فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

عظمت حقوق خداوند و بى‌شماره بودن نعمت‌هاى او

«یا اباذرّ؛ انّ حقوق اللّه جلّ ثناوه أعظم من أن یقوم بها العباد و انّ نعمه أكثر من أن یحصیها العباد و لكن أمسوا و أصبحوا تائبین.»
اى ابوذر؛ حقوق خداوند بزرگتر از آن است كه بندگان بتوانند به آن قیام كنند و نعمت‌هاى او بیشتر از آن است كه بندگان به شمارش آن توانا باشند، ولى شما هر سحرگاه و شامگاه توبه كرده، به تقصیر خویش اعتراف كنید.
دراین بخش، محور بحث ایجاد حسّ مسؤولیّت و اهمیّت به انجام وظایف است.
بعد از اینكه انسان فهمید كه باید از عمرش بخوبى استفاده برد و دانست كه براى بهتر استفاده بردن از عُمر، وقت و فراغت، باید از علم برخوردار گشت؛ نوبت مى‌رسد به لزوم
﴿صفحه 82 ﴾
ایجاد انگیزه تلاش و فعالیّت در فرد و اینكه آن انگیزه چگونه پدید مى‌آید. براى ایجاد انگیزه، توجه به این نكته لازم است كه خداوند بر بندگان خویش حقوقى دارد و از این جهت انسان در برابر خداى خویش وظایفى پیدا مى‌كند. انسان با عقل و فطرت خویش مى‌یابد كه اگر كسى بر او حقى داشته باشد، باید حق او را ادا كند و هر انسان عاقلى مى‌داند كه خداوند متعال بالاترین حقوق را بر عهده او دارد.
وقتى انسان توجه داشته باشد كه همه نعمت‌هایى كه از آن برخوردار مى‌باشد ـ از اصل حیات و زندگى گرفته، تا سایر نعمت‌هاى مادّى و معنوى ـ از خداوند متعال است، ممكن نیست وظیفه بندگى را فراموش كند. او مى‌داند كه باید از ولى نعمت خود سپاسگزارى و قدردانى كند و این خود بزرگترین انگیزه‌اى است كه مؤمن را به انجام وظایف وادار مى‌كند. لذا حضرت در اولین جمله این بخش از روایت، به حقوق خداوند متعال بر انسانها اشاره مى‌كند و مى‌فرماید كه انسان هیچ‌گاه نمى‌تواند از عهده شكر نعمت‌هاى خدا و اداى حقوق الهى برآید.
وقتى انسان پى برد كه با صرف همه عمر، به انجام همه وظایف و اداى حقوق الهى و شكر نعمت‌هاى خداوند موفّق نمى‌گردد، همواره باید خود را بدهكار ببیند، حتى اگر گناهى هم نكرده است، حق الهى بر گردن او باقى است و باید آن را ادا كند. مبادا شیطان او را فریب دهد و خیال كند از خدا طلبكار است. اگر كسى كه با لطف و عنایت خداوند، موفق گشته از گناهان اجتناب كند، به خود ببالد و پیش خود بگوید «الحمد للّه» كه ما گناهى مرتكب نشدیم! به غفلت و خودپسندى مبتلا مى‌گردد. پس باید توجه داشت كه انسان هرگز نمى‌تواند از عهده اداى حقوق الهى و شكر نعمت‌هاى او برآید، چنانكه خداوند متعال مى‌فرماید:
«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها...»(42)
اگر بخواهید نعمتهاى خداوند را شماره كنید هرگز نتوانید.
﴿صفحه 83 ﴾
بر فرض انسان بتواند نعمت‌هاى خداوند را شماره كند، حق یكى از آنها را نیز نمى‌تواند ادا كند. حتى اگر براى شكر آن نعمت به یك «الحمد للّه» اكتفا كند، باز از عهده شكر آن برنیامده است؛ زیرا گفتن «الحمد للّه» توفیق و نعمتى است كه خداوند به او عنایت كرده است و خود نیاز به شكرگزارى دارد. پس براى هر شكرى، شكر دیگرى واجب است. یعنى اگر تا قیامت «الحمد للّه» بگوییم، از عهده شكرِ یك «الحمد للّه» بر نمى‌آییم؛ پس چگونه مى‌توان از عهده این همه نعمتى كه خلایق از شمارش آنها عاجزند برآمد؟
توجه به این مطلب كه نعمت‌هاى خداوند بى‌شمار است و او حق فراوانى بر انسان دارد، موجب احساس كوچكى و فروتنى در انسان مى‌گردد و حتى اگر گناهى هم مرتكب نشود، احساس مى‌كند كه بدهكار است.
پس اگر انسان نمى‌تواند شكر نعمت‌هاى خداوند را به جاى آورد و حقوق او را برآورده سازد، بزرگترین كارى كه از او ساخته است، حفظ حالت توبه، انابه، خضوع و اعتراف به گناه و كوتاهى در انجام وظایف مى‌باشد. این خود، انسان را از غرور و فریفته شدن باز مى‌دارد، چون انسان تا از مسیر صحیح منحرف شود، به دنیاخواهى و راحت طلبى و تن‌پرورى مبتلا مى‌گردد، تازه وقتى به مسیر صحیح هدایت گشت و به انجام وظایف همّت گمارد، به غرور و خودپسندى مبتلا مى‌شود: خود را با سایرین مقایسه مى‌كند و پیش خود مى‌گوید، مردم قدر نعمت‌هاى خداوند را نمى‌شناسند و به گناه آلوده‌اند؛ ولى ما به انجام وظایف و قدرشناسى نعمت‌هاى خداوند موفق گشته‌ایم!
پس در عین اینكه باید اهل كار و عمل به وظیفه باشیم، نباید به غرور مبتلا شویم؛ این بزرگترین درس تربیتى است كه از كلمات اهل بیت(علیهم السلام) استفاده مى‌شود.
در همین بیان، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) علاوه بر تشویق فرد به كار و تلاش و انجام وظیفه و درك سنگینى حقوق الهى، او را از ابتلاى به غرور و خودپسندى باز مى‌دارند.

كوتاهى عمر و بقاى اعمال خوب و بد انسان

«یا اباذرّ؛ انّكم فى ممرّ اللّیل و النّهار فى آجال منقوصة واعمال محفوظة والموت
﴿صفحه 84 ﴾
یأتى بغتة ومن یزرع خیراً یوشك انْ یحصد خیراً ومن یزرع شرّاً یوشك ان یحصد نَدامة ولكلّ زارع مثل مازرع»
اى ابوذر؛ شما در گذرگاه شب و روز، داراى عمرى هستید كه پیوسته رو به كاهش است و اعمالتان محفوظ مى‌ماند وناگاه مرگ فرا مى‌رسد و در آن صورت هركس عمل خوبى انجام داده، نتیجه خوبى برداشت مى‌كند و هر كس كار بدى مرتكب گشته، پشیمانى را درو خواهد كرد و هر كشتكار همان درود كه مى‌كارد.
از جمله امورى كه انسان را وادار به كار و تلاش مى‌كند و انگیزه فعالیّت و انجام وظایف را در او پدید مى‌آورد، توجّه به این نكته است كه عُمر، در حال سپرى شدن است. چه بخواهیم و چه نخواهیم، با هر نفس، از عمرمان كاسته مى‌شود و نمى‌توان چرخ زمان را متوقّف ساخت و ثانیه‌ها را نمى‌توان برگرداند و به قول على بن ابیطالب(علیه السلام):
«نَفَسُ الْمَرْءِ خُطاهُ إِلى أَجَلِهِ»(43)
هر نفس آدمى، گامى است كه به سوى مرگ برمى‌دارد.
باید مواظب بود، تا این سرمایه به رایگان از دست نرود، سرمایه‌اى كه پیوسته رو به كاهش و فرسایش است، تا اینكه مرگ انسان فرا رسد و از او گریزى نیست، چنانكه على(علیه السلام)مى‌فرماید:
«... فَما یَنْجُو مِنَ الْمَوتِ مَنْ خَافَهُ وَ لا یُعْطى الْبَقاءَ مَنْ أَحَبَّهُ.»(44)
كسى كه از مرگ بیم داشته باشد، از آن رهایى نمى‌یابد و آنكه دوستدار زنده بودن است، همیشه زنده نخواهد ماند.
تنها راه جلوگیرى از به هدر رفتن سرمایه عمر، معامله سودبخش است و چه معامله‌اى بهتر از اینكه انسان در برابر عمر خود بهشت را از آن خود سازد، چرا كه آن تنها كالایى است كه مى‌تواند، بهاى عمر انسان قرار گیرد، چنانكه على(علیه السلام) فرمود:
﴿صفحه 85 ﴾
«أَلا حُرٌّ یَّدَعُ هذِهِ اللُّماظَةَ لاَِهْلِها؟ إِنَّهُ لَیْسَ لاَِنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلّا الْجَنَّةَ، فَلا تَبِیعُوها إِلّا بِها.»(45)
آیا آزاد مردى نیست كه این ته مانده غذا در دهان (دنیاى پست) را به اهل دنیا واگذارد؟ براى جانهاى شما بهایى جز بهشت نیست، پس آنها را، جز به آن نفروشید.
پس چه زیانكارند انسانهایى كه سرمایه بزرگ عمر را با آتش قهر الهى معامله مى‌كنند. شاید آنان كه عُمر خود را در راه باطل صرف مى‌كنند، در این پندارند كه با گذر عمر، اعمال آنان نیز از بین مى‌رود؛ زهى خیال باطل! گرچه این نشئه، نشئه عبور و گذراست و نشئه قیامت، نشئه بقاست؛ ولى اعمال انسان باقى مى‌ماند، چون اعمال با روح انسان و خداوند متعال ارتباط دارد. گرچه ما در نشئه‌اى زندگى مى‌كنیم كه روبه فنا و گذراست، اما با عالم و نشئه بقا نیز ارتباط داریم و اعمالمان در آنجا باقى خواهد ماند.

الف) تجسّم كردار دنیوى انسان در قیامت

از جمله اصول پذیرفته شده مربوط به قیامت، حفظ و تجسّم اعمال است كه خداوند در قرآن بدان اشاره كرده است، از جمله مى‌فرماید:
«وَوُضِعَ الْكِتابُ فَتَرَى الُْمجْرِمینَ مُشْفِقینَ مِمّا فیهِ وَ یَقُولُونَ یا وَیْلَتَنا مالِ هذا الْكِتابِ لا یُغادِرُ صَغیرَةً وَ لا كَبیرَةً إِلّا أَحْصَاها وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا یَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً.»(46)
و در آن روز كتاب اعمال نیك و بد خلق را در برابر آنها نهند و اهل گناه را از آنچه در نامه اعمال آنهاست هراسان بینى. آنان با خود مى‌گویند، واى بر ما این چگونه كتابى است كه اعمال كوچك و بزرگ ما را، سر مویى فرو نگذاشته، جز آنكه همه را احصا كرده است و در آن كتاب همه اعمال خود را حاضر ببینند و پروردگار تو به هیچ كس ستم نخواهد كرد.
﴿صفحه 86 ﴾
در جاى دیگرى مى‌فرماید:
«فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة خَیْراً یَرَهُ. وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّة شَرّاً یَرَهُ.»(47)
هر كس به قدر ذرّه‌اى كار خیرى انجام داده آن را مى‌بیند و هر كس به قدر ذرّه‌اى كار زشتى كرده، آن را خواهد دید.