن او به خداوند، به افزایش شعور و توجه، و به بالا رفتن و رشد درك او از عظمت و صفات الهى است؛ كه هر چه دركش بیشتر شود، قرب او به خداوند فزونى مى‌گیرد. این سیر، سیرى است علمى كه در پرتو آگاهى بیشتر حاصل مى‌گردد و مرحله آغازین آن، آگاهى به خود است كه در راستاى آن، آگاهى به خداوند حاصل مى‌گردد. در مقابل، هر قدر از میزان آگاهى انسان كاسته شود و به غفلت درافتد، از تكامل و رشد باز مى‌ماند.
﴿صفحه 325 ﴾
نماز یك وسیله تكاملى است و براى این است كه انسان احساس قرب بیشترى به خداوند پیدا كند و درك كند به خداوند نزدیك‌تر مى‌شود. اما اگر این نماز با توجه و درك مقام الهى همراه نباشد، نمازگزار به مانند كسى است كه مشغول ورزش و نرمش است؛ چون از مفاهیم و محتواى نماز بهره‌اى نبرده است. البته این قسم نماز بى‌توجه، بهتر از خوابیدن است كه انسان از شب تا به صبح بخوابد و از نماز بازماند، یا خداى ناكرده، به گناه و معصیت مشغول باشد. همین كه انسان بیدار بماند براى نماز ـ گرچه آن نماز ثواب كاملى ندارد، چون با توجه انجام نگرفته است ـ خود كار شایسته‌اى است؛ ولى بایسته است كه در نماز توجه و حضور قلب داشته باشد كه در این صورت حركت او شتاب مى‌گیرد و زودتر به مقصد، كه همان قرب الهى است نائل مى‌گردد.
﴿صفحه 326 ﴾
﴿صفحه 327 ﴾

درس بیست و دوم : گستره حق و باطل

ـ حق و باطل و موارد كاربرد آنها
ـ نمود ظاهرى حق و باطل
ـ انسان مختار و انتخابگر و آزمون الهى
ـ انسان و دو كشش درونى به حق و باطل
ـ تمایل عمومى به لذّت‌هاى حسى و دنیوى
﴿صفحه 328 ﴾
﴿صفحه 329 ﴾

گستره حق و باطل

«یا أَباذَرٍّ؛ أَلْحَقُّ ثَقیلٌ مُرٌّ وَ الْباطِلُ خَفیفٌ حُلْوٌ، وَ رُبَّ شَهْوَةِ ساعَة تُورِثُ حُزْناً طَویلا".»
اى ابوذر؛ حق سنگین و تلخ است و باطل سبك و شیرین. چه بسا هوسرانى یك ساعت، باعث حزن و غم طولانى مى‌گردد.