فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

اندیشه درباره جهنم، عامل خوف و اندوه مؤمن

پیامبر در ارتباط با دلیل محزون بودن مؤمن مى‌فرمایند:
«فكیف لایحزن وقد اوعده اللّه جلّ ثناؤه انّه وارد جهنم و لم‌یعده انّه صادر عنها»
با توجه به اینكه خداوند خبر داده كه انسان وارد جهنم مى‌شود و وعده نداده كه حتماً از آن خارج مى‌گردد، چرا مؤمن اندوهگین نباشد.
از جمله عواملى كه موجب حزن و اندوه انسان، بخصوص مؤمن، مى‌گردد، این است كه به وعده قطعى خداوند در این باره كه همه انسانها وارد جهنّم مى‌شوند بیندیشد و از این جهت حضرت با ذكر این نكته زمینه ایجاد حزن را فراهم مى‌سازند.
خداوند در این باره مى‌فرماید:
«وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاّ وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْمَاً مَقْضِیّاً»(104)
هیچ یك از شما نیست، مگر اینكه وارد جهنم مى‌شود و این حكم حتمى پروردگار است.
مؤمن به فرموده قرآن و حكم قطعى پروردگار یقین دارد كه وارد جهنم مى‌شود و كسى ضمانت نكرده كه از جهنم خارج شود. بله آنان كه مورد لطف و عنایت خداوند مى‌باشند و
﴿صفحه 158 ﴾
توفیق یافته‌اند به دستورات الهى عمل كنند، از جهنم خارج مى‌شوند اما او نمى‌داند كه از آن دسته هست یا نه. همین اندیشه براى اندوه او كافى است. او نمى‌داند سرنوشتش چه خواهد شد، از این جهت فرح و خوشحالى براى او معنا ندارد و این اندیشه و اندوه او را از غفلت باز مى‌دارد.
این شك و اضطراب، مؤمن را وا مى‌دارد كه به خود آید و دست از سرمستى و شادمانى بردارد و به عاقبت خویش بیندیشد. البته در دنیا، اسباب و عوامل دیگرى نیز وجود دارد كه موجب حزب و اندوه انسان مى‌شود، مثل مبتلا گشتن به بیمارى و مصیبت‌ها. یا اینكه در حق انسان ظلم مى‌شود و او نمى‌تواند احقاق حق كند؛ در این باره پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرمایند:
«ولیلقین أمراضاو مصیبات و امورا تغیظه و لیظلمنّ فلا ینتصر، یبتغى ثوابا من اللّه تعالى.»
انسان با ایمان با بیمارى‌ها، گرفتارى‌ها، پیشامدها و ناگوارى‌هایى مواجه مى‌گردد، ستم مى‌بیند، اما كسى او را یارى نمى‌كند (به این جهت) از خداوند متعال درخواست پاداش و ثواب مى‌كند.
گرچه اسباب و عوامل حزن آفرین فراوانند، ولى حزنى كه به دنبال برخى از آنها پدید مى‌آید چندان مطلوب نیست و در سازندگى و خودسازى مؤمن نقشى ندارد. چون این اندوه‌ها براى سایرین نیز پیش مى‌آید. حزن و اندوه از این ناحیه كه مؤمن مى‌داند كه وارد جهنم مى‌شود و ممكن است از آن خارج نشود بسیار مطلوب و در سازندگى او نقش دارد.
در ادامه پیامبر مى‌فرمایند:
«فمایزال فیها حزیناً حتى یفارقها، فاذا فارقها افضى الى الرّاحة والكرامة.»
مؤمن از دنیا اندوهگین بیرون مى‌رود، ولى چون از دنیا بیرون شتافت به سوى راحتى و كرامت خداى مهربان رهسپار مى‌گردد.
چنانكه گفته شد، مؤمن تا در دنیاست با ناراحتى‌ها و ناخوشى‌ها روبروست و در نتیجه محزون و غمگین است و یا وقتى به عاقبت خویش مى‌اندیشد و به كوتاهى‌هاى گذشته خود
﴿صفحه 159 ﴾
مى‌نگرد، محزون مى‌شود. پس آنگاه كه از این دنیاى سراسر گرفتارى و اندوه به سوى جهان باقى و جوار حق شتافت، اندوه و حزن پایان یافته، گاه سرور و شادمانى فرا مى‌رسد.
«یا اباذرّ؛ ما عبداللّه على مثل طول الحزن»
اى ابوذر، خداوند متعال هیچ‌گاه به مانند اندوه طولانى عبادت نشده است.
بنده‌اى كه همواره از خداوند ترسان بوده، براى خداوند در برابر ناملایمات صبر كرده، از همه فزونتر خداوند را بندگى كرده است.
طبیعى است وقتى انسان بر عاقبت و كرده خویش ترسان و محزون بود، بیشتر به گریه و زارى و تضرع به درگاه حق روى مى‌آورد و در نتیجه درون خود را از زنگار گناه و آلودگى پاك مى‌سازد. همچنین او با بیدارى و هوشیارى، شایسته‌تر به عبادت خداوند مى‌پردازد و اخلاصى كه شرط پذیرش عبادت است بهتر براى او حاصل مى‌شود. بنابراین حزن و اندوه، خود، عبادت است، چون بنده را متوجه مقام بندگى و عظمت خداوند مى‌سازد و هم او را وامى‌دارد خالصانه‌تر به عبادت پروردگار بپردازد.
حال كه سخن به اینجا رسید، جا دارد چند روایت درباره حالت و مقام مؤمن به هنگام مرگ و ملاقات با خداوند رحمان ذكر كنیم:
در روایتى آمده است كه به هنگام مرگ مؤمن دو ملك به او مى‌گویند:
«یا وَلىَ اللّهِ لاتَحْزَنْ وَ لاتَخْشَ وَ أَبْشِرْ وَاسْتَبْشِر لَیْسَ هذا لَكَ وَ لا أَنْتَ لَهُ. إِنَّما أَرادَ اللّهُ تَعالى أَنْ یُریَكَ مِنْ أَىِّ شَىء نجَّاكَ وَ یُذیقَكَ بَرْدَ عَفْوِهِ، قَدْ أُغْلِقَ هذا الْبابُ عَنْكَ وَ لاتَدْخُلُ النّارَ اَبَداً.»(105)
اى ولى خدا، محزون مباش و نترس و تو را بشارت باد (به بهشت برین) و خوشنود باش. نه ترس و اندوه تو را سزد و نه تو مستحق آن هستى. همانا خداوند متعال اراده كرده، تو را از هر رنج و عذابى نجات دهد و خنكى عفو و بخشش را به تو بنوشاند. همانا جهنم به روى تو بسته شده است و هرگز تو داخل جهنم نمى‌شوى.
﴿صفحه 160 ﴾
على(علیه السلام) مى‌فرمایند:
«حَدَّثَنى أَخى وَ حَبیبى رَسُولُ اللّهِ، قالَ: مَنْ سَرَّهُ أن یَلْقىَ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ وَ هُوَ مُقْبِلٌ عَلَیْهِ غَیْرَ مُعْرِض فَلْیَتَولَّكَ یا عَلىُّ وَ مَنْ سَرَّهُ أَنْ یَلْقىَ اللّهَ وَ هُوَ راض وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِ فَلْیَتَولَّ ابْنَكَ الْحَسَن(علیه السلام) وَ مَن أَحَبَ أَنْ یَلْقى اللّهَ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِ فَلْیَتَولَّ ابْنَكَ الْحُسَیْن(علیه السلام)...»(106)
دوست و برادرم رسول‌اللّه، به من فرمود: كسى كه خوشنود مى‌شود از این كه خداوند را ملاقات كند و خداوند او را بپذیرد و طرد نكند، باید تو را ولى و محبوب خود برگزیند و كسى كه خوشنود مى‌گردد از این كه خداوند را ملاقات كند و خداوند از او راضى باشد، باید فرزندت حسن، را ولى و محبوب خود برگزیند و كسى كه دوست مى‌دارد خداوند را ملاقات كند و هیچ ترس و بیمى نداشته باشد، باید فرزندت حسین، را ولى و محبوب خود برگزیند.
﴿صفحه 161 ﴾

درس دوازدهم: اهمیت و نقش خوف و حزن «2»

ـ علم سودمند و نافع
ـ امنیت و آرامش در بهشت ره‌آورد بیم و هراس در دنیا
ـ بخشش گناهان ثمره ترس از خداوند
ـ نكوهش اعتماد بر اعمال نیك
ـ نقش توجه به گناه در دورى از شیطان
ـ تحقیقى در ماهیت خزن و خوف و معناى ترس از خداوند
ـ تحقق همزمان حالات متضاد و متفاوت
﴿صفحه 162 ﴾
﴿ صفحه 163 ﴾

اهمیّت و نقش خوف و حزن «2»

«یا أَباذَرٍّ؛ مَنْ أُوتِىَ مِنَ الْعِلْمِ ما لا یُبْكیهِ لَحَقیقٌ أَنْ یَكُونَ قَدْ أُوتِىَ عِلْمَاً ما لا یَنْفَعُهُ، لاَِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ نَعَتَ الْعُلَماءَ فَقالَ: «إِنَّ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهِ إذا یُتْلى عَلَیْهِمْ یَخِرُّونَ لِلاَْذْقانِ سُجَّدَاً وَ یَقُولُونَ سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولا وَ یَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ یَبْكُونَ وَ یَزیدُهُمْ خُشُوعا.
یا أَباذَرٍّ؛ مَنِ اسْتَطاعَ أَنْ یَبْكى فَلْیَبْكِ وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ فَلْیُشْعِرْ قَلْبَهُ الْحُزْنَ وَلْیَتَباكَ، إِنَّ الْقَلْبَ الْقاسى بَعیدٌ مِنَّ اللّهِ تَعالى وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ.
یا أَباذَرٍّ؛ یَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى: لا أَجْمَعُ عَلى عَبْد خَوْفَیْنِ وَ لا أَجْمَعُ لَهُ أَمْنَیْنِ فَإِذا اَمِنَنى فىِ‌الدُّنْیا أَخَفْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ إِذا خافَنى فىِ الدُّنْیا آمَنْتُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ. یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ الْعَبْدَ لَیُعْرَضُ عَلَیْهِ ذُنُوبُهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ فَیَقُولُ: أَما إِنّى كُنْتُ مُشْفِقَاً، فَیُغْفَرُ لَه.
یا أَباذَرٍّ؛ إِنَّ الرَّجُلَ لَیَعْمَلُ الْحَسَنَةَ فَیَتَّكِلُ عَلَیْها وَ یَعْمَلُ الُْمحَقَّراتِ حَتّى یَأْتِىَ اللّهَ وَ هُوَ عَلَیْهِ غَضْبانٌ وَ أَنَ الرَّجُلَ لَیَعْمَلُ السَّیِّئَةَ فَیَفْرَقُ مِنْها فَیَأْتِى اللّهَ عَزَّوَجَلَّ آمِنَاً یَوْمَ الْقِیامَةِ.
یا أَباذَرٍّ؛ إنَّ الْعَبْدَ لَیُذْنِبُ الذَّنْبَ فَیَدْخُلُ بِهِ الْجَنَّةَ. فَقُلْتُ: وَ كَیْفَ ذلِكَ بِأَبى أَنْتَ وَ أُمّى یا رَسُولَ اللّهِ؟ قالَ: یَكُونُ ذلِكَ الذَّنْبُ نَصْبَ عَیْنَیْهِ تائِباً مِنْهُ فارّاً اِلىَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ حَتّى یَدْخُلَ الْجَنَّةَ.»
بزرگترین نعمتى كه خداوند به ما عنایت كرده نعمت اسلام و ولایت اهل‌بیت(علیهم السلام)است. در پرتو هدایت‌گرى‌ها و راهنمایى‌هاى آن خاندان پاك، ذخایر عظیمى از مواعظ و علوم، با زحمات طاقت‌فرساى علماى بزرگ در طول چهارده قرن به ما رسیده است. كمترین شكرى
﴿صفحه 164 ﴾
كه در برابر این نعمت عظیم از ما ساخته است، مطالعه و تحقیق درباره این ذخایر ارزشمند، استفاده از آن و آگاهى به آن است. در سایه ولایت اهل بیت و روشنگرى‌هاى آنان است كه ما از تاریكى جهل و بى‌خبرى به نور معرفت و آگاهى رهنمون مى‌شویم؛ چنانكه در زیارت جامعه مى‌خوانیم:
بِمُوالاتِكُم، عَلَّمَنَااللّهُ مَعالِمَ دینِنا وَ أَصْلَحَ ما كانَ فَسَدَ مِنْ دُنْیانا.»(107)
بپاس ولایت و پیشوایى شما، خداوند معالم و حقایق دین را به ما آموخت و هر آنچه از امور دنیاى ما فاسد و پریشان بود، اصلاح فرمود.
نصیحت‌هاى نورانى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به ابوذر نمونه‌اى است روشن از هدایت‌گرى‌هاى ایشان. جا دارد ما از این نصایح و پندها بهره بریم، تا به سعادت دنیا و آخرت نایل گردیم، چون اسلام و دستورات آن بهترین نسخه‌اى است كه سعادت دنیوى و اخروى انسان و همه نیازهاى مادّى و معنوى او را تأمین مى‌سازد.