فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

بزرگداشت عظمت و جلال پروردگار

«یا أَباذَرٍّ؛ لِیَعْظُمْ جَلالُ اللّهِ فى صَدْرِكَ فَلا تَذْكُرُهُ كَما یَذْكُرُهُ الْجاهِلُ عِنْدَ الْكَلْبِ أَللّهُمَّ اخْزِهِ وَ عِنْدَ الْخِنْزیرِ أَللّهُمَ اخْزِهِ»
اى ابوذر؛ جلال و عظمت پروردگار عالم در دل تو افزون باشد و او را سبك یاد مكن، چنانكه مردمان جاهل و نادان، چون سگ و خوك را مى‌بینند، مى‌گویند: خدایا، او را خفه كن.

جایگاه ذكر الهى در قرآن و روایات

موضوع سخن در این بخش یاد خداوند و بزرگداشت عظمت اوست. در قرآن كریم و روایات، اهمیت فراوانى به یاد خداوند داده شده، تا آنجا كه موضوعاتى؛ چون تشویق به ذكر الهى، فوائد دنیوى و اخروى ذكر، كمیت و كیفیت ذكر، مكان و زمان ذكر؛ به تفصیل در روایات بررسى شده‌اند. همچنین در زمینه ذكر زبانى و قلبى و اینكه كدام یك مهمتر و والاتر است و یا اینكه ذكر در خلوت و تنهایى بهتر است یا ذكر در عیان و در جمع، بیاناتى از سوى اهل بیت و علماى دین ارائه گردیده است.
در روایتى امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
«ما اجْتَمَعَ قَوْمٌ فى مَجْلِس لَمْ یَذْكُرُوا اللّهِ وَ لَمْ یَذْكُرُونا اِلاّ كانَ ذلِكَ الْمَجْلِسُ حَسْرَةً عَلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ»
هیچ قومى و مردمى در مجلسى جمع نگشتند كه در آن یاد خداوند و یاد ما را بر زبان جارى نساختند، مگر اینكه آن مجلس در قیامت براى آنها حسرت خواهد بود.
﴿صفحه 264 ﴾
و نیز فرمودند:
«اِنَّ ذِكْرَنا مِنْ ذِكْرِ اللّهِ»(182) یاد ما هم یاد خداوند است.
باز نظر به اهمیت ذكر و توجه به خداوند، امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
هرگاه از مجلسى برخاستید، این آیات را بخوانید: «سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا یَصِفُونَ. وَ سَلامٌ عَلىَ الْمُرْسَلیِنِ. وَالْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ»(183) پاك و منزه است پروردگار تو، همان خدایى كه مقتدر و بى‌همتاست و از توصیف جاهلانه خلق بدور است، و سلام و تحیت الهى بر رسولان باد، و ستایش مخصوص خداوند است كه آفریننده جهانیان است.(184)
بنابراین، همواره انسان باید ذكر خداوند را بر دل و زبان داشته باشد و این ذكر مكان، مجلس و زمان خاصى نمى‌شناسد. در حدیث قدسى وارد شده كه حضرت موسى(علیه السلام)عرض كرد: خداوندا، در برخى مكانها و حالات خجالت مى‌كشم ذكر تو را بر زبان جارى سازم و به یاد تو بیفتم. خداوند فرمود: ذكر من در هر حال نیكوست.
این همه تكیه و سفارش به یاد و ذكر الهى، به جهت نقش ذكر در دور داشتن انسان از رذایل و كاستى‌هاى اخلاقى و رسیدن او به سعادت و خوشبختى است، چرا كه اگر انسان همواره به یاد حق باشد و خود را در پیشگاه ذات حق حاضر ببیند، از امورى كه خلاف رضاى اوست دورى مى‌جوید و نفس را از سركشى باز مى‌دارد.
همه گرفتارى‌ها و خطاهایى كه به وسیله نفس اماره و شیطان رخ مى‌دهد، به جهت غفلت از یاد حق و عذاب و عقاب اوست. به علاوه، غفلت از حق قلب را تیره مى‌سازد و در نتیجه شیطان و هواى نفس بر انسان چیره مى‌شوند. در مقابل، تذكر و یادآورى حضور حق به دل صفا مى‌دهد و موجب تصفیه روح و خالص گشتن او از رذایل و آزادى انسان از قید اسارت نفس مى‌شود. در آن صورت، دل جلوه‌گاه محبوب گشته دوستى دنیا، كه سرچشمه همه خطاها و انحرافات است، از دل رخت برمى‌بندد.
﴿صفحه 265 ﴾
در روایتى پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«وَ اعْلَمُوا أَنَّ خَیْرَ أَعْمالِكُمْ [عِنْدَ مَلِیكِكُم] وَ أَزْكاها وَ أَرْفَعَها فى دَرَجاتِكُمْ وَ خَیْرَ ما طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمْسُ ذِكْرُ اللّهِ سُبْحانَهُ وَ تَعالى فَاِنَّهُ أَخْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقالَ: أَنَا جَلیسُ مَنْ ذَكَرَنى»(185)
بدانید بهترین اعمال شما نزد خداوند و پاكیزه‌ترین آنها و رفیع‌ترین آنها در درجات شما و بهترین چیزى كه آفتاب بر آن مى‌تابد، ذكر خداوند سبحان است. زیرا كه خداوند از خود خبر داد و فرمود: من همنشین كسى هستم كه مرا یاد كند.
در روایت دیگرى امام صادق(علیه السلام) مى‌فرمایند:
اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: مَنْ شُغِلَ بِذِكْرى عَنْ مَسْأَلَتى أَعْطَیْتُهُ أَفْضَلَ ما أُعْطى مَنْ سَأَلَنى»(186)
خداوند عزوجل مى‌فرماید: كسى كه باز بماند به سبب ذكر من از سؤال و مسئلت از من، عطا مى‌كنم به او بهتر از آنچه به سؤال كننده از خودم عطا مى‌كنم.
خداوند عزوجل به عیسى فرمود:
«یا عیسى اذْكُرْنى فى نَفْسِكَ أَذْكُرْكَ فى نَفْسى وَ اذْكُرْنى فى مَلاَِكَ أَذْكُرْكَ فى مَلاَِ خَیْر مِنْ مَلاَِ الْآدَمِیّینَ. یا عیسى أَلِنْ لى قَلْبَكَ وَ أَكْثِرْ ذِكْرى فىِ الْخَلَواتِ وَاعْلَمْ أَنَّ سُرُورى أَنْ تُبَصْبِصَ اِلَىَّ وَ كُنْ فى ذلِكَ حَیّاً وَ لا تَكُنْ مَیِّتاً»(187)
اى عیسى، مرا پیش خود یاد كن تا یاد كنم تو را نزد خودم، و یاد كن مرا در بین مردمان، تا من نیز تو را در بین جمعى بهتر از جمع آدمیان (فرشتگان) یاد كنم. اى عیسى دلت را براى من نرم گردان و در تنهایى‌ها بسیار مرا یاد كن و بدان كه شادى من به این است كه براى من تواضع كنى، دلت را براى این كار زنده بدار و مرده (افسرده) مباش.
﴿صفحه 266 ﴾
تأكید قرآن و توجه آن به ذكر خداوند تا به حدى است كه در قرآن هدف از نماز ذكر خداوند معرفى شده، با توجه به اینكه در اسلام نماز داراى منزلتى والا است و عمود دین شناخته شده است: «... وَ أَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى»(188) [نماز را به جهت یاد من به پاى دار.]
چنانكه هدف از وسیله مهمتر است، از این آیه شریفه استفاده مى‌گردد كه ذكر خداوند مهمتر از نماز است و بواقع نماز وسیله‌اى است براى ذكر خداوند متعال؛ (در حقیقت از نظر قرآن، ذكر داراى مفهوم و حقیقتى است كه نماز با همه اهمیتش، براى آن ابزارى بیش بشمار نمى‌آید.) سخن در این است كه نماز با اینكه در برگیرنده اذكار و برخى از آیات قرآن و اعمال و حركات خاص است، چگونه وسیله براى ذكر خداوند است؟
در توضیح این نكته باید گفت: نماز با این شاكله و ساختارى كه دارد و با حركات و سكنات و اذكارى كه در آن خوانده مى‌شود، ذكر بشمار نمى‌رود بلكه ذكر حالتى است قلبى و توجه‌اى است درونى و رابطه دل انسان با ذات بارى تعالى است. پس انسان نماز مى‌خواند تا آن توجه قلبى و ارتباط درونى بین او و خداوند پدید آید. بنابراین، نماز خود وسیله است و هدف همان توجه و ارتباط قلبى است كه بى‌تردید شریفتر از خود نماز است.

كمیّت و كیفیّت ذكر

از جمله مسائلى كه در قرآن و روایات مطرح گردیده، كمیت و كیفیت ذكر است. در قرآن برخى از آیات روى كمیت و فراوانى ذكر تكیه دارد؛ مثل آیه:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّهَ ذِكْراً كَثِیراً.»(189)
اى كسانى كه به خداوند ایمان آورده‌اید، ذكر حق و یاد حق را بسیار كنید.
(در این آیه تأكید روى فراوانى ذكر است.)
در برخى روایات آمده است كه براى هر چیزى حدى معین شده، حتى براى نماز نیز حدى معین شده است: واجب شده هر مكلف بالغ در شبانه روز، در پنج وعده، هفده ركعت
﴿صفحه 267 ﴾
نماز بخواند و مستحب است دو برابر عدد ركعات نمازهاى واجب نماز نافله بخواند، یا اینكه براى هر مسلمان بالغ، در صورت قدرت و تمكن مالى، در عمر یك بار حج واجب گردیده است. بنابراین براى هر چیزى حدى معین گردیده، بجز یاد و ذكر خداوند كه حدى ندارد. هر چه انسان ذكر بگوید و به یاد خداوند باشد، باز كم است.
در مقابل دسته اول از آیات و روایات، آیات و روایات فراوانى به كیفیت ذكر اشاره دارند، از جمله آیه:
«فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللّهَ كَذِكْرِكُمْ اباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً ...»(190)
آنگاه كه اعمال حج را بجا آوردید، همان طور كه پدرانتان را به یاد مى‌آورید، خداوند را به یاد آورید، بلكه خداوند را بهتر و شدیدتر به یاد آورید.
در این آیه درباره ذكر خداوند نمى‌فرماید:«او اكثر ذكراً» یعنى خداوند را بیشتر یاد كنید، بلكه مى‌فرماید: خداوند را شدیدتر یاد كنید. پس در اینجا كمى و زیادى ذكر مطرح نیست بلكه ضعف و شدت آن مطرح است و این به ذكر لفظى و زبانى مربوط نمى‌گردد. منظور این نیست كه مثلا «لااله‌الاّاللّه» را غلیظ تلفظ كنید بلكه این شدت و ضعف متوجه یاد و توجه قلبى است.
مرحوم علامه طباطبایى در ذیل این آیه مى‌فرماید: « رسم عرب جاهلى بر این بود كه پس از اعمال حج، در منا، با شعر و نثر به ستایش و مدح پدران خود مى‌پرداختند. اما پس از اسلام خداوند دستور داد كه به این رسم پایان داده شود و به جاى آن به ذكر و یاد خداوند روى آورند.
در این آیه ذكر به «شدّت» توصیف گردیده، این مى‌رساند كه ذكر چنانكه از نظر مقدار قابل افزایش است، در كیفیت نیز قابل شدت یافتن است. به علاوه، ذكر، در حقیقت، به لفظ نیست؛ بلكه امرى است قلبى كه با حضور قلب انجام مى‌گیرد و لفظ بیانگر آن است.»(191)
﴿صفحه 268 ﴾
چه بسا ما ذكر را در ذكر لفظى منحصر دانسته، وقتى سفارش به ذكر خداوند مى‌شود، تصور مى‌كنیم ذكر به گفتن «الحمدللّه» یا «تسبیحات اربعه» و از این قبیل است؛ در صورتى كه همه این الفاظ حاكى از ذكرند و بواقع ذكرى كه بدان تأكید و سفارش شده، یاد خداوند و توجه قلبى به اوست. یعنى انسان در هنگام انجام وظیفه و تكلیف، به یاد خداوند باشد تا با درك حضور خداوند به وظیفه‌اش عمل كند و نیز در هنگام ترك گناه به یاد خداوند باشد، تا درك حضور او موجب كناره‌گیرى از گناه گردد. رابطه ذكر لفظى با ذكر قلبى و رابطه لفظ و معنا، مثل رابطه پوسته میوه و مغز آن است. در واقع ذكر لفظى لباسى است براى ذكر قلبى و ذكر قلبى، لب و مغز آن است. پس اذكار لفظى مقدمه یاد و ذكر قلبى و درونى است و مسلماً باید مورد توجه قرار گیرند. از این جهت در روایات مقدار و موارد اذكار مشخص گردیده است، مثل اینكه بعد از نماز اذكارى به عنوان تعقیبات نماز معین شده است.