فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

درس چهاردهم: ستایش آخرت خواهى، زهد و بصیرتدر دین و نكوهش دنیا طلبى

ـ نكوهش دنیاخواهى و بیان والایى ایمان
ـ لزوم دوستى آخرت
ـ خیرخواهى خداوند و آگاهى به دین و زهد در دنیا
﴿صفحه 200 ﴾
﴿صفحه 201 ﴾

ستایش آخرت خواهى، زهد و بصیرتدر دین ونكوهش دنیاطلبى

«یا أَباذَرٍّ؛ الدُّنْیا مَلْعُونَةٌ وَ مَلْعُونٌ ما فیها إِلاّ ما ابْتُغِىَ بِهِ وَجْهُ اللّهِ وَ ما مِنْ شَىْء أَبْغَضُ إِلَى‌اللّهِ تَعالى مِنَ الدُّنْیا، خَلَقَها ثُمَّ عَرَضَها فَلَمْ یَنْظُرْإِلَیْها وَ لایَنْظُرُ إِلَیْها حَتّى تَقُومَ السّاعَةُ وَ ما مِنْ شَىْء أَحَبُّ إِلَى‌اللّهِ عَزَّوَجَلَّ مِنَ‌الإِیمانِ بِهِ وَ تَرْكِ ما أَمَرَ بِتَرْكِهِ.
یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ‌اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى أَوْحى إِلى أَخى عیسى: یا عیسى، لاتُحِبَّ الدُّنْیا فَإِنّى لَسْتُ أُحِبُّها وَ أَحِبَّ الاْخِرَةَ فَإِنَّما هِىَ دارُ الْمَعادِ.
یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ جِبْرِئیلَ أَتانى بِخَزائِنِ الدُّنْیا عَلى بَغْلَة شَهْباءَ فَقالَ لى یا مُحَمَّدُ هذِهِ خَزائِنُ الدُّنْیا وَ لا یَنْقُصُكَ مِنْ حَظِّكَ عِنْدَ رَبِّكَ. فَقُلْتُ حَبیبى جِبْرِئیلَ لا حاجَةَ لى فیها إِذا شَبِعْتُ شَكَرْتُ رَبّى وَ إِذا جُعْتُ سَأَ لْتُهُ.
یا أَباذَرٍّ؛ إِذا أَرادَ اللّهُ عَزَّوَجَّل بِعَبْد خَیْراً فَقَّهَهُ فى‌الدّینِ وَ زَهَّدَهُ فى‌الدُّنْیا وَ بَصَّرَهُ بِعُیُوبِ نَفْسِهِ.»
قسمت‌هایى از این حدیث درباره با مذمّت دنیاست كه بخشى از آن بیان گردید و اكنون بخش دیگرى را مى‌خوانیم. چنانكه پیشتر ذكر شد، مذمّت دنیا به این معنا نیست كه انسان كسب و كار و تلاش در ابعاد مختلف زندگى اجتماعى را كنار نهد و به دنبال كسب مال و ثروت نباشد، بلكه مذمّت از دلبستن و هدف قرار دادن زینت‌هاى دنیاست. در واقع این نیت و انگیزه است كه به عمل انسان جهت مى‌دهد و باعث مى‌گردد آن عمل، عمل شایسته‌اى به حساب آید و یا عمل ناشایست و پلیدى.
﴿صفحه 202 ﴾
طبق آیات قرآن و روایات، انسان از مسیر دنیا به آخرت مى‌رسد و دنیا مزرعه آخرت است. پس باید در دنیا كند و كار و سعى تلاش داشته باشد. اگر تلاش او و فعالیت‌هاى دنیوى او براى خداوند باشد به سعادت مى‌رسد و اگر فعالیت او براى دنیا و دست‌یابى به لذّت‌هاى آن باشد، خواه ناخواه به معصیت كشانده مى‌شود و آن راهى است به آتش جهنم و عذاب ابدى.

نكوهش دنیاخواهى و بیان والایى ایمان

اولیاى خداوند براى‌اینكه مؤمنان را از دلباختن به دنیا و لذت‌هاى آن بازدارند ـ مثل پرستارى كه با شیوه‌هاى گوناگون بیمار را از چیزهایى كه برایش مضر است پرهیز مى‌دهد ـ با بیانات گوناگون سعى كرده‌اند دنیا را در نظر مؤمن منفور سازند، از جمله آن بیانات بیانى است كه در این مقال بدان اشاره مى‌كنند:
«یا اباذرّ؛ الدّنیا ملعونه و ملعون ما فیها الاّ ما ابتغى به وجه اللّه».
اى ابوذر؛ دنیا و آنچه در آن است لعنت شده، مگر آنچه به وسیله آن رضاى الهى تحصیل گردد.
از مضمون حدیث پیداست كه لعن به نعمت‌هاى دنیا، مثل زمین، درختان و آسمان متوجه نشده، چون چیزى كه مى‌تواند وسیله‌اى براى رسیدن به رضاى خداوند شود، نه تنها ملعون نیست بلكه مطلوب نیز هست؛ پس لعن به هدف گزیدن و اصالت دادن به دنیاست. چرا كه آفرینش دنیا و نعمت‌هاى آن براى این است كه وسیله‌اى گردد جهت تقرب انسان به خداوند. دنیا در اختیار انسان قرار گرفت تا با كمك آن به خدا برسد. حال اگر این انسان دنیا را براى رسیدن به خداوند گزید، پیوسته رحمت الهى همراه او خواهد بود. چون هدف را برگزیده در جهت آن حركت مى‌كند. انسان عاقل هیچ‌گاه از هدف غافل نمى‌شود و همواره چشم به هدف و مسیرى مى‌دوزد كه او را به هدف نزدیك مى‌كند. در غیر این صورت نظر رحمت خداوند از انسان برمى‌گردد، چون او به هدف خود و هدف آفرینش دنیا پشت پا زده، به جاى مسیر سعادت، راه شقاوت و بدبختى را جسته است.
﴿صفحه 203 ﴾
یكى از اصحاب ائمه از اینكه وسعت و گشایش در كسب و كارش پدید آمده ناراحت بود. امام او را ملاقات كردند و فرمودند: چرا غمگینى؟ فرمود: آقا ثروتم افزون گشته، گرفتار دنیا شده‌ام. فرمودند: چرا دنبال ثروت و مال‌اندوزى مى‌روى؟ گفت: براى اینكه من و فرزندانم سربار دیگران نباشیم و بتوانم به برادران ایمانى‌ام كمك كنم. حضرت فرمودند: این همان آخرت‌طلبى است و دنیاطلبى نیست و نگرانى ندارد. وقتى تو دلباخته لذت‌هاى دنیا شدى و دنیا را براى دنیا خواستى، باید نگران باشى.
«و ما من شىء ابغض الى اللّه تعالى من‌الدّنیا خلقها ثمّ عرضها، فلم ینظر الیها و لاینظر الیها حتّى تقوم السّاعة».
نزد خداوند چیزى مبغوض‌تر از دنیا نیست. آن‌را آفرید و سپس از آن روى گرداند و دیده رحمت از آن برید و تا قیامت نیز به آن نظر نخواهد كرد.
مضمون این كلام را بزرگان، بخصوص امام راحل، زیاد در كتابهاى اخلاقى خود مطرح كرده‌اند و روى آن تكیه داشته‌اند. (تعبیر بسیار عجیبى است و براى كسانى كه اهل معرفت هستند، همین تعبیر كافى است كه در همه عمر به دنیا رغبت نكنند.)
شكى نیست كه خداوند متعال همه مخلوقاتش را دوست دارد و آنها آثار اسماء و صفات الهى هستند و از این نظر كه دنیا و نعمت‌هاى آن مظاهر صفات و اسماء او هستند، تا قیامت بدانها توجه و عنایت دارد. خداوند به دنیا، از آن جهت كه مستقل از او ملاحظه شود و بدان اصالت داده شود، نظر ندارد. حال این سؤال پیش مى‌آید كه عنایت و نظر محبت الهى در این دنیا به چه چیز تعلق مى‌گیرد؛ در بیان این نكته حضرت مى‌فرمایند:
«و ما من شىء احبّ الى اللّه عزّوجلّ من الایمان به و ترك ما امر بتركه». نزد خداوند، چیزى محبوب‌تر از ایمان و دورى جستن از محرّمات نیست.
محبوب‌ترین چیزها نزد خداوند در درجه اول ایمان و در درجه دوم تقوا و ترك گناهان و محرمات است. از این روایت استفاده مى‌شود كه ترك گناهان مطلوب‌تر از انجام واجبات است. گر چه مى‌توان گفت انجام واجبات از مراتب ایمان بشمار مى‌آید، زیرا ایمان هم
﴿صفحه 204 ﴾
شامل اعمال قلبى مى‌شود و هم شامل اعمال ظاهرى كه توسط اندام و اعضاى بدن انجام مى‌گیرد. حال آنچه در دنیاست اگر وسیله‌اى شود براى رسیدن به ایمان و دورى از گناهان، نزد خداوند محبوب است. لذا خداوند به بسیارى از امور دنیایى فرمان داده است؛ چرا كه به وسیله آنها انسان به تقوا و عمل صالح و به قرب خداوند دست مى‌یابد:
امام صادق(علیه السلام) نقل مى‌كنند كه پیامبر فرمود:
«تِسْعَةُ أَعْشارِ الْعِبادَةِ فى‌التِّجارَةِ»(138)
نه دهم عبادت در تجارت و كسب و كار است.
در روایت دیگرى امام صادق(علیه السلام) مى‌فرماید:
«مَنْ تَزَوَّج فَقَدْ أَحْرَزَ نِصْفَ دینِهِ فَلْیَتَّقِ‌اللّهَ فى‌الْنِصْفِ الْباقى»(139)
كسى كه ازدواج كند نیمى از دینش را دریافته است، پس در نصف دیگر تقوا پیشه سازد.
یا در حدیث دیگر، پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«ما مِنْ بَناء فىِ الْإِسْلامِ أَحَبُّ اِلَى‌اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَعَزُّ مِنَ‌التَّزْویجِ»(140)
در اسلام، بنایى نزد خداوند محبوب‌تر و عزیزتر از ازدواج نیست.
شكى نیست كه این امور دنیایى است ولى از آنجا كه وسیله‌اى مى‌گردد براى عبادت و بندگى خداوند و ترك معصیت، نزد خداوند عزیز است.