فهرست کتاب


شرحی بر بیانیه گام دوم انقلاب

,

15ـ خدمت بزرگ و تاریخی انقلاب اسلامی به ایران، حفظ تمامیت ارضی ایران:

برای اینکه خدمتی که انقلاب اسلامی به ایران در عرصه ثبات و حفظ تمامیت ارضی نموده را بهتر درک کرد، مناسب است نسل های جدید واقعیت های تاریخی زیر را مرور نمایند:
* آیا می دانید در جریان شط العرب و اروند رود موضوع این بود که تمام دنیا و جوامع جهانی رای دادند که این رودخانه دو قسمت است: یک قسمت برای عراق است و یک قسمت برای ایران. یعنی بر اساس خط تالوگ یعنی میان القعر. ولی انگلیسی ها به رضا شاه فشار آوردند برای اینکه عراق عضو پیمان سعد آباد شود شما باید در مورد اروند کوتاه بیایید.
باقر کاظمی وزیر وقت امور خارجه ایران در خاطراتش می گوید: ما نزد رضاشاه رفتیم، نوری سعید وزیر عراق آمد و گریه و زاری کرد که بگذارید این رودخانه مال ما بشود. شما دریای فارس و دریای مکران (عمان) را دارید، اما ما هیچ چیز نداریم. رضاشاه گفت: خُب اروند را به اینها بدهیم!!
* آیا می دانید رضاخان چگونه بخش هایی از خاک ایران را به افغانستان واگذار کرد و خسارت های این اقدام ذلیلانه تا به امروز هم ادامه دارد؟ درباره دشت «ناامید» که منطقه ای است میان مرز ایران و افغانستان، رضاعلی دیوان بیگی ـ استاندار مازندران ـ در خاطراتش می گوید، هنگامی که ژنرال فخرالدین پاشا که به عنوان حَکَم از ترکیه برای حل اختلافات ایران و افغانستان آمد دخالت کند، دولت ایران گفت هر چه ترک ها بگویند ما قبول داریم. ترک ها و افغان ها با هم هماهنگ بودند.
او می گوید ژنرال فخرالدین در مازندران گفت: شما که استان به این قشنگی دارید، چرا بر سر این دشت های سوزان سیستان و بلوچستان با افغانستان دعوا دارید. دیوان بیگی عصبانی شد. می گوید برگشتم به ژنرال گفتم: به شما چه مربوط است، ما هر جا داشته باشیم برای ایران است. این چه حرفی است شما می زنید که ما چون مازندران را داریم سیستان و بلوچستان را از دست بدهیم؟ در هر صورت آنجا هم دشت «ناامید» توسط رضا خان به افغانستان داده شد. اکنون هم این مشکلی که افغان ها آب را بر گردانده اند و سیستان و بلوچستان خشک شده، به خاطر این است. علم در خاطراتش نوشته است لعنت بر هویدا ـ که جدایی دشت «ناامید» را امضاء کرد چون سیستان و بلوچستان تا بیست سال دیگر خشک می شود.
بنابراین رضاخان نسبت به دیگر عضو پیمان سعدآباد، یعنی افغانستان نیز عطوفت و سخاوتمندی بیشتری نشان داد و در مذاکرات بر سر هیرمند و آب آن، با حکمیت انگلیس ها، میزان سهم آب ایران از رود هیرمند به یک سوم تقلیل پیدا کرد و «از 18146 کیلومتر مربع مساحت کل سیستان، 7374 کیلومتر مربع از آن ایران و 10772 کیلومتر مربع جزو خاک افغانستان شد. رضاخان همچنین منطقه چکاب و مناطق نمک خیز مرز ایران و افغانستان را، نیز جهت اعتمادسازی به افغان ها تقدیم نمود!
* آیا می دانید رضاخان چگونه بخش های مهمی از شمال غرب کشور را به ترکیه واگذار کرده است؟ رضاخان در راستای سیاست حسن همجواری دیکته شده توسط انگلستان، عهدنامه مرزی 1310 را با ترکیه به امضاء رسانید و بخشی از ناحیه آغری داغ و آرارات را به دولت ترکیه واگذار نمود. حسین مکی به نقل از سرلشکر ارفع نقل می کند که رضاخان بر این باور بود که «منظور این تپه و آن تپه نیست. منظور من این است که ما با ترکیه باید دوست باشیم!!»
* آیا می دانید وقتی از هویدا درباره علت واگذاری بحرین به اجانب سوال شد، وی پاسخ داد: «به هیچ کس مربوط نیست، دخترخودمان بود به هر کسی می خواستیم شوهرش دادیم!»
همه این ها را مقایسه کنید با جنگ هشت ساله که به رغم حمایت های جهانی از رژیم بعثی، یک وجب از خاک ایران جدا نشد.

16ـ وضعیت علمی جمهوری اسلامی بر اساس گزارش سایماگو طی سال های 1996 تا 2015

ـ رتبه جهانی تولید علم ایران طی سال های 1996 تا 2015 از 53 ام به 16 ام در جهان ارتقاء یافته است. رتبه جهانی تولید علم ایران در رشته انرژی اتمی از 83 به 11 ام ارتقاء یافته است. (افزایش تعداد مقالات از 1 به 418)
ـ رتبه جهانی تولید علم ایران در رشته نانو و نانو تکنولوژی از 57 ام جهان به 16 ام ارتقاء یافته است. (افزایش تعداد مقالات از 1 به 687)
ـ رتبه جهانی تولید علم ایران در رشته بیوتکنولوژی از 56 به 14 ام جهان ارتقاء یافته است. (افزایش تعداد مقالات از 11 به 618)
ـ رتبه جهانی تولید علم ایران در رشته مهندسی هوا و فضا از 43 به 11 ام جهان ارتقاء یافته است. (افزایش تعداد مقالات از 4 به 341)
ـ رتبه جهانی تولید علم ایران در رشته پزشکی از 54 به 19 ام جهان ارتقاء یافته است. (افزایش تعداد مقالات از 64 به 3 هزار)
ـ رتبه جهانی تولید علم ایران در رشته شیمی از 48 به 11 ام جهان ارتقاء یافته است. (افزایش تعداد مقالات از 79 به 3 هزار)
ـ رتبه جهانی تولید علم ایران در رشته فیزیک و نجوم از 64 به 19 ام جهان ارتقاء یافته است. (افزایش تعداد مقالات از 21 به 1 هزار)
ـ رشد روز افزون و حضور فعال کشور در عرصه های علمی به طوری که تا سال 1391 بیش از 26196 اختراع در کشور ثبت شده است.
ـ پژوهشگران ایرانی از نظر پژوهشی با ثبت 8513 مقاله علمی، در ردیف شانزدهم تولید علم و در زمره دانشمندان و پژوهشگران ممتاز جهان قرار گرفته اند.
ـ جمهوری اسلامی ایران در میان 57 کشور اسلامی از لحاظ علمی و پژوهشی و ثبت اختراع در رتبه اول کشورهای اسلامی قرار دارد.
ـ دستیابی به فن آوری و دانش کامل چرخه سوخت هسته ای و قرار گرفتن در ردیف پنج کشور برتر جهان.
ـ ورود موفقیت آمیز و همزمان با سایر کشورهای پیشرفته به عرصه علوم جدید مانند: نانو تکنولوژی که رتبه هفتم جهانی را به خود اختصاص داده و سایر علوم جدید از جمله؛ لیزر، میکرو الکترونیک، ورود به علم ساخت روبات و کسب موفقیت های جهانی در مسابقات روبوتیک، توسعه سخت افزاری و ساخت ابر رایانه، توسعه نرم افزاری و بهره برداری گسترده از علوم رایانه ای در کشور و کسب 362 مدال در المپیادهای مختلف علمی جهان.
ـ افزایش تعداد پزشکان، کمتر از ده هزار نفر پیش از انقلاب به بیش از 117000 نفر و رفع کامل نیاز کشور به جذب پزشک خارجی. (حریرچی معاون وزیر بهداشت 26/11/96)
ـ تغییر و تبدیل کشور به قطب منطقه ای توریسم سلامت و پذیرش و درمان بیماران خارجی در انواع بیماری ها.
ـ دستیابی به دانش کشت سلول های بنیادین، قرار گرفتن در ردیف کشورهای برتر پیوند کلیه و درمان بیماری های چشمی.

17ـ انقلاب اسلامی و عدالت اجتماعی بر اساس آمار بانک جهانی:

مبارزه با فقر و رسیدگی به محرومین، فارغ از اینکه تا کنون چه میزان موفق بوده است، از همان روزهای اول انقلاب یک موضوع شعاری نبود و رهبران جمهوری اسلامی توجه عملی نسبت به این موضوع داشته اند.
پیش از این رهبر معظم انقلاب بر اساس آمار بانک جهانی فرمودند: «پیش از انقلاب، ضریب جینی بالای 50 بود. ضریب جینی، یک محاسبه ای است که برای نشان دادن شکاف طبقاتی و فاصله ی فقیر و غنی در کشورها انجام می گیرد؛ هر چه عدد این ضریب بالاتر باشد، شکاف طبقاتی بیشتر است؛ هر چه کمتر باشد، شکاف طبقاتی کمتر است. قبل از انقلاب، ضریب جینی بالای 50 بوده است؛ در سال 94 ضریب جینی در کشور 38 بوده است؛ یعنی ما این مقدار ـ فاصله ی 50 و 38 ـ توانسته ایم فاصله طبقاتی را کم کنیم. [طبق] یک آمار دیگر ـ که این آمار هم مربوط است به بانک جهانی؛ آمار بانک جهانی است؛ جزو آمارهای بین المللی است ـ قشر فقیر مطلق، پیش از انقلاب 46 درصدِ ملّت ایران بودند، یعنی تقریباً نصف ملّت ایران قبل از انقلاب جزو قشرهای فقیر مطلق بودند؛ امروز این عددِ 46 درصد، رسیده است به 5/9 درصد ـ البتّه در سال 93؛ آمار بعد از آن را بنده ندارم ـ یعنی این مقدار، کار انجام گرفته است.»