فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

نكوهش اعتماد بر اعمال نیك

پیامبر(صلى الله علیه وآله) در نكوهش كسى كه با اعتماد بر اعمال نیك خود گناه مى‌كند مى‌فرمایند:
«یا اباذرّ؛ انّ الرجل لیعمل الحسنة فیتّكل علیها و یعمل المحقّرات حتّى یاتى اللّه وهو علیه غضبان، و انّ الرّجل لیعمل السّیّئة فیفرق منها فیأتى الله عزّوجلّ آمناً یوم القیامة.»
اى ابوذر؛ مردى كارى نیك انجام مى‌دهد و با اعتماد بر آن، گناهانى مرتكب مى‌گردد و در برابر كردار نیك خویش گناه را سهل مى‌انگارد، چنین كسى هنگامى كه نزد خداوند مى‌رود بر وى خشم مى‌گیرد. در مقابلّ مردى گناهى مرتكب مى‌گردد ولى از عقوبت آن هراسان است؛ چنین كسى در روز قیامت خاطر آسوده خواهد داشت.
ملاك پذیرش و عدم پذیرش اعمال را نمى‌توان با معیارهاى ظاهرى سنجید بلكه پذیرش و عدم پذیرش اعمال به شرایطى بستگى دارد كه چه بسا انسان نتواند همه آنها را
﴿صفحه 173 ﴾
احصاء كند. بنابراین هیچ كس نمى‌تواند به قبولى اعمال خویش مطمئن گردد؛ بعلاوه، اطمینان به قبولى اعمال، باعث غرور انسان مى‌گردد، تا جایى كه ممكن است خود را به ارتكاب گناهان صغیره بیالاید؛ به این بهانه كه گناهان صغیره در برابر اعمال نیكى كه انجام داده ناچیز است. غافل از اینكه، اوّلا اطمینان او به پذیرش اعمال نیكش بى‌جا بوده، چه بسا اعمال او پذیرفته نشده باشد، ثانیاً بى‌توجّهى به ارتكاب گناهان صغیره و اصرار بر آنها خود از گناهان كبیره است. همین كه انسان، با توجّه به اعمال نیكى كه انجام داده، احساس امنیّت و خاطر جمعى كند و با اعتماد بر عبادت‌هاى خود، گناهى را حقیر شمرده، مرتكب شدن‌اش را مهم نشمرد؛ مورد غضب خداوند قرار مى‌گیرد.
در مقابل این گروه، برخى وقتى گناهى مرتكب مى‌شوند، ترسان و مضطرب مى‌گردند و همیشه نگرانند. این دسته اگر همت زیادى هم بر انجام برخى عبادت‌ها نداشته باشند، به جهت بیم و ترس از گناه، در قیامت از عذاب خداوند نجات مى‌یابند و آنجا در آسایش و امنیّت خواهند بود. (بیان حضرت در این بخش، تفسیر دیگرى است از جمله «لا اجمع على عبد خوفین» كه قبلا بدان اشاره رفت.)
غرض پیامبر، توجّه دادن ابوذر به اهمیّت حالات قلبى است و اینكه چقدر ترس از گناه مؤثّر است، تا آنجا كه اگر انسان به گناه مبتلا شد، شفقت قلبى و اضطراب و نگرانى‌اش موجب آمرزش او مى‌شود. در مقابل اگر فراوان عبادت كرد اما نسبت به گناه كوچكى احساس بى‌خیالى و امنیّت داشت، دلیل اینكه كه گناه را سبك شمرده است و توجه ندارد با چه كسى مخالفت مى‌كند، به غضب و قهر الهى گرفتار مى‌آید. پس باید هیچ گناهى را كوچك نشماریم و همواره سعى كنیم حالت خشیّت و خوف از خداوند را در خود حفظ كنیم تا مغرور نگردیم و شیطان ما را فریب ندهد.

نقش توجه به گناه در دورى از شیطان

بالاتر از آنچه گفته شد، حضرت در جمله بعد مى‌فرمایند:
﴿صفحه 174 ﴾
«یا اباذرّ؛ انّ العبد لیذنب الذّنب فیدخل به الجّنة. فقلت: و كیف ذلك بابى انت و امّى یا رسول الله؟ قال: یكون ذلك الذّنب نصب عینیه تائباً منه فارّاً الى اللّه عزّوجلّ حتّى یدخل الجنّة.»
اى ابوذر؛ بنده خداوند گناهى مى‌كند و به سبب آن به بهشت مى‌رود. گفتم: یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت باد، این چگونه ممكن است؟ فرمود: او گناه را، پیوسته پیش چشمانش قرار مى‌دهد و از آن توبه كرده، بر خداوند پناه مى‌برد، تا آنگاه كه وارد بهشت مى‌شود.
گاهى بنده مرتكب گناهى مى‌شود و در نتیجه آن، نگران و مضطرب مى‌گردد و همین خوف و هراس باعث توبه و پناه آوردن به خداوند و گریز از دام شیطان مى‌شود. در نهایت از غفلت و هواهاى نفسانى نجات یافته دیگر مرتكب گناه نمى‌شود و در نتیجه وارد بهشت مى‌گردد. شاید اگر آن گناه از او سر نمى‌زد، این حالت برایش رخ نمى‌داد. البته «سبب قریب» توجه به خداوند و گریز از شیطان همان توبه، خوف و ترس از خداوند است و گناه «سبب بعید» است ولى به هر جهت آن نیز سبب شده است.
این بیان حضرت براى ترغیب انسان به این نكته است كه احساس نفسانى خوف و ترس از خداوند را در خود پدید آورد. خوفى كه بعد از ارتكاب گناه موجب شود گناهان گذشته جبران گردد و شخص وارد بهشت شود كم‌ارزش نیست، پس باید براى تحصیل آن تلاش كرد.

تحقیقى در ماهیّت حزن و خوف و معناى ترس از خداوند

تا این بخش بحث مربوط بود به حزن و خوف كه در روایت مطرح گردیده است، اكنون جاى طرح برخى از سؤالات و جواب به آنهاست هر چند این سؤالات مستقیماً به این بحث اخلاقى مربوط نیستند:
از جمله سؤالات اینكه آیا داشتن حالت خوف و حزن خوب است یا بد؟ اگر خوب
﴿صفحه 175 ﴾
است چرا خداوند در وصف اولیاى خود مى‌گوید: «لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ»(115) و اگر بد است، چرا پیامبر دیگران را ترغیب مى‌كنند كه این دو خصلت را در خود پدید آورند و نیز فرمودند: این دو موجب مغفرت و آمرزش گناهان مى‌گردند.
در جواب باید گفت: خوف و حزن،به خودى خود و، بدون در نظر گرفتن متعلق آن دو، نه مطلوبند و نه مذموم، نه به طور كلّى مى‌توان گفت خوبند و نه مى‌توان گفت بدند؛ بلكه باید دید آن خوف و ترس از چیست و نیز حزن و اندوه بر چیست؟ خوف از خداوند و عذاب او مطلوب است، چون باعث مى‌گردد انسان بیشتر در مقام عبادت و اطاعت خداوند و اجتناب از گناهان برآید و در نتیجه به انسان كمك مى‌كند كه بهتر به وظایفش عمل كند و با راهیابى به طریق سعادت و خوشبختى، بهشتى شود. در مقابل خوف به جهت دنیا نامطلوب است؛ چرا كه اصل گرایش و توجه به دنیا مطلوب نیست چه رسد به خوف از آن.
سؤال دیگر اینكه خوف از خداوند به چه معناست؟
در جواب باید گفت: برگشت خوف از خداوند به خوف از خود و اعمالى است كه انسان مرتكب مى‌شود و الاّ خداوند سرچشمه رأفت و رحمت است. خوف از خداوند از آن جهت است كه او «شدید العقاب» است، از كرده انسان نمى‌گذرد و حساب هر كارى را مى‌رسد.
نكته دیگرى كه ذكرش لازم است، اینكه در یك تقسیم‌بندى كلّى مى‌توان براى خوف از خداوند سه مرتبه ذكر كرد:
1. خوف از عذاب الهى در جهنم:
این مرتبه انسانهاى معمولى است.در اكثر مردم ترس از جهنم و عذاب الهى باعث مى‌گردد كه به وظایف خود عمل كنند و خود را به گناه آلوده نسازند. البته گفتنى است كه این مرتبه، براى آنان كه در مراحل اولّیه رشد و تكامل قرار دارند، بسیار ارزشمند است و این خوف در صورت تأثیر و دورى از گناه موجب سعادت و نجات از عذاب الهى مى‌گردد.
﴿صفحه 176 ﴾
2. خوف از دست دادن نعمتهاى بهشتى:
برخى به جهت ترس از محروم گشتن از نعمت‌هاى بهشتى دست به گناه نمى‌زنند و به وظایف خود عمل مى‌كنند، در واقع طمع بهشت آنها را به اطاعت خداوند و دورى از شیطان وامى‌دارد. این مرتبه از مرتبه پیشین بالاتر است.
3. ترس از محروم گشتن از لقاى الهى و قرب او:
خوف از اینكه انسان مورد بى‌مهرى و بى‌اعتنایى خداوند قرار گیرد. شكّى نیست كه این مرتبه از دو مرتبه پیشین والاتر است و مخصوص خاصان درگاه خداوند و كسانى است كه همّتشان بسیار والاست و به ثواب و عقاب اخروى توجه ندارند؛ بلكه چیزى را درك مى‌كنند و به دنبالش هستند كه بسیار والاتر است.
براى روشن گشتن این مرتبه و تقریب به ذهن، لازم است مثالى ذكر كنیم:
فرض كنید ما از سوى مقام معظم رهبرى دعوت شویم و بناست از ما پذیرایى بشود. ممكن است عده‌اى از دعوت شوندگان نگران باشند كه اگر تأخیر كنند از غذا محروم گردند. برخى پیش خود مى‌گویند امروز عید است و بناست مقام معظم رهبرى جوایزى اهدا كنند. ترس آنها از این است كه در صورت تأخیر، از جوایز محروم مى‌گردند. همت این دسته از دسته اول بیشتر است. برایشان مهم نیست كه گرسنه بمانند یا نه، بلكه مهم این است كه از دست مقام معظم رهبرى جایزه دریافت كنند.
دسته سوّم كسانى كه تنها زیارت ایشان برایشان مهم و ارزشمند است نه چیز دیگرى. اینكه مقام معظم رهبرى گوشه چشمى به آنها انداخته، لبخندى حاكى از رضایت و خرسندى به رویشان بزند؛ براى آنها خیلى ارزش دارد و دیگر مهم نیست كه سكّه‌اى به آنها اهدا گردد یا نه.
این مراتبى را كه در دوستى و علاقه افراد به همدیگر ـ بر اساس تفاوت همّت و معرفتشان ـ وجود دارد، بلاتشبیه، مى‌توان بر خوف از خداوند منطبق ساخت.
﴿صفحه 177 ﴾
در روایتى امام صادق(علیه السلام) این سه مرتبه را در ارتباط با عبادت و بندگى خداوند متعال ذكر مى‌فرمایند:
«قَوْمٌ عَبَدُوا اللّهَ عَزَّوَجَلَّ خَوْفَاً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبیدِ وَ قَوْمٌ عَبَدُواللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى طَلَباً لِلثَّوابِ، فَتِلْكَ عِبادَةُ الاُجَراءِ وَ قَوْمٌ عَبَدُواللّهَ حُبّاً لَهُ فَتِلْكَ عِبادَةُ الأَحْرارِ وَ هِىَ أَفْضَلُ الْعِبادَةِ.»(116)
گروهى از روى ترس، خداوند را عبادت مى‌كنند، عبادت این گروه، عبادت بندگان است. گروهى به طمع پاداش و ثواب، خداوند را عبادت مى‌كنند، این عبادت مزدگیران است و گروهى از روى محبت و علاقه به خداوند، او را عبادت مى‌كنند، این عبادت آزادگان و برترین عبادات است.
كسى كه از خداوند مى‌ترسد، گاهى ترس او از جهنم است به طورى كه اگر عذاب جهنم از او برداشته شود، دیگر هیچ نگرانى ندارد. البته این مرتبه، در مقایسه با كفر و بى‌ایمانى، بسیار ارزشمند است و نتیجه ایمان به خداوند، ایمان به قیامت و ایمان به این است كه خداوند در قیامت بندگان عاصى و گنهكار را عذاب مى‌كند. همت كسى كه به این مرتبه رسیده كوتاه است و مانند بردگانى است كه از ترس مجازات ارباب كار مى‌كنند.
برخى ترسشان از خداوند، به جهت ترس از محروم گشتن از نعمت‌هاى بهشتى است. حتى اگر عذابى هم در كار نباشد مى‌ترسند از نعمت‌هاى خداوند محروم گردند. در مقابل آن دو دسته، دسته‌اى هستند كه اگر بهشت و جهنمى نیز نبود، از این مى‌ترسیدند كه مورد بى‌مهرى و بى‌اعتنایى خداوند قرار گیرند. در قرآن، بى‌اعتنایى خداوند به كفار، از جمله بزرگترین عذابهاى الهى ذكر مى‌گردد:
«... وَ لا یُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ.»(117)
خداوند از خشم، با آنها سخن نگوید و به نظر رحمت، در قیامت، بدانها ننگرد.
﴿صفحه 178 ﴾
براى كسى كه درك مى‌كند، بى‌اعتنایى از هر عذابى بدتر است. اگر انسان بعد از مدتى نزد دوست، پدر و یا استادش برود و با بى‌اعتنایى و بى‌توجّهى آنان مواجه شود، این براى او از هر عذابى سخت‌تر است.
در اینجا این سؤال مطرح مى‌گردد كه چرا ائمه معصومین(علیهم السلام) نیز از خداوند مى‌ترسیدند؟ آنها كه معصوم بودند و اختیار بهشت و جهنم و شفاعت امت در دست آنها بود، چرا آنها از خداوند ترس داشتند و چگونه این ترس با مقام عصمت سازگار است.
جواب اجمالى این است كه: عصمت به معناى ترك گناه و كناره‌گیرى از حرام است و بدان معنا نیست كه رضوان الهى نیز نصیب معصوم مى‌گردد. كسى كه گناه نمى‌كند به جهنم نمى‌رود اما از كجا كه مورد توجّه و محبّت خداوند قرار گیرد. خوف از محروم گشتن از عنایت و رضوان الهى از خوف عذاب الهى بالاتر است.
جواب تفصیلى و حقیقى به این سوال در حدّ فهم ما نیست، چون ما نمى‌توانیم مقام اهل بیت را درك كنیم و پى ببریم به اینكه آنها چه روحیه‌اى داشته‌اند و چه مى‌كردند و حالاتشان چگونه بوده است. بله با تكیه بر شواهدى كه وجود دارد و در مقایسه با حالات خودمان، به اجمال و در حدّ فهم خود، شمایى از حالات آنها را درك مى‌كنیم اما حقیقت امر بر ما معلوم و قابل بیان نیست.