فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

انجام بموقع وظایف و نگران دیگر روز نبودن

«یا اباذرّ؛ هل ینتظر احدكم الاّ غنى مطغیاً او فقراً منسیاً او مرضاً مفسداً او هرماً مقعداً او موتاً مجهزاً او الدّجال، فانه شرّ غایب او السّاعة تنتظر و السّاعة ادهى و امرّ»
اى ابوذر؛ آیا هیچ‌یك از شما انتظار چیز دیگرى مى‌كشد بجز ثروتى كه به طغیان انجامد و یا فقر و پریشانى كه موجب فراموشى خدا گردد و یا بیمارى كه جان او را تباه سازد، یا پیرى كه او را از كار و فعالیت باز دارد و یا مرگى كه شتابان در رسد و یا دجال فتنه‌انگیز و یا رسیدن هنگامه رستاخیز كه ترسناك‌تر و تلخ‌تر است.
این بیانات تاكید دیگرى است بر غنیمت شمردن فرصت‌ها، در جهت انجام وظایف. اگر انسان از نیرو و فرصت‌هایى كه در اختیار دارد، براى انجام وظیفه خود استفاده نكند، پس براى انجام وظیفه خویش، منتظر چه فرصتى است؟ این جملات هشدار به كسانى است كه وقتى از آنها درخواست مى‌شود به وظیفه‌شان عمل كنند، مى‌گویند: وقت زیاد است و بعداً انجام خواهیم داد.
اینكه تنبلى مى‌كنى و كار را به تأخیر مى‌اندازى، یا به كار بیهوده‌اى مشغول مى‌شوى، یا خداى ناكرده به گناه مى‌پردازى؛ مگر در انتظار چه روزى هستى كه بتوانى كرده‌هاى خود را
﴿صفحه 66 ﴾
جبران ساخته، به وظیفه‌ات عمل كنى؟ مثلا در دوران فقر و نادارى، انتظار مى‌كشید كه گرفتارى‌هاى دوران فقر برطرف شود و ثروتمند گردید و آنگاه به وظیفه خود عمل كنید. در حالى كه شاید ثروتمندى و بى‌نیازى عوارضى بدتر از فقر و تهیدستى در برداشته و شما را به طغیان وادار كند؛ زیرا انسان وقتى خود را بى‌نیاز دید، طغیان مى‌كند:
«كَلاّ اِنّ الاْنسانَ لَیَطْغى ، اَنْ رَّآهُ اسْتَغْنى»(33)
آیا در دوران بى‌نیازى و ثروتمندى، انتظار مى‌كشى گرفتارى‌هایى كه پول و ثروت بر تو پیش آورده، برطرف گردد و دوران فقر و نادارى فرا رسد و آنگاه به وظیفه خود عمل كنى؟ به این خیال كه با از دست رفتن ثروتت گرفتارى‌هاى كار و زندگى كم مى‌شود و مى‌توانى با فراغت وظیفه‌ات را انجام دهى؟ چه بسا فقر نیز موجب فراموش گشتن اهداف و كمالات گردد و چنان تو را به خود مشغول سازد كه كمال و معنویت را از یاد ببرى.
وقتى سالمى مى‌پندارى كه آدمى در دوران مرض، بیشتر به یاد خدا مى‌افتد، با اینكه این كلیت ندارد؛ چنان نیست كه هر آدمى در هنگام مرض بیشتر به ذكر، دعا و توسل روى آورد، گاهى بیمارى چنان بر انسان مسلط مى‌شود كه حال عبادت و توجه را از او مى‌گیرد.
در دوران جوانى با خود مى‌گویى: بگذار شهوت غرور و شرارت‌هاى جوانى بسر رسد، پس آنگاه در دوران پیرى به عبادت خواهم پرداخت، غافل از اینكه در پیرى زمین‌گیر گشته، توان و قدرت بدنى تو كاهش مى‌یابد و قادر بر انجام وظیفه‌ات نخواهى بود. پس چه وقت مى‌خواهى وظیفه‌ات را انجام دهى؟ آیا وقتى كه مرگت فرا رسید؟ یا هنگامى كه دجال فتنه‌انگیز آمد؟
واژه دجال در لغت به معناى آب طلا كار است و به انسانى كه بسیار دروغ مى‌گوید نیز دجال گفته مى‌شود. همان گونه كه آب طلا، طلاى واقعى نیست بلكه نمایى از آن است، انسان دروغگو نیز ظاهرى فریبنده و جذاب دارد و دیگران را فریفته زر و تزویر خویش مى‌كند.
﴿صفحه 67 ﴾
در روایات دجال به معناى شرور و فتنه‌انگیز آمده است. به هر حال مقصود حضرت از دجال یكى از دو معناى زیر مى‌تواند باشد:
1) عنوان شخصى كه در آخر الزمان ظاهر مى‌شود و موجب فتنه‌انگیزى و شرارت مى‌گردد.
2) اینكه مقصود شخص خاصى نیست، بلكه به معناى هر فریب‌كار و دغل بازى است: كسانى كه با ظاهرى آراسته، در پى فریب دیگران برآمده، با زر و تزویر دیگران را به جانب خود جلب مى‌كنند، از مصادیق دجالند و نیز افرادى كه با پوشاندن لباس حق بر باطل و پوشاندن لباس باطل بر حق، موجب انحراف مردم مى‌شوند.
دجال موجب مى‌گردد حق و باطل چنان درهم بیامیزند كه از یكدیگر قابل تفكیك نباشند، لذا حضرت تاكید مى‌كنند تا زمانى كه حق و باطل براى تو روشن است و حق را مى‌شناسى، فرصت را غنیمت شمار و به حق عمل كن و به لوازم و عوارض آن پایبند باش، مبادا روزى فرا رسد كه گمراه شوى و راه هدایت به رویت بسته شود؛ این بدترین پیش آمدى است كه انسان انتظارش را مى‌كشد ـ از همه ناگوارتر و تلخ‌تر انتظار قیامت است.
در این گفتار، پیامبر خطرهاى آینده را به انسان گوشزد مى‌كنند و آنها را بر او مجسّم مى‌سازند و این احتمال را مطرح مى‌كنند كه ممكن است مشكلات آینده، بیش از مشكلات فعلى باشد؛ پس رواست كه انسان فرصت امروزش را غنیمت شمرده، امروز و فردا نكند.
﴿صفحه 68 ﴾
﴿صفحه 69 ﴾

درس پنجم:نكوهش تحصیل علم براىاهداف دنیوى

ـ فرجام عدم عمل به علم و كسب منزلت اجتماعى به وسیله آن
ـ فرجام كسب علم، جهت فریفتن مردم
ـ اعتراف به جهل، ویژگى عالمان الهى
ـ بزرگترین حسرت عالم در قیامت
ـ تقسیم بندى علماء در بیان على(علیه السلام)
﴿صفحه 71 ﴾

نكوهش تحصیل علم براى اهداف دنیوى

«یا اَباذَرٍّ؛ اِنَّ شَرَّ النّاسِ مَنْزِلَةً عِنْدَ اللّهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ عالِمٌ لایَنْتَفِعُ بِعِلْمِهِ، وَ مَنْ طَلَبَ عِلْماً لِیَصْرِفَ بِهِ وُجُوهَ النّاسِ اِلَیْهِ لَمْ یَجِدْ ریحَ الْجَنَّةِ. یا اَباذَرٍّ؛ مَنِ ابْتَغى الْعِلْمَ لِیَخْدَعَ بِهِ النّاسَ لَمْ یَجِدْ ریحَ الْجَنَّةِ.
یا اَباذَرٍّ؛ اِذا سُئِلْتَ عَنْ عِلْم لا تَعْلَمُهُ فَقُلْ لا اَعْلَمُهُ تَنْجُ مِنْ تَبِعَتِهِ وَلا تُفْتِ النّاسَ بِما لا عِلْمَ لَكَ تَنْجُ مِنْ عَذابِ اللّهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ.
یا اَباذَرٍّ؛ یُطْلِعُ قَوْمٌ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّةِ عَلى قَوْم مِنْ اَهْلِ النّارِ، فَیَقُولُونَ: ما اَدْخَلَكُمُ النّارَ وَ قَدْ دَخَلْنا الْجَنَّةَ بِفَضْلِ تَاْدیبِكُمْ وَ تَعْلیمِكُمْ؟ فَیَقوُلوُنَ: اِنّا كُنّا نَأْمُرُ بِالْخَیْرِ وَ لا نَفْعَلُهُ.»