فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

ستایش بریدگى از دنیا و بى‌اعتنایى به آن

در ادامه حدیث پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«یا أباذرّ؛ طوبى للزّاهدین فى الدُّنیا. ألرّاغبین فى الاخرة الّذین اتَّخذوا أرض اللّه بساطاً وترابها فراشاً و ماءها طیباً واتَّخذوا كتاب اللّه شعاراً و دعاءه دثاراً یقرضون الدُّنیا قرضاً».
اى ابوذر؛ خوشا به حال زاهدان در دنیا و كسانى كه به آخرت دل بسته‌اند، زمین خداوند را بساط و خاك آن را فرش و آب آن را عطر خویش قرار داده‌اند. كتاب خداوند را همانند پیراهن زیرین به خود نزدیك ساخته‌اند و دعا را همانند لباس رویین خود برگزیده‌اند و خود را از دنیا بریده و جدا ساخته‌اند.
خوشا به حال كسانى كه به دنیا رغبت ندارند و تنها به آخرت مى‌اندیشند، چرا كه آنان به
﴿صفحه 243 ﴾
حقایق دنیا شناخت دارند و مى‌دانند ارزش واقعى در كجاست. آنها حاضرند روى زمین بنشینند و خاك را بستر خویش قرار دهند و برایشان خاك با فرشهاى گران قیمت یكسان است. در مقابل، ما دلبستگان به دنیا هیچ‌گاه حاضر نیستیم روى خاك بنشینیم و از اینكه مردم بنگرند روى خاك نشسته‌ایم خجالت مى‌كشیم. باید این روحیه را در خود پدید آوریم كه خاك و فرش برایمان یكسان باشد. اگر روزى وظیفه ایجاب كرد، متواضعانه در كنار فقیرى بر روى زمین بنشینیم و از او دلجویى كنیم و شرم نداشته باشیم.
زاهدان در این اندیشه نیستند كه حتماً خود را با عطرهاى گران‌بها خوشبو سازند بلكه با آبى كه بر زمین جارى است خود را پاكیزه و معطر مى‌سازند. رابطه آنها با خداوند چنان قوى است كه وقتى قرآن مى‌خوانند، احساس مى‌كنند خداوند با آنها سخن مى‌گوید و یا وقتى دعا مى‌كنند، گویى با خداوند هم كلام شده‌اند. در بین مردمند و رو به سوى آنان دارند ولى دلشان جاى دیگر است و بهره آنان از دنیا به این است كه آن‌را پشت سر مى‌گذارند و به مانند طومارى درهم مى‌پیچند. چون دنیا در گذر و رو به فناست، به خداوند و آنچه ماندنى است توجه دارند.
مكرر گفته شده كه این بیانات تربیتى براى این نیست كه بكلى نعمت‌هاى خداوند را كنار نهیم و یا به این معنا نیست كه كسانى كه نعمت‌هاى دنیا در اختیارشان هست، انسانها بدى هستند. این بیانات براى این است كه از تعلقاتمان به دنیا كاهیده شود و بنگریم وظیفه چه ایجاب مى‌كند. اگر وظیفه ایجاب كرد كه لباس خوب بپوشیم، بر مركب نیكو سوار شویم و از این قبیل؛ چون وظیفه است و مطلوب خداست، بدان تن دهیم. اما اگر با خواست دل به سراغ نعمت‌ها رفتیم، در مسیر خطرناكى گام برداشته‌ایم و، خواه ناخواه، به كارهایى كشانده مى‌شویم كه مرضىّ خداوند نیست، چرا كه خواست دل با خواست خداوند جمع نمى‌شود. راه دل و هواى نفس از راه خدا پرستى جداست و هیچ‌گاه به هم نزدیك نمى‌گردند:
«أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْم وَخَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلى
﴿صفحه 244 ﴾
بَصَرِهِ غِشاوَةٌ...»(171).
مى‌نگرى آن را كه هواى نفسش را خداى خود قرار داده، خداوند او را دانسته گمراه ساخته، مهر بر گوش و دل او نهاده، بر چشم وى پرده ظلمت كشیده است.
پس، این بیانات براى كاستن از دلبستگى به دنیاست. تشویق به اینكه خاك‌نشین باشیم و به فكر فرشهاى قیمتى، دكوراسیون و زندگى اشرافى نباشیم؛ نه به آن معنا كه خود را به زحمت افكنیم و از نعمت‌هاى خداوند بهره نبریم. شخص صوفى مسلكى به امام صادق(علیه السلام)عرض كرد: چرا این لباس خز را پوشیده‌اید، مگر شما فرزند على(علیه السلام)نیستید؟ حضرت فرمود: در زمان على(علیه السلام) مردم در فقر و گرسنگى بسر مى‌بردند، از این جهت شایسته بود كه امام مسلمانان ساده زندگى كند، تا مردم از فقرشان ناراحت و دلگیر نشوند. اما وقتى مردم در وسعت و فزونى نعمت قرار گرفتند، صالحان در استفاده از نعمت‌ها از دیگران شایسته‌ترند.
وقتى شرایط اقتضا كرد، مسلمانان باید به دنبال پیشرفت در صنعت و تغییر شیوه زندگى خود بروند، تا آبروى مسلمانان در برابر كافران حفظ گردد. به علاوه، اگر مسلمانان به دنبال ترقى، تعالى و پیشرفت در فنون و صنایع مورد نیاز جامعه متمدن و پیشرفته نباشند، بناچار باید دستشان به سوى كفار دراز باشد و این باعث ذلّت و خوارى آنان مى‌گردد.
از بُعد اجتماعى اگر جامعه اسلامى بخواهد به حداقل قناعت كند، صرفاً از صنایع دستى استفاده كند، از ابزار اولیه حمل و نقل بهره برد و خود را فقط به سلاحهاى ابتدایى مجهز سازد، و با این تفكر كه جامعه اسلامى باید جامعه‌اى ساده و قانع باشد، دست به ابتكار و خلاقیت نزند؛ مطمئناً تحت سلطه كفار قرار مى‌گیرد و جامعه‌اى زبون و خوار و ذلیل و نیازمند خواهد بود و خداوند منان نمى‌پسندد كه جامعه الهى اسیر و نیازمند به كفار باشد، زیرا:
﴿صفحه 245 ﴾
«وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا»(172)
خداى متعال براى كافران تسلطى بر مؤمنان قرار نداده است.
و اوست كه عزت را منحصر به خداوند و رسول و مؤمنان مى‌داند:
«... وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ»(173)
(عزت مخصوص خدا و رسول و مؤمنان است)
با توجه به اینكه عقب ماندگى صنعتى، استعمار و هجوم فرهنگى را به دنبال مى‌آورد، تلاش در جهت خلاقیت و پیشرفت امّت اسلام وظیفه‌اى الهى است كه نمى‌توان با هیچ بهانه‌اى از آن سرباز زد. سفارشات مكررى كه پیامبر اسلام و سایر ائمه(علیهم السلام) در مورد آموختن علوم و فنون كرده‌اند گواهى صادق بر این گفته است؛ حضرت پیامبر مى‌فرماید: «اُطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّینِ»(174) یعنى هرگونه علمى را كه مورد نیاز جامعه اسلامى باشد بیاموزید.
در پایان این بخش حضرت مى‌فرمایند:
«یا أباذرٍّ؛ حرث الاخرة العمل الصّالح وحرث الدُّنیا المال والبنون».
اى ابوذر؛ كشت آخرت كردار شایسته است و كشت دنیا مال و فرزندان است.
(اگر كسى آخرت طلب است، باید به دنبال عمل صالح برود و اگر دنیا طلب است، به دنبال مال اندوزى باشد.)
﴿صفحه 246 ﴾
﴿صفحه 247 ﴾

درس هفدهم:آثار گریه براى آخرت، گشادگى قلب مؤمنو تقوا مدارى

ـ آثار گریستن براى آخرت
ـ گشادگى قلب مؤمن و نشانه‌هاى آن
ـ تقوامدارى و گریز از ریا و نفاق
ـ نیّت و نقش آن در ارزیابى عمل
﴿صفحه 248 ﴾
﴿صفحه 249 ﴾

آثار گریه براى آخرت،گشادگى قلب مؤمن و تقوا مدارى

«یا أَباذَرٍّ؛ إنَّ رَبّى أَخْبَرَنى، فَقالَ: وَ عِزَّتى وَ جَلالى ما أَدْرَكَ الْعابِدُونَ دَرَكَ الْبُكاءِ عِنْدى وَ إِنّى لاََبْنى لَهُمْ فِی الرَّفیقِ الاَْعْلى قَصْراً لایُشارِكَهُمْ فِیهِ أَحَدٌ. قالَ: قُلْتُ: یا رَسُولَ‌اللّه أَىُّ الْمُؤْمِنینَ أَكْیَسُ؟ قالَ أَكْثَرُهُمْ لِلْمَوْتِ ذِكراً وَأَحْسَنُهُمْ لَهُ إِسْتِعْداداً.
یا أَباذَرٍّ؛ إذا دَخَلَ النُّورُ الْقَلْبَ إنْفَسَحَ الْقَلْبُ وَ اسْتَوْسَعَ. قُلْتُ: فَما عَلامَةُ ذلِكَ؟ بِأَبى أَنْتَ وَ أُمّى یا رَسُولَ‌اللّهِ، قالَ: أَلاِْنابَةُ إِلى دارِ الْخُلُودِ وَالتَّجافى عَنْ دارِالْغُرُورِ، وَالاِْسْتِعْدادُ لِلْمَوْتِ قَبْلَ نُزُولِهِ. یا أَباذَرٍّ؛ إِتَّقِ اللّهَ وَلاتُرِ النّاسَ أَنَّكَ تَخْشىَ‌اللّهَ فَیُكْرِمُوكَ وَقَلْبُكَ فاجِرٌ. یا أَباذَرٍّ؛لِیَكُنْ لَكَ فى كُلِّ شَىْء نِیَّهٌ حَتّى فىِ‌النَّوْمِ وَالاَْكْلِ»
عمده پندهاى پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) كه پیش از این بررسى شد، بر سه محور دور مى‌زد:
1. پرهیز از دوستىِ دنیا و تعلق بدان
2. تشویق به ذكر خداوند
3. خضوع و خشوع و گریه از خوف خداوند.
در این بخش از حدیث، حضرت مجدداً اهمیت گریه از خوف خداوند و یا گریه از شوق لقاى او را بیان مى‌كنند و نیز مى‌پردازند به بیان اهمیت توجه به آخرت، بریدگى از دنیا، سالم‌سازى درون و پرهیز از ریا.