فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

تقسیم‌بندى برخى از پندهاى پیامبر

موعظه‌هاى پیامبر كه پیش از این، مورد بررسى قرار گرفت به سه بخش تقسیم مى‌گردد:
بخش اول:
در بیدار ساختن انسان و غفلت زدایى از او بود؛ زیرا او بر اساس طبیعت حیوانى‌اش، براى
﴿صفحه 122 ﴾
فعالیت‌هاى دنیوى، اشباع غرایز و تمایلات حیوانى، بیشتر انگیزه دارد، از این جهت مبدء و معاد را فراموش مى‌كند.
گرچه برخى از ابتدا به هدف و غایت آفرینش خود آگاهند، ولى عموم مردم از هدف آفرینش خود غافلند: نمى‌دانند براى چه آفریده شده‌اند، به كجا مى‌روند و چه باید بكنند. بنابراین باید آنها را بیدار ساخت و احساس مسؤولیت را در آنها برانگیخت. بخش اول موعظه‌هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جهت غفلت زدایى، توجه دادن انسان به مسؤولیتش بود و اینكه چه سرمایه گران‌بهایى در اختیار اوست كه باید از آن بهره بردارى كند.
بخش دوم:
بعد از آگاه شدن انسان به هدف و ضرورت انتخاب راهى كه آن را به هدف رهنمون سازد، لزوم فراگیرى علم و تحصیل آگاهى مطرح مى‌گردد؛ از این جهت در بخش دوم به تحصیل علم و وظایف عالمان الهى اشاره رفت. نیز مطرح گردید، ضرورى‌ترین علمها، علمى است كه هدف آفرینش و راه رسیدن به آن را مى‌شناساند كه آن عبارت است از معارف الهى.
بخش سوم:
در این بخش لزوم عمل به علم و وظایف و تكالیف شناخته شده، مطرح گردید و اشاره شد كه عمل در دو جهت تحقق مى‌یابد: جهت اول فعالیت‌هاى ایجابى و مثبت؛ یعنى بایدها و كارهایى كه باید انجام گیرند. جهت دوم فعالیت‌هاى سلبى؛ یعنى نبایدها و كارهایى (محرمات) كه باید از آنها دورى گزید. نقطه اساسى این قسمت، لزوم درك اهمیت گناه و بازتاب آلوده گشتن به آن بود. بعد از آن سه بخش در این درس، بخش چهارم سخنان و موعظه‌هاى پیامبر(صلى الله علیه وآله) مطرح مى‌گردد.
بخش چهارم:
انسان نباید به انجام واجبات و ترك گناهان اكتفا كند و تصور كند دیگر وظیفه‌اى ندارد.
﴿صفحه 123 ﴾
گرچه رسیدن به این مرحله خیلى مهم است، ولى این تازه گامهاى اول، براى رسیدن به هدف است. بدیهى است كه بدون دورى از گناهان و انجام واجبات و در یك جمله، بدون برداشتن گامهاى اول، فرد نمى‌تواند قدمهاى بعدى را بردارد؛ ولى این مرحله، در مقایسه با مراحل باقى‌مانده، راه كوتاهى است كه طى شده است و تازه انسان مسیر بس درازى در پیش دارد. پس باید بیشتر انسان را تشویق به تلاش و فعالیت كرد و در او این انگیزه را ایجاد كرد كه تنها به انجام واجبات و ترك گناهان و محرمات اكتفا نكند.

مقام عابدان و شب زنده‌داران

«یا اباذرّ؛ انّ اللّه جلّ ثناؤه لیُدخل قوماً الجنّة فیعطیهم حتى یملوا و فوقهم قوم فى الدّرجات العلى فاذا نظروا الیهم عرفوهم، فیقولون ربّنا اخواننا كنّا معهم فى الدّنیا فبم فضّلتهم علینا، فیقال هیهات، هیهات، انّهم كانوا یجوعون حین تشبعون و یظمئون حین تروون و یقومون حین تنامون و یشخصون حین تخفضون»
اى ابوذر؛ خداوند گروهى را به بهشت مى‌برد و آنقدر به آنان نعمت مى‌دهد كه خسته مى‌شوند، ولى چون به گروه دیگرى كه در درجات بالاى بهشت قرار دارند، مى‌نگرند آنها را باز مى‌شناسند پس مى‌گویند: پروردگارا اینان برادران ما هستند كه در دنیا با هم زندگى مى‌كردیم، چرا آنان را بر ما برترى دادى؟
در پاسخ گفته مى‌شود: هیهات هیهات، آنگاه كه شما سیر بودید، آنان گرسنگى مى‌كشیدند و آنگاه كه شما سیراب بودید، تشنه مى‌ماندند (روزه مى‌گرفتند) و وقتى شما خواب بودید، آنان ایستاده (به نماز مشغول) بودند، و چون شما در خانه‌هاتان مى‌آسودید، آنان از براى خدا بیرون مى‌شتافتند.
در این جملات حضرت صحنه‌اى از قیامت را مجسم مى‌سازند، صحنه‌اى كه فرد با انجام واجبات و ترك محرمات به بهشت راه یافته. براى او جاى ندارد كه از جهنم و دركات او سخن گفته شود، چون او از خطر جهنم رهیده است و بهشتى شده است، ولى بهشتى
﴿صفحه 124 ﴾
كوتاه همتى كه به درجات پایین بهشت اكتفا كرده است و همت این را نداشته كه قدمهاى بلندترى بردارد و به درجات والاتر نایل شود. حال براى او مجسم مى‌سازند كه گرچه تو با انجام وظایف واجبت به بهشت راه یافتى، ولى هستند كسانى كه در بهشت از تو بالاترند و تو سعى كن به مقام آنان نایل شوى.
خداوند بسیارى از مردم را وارد بهشت مى‌سازد و نعمت‌هاى بى‌حسابى به آنها ارزانى مى‌كند، چنان كه تا مدتى سرگرم استفاده و لذت‌جویى از آن نعمت‌ها مى‌شوند. (تعبیر حضرت این است كه آنقدر نعمت در اختیار آنها مى‌گذارند كه خسته مى‌شوند. البته این تعبیر عرفى است والا در بهشت خستگى وجود ندارد، چنانكه خداوند مى‌فرماید:
«... لا یَمَسُّنا فیها نَصَبٌ وَ لا یَمَسُّنا فیها لُغُوب»(70)
در بهشت رنج و المى به ما نمى‌رسد و هیچ‌گاه ضعف و خستگى نخواهیم داشت.
پس منظور حضرت این است كه به هر اندازه بخواهند، نعمت به آنها داده مى‌شود).
این بهشتیان به یكباره مى‌نگرند كه دوستان آنها به مقامهاى والاترى رسیده‌اند، تعجب مى‌كنند. عرض مى‌كنند: پرودگارا، اینها دوستان ما بودند، ما در دنیا با هم بودیم، در یك صف نماز مى‌خواندیم و در یك سنگر مبارزه مى‌كردیم، چه شد كه آنها را بر ما برترى دادى و مقامهاى عالى‌ترى به آنها بخشیدى؟
به آنها جواب مى‌دهند: شما با آنها تفاوت زیادى دارید، وقتى شما سیر بودید، آنها گرسنگى مى‌كشیدند. آنگاه كه شما سیراب بودید، آنها تشنه بودند و روزه‌هاى مستحبى مى‌گرفتند. وقتى شما مشغول بهره‌جویى از نعمت‌ها و غذاهاى حلال بودید، آنها روزه مى‌گرفتند. گرچه شما مرتكب گناه نشدید، ولى آنان در تابستان گرم، شكم خود را از غذا و آب خالى مى‌كردند. شما به اعمال و وظایف واجب خود اكتفا مى‌كردید و پس از آن به استراحت مى‌پرداختید، ولى آنها به خواب نمى‌رفتند و مشغول عبادت و راز و نیاز با خدا مى‌شدند. به فرموده قرآن آنها كسانى بودند كه:
﴿صفحه 125 ﴾
«كانُوا قَلیلا مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ. وَ بِالاَْسْحارِهُمْ یَسْتَغْفِرُون»(71)
اندكى از شب را به خواب مى‌روند و سحرگاهان از درگاه خداوند طلب آمرزش و مغفرت مى‌كنند.

تفاوت بهشتیان در بهره‌مندى از مقامهاى بهشتى

در این جملات حضرت درجات و مقامات بهشت را یادآور شدند. در آیات و روایات فراوانى تصریح شده، چنانكه جهنم داراى دركات است، بهشت نیز داراى درجات و مقامهایى است. پایین‌ترین مرتبه آن مختص كسانى است كه به واجبات عمل كرده‌اند و بالاترین درجه بهشت «مقام رضوان» است كه مختص اولیاى خاص خداوند و مخلصین است.
خداوند مى‌فرماید:
«وَعَدَاللّهُ الْمُؤْمِنینَ وَالْمُؤْمِناتِ جَنّات تَجْرى مِنْ تَحْتِها الاَْنْهارُ خالِدینَ فیها وَمَساكِنَ طَیِّبَةً فى جَنّاتِ عَدْن وَ رِضْوانٌ مِنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیم»(72)
خداوند وعده داده است كه مردان و زنان مؤمن را در بهشت جاودانى كه زیر درختانش نهرها جارى است درآورد و در كاخهاى نیكوى بهشت عدن منزل دهد و برتر و بزرگتر از هر نعمت، مقام رضا و خشنودى خداوند را به آنان كرامت كند؛ آن به حقیقت رستگارى بزرگى است.
درباره جمله «رضوان من اللّه اكبر» مرحوم علامه طباطبایى مى‌فرماید: «رضایت و رضوان الهى از همه نعمت‌هاى بهشت برتر و والاتر است و از این جهت واژه «رضوان» نكره آورده شده، كه حدى بر آن متصور نیست، یا اینكه رضوان و رضایت خداوند اگر كم هم باشد، از همه نعمت‌ها بزرگتر است، نه از این جهت كه آن نعمت‌ها از رضایت خداوند
﴿صفحه 126 ﴾
ناشى مى‌گردد ـ گرچه واقعیت چنین است ـ بلكه از آن جهت كه حقیقت بندگى و عبودیت خدا كه قرآن به آن دعوت مى‌كند، بندگى از روى محبت به خداست، نه به جهت طمع در بهشت و یا ترس از جهنم. برترین سعادت و رستگارى نزد محب این است كه رضاى محبوبش را جلب كند، نه اینكه براى ارضا و راضى ساختن خود همت گمارد»(73)
بندگى از روى محبت و عشق به خداوند، چنانكه در برخى روایات آمده است، برترین بندگى‌ها و مختص احرار و آزادگان و صالحان است. از این جهت مى‌توان ادعا كرد بالاترین مقامهاى بهشت «رضوان» است كه به صالحان و آزادگان ـ كه خالصانه خداوند را عبادت مى‌كنند ـ اختصاص دارد.
در ارتباط با مراتب و درجات آخرت خداوند مى‌فرماید:
«أُنْظُرْ كَیْفَ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْض وَ لَلاَْخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجات وَ أَكْبَرُ تَفْضیلا»(74)
بنگر چگونه برخى مردم را بر برخى دیگر فضیلت و برترى دادیم، مراتب و درجات آخرت، بیشتر و بالاتر از درجات دنیاست.
این آیه اشاره دارد به اینكه تفاوت درجات آدمیان، به كوششها و تلاشهایشان بستگى دارد. چنان نیست، كسى كه عملش اندك است با كسى كه عملش فراوان است، یكسان باشد. علاوه اختلاف درجات و مراتب آخرت، قابل مقایسه با اختلاف مراتب دنیا، در بهره‌مندى از امكانات او نیست؛ چون آخرت به مراتب فراختر از دنیاست تا بدان حد كه در تصور نمى‌گنجد.
دلیل برترى در دنیا، تفاوت در بهره‌مندى از مال و ثروت و جاه و مقام دنیاست، و شكى نیست كه اینها محدودند. ولى دلیل برترى در آخرت و اختلاف درجات آن، به میزان بهرهورى انسانها از ایمان و اخلاص بر مى‌گردد كه این از حالات دل و قلب انسان است و بدون شك قابل مقایسه با تفاوت‌هاى دنیوى نیست.(75)
﴿صفحه 127 ﴾
همان‌طور كه اشاره رفت، بیان حضرت در این بخش این نكته را به انسان گوشزد مى‌كند كه نباید به انجام واجبات و ترك محرمات اكتفا كند، البته كسى كه به درجات پایین بهشت رضا مى‌دهد، مى‌تواند به همین حد اكتفا كند، ولى روزى مى‌رسد كه مى‌نگرد، دوستان و اقران او در مراتب عالى‌ترى قرار دارند و در آن روز او حسرت مى‌خورد. براى اینكه ما نیز به آن مراتب عالى دست یابیم، بایسته است از تفریح و استراحت خود بكاهیم، و بیشتر به عبادت بپردازیم.
گفتنى است كه استراحت، در حد ضرورت، مطلوب است و گاهى واجب مى‌گردد و چه بسا خود مقدمه انجام تكلیف واجبى است: مثل اینكه اگر استراحت نكند، در حال نماز و عبادت كسل است و نشاط كافى ندارد، یا اگر استراحت نكند، به موقع درس نمى‌تواند، درست آن را بفهمد. سخن در این است كه استراحت بى‌جا و بیش از حد، اگر موجب جهنم رفتن هم نشود دست كم، شخص را از دیگران عقب مى‌اندازد.