فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

بخشش گناهان ثمره ترس از خداوند

پیامبر(صلى الله علیه وآله) درارتباط با ثمره ترس از خدا مى‌فرمایند:
«یا اباذرّ؛ انّ العبد لیعرض علیه ذنوبه یوم القیامة فیقول: اما انّى كنت مشفقاً، فیغفر له.»
اى ابوذر؛ در قیامت گناهان بنده مؤمن به او ارایه مى‌گردد، مى‌گوید من از فرجام كار بیمناك بودم؛ در نتیجه گناهانش بخشیده مى‌شود.
تا اینجا به اهمیّت خوف از خداوند پى بردیم و نیز نقش آن را در یارى رساندن انسان در سیر الى‌الله دانستیم. در این فقره پیامبر به برخى از منافع و فواید خوف از خداوند اشاره مى‌فرمایند تا در ما انگیزه ایجاد خوف پدید آید یا تقویت گردد. مى‌فرمایند: یكى از فواید خوف از خداوند بخشش و مغفرت گناهان است.
به طور كلّى هر فرد به هنگام گناه دو حالت مى‌تواند داشته باشد:
1. به هنگام گناه، ترسى از عاقبت آن نداشته، با امنیت و آرامش روحى و بدون هیچ نگرانى و اضطرابى، در صدد بهره‌مندى از لذّت‌هاى آن گناه باشد. چنین حالتى موجب تشویق به گناه و در نتیجه اصرار بر آن و در نهایت منجر به بدى عاقبت انسان مى‌گردد.
2. به هنگام گناه، از خداوند ترسان و از عاقبت و سرانجام خویش بیمناك است. مى‌ترسد بمیرد و موفّق به توبه نشود. این ترس و بیم، در هنگام ارتكاب گناه، موجب كاسته شدن از لذّت گناه و در نهایت موجب توبه و بخشش گناهان مى‌گردد.
طبیعى است در قیامت، به گناه انسان رسیدگى مى‌شود و اگر آن گناه را جبران و تدارك نكرده، حتّى توبه نیز نكرده باشد ـ چون اگر توبه مى‌كرد بخشیده مى‌شد ـ روانه جهنم
﴿صفحه 171 ﴾
مى‌شود. اما از آنجا كه بنده خدا در دنیا خائف و ترسان بوده است مى‌گوید: خداوندا، من به هنگام گناه از عاقبت گناهم مى‌ترسیدم، در نتیجه گناهش بخشیده مى‌شود.پس اگر انسان نسبت به گناه خود از خداوند بترسد، امید این هست كه در قیامت بخشیده شود.
ترس از خداوند باعث كاستن از گناهان و بیدارى و هوشیارى انسان مى‌گردد و خود عاملى است هشدار دهنده كه به هنگام انحراف و لغزش انسان را از غفلت باز مى‌دارد؛ از این جهت در قرآن مجید، خائفان و خداترسان ستایش شده‌اند و براى خوف از خداوند وعده پاداش داده‌اند.
با یك نگرش كلّى به آیات قرآن، به این نتیجه مى‌رسیم كه تفاوت مراتب خوف بسته به تفاوت مراحل شناخت و معرفت انسان است؛ یعنى، انسانهاى فرزانه، از قبیل ائمه معصومین(علیهم السلام)، در مرتبه والاى خوف از خداوند قرار دارند و دیگران در مراتب پایین‌تر.
قرآن مجید متعلّق خوف و ترس را دو چیز ذكر مى‌كند:
1. ترس از مقام خداوند.
2. ترس از عذاب الهى.
در سوره ابراهیم مى‌فرماید:
«لَنُسْكِنَنَّكُمُ الاَْرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِكَ لِمَنْ خافَ مَقامى وَخافَ وَعیدِ.»(113)
ما شما رسولان و پیروانتان را، پس از هلاك كافران، در سرزمینشان با آسایش و ایمنى ساكن مى‌گردانیم و این آسایش نصیب كسى است كه خوف خداوند در دل اوست و از وعده قهر و عقاب خداوند مى‌ترسد.
در این آیه، هم خوف از خداوند ذكر گردیده است و هم خوف از عذاب الهى. بالاترین مرحله خوف، خوف از مقام الهى است.
مرحوم علامه طباطبایى(رضی الله عنه) مى‌فرمایند: «خوف از خداوند، گاهى به معناى خوف از عقاب الهى است كه بر كفر و معصیت مترتّب مى‌گردد و لازمه آن، این است كه عبادت
﴿صفحه 172 ﴾
انسان براى رهایى از عقاب است، نه عبادتى كه فقط براى خداوند انجام گرفته باشد. این عبادت بندگانى است كه از ترس مجازات، مولایشان را بندگى مى‌كنند. چنانكه برخى به طمع ثواب و پاداش، خداوند را عبادت مى‌كنند كه این قسم عبادت، «عبادت تاجران» نام گرفته است. اما خوف از «مقام ربوبى» غیر از خوف از عقاب است. این خوف برخاسته از احساس كوچكى و ذلّت در برابر ساحت كبریایى و عظمت الهى است، و اثر ذلّت و خردى در برابر عزّت و جبروت خداوند است.
در واقع عبادت و بندگى، به جهت خوف از مقام الهى و به معناى خضوع و كرنش در برابر خداوند است، نه به جهت خوف از عقاب و یا به جهت طمع در ثواب و پاداش و این عبادت خالصانه تنها براى خداوند انجام مى‌گیرد. پس كسانى كه از مقام الهى مى‌ترسند، مخلصین و خاضعین در برابر جلال خداوندى هستند.(114)

نكوهش اعتماد بر اعمال نیك

پیامبر(صلى الله علیه وآله) در نكوهش كسى كه با اعتماد بر اعمال نیك خود گناه مى‌كند مى‌فرمایند:
«یا اباذرّ؛ انّ الرجل لیعمل الحسنة فیتّكل علیها و یعمل المحقّرات حتّى یاتى اللّه وهو علیه غضبان، و انّ الرّجل لیعمل السّیّئة فیفرق منها فیأتى الله عزّوجلّ آمناً یوم القیامة.»
اى ابوذر؛ مردى كارى نیك انجام مى‌دهد و با اعتماد بر آن، گناهانى مرتكب مى‌گردد و در برابر كردار نیك خویش گناه را سهل مى‌انگارد، چنین كسى هنگامى كه نزد خداوند مى‌رود بر وى خشم مى‌گیرد. در مقابلّ مردى گناهى مرتكب مى‌گردد ولى از عقوبت آن هراسان است؛ چنین كسى در روز قیامت خاطر آسوده خواهد داشت.
ملاك پذیرش و عدم پذیرش اعمال را نمى‌توان با معیارهاى ظاهرى سنجید بلكه پذیرش و عدم پذیرش اعمال به شرایطى بستگى دارد كه چه بسا انسان نتواند همه آنها را
﴿صفحه 173 ﴾
احصاء كند. بنابراین هیچ كس نمى‌تواند به قبولى اعمال خویش مطمئن گردد؛ بعلاوه، اطمینان به قبولى اعمال، باعث غرور انسان مى‌گردد، تا جایى كه ممكن است خود را به ارتكاب گناهان صغیره بیالاید؛ به این بهانه كه گناهان صغیره در برابر اعمال نیكى كه انجام داده ناچیز است. غافل از اینكه، اوّلا اطمینان او به پذیرش اعمال نیكش بى‌جا بوده، چه بسا اعمال او پذیرفته نشده باشد، ثانیاً بى‌توجّهى به ارتكاب گناهان صغیره و اصرار بر آنها خود از گناهان كبیره است. همین كه انسان، با توجّه به اعمال نیكى كه انجام داده، احساس امنیّت و خاطر جمعى كند و با اعتماد بر عبادت‌هاى خود، گناهى را حقیر شمرده، مرتكب شدن‌اش را مهم نشمرد؛ مورد غضب خداوند قرار مى‌گیرد.
در مقابل این گروه، برخى وقتى گناهى مرتكب مى‌شوند، ترسان و مضطرب مى‌گردند و همیشه نگرانند. این دسته اگر همت زیادى هم بر انجام برخى عبادت‌ها نداشته باشند، به جهت بیم و ترس از گناه، در قیامت از عذاب خداوند نجات مى‌یابند و آنجا در آسایش و امنیّت خواهند بود. (بیان حضرت در این بخش، تفسیر دیگرى است از جمله «لا اجمع على عبد خوفین» كه قبلا بدان اشاره رفت.)
غرض پیامبر، توجّه دادن ابوذر به اهمیّت حالات قلبى است و اینكه چقدر ترس از گناه مؤثّر است، تا آنجا كه اگر انسان به گناه مبتلا شد، شفقت قلبى و اضطراب و نگرانى‌اش موجب آمرزش او مى‌شود. در مقابل اگر فراوان عبادت كرد اما نسبت به گناه كوچكى احساس بى‌خیالى و امنیّت داشت، دلیل اینكه كه گناه را سبك شمرده است و توجه ندارد با چه كسى مخالفت مى‌كند، به غضب و قهر الهى گرفتار مى‌آید. پس باید هیچ گناهى را كوچك نشماریم و همواره سعى كنیم حالت خشیّت و خوف از خداوند را در خود حفظ كنیم تا مغرور نگردیم و شیطان ما را فریب ندهد.

نقش توجه به گناه در دورى از شیطان

بالاتر از آنچه گفته شد، حضرت در جمله بعد مى‌فرمایند:
﴿صفحه 174 ﴾
«یا اباذرّ؛ انّ العبد لیذنب الذّنب فیدخل به الجّنة. فقلت: و كیف ذلك بابى انت و امّى یا رسول الله؟ قال: یكون ذلك الذّنب نصب عینیه تائباً منه فارّاً الى اللّه عزّوجلّ حتّى یدخل الجنّة.»
اى ابوذر؛ بنده خداوند گناهى مى‌كند و به سبب آن به بهشت مى‌رود. گفتم: یا رسول الله، پدر و مادرم فدایت باد، این چگونه ممكن است؟ فرمود: او گناه را، پیوسته پیش چشمانش قرار مى‌دهد و از آن توبه كرده، بر خداوند پناه مى‌برد، تا آنگاه كه وارد بهشت مى‌شود.
گاهى بنده مرتكب گناهى مى‌شود و در نتیجه آن، نگران و مضطرب مى‌گردد و همین خوف و هراس باعث توبه و پناه آوردن به خداوند و گریز از دام شیطان مى‌شود. در نهایت از غفلت و هواهاى نفسانى نجات یافته دیگر مرتكب گناه نمى‌شود و در نتیجه وارد بهشت مى‌گردد. شاید اگر آن گناه از او سر نمى‌زد، این حالت برایش رخ نمى‌داد. البته «سبب قریب» توجه به خداوند و گریز از شیطان همان توبه، خوف و ترس از خداوند است و گناه «سبب بعید» است ولى به هر جهت آن نیز سبب شده است.
این بیان حضرت براى ترغیب انسان به این نكته است كه احساس نفسانى خوف و ترس از خداوند را در خود پدید آورد. خوفى كه بعد از ارتكاب گناه موجب شود گناهان گذشته جبران گردد و شخص وارد بهشت شود كم‌ارزش نیست، پس باید براى تحصیل آن تلاش كرد.