فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

نقش واسطه اى دنیا

در ادامه حدیث پیامبر مى فرمایند:
«یا اباذرّ؛ كن كانّك فى الدّنیا غریب او كعابر سبیل وعدّ نفسك من اصحاب القبور»
اى ابوذر؛ در دنیا غریبانه و یا همانند رهگذر زندگى كن و خود را مرده اى به حساب آور.
پیامبر سفارش مى كند در دنیا به مانند غریبى باش كه وارد شهرى مى شود و بنگر او كه در آن شهر دوست و آشنایى ندارد چگونه زندگى مى كند، آیا با توجه به اینكه نمى تواند با كسى انس بگیرد، مى تواند به عیش و نوش بپردازد؟ وطن مؤمن آخرت است و در دنیا به مانند مسافر و رهگذر است. پس در این اندیشه نیست كه براى خود بساطى بگستراند و به عیش و نوش پردازد. همچنین پیامبر سفارش مى كنند كه در دنیا به مانند رهگذرى باش كه از مسیرى مى گذرد و در راه مجال ایستادن و توقف ندارد.
ممكن است توجه به ظاهر این گونه جملات، انسان را به سوء برداشت كشاند و چه بسا پیش خود بیندیشد كه باید از دیگران كناره گرفت و در فكر تهیه خانه و تشكیل خانواده نبود و بالاخره از نعمت ها و مواهب دنیا دورى گزید و تنها به جهان آخرت اندیشید؛ چرا كه آنجا منزلگاه ابدى انسان است! شكى نیست كه چنین برداشتى با مبانى اسلام سازگارى ندارد. چه بسا ممكن است گزینش دوست و رفیق، تشكیل خانواده، جمع آورى مال و تهیه مسكن و... همه بر محور آخرت انجام گیرد و در این بین محبت به دنیا مشوق انسان نگردد؛ بلكه مشوق انسان توجه به آخرت و اطاعت امر خدا باشد. چرا كه از مسیر دنیا و بهرهورى از امكانات و لذت هاى آن مى توان به كمالات اخروى و قرب خدا راه یافت.
در واقع كسى كه آخرت را هدف خود قرار داده، دنیا را به عنوان وسیله برگزیده است. حال اگر انسان نمى تواند از دنیا چشم بپوشد و آن را وسیله آخرت قرار دهد، لااقل به مانند رهگذرى باشد كه در مسیر خود، در حد تجدید قوا به استراحت
﴿صفحه 53﴾
مى پردازد. گرچه درنظر چنین شخصى امور دنیا اصالت دارد و نمى تواند بكلى از آن صرف نظر كند، لااقل در حد تجدید قوا و تأمین نیاز و ضرورت از امكانات و مباحات دنیا استفاده كند؛ چنانكه امام موسى بن جعفر(علیه السلام) با توجه به این مطلب سفارش كرده اند: «بخشى از ساعت هاى خود را جهت لذت جویى هاى حلال اختصاص دهید»
جمله «وعُدَّ نفسك من اصحاب القبور»، بالاترین تعبیرى است كه پیامبر به كار برده اند، ولى ممكن است از آن نیز برداشت غلطى بشود: وقتى حضرت مى فرمایند: خودت را در زمره مردگان قرار ده، ظاهرش این است كه چنانكه مردگان حتى از ضرورى ترین نعمت ها، مثل خوردن محرومند، تو نیز از دنیا و بهره جویى از امكانات آن دورى گزین. این در حالى است كه منظور پیامبر این است كه به جایگاه ابدى خود توجه داشته باش. وقتى زندگى دنیا گذرگاه آخرت و پلى است براى رسیدن به جهان باقى، باید توجه ات به مقصد اصلى و منزلگاه ابدى باشد و سعیت بر این باشد كه خودت را براى آن روز آماده كنى و توشه كافى فراهم سازى، تا در آنجا شرمسار و سرافكنده نگردى. پس منظور پیامبر این نیست كه بكلى امور دنیوى را رها كن و به فكر تامین معاش و تهیه وسایل آسایش آینده خود و فرزندت نباش.
برداشت هاى نادرست از آیات و روایات، داراى پیشینه اى كهن در بین مسلمانان بوده است. چنانكه در زمان پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) وقتى آیه اى درباره عذاب نازل شد برخى از اصحاب حضرت، خانه و كاشانه و معاشرت با همسر و استفاده از خوردنى ها و پوشاك را رها كرده، مشغول عبادت شدند، وقتى خبر به پیامبر رسید آنها را احضار كردند و فرمودند: «چرا چنین مى كنید، من كه پیامبر شما هستم در كنار عبادت و روزه دارى، با همسرانم نیز معاشرت دارم و از لذت هاى دنیا استفاده مى كنم؛ شما نیز به من تاسى جویید و خانه و زندگى خود را رها نسازید.»
با توجه به مطالب پیشین، ذكر این نكته لازم است كه چه بسا فردى، در دنیا،
﴿صفحه 54﴾
همراه با امكانات مادى فراوانى زندگى كند، ولى دنیا زده نباشد؛ چرا كه مى توان همه امور مادى را به عنوان وسیله در طریق رهیابى به حق به كار گرفت. همچنین باید توجه داشت كه وقتى سخن از نكوهش دنیا به میان مى آید، این به معناى نكوهش و بى ارزش شمردن مواهب طبیعى و مادى نیست؛ چون آنها همه آفریده خدا و آیات الهى اند. بلكه نكوهش از نحوه نگرش و نیت انسان است كه به دنیا و نعمت هاى آن وابسته مى گردد و آنها را به عنوان هدف اصلى خویش برمى گزیند و از نقش واسطه اى آنها غافل مى شود. پس درواقع از انسان و شیوه استفاده نامطلوب او از ابزار مادى نكوهش شده است.
على(علیه السلام) در توصیف پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) مى فرماید:
«...فَاَعْرَضَ عَنِ الدُّنْیا بِقَلْبِهِ وَاَماتَ ذِكْرَها عَنْ نَفْسِهِ»(29)
قلب پیامبر، به دنیا توجهى نداشت و نام و خاطره آن را در نفس خویش میرانده بود.
«یا اباذرّ؛ اذا اصبحت فلا تحدّث نفسك بالمساء واذا امسیت فلاتحدّث نفسك بالصّباح»
اى ابوذر؛ هنگامى كه صبح كردى، بر خویشتن نوید شامگاه مده و هنگام شب به خود نوید صبحگاه مده.
(این فراز تاكیدى است بر مطالب گذشته كه هیچ كس نمى تواند به آینده خود مطمئن باشد).
«وخذ من صحّتك قبل سقمك ومن حیوتك قبل موتك لانّك لا تدرى مااسمك»
هم اكنون از تندرستى خود، پیش از آنكه دچار بیمارى شوى و از زندگى خویش پیش از آنكه مرگ تو را دریابد، بهره گیرى كن؛ زیرا تو نمى دانى فردا چه سرانجامى خواهى داشت.
در این بخش پیامبر توصیه مى كنند: از فرصت استفاده كن و زندگى امروزت را غنیمت شمار، چون نمى دانى فردا زنده خواهى بود یا نه. همچنین تا بیمار نگشته اى از نعمت سلامتى بهره بردارى كن.
﴿صفحه 59 ﴾

درس چهارم: توصیه پیامبر بهاستفاده شایسته از توانایى‌هاى فعلى

ـ نقش اندیشیدن در مرگ و عواقب گناه
ـ لزوم قدردانى از عمر
ـ انجام بموقع وظایف و نگران دیگر روز نبودن
﴿صفحه 60 ﴾
﴿صفحه 61 ﴾

توصیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) بهاستفاده شایسته از توانایى‌هاى فعلى

«یا اَباذَرٍّ؛ اِیّاكَ اَنْ تُدْرِكَكَ الصِّرْعَةُ عِنْدَالْعَثْرَةِ، فَلا تُقالُ الْعَثْرَةَ وَلاتَمَكَّنُ مِنَ الرَّجْعَةِ وَلایَحْمَدُكَ مَنْ خَلَّفْتَ بِما تَرَكْتَ وَلا یَعْذِرُكَ مَنْ تَقْدِمُ عَلَیْهِ بِما اشْتَغَلْتَ بِهِ»
یا اَباذَرٍّ؛ ما رَأَیْتُ كَالنّارِ نامَ هارِبُها وَلا مِثْلَ الْجَنَّةِ نامَ طالِبُها. یا اَباذَرٍّ؛ كُنْ عَلى عُمْرِكَ اَشَحَّ عَلى دِرْهَمِكَ وَدِینارِكَ. یا اَباذَرٍّ؛ هَلْ یَنْتَظِرُ اَحَدُكُمْ الّا غِنىً مُطْغِیاً اَوْ فَقْراً مُنْسِیاً اَوْ مَرَضاً مُفْسِداً اَوْ هِرَماً مُقْعِداً اَوْ مَوْتاً مُجْهِزاً اَوْ الدَّجّالَ، فَاِنَّهُ شَرُّ غایِب اَوِ السّاعَةَ تُنْتَظَرُ وَالسّاعَةَ اَدْهى وَاَمَرُّ»
پیش از این بخشهایى از حدیث ابوذر مورد بررسى قرار گرفت. در آن بخشها بر تقویت ایمان، غنیمت شمردن فرصت‌ها و قدردانى از عمر و نعمت‌هاى خدا تاكید شد. اكنون همان مطالب با عبارت‌هاى دیگرى بیان مى‌گردد، تا در دلهاى مؤمنان تأثیر بیشترى بخشد. وقتى انسان به خداى متعال، قیامت و ارزشهاى الهى معتقد گشت، درصدد برمى‌آید در پیشگاه خداوند رو سفید شود و در روز قیامت مورد عنایت او قرار گیرد، ولى این كار به این بستگى دارد كه قدر عمر خود را بداند و نیز بداند چگونه آن را صرف كند، تا به هدف كه سعادت ابدى است نایل گردد. در ادامه، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) پرهیز مى‌دهند از این كه انسان به غفلت، گناه و انحراف مبتلا گردد، چرا كه ممكن است در آن حال اجل او فرا رسد و بدبخت و شرمسار، روانه دیار باقى شود.
﴿صفحه 62 ﴾