فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

درس هفدهم:آثار گریه براى آخرت، گشادگى قلب مؤمنو تقوا مدارى

ـ آثار گریستن براى آخرت
ـ گشادگى قلب مؤمن و نشانه‌هاى آن
ـ تقوامدارى و گریز از ریا و نفاق
ـ نیّت و نقش آن در ارزیابى عمل
﴿صفحه 248 ﴾
﴿صفحه 249 ﴾

آثار گریه براى آخرت،گشادگى قلب مؤمن و تقوا مدارى

«یا أَباذَرٍّ؛ إنَّ رَبّى أَخْبَرَنى، فَقالَ: وَ عِزَّتى وَ جَلالى ما أَدْرَكَ الْعابِدُونَ دَرَكَ الْبُكاءِ عِنْدى وَ إِنّى لاََبْنى لَهُمْ فِی الرَّفیقِ الاَْعْلى قَصْراً لایُشارِكَهُمْ فِیهِ أَحَدٌ. قالَ: قُلْتُ: یا رَسُولَ‌اللّه أَىُّ الْمُؤْمِنینَ أَكْیَسُ؟ قالَ أَكْثَرُهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكراً وَأَحْسَنُهُمْ لَهُ إِسْتِعْداداً.
یا أَباذَرٍّ؛ إذا دَخَلَ النُّورُ الْقَلْبَ إنْفَسَحَ الْقَلْبُ وَ اسْتَوْسَعَ. قُلْتُ: فَما عَلامَةُ ذلِكَ؟ بِأَبى أَنْتَ وَ أُمّى یا رَسُولَ‌اللّهِ، قالَ: أَلاِْنابَةُ إِلى دارِ الْخُلُودِ وَالتَّجافى عَنْ دارِالْغُرُورِ، وَالاِْسْتِعْدادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ. یا أَباذَرٍّ؛ إِتَّقِ اللّهَ وَلاتُرِ النّاسَ أَنَّكَ تَخْشىَ‌اللّهَ فَیُكْرِمُوكَ وَقَلْبُكَ فاجِرٌ. یا أَباذَرٍّ؛لِیَكُنْ لَكَ فى كُلِّ شَىْء نِیَّهٌ حَتّى فىِ‌النَّوْمِ وَالاَْكْلِ»
عمده پندهاى پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) كه پیش از این بررسى شد، بر سه محور دور مى‌زد:
1. پرهیز از دوستىِ دنیا و تعلق بدان
2. تشویق به ذكر خداوند
3. خضوع و خشوع و گریه از خوف خداوند.
در این بخش از حدیث، حضرت مجدداً اهمیت گریه از خوف خداوند و یا گریه از شوق لقاى او را بیان مى‌كنند و نیز مى‌پردازند به بیان اهمیت توجه به آخرت، بریدگى از دنیا، سالم‌سازى درون و پرهیز از ریا.

آثار گریستن براى آخرت

«یا اباذرّ؛ انّ ربّى اخبرنى فقال: و عزّتى و جلالى ما ادرك العابدون درك البكاء عندى
﴿صفحه 250 ﴾
و انّى لابنى لهم فى‌الرّفیق الاعلى قصراً لایشاركهم فیه احد»
اى ابوذر، پروردگار به من خبر داد كه به عزت و جلالم سوگند، عابدان به پاداش گریه و ارزش آن پى نخواهند برد كه من براى گریه كننده، در عالى‌ترین مراتب بهشت قصرى بنا مى‌كنم و دیگرى با او شریك نخواهد شد.
چنانكه اشاره رفت، گریه‌اى كه پیامبر به آن سفارش كرده‌اند گریه از خوف خداوند و یا گریه از شوق وصول به لقاى الهى است. گرچه این دو قسم گریه مطلوب و در توجه به خداوند و بیدارى انسان نقش حیاتى دارند اما گریه از شوق وصول به لقاى خداوند، برتر و مستلزم معرفت عمیقى است كه همگان بدان دست نمى‌یابند و تنها گروه اندكى، از جمله معصومان(علیه السلام)،به آن معرفت رسیده‌اند.
نظر به اینكه اولیاى الهى و معصومان شیفته و عاشق خداوندند و براى معشوق هیچ دردى بالاتر از درد فراق و دورى معشوق نیست، با نگاه به دعاهایى كه از ائمه وارد شده، در مى‌یابیم كه آنها چگونه از درد فراق مى‌نالیدند و از شوق وصال معشوق مى‌سوختند. دعاهایى كه از حضرت على(علیه السلام) و نیزحضرت سجاد(علیه السلام)وارد شده خود نمونه‌اى است از عشق بى‌پایان اهل بیت عصمت و طهارت به ساحت خداوندى. با توجه به این دعاها، گوشه‌اى از معرفت و شناخت بى‌كران آن معصومان براى ما هویدا مى‌گردد. معرفتى كه باعث گردیده آن پاكزادان، پاك سیرتان و اسوگان بشریت لحظه‌اى از حضور پروردگار خویش غافل نشوند و از آنجا كه او را برتر از هر چیز و همه چیز را در ید قدرت او مى‌دیدند، تنها عاشق او بودند و این شیدایى درون لحظه‌اى آرام و قرار براى آنان باقى نمى‌گذاشت. مناجات و دعاهاى آنان خود گویاى اوج این عشق است:
على(علیه السلام) در دعاى كمیل از شوق خود در رسیدن به لقاى محبوب پرده برمى‌گیرد و صبر كردن در فراق او را سخت‌تر از صبر بر عذاب او مى‌شناسد و خطاب به پروردگار خویش عرض مى‌كند:
«فَهَبْنى‌یاإِلهى وَسَیِّدىوَمَوْلاىَ وَرَبّى، صَبَرْتُ عَلى‌عَذابِكَ‌فَكَیْفَ أَصْبِرُعَلى‌فِراقِكَ...»
﴿صفحه 251 ﴾
اى خداى من ومولا وپروردگارم؛ گیرم برعذاب تو صبركردم، چگونه بر فراق تو صبر كنم؟
و در مقام بیان ناراحتى خویش، در صورت جدایى از معبودش ادامه مى‌دهد: «به عزتت‌اى آقا و مولاى من، سوگند مى‌خورم كه اگر مرابا زبان‌گویا (در دوزخ) رهاكنى، دربین‌اهل جهنم، چونان دادخواهان ناله همى‌دهم وبسى فریادمى‌زنم ومانندآنكه محبوبش را ازدست داده،ازفراق تو زارمى‌گریم(175)»
امام سجاد(علیه السلام) در دعاى ابوحمزه ثمالى مى‌فرماید:
«من با امروز و فردا كردن و آرزوهاى طولانى عمر خویش را تباه ساختم و اینك به جایى رسیده‌ام كه از اصلاح نفس خویش بكلى ناامیدم. پس از من بدحال‌تر و تبه‌روزگارتر كیست؟ واى اگر من با چنین حالى به قبرى روان گردم كه آن را براى خوابگاه خود مهیا نساخته‌ام و با عمل صالح در آن فرش نگسترده‌ام . چرا نگریم! با اینكه نمى‌دانم كارم به كجا مى‌انجامد و اكنون نفس مرا مى‌فریبد و روزگار مكر مىورزد، در حالى كه مرگ برسرم سایه افكنده است.(176)»
به جهت نقش ارزشى گریه در پاكسازى درون از رذایل و كاستى‌هاى اخلاقى است كه پیامبر مى‌فرمایند: فضیلت و پاداشى بر گریه مترتب است كه بر غیر آن مترتب نیست و گریه‌كنندگان به مقامى دست مى‌یابند كه دیگران، هر چند عبادت كنند، به آن نمى‌رسند.
ابوذر از زرنگترین مردم سؤال مى‌كند و پیامبر در جواب مى‌فرمایند:
«اكثرهم للموت ذكراً واحسنهم له استعداداً»
زرنگترین مردم كسى است كه بیش‌از همه به یاد مرگ باشد و خود را بهتر از همه براى مرگ آماده ساخته است.
﴿صفحه 252 ﴾
كسى كه مسیرى را انتخاب كرده، اگر زرنگ و باهوش باشد، پیوسته به هدف توجه دارد و سعى مى‌كند زودتر به مقصد برسد. اگر كسى در مسیر از هدف غافل شود، حیران و سرگردان گشته، سالم به مقصد نمى‌رسد. آنكه مقصد اصلى را مى‌شناسد و مى‌داند دنیا تنها وسیله‌اى است براى رسیدن به آخرت، جاذبه‌هاى مادى او را فریفته نمى‌سازد و پیوسته به یاد مرگ است و خود را براى آن آماده مى‌كند. بنابراین اگر مرگش فرا رسد، با دستى پر و توشه‌اى سرشار سوى خداوند مى‌رود اما كسانى كه هدف را گم كرده‌اند، زاد و توشه‌اى براى آخرت فراهم نساخته‌اند و بدون زاد و توشه، گام سپردن در مسیرى طولانى كارى است بس خطرناك.