فهرست کتاب


ره توشه جلد1

آیت الله محمدتقی مصباح یزدی تحقیق و نگارش:کریم سبحانی

درس دوم: لزوم بهره‌گیرى صحیحاز نعمت‌هاى خداوند

ـ سلامتى و فراغت، دو نعمت ناشناخته
ـ جوانى، دوران نشاط و سرزندگى
ـ لزوم قدرشناسى از سلامتى و توانگرى
ـ زندگى دنیا بستر انتخاب، رشد و تعالى
﴿صفحه 34 ﴾
﴿صفحه 35 ﴾

لزوم بهره‌گیرى صحیح از نعمتهاى خداوند

«یا اَباذَرٍّ؛ اِحْفَظْ ما اُوصیكَ بِهِ تَكُنْ سَعیداً فىِ‌الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ. یا اَباذَرٍّ، نِعْمَتانِ مَغْبوُنٌ فیهِما كَثیرٌ مِنَ النّاسِ: الصِّحَةُ وَالْفَراغُ. یا اَباذَرٍّ، اِغْتَنِمْ خَمْساً قَبْلَ خَمْس، شَبابَكَ، قَبْلَ هِرَمِكَ وَصِحَتَكَ قَبْلَ سُقْمِكَ وَ غِناكَ قَبْلَ فَقْرِكَ وَ فَراغَكَ قَبْلَ شُغْلِكَ وَ حیوتَكَ قَبْلَ مَوْتِكَ»
اى ابوذر؛ به نصیحت من عمل كن تا در دو جهان سعادتمند گردى. اى ابوذر؛ بسیارى از مردم در مورد دو نعمت مغبون هستند و از آن قدردانى نمى‌كنند: یكى نعمت تندرستى و دیگرى نعمت فراغت (و آسایش).
اى ابوذر؛ پیش از آنكه پنج چیز به تو روى آورد، پنج چیز را غنیمت شمار: جوانى را پیش از پیرى، تندرستى را پیش از بیمارى، توانگرى را پیش از پریشانى، فراغت را پیش از گرفتارى و زندگى را پیش از مرگ.
«یا اباذر، احفظ ما اوصیك به...»
آدمى پیوسته در پى تأمین سعادت خویش است و براى رسیدن به آن به هر تلاشى دست مى‌زند؛ به تعبیر دیگر سعادت، مطلوب ذاتى و هدف اصلى انسان است و لذا درصدد است كه به عوامل و اسباب آن دست یابد و راه رسیدن به آن را بشناسد. از این جهت حضرت تأكید مى‌كنند كه اگر به پندهاى من عمل كنى، به مطلوب فطرى خویش، یعنى به سعادت دنیا و آخرت دست مى‌یابى و اگر به آن عمل نكنى از آن سعادت، محروم مى‌گردى. این تأكید براى ایجاد آمادگى و پذیرش بیشتر در اوست. مثل اینكه پزشك به بیمارش توصیه
﴿صفحه 36 ﴾
مى‌كند: حتماً به این نسخه عمل كن تا بهبودى خویش را بازیابى و الاّ شكى نیست كه انسان براى بازیابى سلامتى خود نزد پزشك مى‌رود. پس از آن تأكید، پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى‌فرماید:
«یا اباذرّ؛ نعمتان مغبون فیهما كثیر من النّاس: الصّحة والفراغ»

سلامتى و فراغت، دو نعمت ناشناخته

سلامتى و فراغت دو نعمت گران‌بهایى است كه خداوند متعال به انسانها عطا فرموده، ولى اكثر مردم قدر آن دو را نمى‌دانند و به رایگان از دست مى‌دهند. از این جهت پیامبر به ابوذر سفارش مى‌كند كه قدر این دو نعمت را بدان و به مانند دیگران ارزان از دست نده.
خداوند متعال، به رایگان، نعمت‌هاى بى‌شمار و ارزنده‌اى را در اختیار انسان قرار داده و انسان آنها را مفت از دست مى‌دهد، شاید بدان جهت است كه براى به دست آوردن آنها زحمتى نكشیده است. نه تنها حق آنها را ادا نمى‌كند، بلكه آنها را در راه معصیت و مسیرى به كار مى‌گیرد كه نه تنها براى او نفع ندارد، بلكه ضرر نیز دارد.
سلامتى از جمله نعمت‌هاى ارزنده‌اى است كه آدم سالم بدان بى‌توجه است و آنگاه قدر آن را مى‌داند كه به بیمارى گرفتار شود، چونان ماهى كه تا در آب شنا مى‌كند،قدرآن‌رانمى‌داندوهمین كه از آب بیرون افكنده شد، به اهمیّت آن پى مى‌برد.
چندى پیش براى یكى از دوستان اتفاق ناگوارى رخ داده بود و چنانكه نقل كرد: به هنگام سخنرانى بر بالاى منبر، ناگهان صدایش قطع مى‌شود و هر چه به خود فشار مى‌آورد كه بحث را ادامه دهد، موفق نمى‌گردد. سرانجام از منبر پایین آمده، به بیمارستان مى‌رود و خوشبختانه، به لطف و عنایت خداوند، بعد از مدتى شفا مى‌یابد.
بسیار كم اتفاق مى‌افتد كه انسان به نعمت‌هاى پیرامون خود، مثل قدرت بر سخن گفتن، بیندیشد و به جهت آن نعمت از خدا تشكر كند، فقط لحظه‌اى به اهمیّت آن پى مى‌برد كه صدایش قطع شود و قدرت تكلّم از او سلب گردد. در آن صورت چه بسا حاضر است براى بازیابى آن نعمت، همه ثروتش را خرج كند.
لحظه‌اى به سلامتى خویش بیندیشیم و به این موضوع فكر كنیم كه چه نعمتى از این
﴿صفحه 37 ﴾
والاتر كه در سلامت از هزاران بیمارى ـ كه جسممان را تهدید مى‌كند ـ به سر مى‌بریم و حتى به یكى از آنها مبتلا نیستیم. پس ما در هر لحظه از ثروتى كلان برخورداریم، گرچه این سلامتى پایدار و همیشگى نیست و هر لحظه ممكن است از دست برود.
شبیه همین سخن، در جاى دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) وارد شده كه:
«نِعْمَتانِ مَكْفُورَتانِ الاَْمْنُ وَالْعافِیَةُ»(16)
دو نعمت است كه (همواره) مورد ناسپاسى واقع مى‌شوند: سلامتى و امنیّت.
فراغت دوّمین نعمتى است كه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آن اشاره كرده است و به معناى آسایش و نبود گرفتارى است. انسان در زندگى خویش با اوضاع و احوال متفاوتى روبروست. در برخى از فرصت‌ها در فراغت و آرامش به سر مى‌برد و مى‌تواند به خود بیندیشد و به زوایاى نهفته وجود خویش پى ببرد و چه بسا در صدد رفع كجى‌هاى اخلاقى و روانى خویش برآید. درباره سرنوشت خویش تفكّر كند و در گوشه‌اى خلوت به عبادت بپردازد و یا با آرامش خیال مطالعه كند . به هر جهت آسودگى جسمى و روانى بر سراسر وجود او حاكم است و این آسودگى فرصتى طلایى براى او بوجود آورده، تا از فرصت‌ها بهترین بهره‌ها را ببرد و لحظه‌ها را در جهت كمال خویش به خدمت گیرد. در مقابل ممكن است آدمى با دوره‌اى از زندگى روبرو شود كه به دلایل مختلف، روى آسایش و فراغت را نبیند و حسرت یك لحظه آن را داشته باشد؛ ولى چه سود كه زمان از دست رفته هرگز باز نمى‌گردد. [درباره استفاده بهتر از فرصت‌ها على(علیه السلام) مى‌فرمایند:
وَالْفُرْصَةُ تَمُرُ مَرَّ السَّحابِ فَانْتَهِزوُا فُرَصَ الْخَیْرِ»(17)
فرصت (و عمر) به مانند ابر مى‌گذرد، پس فرصت‌هاى خیر را دریابید].
مشكلات گاهى از گرفتار شدن به مسائل خانوادگى و پذیرش مسؤولیت فرزندان و عیال ناشى مى‌شود و گاهى به دلیل اشتغالات و مسؤولیت‌هاى اجتماعى است. این مشكلات
﴿صفحه 38 ﴾
همه قواى روحى و جسمى انسان را به خود مشغول مى‌سازد و فرصت لحظه‌اى فكر كردن را به او نمى‌دهد. در دوران پس از انقلاب بسیارى از مسؤولین به این وضع مبتلا شده‌اند و حتى مجال رسیدگى به مسائل شخصى خود را ندارند.

در مقابل، گروهى پیوسته به دنبال سرگرمى‌اند، و نمى‌دانند چگونه از اوقات گران‌بهاى خود استفاده كنند: آیا جدول روزنامه حلّ كنند؟ یا تا ساعت‌ها از شب گذشته به تماشاى فیلمهاى تلویزیونى و یا به تماشاى برنامه‌هاى ورزشى بنشینند و یا اینكه به بازى شطرنج مشغول گردند؟ همانند انسانى كه ثروت عظیمى را روى هم انباشته، به دنبال جایى مى‌گردد كه به تدریج آن را آتش بزند و از تماشاى آن لذت ببرد. اگر با چنین شخصى برخورد كنیم، خواهیم گفت كه او دیوانه است؛ غافل از اینكه بسیارى از ما به این دیوانگى مبتلاییم وسرمایه عمر خود را كه قابل برابرى با ثروت دنیا نیست، به آتش هوس مى‌سوزانیم.
در واقع به چنین انسانى، مال باخته و مغبون باید گفت، زیرا مغبون كسى است كه كالاى ارزنده‌اى را مى‌فروشد و در مقابل آن متاع بى‌ارزش و یا كم ارزش دریافت مى‌كند. هیچ كالاى ارزش‌مندى نیست كه بتواند با سرمایه عمر برابرى كند و نمى‌توان براى آن به بهایى كمتر از بهشت راضى شد. پس تا فراغت از دست نرفته، قدر آن را بدانید و به كارى بپردازید كه از سایر كارها سودمندتر و شایسته‌تر باشد.