فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

خطر دوستى مال و مقامو ستایش قناعت و ساده زیستى

«یا أَباذَرٍّ؛ حُبُّ الْمالِ وَالشَّرَفِ اَذْهَبُ لِدینِ الرَّجُلِ مِنْ ذِئْبَیْنِ ضارِیَیْنِ فى زَرْبِ الْغَنَمِ فَاَغارا فیها حَتّى أَصْبَحا فَماذا اَبْقَیا مِنْها. قالَ؛ قُلْتُ: یا رَسُولَ اللّهِ؛ أَلْخائِفُونَ الْخاضِعُونَ الْمُتَواضِعُونَ الذّاكِروُنَ اللّهَ كَثیراً أَهُمْ یَسْبِقُونَ النّاسَ إِلىَ الْجَنَّة ِ؟
فَقالَ: لا، وَلكِنْ فُقَراءُ الْمُسْلِمینَ فَإِنَّهُمْ یَتَخَطَّوْنَ رِقابَ النّاسِ، فَیَقُولُ لَهُمْ خَزَنَةُ الْجَنَّةِ كَما أَنْتُمْ حَتّى تُحاسَبُوا، فَیَقُولُونَ بِمَ نُحاسَبُ فَوَاللّهِ ما مَلَكْنا فَنَجُودَ وَ نَعْدِلَ وَلا أُفیضَ عَلَیْنا فَنَقْبِضَ وَ نَبْسُطَ وَ لكِنّا عَبَدْنا رَبَّنا حَتّى دَعانا فَاَجَبْنا.
یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ الدُّنْیا مَشْغَلَةٌ لِلْقُلُوبِ وَالْأَبْدانِ وَ إِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى سائِلُنا عَمّا نَعَّمَنا فى حَلالِهِ فَكَیْفَ بِما نَعَّمَنا فى حَرامِهِ.
یاأَباذَرٍّ؛ إِنّى قَدْ دَعَوْتُ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ أَنْ یَجْعَلَ رِزْقَ مَنْ یُحِبُّنى الْكِفافَ وَ أنْ یُعْطِىَ مَنْ یُبْغِضُنى كَثْرةَ الْمالِ وَ الْوَلَدِ. یا أَباذَرٍّ؛ طُوبى لِلزّاهِدینَ فى الدُّنْیا أَلرّاغِبینَ فِى الْاخِرَةِ الَّذینَ اتَّخَذُوا أَرْضَ اللّهِ بِساطاً وَتُرابَها فِراشاً وَ مائَها طیباً وَاتَّخَذُوا كِتابَ اللّهِ شِعاراً وَ دُعاءَهُ دِثاراً یَقْرِضُونَ الدُّنْیا قَرْضاً.
یا أَباذَرٍّ؛ حرْثُ الْاخِرَةِ الْعَمَلُ الصّالِحُ وَحَرْثُ الدُّنْیا الْمالُ وَالْبَنُونَ»

دنیا، هدف یا وسیله

بر اساس بینش قرانى اگر دنیا نباشد آخرت هم نیست. ما زندگى آخرت را با اعمال و رفتار اختیارى خویش در دنیا مى‌سازیم، چنانكه در برخى روایات آمده دنیا مزرعه آخرت است.
﴿صفحه 232 ﴾
پس اگر دنیا نباشد كسى به بهشت نمى‌رود زیرا نعمت‌هاى بهشت پاداش كارهاى دنیوى است. كرامات، فضایل و مقامات اخروى حاصل تلاشها و كارهایى است كه انسان در دنیا انجام داده است؛ پس دنیا داراى ارزش زیادى است. با توجه به این واقعیت، این سؤال مطرح مى‌شود كه چرا در روایات از دنیا، كه داراى چنین ارزشى است، این همه مذمّت و بدگویى شده است؟
در پاسخ به این سؤال باید گفت: زندگى دنیا از آن جهت كه در زمره مخلوقات خداوند حكیم است هیچ عیبى ندارد و اساساً نظام زندگى دنیوى بهترین نظام و از نهایت اتقان و جمال برخوردار است. بنابر این، اشكال اصلى را در جاى دیگر باید جستجو كرد. با كمى دقت در آیات و روایات در مى‌یابیم كه عیب و ایراد در كیفیت رابطه انسان و نحوه برخورد وى با دنیاست، زیرا همان نحوه برخورد وى با دنیاست كه مى‌تواند آن را براى آینده‌اش مفید یا مضر، ارزشمند یا بى‌ارزش، خوب یا بد كند. منهاى برخورد، رفتار، زندگى و آینده انسان، جز موارد نادرى كه در اثر تزاحم جبرى یك سلسله شرور و نقصها پدید مى‌آید، چه عیب و ایرادى بر دنیا مى‌توان گرفت؟ به علاوه، این شرور و نقصها با خیرات و كمالات فراوان دنیا قابل مقایسه نیست.
پس روشن گردید كه نكوهش و ایراد در نحوه نگرش و رابطه انسان با دنیاست. رابطه‌اى كه بر اساس اصالت بخشیدن به دنیا و نگرش مادى به دنیا شكل مى‌گیرد: نگرش كسانى كه گمان دارند، جز زندگى دنیا زندگى دیگرى وجود ندارد ولى در حقیقت این گمان باطل است و با چنین دیدى به دنیا نگریستن خطایى است كه خطاهاى فراوان دیگر، در اعمال و رفتار انسان، به دنبال خواهد داشت.
پس باید بینش خویش را نسبت به دنیا تصحیح كنیم و دریابیم كه زندگى انسان منحصر به زندگى دنیا نیست بلكه در وراى آن یك زندگى جاودانه براى انسان وجود دارد. در صورتى كه انسان دنیا را معبر و راه گذر به حساب آورد، نه مقصد اصلى و هدف نهایى، طبیعى است كه باید وسایل زندگى، مال و ثروت كافى و اهرمهاى دیگرى كه براى رسیدن به
﴿صفحه 233 ﴾
كمال لازم است، براى خود فراهم سازد. در این صورت غذا، لباس، مسكن، ماشین، پول، ثروت و ریاست مقدمه و وسیله به حساب مى‌آیند، نه هدف اصلى. اما در صورتى كه آنها مقصد اصلى به حساب آیند، نه مقدمه و وسیله، انسان را از رسیدن به كمال انسانى و هدف نهائى وى باز مى‌دارند و از این جهت از آنها نكوهش شده است.

دنیاى نكوهیده

با توجه به آنچه ذكر گردید، پیامبر در نكوهش دوستى مال و مقام مى‌فرمایند:
«یا أباذرّ؛ حبّ المال والشَّرف اذهب لدین الرَّجل من ذئبین ضاریین فى زرب الغنم فاغارا فیها حتّى أصبحا فماذا ابقیا منها.»
اى ابوذر؛ دوستى مال و بزرگى، بر دین مرد از دو گرگ خونخوار بر گله گوسفند بیشتر صدمه مى‌زند كه شبانه بر آن هجوم آورند، تا چه از گوسفندان تا صبحگاه بر جاى بگذارند.
حضرت براى ترسیم عظمت موضوع و ترساندن اُمّت از خطر دوستى دنیا و خطر وابستگى به جاه و مقام دنیوى، دوستى دنیا و جاه و مقام را به دو گرگ درنده‌اى تشبیه مى‌كنند كه بر گله‌اى از گوسفندان، كه در محدوده‌اى جاى گرفته‌اند، حمله مى‌كنند و از شب تا به صبح به دریدن آنها مى‌پردازند. طبیعى است كه وقتى گرگ به گله‌اى حمله مى‌كند، به یك گوسفند قانع نمى‌شود، بلكه تك تك گوسفندان را پاره مى‌كند و در پایان به خوردن آنها مشغول مى‌گردد. حال اگر دو گرگ درنده به گله‌اى حمله كنند، آیا گوسفندى را زنده مى‌گذارند!
خطر دوستى دنیا و حب ریاست بر دین انسان و ارزشهاى اخلاقى بیش از خطر هجوم دو گرگ درنده به گوسفندان است، زیرا حب دنیا و ریاست، هویت معنوى و انسانى و دین انسان را از بین مى‌برد: آنچه كه شخصیت و حیات واقعى انسان بدان بستگى دارد.
(مضمون سخن حضرت در این بخش، مستفیض بلكه متواتر است و با عبارت‌هاى
﴿صفحه 234 ﴾
گوناگون نقل شده است. حتى در اصول كافى بابى به مذمّت حب مال و ریاست اختصاص داده شده است.)
گفتار حضرت گزافه نیست بلكه حقیقتى است كه در قالب هشدار به مسلمانان بیان گردیده است. این واقعیتى است كه تجربه تاریخى نیز آن‌را تأیید مى‌كند. از صدر اسلام تاكنون، ریشه همه خیانت‌هایى كه به اسلام شده است حب مال و ریاست بوده است، چرا كه ضرر كسى كه شیفته مال دنیا و ریاست است براى دین از هر دشمنى بیشتر است. تغییر مسیر خلافت رسول‌اللّه و غصب آن و استمرار حكومت‌هاى جابرانه و باطل و همه ضربه‌هایى كه بر پیكر اسلام وارد آمد از حب مال و ریاست ناشى گردید. پس با توجه به خطر دوستى مال و ریاست براى دین، باید بهوش باشیم و تا جوانیم و هنوز دو خصیصه دنیا پرستى و مقام پرستى در ما رسوخ نكرده، با آن دو مبارزه كنیم و نگذاریم در دل ما ریشه بدوانند. اگر مالى به دست مى‌آوریم، در حد نیاز از آن استفاده كنیم و بقیه را در اختیار مستمندان، خویشان و دوستان نیازمند بگذاریم. سعى كنیم از مالى كه بدان علاقه داریم به دیگران ببخشیم؛ چرا كه قرآن مى‌فرماید:
«لَنْ تَنَالُوا البِّرَ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ»(165)
هرگز به مقام نیكوكاران نخواهید رسید، مگر از آنچه دوست مى‌دارید در راه خداوند انفاق كنید.
(بدون شك، انفاق چیزهایى كه انسان بدان علاقه دارد از رسوخ محبت به مال در دل او جلوگیرى مى‌كند.)
مشابه آنچه را كه ذكر كردیم، مى‌توان در بُعد مبارزه با رذیله حب ریاست بیان كرد: اگر انسان ریاست و مسؤولیتى یافت، سعى كند احساس برترى جویى، فرمانروایى و آقایى بر دیگران در او پدید نیاید بلكه بكوشد گمنام وار خدمت كند و طالب شهرت، محبوبیت مردمى، اسم و رسم و مقام نباشد. البته خطر ریاست طلبى براى كسانى كه هنوز به جایى
﴿صفحه 235 ﴾
نرسیده‌اند مطرح نیست و متوجه كسانى است كه زمینه جاه و مقام برایشان فراهم آمده و دینشان را در خطر جدى قرار داده است.