فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

آرزوهاى طولانى و كنار نهادن وظیفه، نشانه ضعف تقوا و توكل

چنانكه اشاره شد، بسیارى آرزوهاى طولانى دارند و انتظار دارند سالیانى دراز در این دنیا زندگى كنند و فعالیت و تلاششان براى آینده است و همواره از آینده و آنچه پیش مى‌آید نگرانند. نگرانند كه اگر دانشگاه نروند درآینده شغل و درآمد درخورى خواهند داشت یا نه. نگرانند كه در آینده زندگى آنها سامان مى‌گیرد یا نه. البته این نگرانى به جهت نداشتن روحیه تقوا و توكل است و الا كسى كه بر خداوند توكل دارد و چشم به لطف و عنایت او دارد، از آینده نگرانى ندارد، چون خداوند را مالك و صاحب همه چیز مى‌داند. به علاوه، كسى كه نگران آینده خود است از كجا مى‌داند كه آینده‌اى دارد!
اسلام و معرفت دینى حكم مى‌كند كه انسان در پى انجام وظیفه امروزش باشد و در اندیشه فردا نباشد؛ چرا كه معلوم نیست كه تا یك ساعت دیگر زنده است یا نه. البته نگرانى در محروم ماندن از دنیا و لذّت‌هاى دنیوى آینده مذموم است و الا اگر به وظیفه امروزش عمل كرد و براى وظایف احتمالى آینده برنامه‌ریزى و تصمیم‌گیرى كرد، این نه تنها ناپسند نیست، بلكه جزو وظایف بشمار مى‌آید. گر چه هر تكلیف و وظیفه براى روز خاصى است و در وقت خود واجب مى‌گردد: امروز نماز براى من واجب است و نسبت به نماز فردا وظیفه‌اى ندارم، حال اگر تا فردا زنده ماندم واجب است كه نماز فردا را نیز بخوانم؛ همین‌طور نسبت به سایر وظایف و تكالیف كه هر یك در ظرف خاص خود براى ما واجب مى‌گردد و پیش از آن وظیفه‌اى نداریم.
پس براى زاهد نگران آینده بودن و اینكه سرانجام دنیاى او چه خواهد شد، بى‌جاست اما نگرانى از آینده حتمى و روز واپسین آخرت بجاست، چون از فرداى قیامت و آخرت گریزى نیست، گرچه اگر مى‌شد از فرجام آخرت گریخت، براى برخى خوشایند بود.
خداوند مى‌فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ امَنوُاْ اتَّقُواْ اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ لِغَد...»(163)
اى اهل ایمان، تقوا پیشه سازید و هر كس بنگرد براى فرداى خود چه پیش فرستاده است.
﴿صفحه 225 ﴾
در ادامه حدیث، پیامبر درباره سفارش خداوند به ایشان، در گریز از مال‌اندوزى مى‌فرمایند:
«یا اباذرّ؛ انّ اللّه تبارك و تعالى لم‌یوح الىّ ان اجمع المال و لكن اوحى الىّ ان,سبّح بحمد ربّك و كن من السّاجدین واعبد ربّك حتّى یاتیك الیقین،»(164)
اى ابوذر؛ خداوند تبارك و تعالى به من وحى نكرده است كه به جمع‌آورى مال بپردازم و لكن وحى كرده است كه به پاس نعمت‌هاى پروردگار او را تسبیح و تقدیس كن و از سجده‌كنندگان باش و تا آنگاه كه مرگت فرا رسد، او را عبادت كن.
اگر جمع مال و انباشتن ثروت مطلوب بود و موجب كمال و سعادت انسان مى‌شد، خداوند به پیامبرش سفارش مى‌كرد كه به جمع‌آورى مال و ثروت بپردازد. اما خداوند هرگز چنین سفارشى نكرده است بلكه به او سفارش كرد كه تا لحظه مرگ به تسبیح، عبادت و نیایش خداوند بپردازد.
البته عبادت و بندگى خداوند نمودهاى گوناگونى دارد: گاهى عبادت به انجام عبادت‌هاى فردى و سحرخیزى و انجام واجبات و مستحبات است و گاهى به انجام خدمات اجتماعى، تحصیل علم، تدریس، تبلیغ و اشاعه فرهنگ اسلامى و بالاخره هر چیزى كه به عنوان وظیفه بر انسان واجب مى‌گردد.

گوشه‌اى از سیره عملى پیامبر

كسانى كه پیامبر را به عنوان بهترین اسوه و الگو برگزیده‌اند، باید سعى كنند در حد امكان رفتارشان به رفتار او شباهت داشته باشد؛ از این جهت حضرت در جمله بعد گوشه‌اى از سیره و منش عملى خویش را بیان مى‌كنند:
«یا اباذرّ؛ انّى البس الغلیظ و اجلس على الارض و العق اصابعى و اركب الحمار بغیر سرج و اردف خلفى، فمن رغب عن سنّتى فلیس منّى»
﴿صفحه 226 ﴾
اى ابوذر؛ من لباس خشن مى‌پوشم، بر روى زمین مى‌نشینم، انگشتان خود را (بعد از خوردن غذا) مى‌لیسم و بر الاغ بى‌زین سوار مى‌شوم و دیگرى را در پشت سر خود سوار مى‌كنم؛ هر كس از شیوه و رفتار من روى بتابد از من نیست.
پیغمبر كه با قدرت بر تصرف در تكوین مى‌تواند دنیا را در اختیار گیرد میزان بهره‌گیرى او از امكانات مادى در حد تامین نیازهاى اولیّه است. پیشتر حضرت فرمودند: جبرئیل گنجینه‌هاى زمین را در اختیار من گذارد، اما من از پذیرش آن امتناع كردم. در این بخش بروشنى قناعت، ساده‌زیستى و سلوك اجتماعى خود را بیان مى‌فرماید:
از آنجا كه شیوه زندگى رسول‌اللّه(صلى الله علیه وآله)، به عنوان برجسته‌ترین مخلوق و پیام‌آو روحى، مورد توجه مسلمانان و حتى غیرمسلمانان بوده است، همه رفتار و حالات و حتى جزئیات شیوه زندگى و سلوك اجتماعى ایشان با دقّت مورد توجه اطرافیان قرار مى‌گرفته است. به این دلیل بسیارى از جزئیات رفتارى ایشان، از زبان اهل‌بیت، صحابه، تابعین و دیگران نقل شده است. علاوه بر آن، خود حضرت نیز در پاره‌اى از موارد شیوه زندگى خویش را بیان كرده‌اند چنانكه در این بخش نیز به گوشه‌اى از شیوه زندگى خویش اشاره مى‌كنند، تا پیروان حضرت، با شناخت منش و رفتار حضرت، ایشان را اسوه و الگوى خویش برگزینند.
حضرت مى‌فرمایند من لباس خشن مى‌پوشم و لباس نرم نمى‌پوشم تا راحت باشم. بر زمین مى‌نشینم، نه بر فرش‌هاى فاخر و گران‌قیمت. به هنگام غذا حضرت مقید بودند كه با انگشتان غذا بخورند، به علاوه، بعد از غذا انگشتان خویش را مى‌لیسیدند. بر الاغ عریان و بى‌زین سوار مى‌شدند و دیگرى را نیز بر ترك خود سوار مى‌كردند. از این بیان تواضع و اوج بندگى حضرت نمایان مى‌گردد. شگفتا كه حضرت در محیطى كه خوى اشرافیت و استكبار و تفرعن بیداد مى‌كرد، این‌گونه متواضع و فروتن بود؛ تا آنجا كه بر الاغ بى‌زین سوار مى‌شد و از نهایت فروتنى دیگرى را نیز بر آن سوار مى‌كرد!
در مقابل، ما مدعیان پیروى ایشان در این اندیشه‌ایم كه لباس خوب بپوشیم و غذاى لذیذ بخوریم و بالاخره زندگى راحت و آسوده براى خود فراهم سازیم. مایلیم كه ماشین
﴿صفحه 227 ﴾
مدرن و لوكس براى خود تهیه كنیم و هر چه بیشتر از زینت‌ها و تجملات دنیا استفاده كنیم.
گفتنى است كه در این عصر نمى‌توان انتظار داشت كه شیوه معیشت و زندگى مردم با شیوه زندگى حضرت منطبق گردد، زیرا سطح زندگى و وضعیت اقتصادى هر زمان با زمان دیگر متفاوت است و، به موازات پیشرفت علم و تكنولوژى، پیشرفت‌هاى مهمّى در شرایط زندگى بشر پدید آمده است. چیزى كه هست رعایت قوانین و اصول تخلف‌ناپذیر اسلام ضرورى است و در هر زمان باید شأن افراد در نحوه معیشت و زندگى رعایت شود و از تجمل‌گرایى، زیاده‌طلبى و اسراف، دورى شود.
﴿صفحه 226 ﴾
﴿صفحه 229 ﴾

درس شانزدهم: خطر دوستى مال و مقامو ستایش قناعت و ساده زیستى

ـ دنیا، هدف یا وسیله
ـ دنیاى نكوهیده
ـ مؤمنان فقیر، سبكباران عرصه بهشت
ـ ستایش قناعت و ساده زیستى و نكوهش زیاده طلبى
ـ ستایش بریدگى از دنیا و بى‌اعتنایى به آن
﴿صفحه 230﴾
﴿صفحه 231 ﴾