فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

به امید كرم

جوانی از كویی می گذشت، صیدی را بر شاخه ی درختی دید، تیری انداخت تا آن را شكار كند، ولی تیر به قلب فرزند صاحب باغ نشست و او را كشت. عده ای را در اطراف باغ دستگیر كردند. جوان تیرانداز وارد معركه شد و گفت : چه خبر است ؟ گفتند : این جوان به تیر تیراندازی كشته شده. گفت : تیر را نزد من آورید تا نظر دهم. تیر را آوردند، گفت : اگر نظرم را بگویم اینان كه دستگیر كرده اید رها می كنید ؟ گفتند : آری. گفت : برای شكار صیدی تیر از دست من رها شد ولی به قلب این جوان آمد، قاتل منم، هرچه می خواهید انجام دهید. پدر داغ دیده گفت : جوان خطایت را دانستم، اعتراف و اقرارت برای چیست ؟ گفت : به امید كرم تو كه چون اقرار كنم از من گذشت می كنی. گفت : از تو گذشتم(723). اكنون ای اكرم الاكرمین ما به امید این كه با كرم بی نهایتت از ما گذشت می كنی، خاكسارانه به تمام گناهان و خطاهایمان اعتراف می كنیم و به معاصی و خلاف كاریهایمان اقرار می نماییم.
جز خدا را بندگی تلخ است تلخ *** غیر را افكندگی تلخ است تلخ
زیستن در هجر او زهر است زهر *** بیوصالش زندگی تلخ است تلخ

﴿صفحه 521﴾
جز به عشقش نیست شیرین كام جان *** روح را افسردگی تلخ است تلخ
گر نبودی مرگ مشكل می شدی *** در بلا پایندگی تلخ است تلخ
از گناه امروز اینجا توبه كن *** بر ملا شرمندگی تلخ است تلخ
عمر جز در طاعت حق مگذران *** باطلان را بندگی تلخ است تلخ
تا رسد در تو مدد كن « فیض » را *** در رهت واماندگی تلخ است تلخ(724)
* * *

﴿صفحه 522﴾

« یَا سَرِیعَ الرِّضَا، اِغْفِرْ لِمَنْ لاَ یَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ، »

« یَا سَرِیعَ الرِّضَا، اِغْفِرْ لِمَنْ لاَ یَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ، یَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ، وَذِكْرُهُ شَفَاءٌ، وَطَاعَتُهُ غِنیً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ، وَسِلاَحُهُ الْبُكَاءُ، یَا سَابِغَ النِّعَمِ، یَا دَافِعَ النِّقَمِ، یَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِینَ فِی الظُّلَمِ، یَا عَالِماً لاَ یُعَلَّمُ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَصَلَّی اللّهُ عَلَی رَسُولِهِ وَالاَْئِمَّةِ الْمَیَامِینِ مِنْ آلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً كَثِیراً »
« ای مهربانی كه با سرعتی فوق تصور از بنده ات راضی می شوی، كسی را كه جز دعا در اختیار ندارد بیامرز، زیرا تو هرچه بخواهی انجام می دهی، ای كسی كه نامش دوا، و یادش درمان، و طاعتش توانگری است، رحم كن به كسی كه سرمایه اش امید، و ساز و برگش گریه است، ای كسی كه نعمت هایش كامل و فراوان است، ای برطرف كننده ی بلاها و سختی ها، ای نور و روشنایی وحشت زدگانِ در تاریكی ها، ای دانای ناآموخته، بر محمد و آل محمد درود فرست و با من آنگونه كه سزاوار توست رفتار كن و درود زیاد و فراوان خدا بر پیامبرش و امامان خجسته ی از خاندانش ».

حقایق ملكوتی و دقایق عرشی

سرعت رضایت خدا از بنده ای كه به سبب گناه مورد خشم قرار گرفته و مطرود بارگاه شده و اكنون متوسل به توبه و انابه و دعا گشته، به خاطر رحمت
﴿صفحه 523﴾
بی نهایت مولا و لطف و رأفت فراوان حضرت اللّه و كرامت و محبت وجود مبارك حضرت حق است. به این علت كسی را كه عمری در گناه دست و پا می زده و روز و شبی را بدون خطا به سر نبرده، با لحظه ای توبه و انابه و پشیمانی و ندامت می بخشد و از همه ی گناهانش درمی گذرد و عمل اندكش را كه همان توبه و دعاست می پذیرد و وی را مورد عنایت ویژه قرار می دهد !
به این سبب امیرالمؤمنین (علیه السلام) بعد از جمله ی ملكوتی « یا سریع الرّضا » عرضه می دارد : بیامرز كسی را كه جز دعا مالك و اختیار دار چیزی نیست ; زیرا كه دعا و زاری واقعی دلالت دارد بر كمال فقر و تهی دستی و ذلت و مسكنت و بیچارگی، و این كه دعا كننده وسیله ای از طاعت و عبادت و خیرات كه به واسطه ی آنها مورد مغفرت قرار گیرد ندارد و مالك سود و زیانی نیست و قدرت جلب منفعت و دفع ضرری را ندارد و این كه به پیشگاهت به دعا و زاری آمده، جز به توفیق و لطف تو نیامده و در حقیقت این دعا و زاری هم كشش رحمت و عنایت توست كه اگر این كشش و جاذبه را هم به سوی او توجه نمی دادی هرگز نمی توانست زبان به دعا بگشاید و قلب و جان را در گردونه ی حال قرار دهد و از دیده ی خود قطره ی اشكی ببارد.
چنین بنده ای البته سزاوار مغفرت و ترحم و محبت توست و باید با تضرع و زاری به عنوان دعا به حضرتت عرضه بدارد : كریم از تهی دست و فقیر نمی پرسد چه آورده ای، بلكه از راه لطف و محبت می پرسد چه می خواهی ؟ و باید بگوید : این كه فرموده ای اگر یك قدم به سوی من آیید من ده قدم به سوی شما می آیم، ای مولای مهربان من ! چنان درمانده و مضطر و بیچاره ام، و چنان از پاافتاده و ناتوانم كه این یك قدم را هم نمی توانم به سوی تو آیم، این یك قدم را نیز تو به سوی این فقیر تهی دست بیا، تا از اسارت هوا و زندان نفس و زنجیرهایی كه شیطان به دست و پای جانش نهاده آزاد شود و در فضای
﴿صفحه 524﴾
رحمت و مغفرتت به پرواز آید.
ای كریم ترین كریمان می گویند : امیرالمؤمنین (علیه السلام) بنده ی عاشق و عارف تو بر كفن سلمان نوشت :
وَفَدْتُ عَلَی الكَریمِ بِغَیرِ زَاد *** مِنَ الحَسَناتِ وَالقَلبِ السَّلِیمِ
وَحَملُ الزّادِ أقبَحُ كُل شَیء *** إذَا كَانَ الوُفُودُ عَلی الكَرِیمِ(725)
تهی دست و با كشكول خالی از خوبی ها و بدون دل سالم، بر كریم وارد شدم. حمل كردن زاد و توشه هنگامی كه ورود بر كریم است زشت ترین چیزهاست.
پروردگارا ! تهی دست و بی نوایی هستم كه بر تو واردم و چیزی هم كه لایق تو باشد به محضرت نیاورده ام. این گدای محتاج را از خزانه ی كرمت تا جایی مورد محبت قرار ده كه همه ی گناهانش بخشیده شود و بدنش بر آتش دوزخ حرام گردد و راهش به سوی بهشت باز شود و به سعادت دنیا و آخرت و به اوج خوشنودی و رضایت تو برسد.
ای وجود مباركی كه هر كاری بخواهی بر اساس حكمت و مصلحت و عدل و داد و رأفت و رحمت انجام می دهی و كسی را نسبت به آنچه انجام می دهی حقّ چون و چرا نیست.
در این كه نام تو دوای درد ماست، اهل حقیقت و سالكان مسلك عشق و محبت و عارفان وادی معرفت كلماتی دارند. گروهی از آنان می گویند : شاید مراد از این نام همان الفاظ تدوینی باشد كه البته دارای اثرات فراوان و خواص بسیار است. یكی از آثار و خواصش این است كه هرگاه دعا كننده محبوبش را با اسماء و نام هایی كه ویژه ی اوست صدا بزند، محبوب كه حبیب را خواننده ی نام زیبایش می بیند پاسخ او را می دهد.

﴿صفحه 525﴾
( ولِلَّهِ الأَسْمَاءُ الْحُسْنَی فَادْعُوهُ بِهَا )(726).
« و برای خدا نام هایی نیكوتری است، پس او را با همان نام ها بخوانید ».
هنگامی كه عبد محتاج، دست به پیشگاهش بردارد و به امید این كه مورد عنایت قرار گیرد، با دل پر درد و زبان پاك چه در جلوت و چه در خلوت، چه میان جمع و چه در تنهایی فریاد بزند : « یا اللّه »، « یا رحمن »، « یا كریم »، « یا ربّ »، « یا أرحم الرّاحمین »، محال است شنونده ی كریمی چون حضرت حق پاسخ او را ندهد.
روایات می گوید : مراد از اسماء و نام های حق، امام معصوم و ولی كامل و انسان جامع است كه مظهر تام و جلوه گاه معانی و مفاهیم اسماء است كه هر دردمندی كه دچار درد فكری و روحی و بیماری باطنی است به او متوسل شود درمان می شود.
آری، با توسل به انسان كامل همه ی درهای هدایت و سعادت به روی انسان باز می شود و از بیماری شرك و كفر و نفاق و بیماری های اخلاقی و عملی نجات می یابد.
انسان كامل، اسم اعظم حق است كه نسبت به آسیای هستی به منزله ی قطب و محور است، چنانكه درباره ی ولی اللّه الأعظم حضرت حجة بن الحسن (علیه السلام) وارد شده :
وَهُوَ الَّذِی بِبَقائِهِ بَقِیَتِ الدُّنیَا، وَبِیُمْنِهِ رُزِقَ الوَرَی وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأَرضُ وَالسَّمَاءُ.
« بقای دنیا به بقای اوست، و انسان ها به بركت او به رزق و روزی می رسند،

﴿صفحه 526﴾
و ثبات زمین و آسمان ها متكی به وجود اوست ».
در هر صورت عاشق، با نام و اسم معشوق و مسمّای اسم كه وجود معشوق است آشناست و با توسل به اسم و نام او به محضرش مشرف می شود و دردهایش را با نظر لطف و محبت معشوق درمان می كند و چیزی در این جهان هستی برای او لذیذتر از گفتن نام معشوق و شنیدن اسم محبوب نیست.
در روایت است كه حضرت خلیل را گوسفندانی زیاد در اختیار بود. گروهی از فرشتگان چنین گمان كردند كه دوستی و محبتش نسبت به حضرت حق با دوستی كه از ثروت در اختیار اوست ارتباط دارد. خدای مهربان، جبرئیل را برای بیداری آنان برگماشت تا بر تپه ای درآید و ندا دهد :
« سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ المَلائِكَةِ وَالرُّوحِ ».
حضرت خلیل از شنیدن نام محبوب بی تاب شد و با زبان حال گفت :
این مطرب از كجاست كه برگفت نام دوست *** تا جام و جامه بذل كنم بر پیام دوست
پس به دنبال آن آواز به سوی تپه دوید ولی كسی را نیافت، گفت : ای گوینده ی نیكو زبان، اگر یك بار دیگر نام معشوقم را بر زبان جاری كنی، نصف گوسفندانم را به تو می بخشم. جبرئیل باز نام حق را ندا داد. حضرت خلیل از شدت اشتیاق از خود بی خود شد، چون به حال عادی بازگشت، فریاد كشید : یك بار دیگر نام محبوبم را ندا ده تا همه ی گوسفندانم را به تو وا گذارم. جبرئیل باز نام حق را آواز داد. حضرت ناله ای زد و گفت : دیگر چیزی ندارم كه فدای نام او كنم پس بیا و وجودم را مالك شو !
﴿صفحه 527﴾
محبوبا ! به كسی كه سرمایه اش امید و ساز و برگش گریه است رحم كن، تا با رحمت تو از هر نوع تهی دستی نجات یابد و نام تو دوای دردش باشد و یاد تو شفای دردش گردد و طاعت و عبادتت موجب توانگریش شود.
« یا اللّه »، « یا ربّ »، « یا كریم »، « یا حبیب »، « یا أنیس »، « یا مونس »،
« یا أكرم الأكرمین »، « یا أرحم الرّاحمین »، « یا سابغ النعم »، « یا دافع النقم »، « یا نور المستوحشین فی الظلم »، « یا عالماً لا یعلم »، « صل علی محمد و آل محمد ».
پایان شرح دعای كمیل ;
25 شوال مصادف با روز شهادت
امام به حق ناطق حضرت صادق (علیه السلام)
برابر با 10 / 10 / 1381 شمسی