فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

بیدارى و هوشیارى مؤمن

«یا اَباذَرٍّ؛ اَلْمُتَّقُونَ سادَةٌ وَ الْفَقُهاءُ قادَةٌ وَ مُجالَسَتَهُمْ زِیادَةٌ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَرى ذَنْبَهُ كَأَنَّهُ تَحْتَ صَخْرَة یَخافُ أَنْ تَقَعَ عَلَیْهِ وَ إِنَّ الْكافِرَ لَیَرى ذَنْبَهُ كَاَنَّهُ ذُبابٌ مَرَّ عَلى اَنْفِهِ. یا اَباذَرٍّ؛ إِنَّ اللّهَ تَبارَكَ وَ تَعالى إِذا أَرادَ بِعَبْد خَیْراً جَعَلَ الذُّنُوبَ بَیْنَ عَیْنَیْهِ مُمَثَّلَةً وَ الاِْثْمَ عَلَیْهِ ثَقیلا وَبیلا، وَ إِذا اَرادَ بِعَبْد شَرّاً أَنْساهُ ذُنُوبَهُ.
یا اَباذَرٍّ؛ لا تَنْظُرْ اِلى صِغَرِ الْخَطیئَةِ وَ لكِنِ انْظُرْ إِلى مَنْ عَصَیْتَ. یا اَباذَرٍّ؛ إِنَّ نَفْسَ الْمُؤْمِنِ أَشَدُّ ارْتِكاضاً مِنَ الْخَطیئَةِ مِنَ الْعُصْفُورِ، حینَ یُقْذَفُ بِهِ فى شَرَكِهِ.»

همنشینى باپرهیزگاران و فقیهان، وتفاوت گناه درنگرش‌مؤمنو كافر

«یا اباذرّ؛ المتّقون سادة و الفقهاء قادة و مجالستهم زیادة. إنّ المؤمن لیرى ذنبه كأنّه تحت صخرة یخاف أن تقع علیه و إنّ الكافر لیرى ذنبه كأنّه ذباب مرّ على أنفه.»
اى ابوذر؛ پرهیزگاران بزرگوارند و فقیهان پیشوایان و رهبران، همنشینى آنان، موجب افزایش علم و فضیلت مى‌گردد. مؤمن، گناه خود را همانند تخته سنگى مى‌بیند كه بیم دارد بر او فرود آید و كافر، گناه خویش را همانند مگسى مى‌بیند كه از روى بینى او عبور مى‌كند.
در بیانات پیشین، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) انسان را به موقعیت حساس خود، اهمیت زندگى و ارزش لحظات عمر واقف ساخت و به او هشدار داد كه از تنبلى، كسالت و بى‌تفاوتى كناره گیرد و با احساس مسؤولیّت، به مسائل زندگى بنگرد. تأكید شد كه آدمى فرصت را غنیمت شمرد و كار امروز را به فردا نیفكند. حال سخن در این است كه راه بهتر استفاده بردن از عمر و اوّلین گام در «سیر الى اللّه» چیست؟
﴿صفحه 94 ﴾
مسلّم در راستاى قدردانى از عمر و «سیر الى اللّه» اوّلین گام، پرهیز از گناه است. چون انسان آلوده به گناه به جایى نمى‌رسد و ارزش عمر آدمى تا آنجاست كه به معصیت آلوده نگردد.
امام سجاد(علیه السلام) در دعاى «مكارم الاخلاق» مى‌فرماید:
«اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد... و عَمِّرْنى ما كانَ عُمْرى بِذْلَةً فى طاعَتِكَ فَاِذا كانَ عُمْرى مَرْتَعاً لِلشَّیْطان فَاقْبِضْنى إِلَیْكَ قَبْلَ أَنْ یَسْبِقَ مَقْتُكَ إِلَىَّ أَوْ یَسْتَحْكِمَ غَضَبُكَ عَلَىَّ.»(49)
خداوندا؛ بر محمد و آل محمد درود فرست... و عمرم را طولانى گردان، تا هنگامى كه در بندگى تو صرف مى‌گردد. پس آنگاه كه عمرم چراگاه شیطان گشت، پیش از آنكه بر من خشم گیرى و غضبت حتمى گردد، روحم را قبض كن.
بنابراین گناه، هرچند اندك باشد، موجب تباهى است، حتى اگر شخصى در كنار آن عبادت‌هاى زیادى نیز انجام دهد. كسى كه در كنار عبادت‌هایش گناه مى‌كند، به مانند كسى است كه كیسه‌اى سوراخ دارد و هرچه از یك طرف پول و جواهر درون آن مى‌نهد، از طرف دیگر بیرون مى‌ریزد، و یا به مانند كسى است كه خرمنى فراهم مى‌كند و سپس بر آن آتش مى‌افكند؛ چرا كه گناهان به مثابه آتشى است كه بر خرمن اعمالمان افكنده مى‌شود.
پس در قدم اوّل باید گناهان را شناخت و از آلوده گشتن به آنها دورى جست و اگر گناهى مرتكب شدیم، توبه كنیم و از آن پس با یارى جستن از خداوند و توسّل به اولیاى او، در صدد برآییم به گناه آلوده نگردیم.

لزوم انتخاب رفیق شایسته و بزرگ انگاشتن گناه

از دیدگاه حضرت پیامبر(صلى الله علیه وآله)آدمى در مسیر حركت به سوى كمال، به دو چیز سخت نیازمند است: یكى رفیق شایسته و دیگرى بزرگ انگاشتن گناه و پرهیز از آن. شاید جمع بین این
﴿صفحه 95 ﴾
دو، به این معنى است كه گزینش رفیق خوب، مقدّمه‌اى است براى بزرگ شمردن گناه و سرانجام اجتناب از گناه؛ و انتخاب دوست بد مقدّمه‌اى است براى آلودگى هر چه بیشتر به گناهان، چرا كه رفیق خوب مى‌تواند منبع بسیارى از خیرات و بركات باشد؛ چنانكه دوست بد عامل بسیارى از انحرافات و مفاسد است.
دوست خوب موجب مى‌گردد، گناه در چشم انسان بزرگ جلوه كند و اگر گناهى مرتكب شد، پیوسته خود را در مقابل ذات حق، شرمسار و مقصّر بشمارد. در مقابل، دوست بد موجب مى‌گردد، گناه در نظر انسان كم جلوه كند و كوچك شمرده شود؛ تا جایى كه در مقابل هیچ گناهى احساس شرم نكند.
در این فراز حضرت دو ملاك را براى انتخاب همنشین ارائه مى‌كنند:
1ـ داشتن تقوا.
2ـ آگاهى به حلال و حرام الهى، و به عبارت دیگر شناخت دین.
معاشرت با دوست بى‌تقوا و مشاهده بى‌تقوایى‌هاى او، گناه را در نظر انسان كم‌رنگ مى‌سازد و در نتیجه، هلاكت و خسران ابدى نصیب او مى‌گردد؛ چنانكه قرآن از قول برخى از دوزخیان نقل مى‌كند كه مى‌گویند:
«یا وَیْلَتى لَیْتَنى لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلا. لَّقَدْ أَضَلَّنى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جائَنى وَ كانَ الشَّیْطانُ لِلاِْنْسانِ خَذُولا.»(50)
واى بر من، اى كاش فلانى را دوست خود برنگزیده بودم. او بود كه مرا از یاد خدا بازداشت و شیطان انسان را خوار مى‌كند.
همان‌طور كه انسان بى‌تقوا لایق دوستى نیست، با انسان جاهل و نادان نیز نباید طرح دوستى ریخت. او حتى اگر بخواهد كار نیكو انجام دهد، در اثر جهل، به خطا و انحراف مى‌افتد. پس چنانكه آگاهى و تقوا، دو بال براى رشد و تعالى و تكامل در مسیر حقّ است، دو معیار ارزشمند براى گزینش دوست و رفیق نیز مى‌باشد. از این جهت پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) در
﴿صفحه 96 ﴾
سفارش خود به ابوذر، تقوا و فقاهت را ملاك دوست گزینى معرفى مى‌كنند. البته بایسته است كه این دو ویژگى در انسان جمع گردد، چون انسانى كه در صدد انجام وظایف خود است، اگر دین شناس نباشد، هر قدر كه مقدس هم باشد، فریب شیطان و مردم را مى‌خورد.