فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

باران رحمت

امام صادق (علیه السلام) از پدرش از جدّش روایت می كند : اهل كوفه خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمدند و از خشكسالی و نیامدن باران شكایت كردند و عرضه داشتند : برای ما از خدا درخواست باران كن. امیرالمؤمنین (علیه السلام) به حضرت حسین (علیه السلام) فرمود : از خدا درخواست باران كن. امام حسین (علیه السلام) حمد و ثنای حق را به جا آورد و بر پیامبر درود فرستاد و به پیشگاه حق عرضه داشت : ای عطا كننده ی خیرات و نازل كننده ی بركات، آب فراوان بر ما ببار و باران بسیار و وسیع و خوشگوار و باعظمت كه بندگانت را از ناتوانی برهاند و سرزمین های مرده را زنده كند به ما عطا فرما. آمین رب العالمین.
چون از دعایش فراغت یافت ناگهان باران فراوانی بارید تا جایی كه عربی از بعضی از نواحی كوفه آمد و گفت : دره ها و تپه ها را از فراوانی آب چنان دیدم كه بخشی از آب در بخشی دیگر موج می زد(722).
خدایا ! مردم كوفه را با دعای بنده ی خاص خود از باران رحمت سیراب كردی ; باران رحمت و مغفرتت را بر ما بباران تا گناهان و آلودگی ها را از

﴿صفحه 520﴾
پروندهی ما بشوید و ما را از سنگینی معاصی و وزر و وبالش نجات دهد و گیاه نشاط معنوی و نهال عبادت و بندگی را در سرزمین وجود ما برویاند، كه ما به امید كرم تو به این درگاه آمده ایم و روی عذرخواهی به خاك آستانه ات گذاشته ایم و دست گدایی و حاجت به سویت برداشته ایم و یقین داریم كه با كرم و لطفت از ما درخواهی گذشت.

به امید كرم

جوانی از كویی می گذشت، صیدی را بر شاخه ی درختی دید، تیری انداخت تا آن را شكار كند، ولی تیر به قلب فرزند صاحب باغ نشست و او را كشت. عده ای را در اطراف باغ دستگیر كردند. جوان تیرانداز وارد معركه شد و گفت : چه خبر است ؟ گفتند : این جوان به تیر تیراندازی كشته شده. گفت : تیر را نزد من آورید تا نظر دهم. تیر را آوردند، گفت : اگر نظرم را بگویم اینان كه دستگیر كرده اید رها می كنید ؟ گفتند : آری. گفت : برای شكار صیدی تیر از دست من رها شد ولی به قلب این جوان آمد، قاتل منم، هرچه می خواهید انجام دهید. پدر داغ دیده گفت : جوان خطایت را دانستم، اعتراف و اقرارت برای چیست ؟ گفت : به امید كرم تو كه چون اقرار كنم از من گذشت می كنی. گفت : از تو گذشتم(723). اكنون ای اكرم الاكرمین ما به امید این كه با كرم بی نهایتت از ما گذشت می كنی، خاكسارانه به تمام گناهان و خطاهایمان اعتراف می كنیم و به معاصی و خلاف كاریهایمان اقرار می نماییم.
جز خدا را بندگی تلخ است تلخ *** غیر را افكندگی تلخ است تلخ
زیستن در هجر او زهر است زهر *** بیوصالش زندگی تلخ است تلخ

﴿صفحه 521﴾
جز به عشقش نیست شیرین كام جان *** روح را افسردگی تلخ است تلخ
گر نبودی مرگ مشكل می شدی *** در بلا پایندگی تلخ است تلخ
از گناه امروز اینجا توبه كن *** بر ملا شرمندگی تلخ است تلخ
عمر جز در طاعت حق مگذران *** باطلان را بندگی تلخ است تلخ
تا رسد در تو مدد كن « فیض » را *** در رهت واماندگی تلخ است تلخ(724)
* * *

﴿صفحه 522﴾

« یَا سَرِیعَ الرِّضَا، اِغْفِرْ لِمَنْ لاَ یَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ، »

« یَا سَرِیعَ الرِّضَا، اِغْفِرْ لِمَنْ لاَ یَمْلِكُ إِلاَّ الدُّعَاءَ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِمَا تَشَاءُ، یَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ، وَذِكْرُهُ شَفَاءٌ، وَطَاعَتُهُ غِنیً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مَالِهِ الرَّجَاءُ، وَسِلاَحُهُ الْبُكَاءُ، یَا سَابِغَ النِّعَمِ، یَا دَافِعَ النِّقَمِ، یَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِینَ فِی الظُّلَمِ، یَا عَالِماً لاَ یُعَلَّمُ، صَلِّ عَلَی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَافْعَلْ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَصَلَّی اللّهُ عَلَی رَسُولِهِ وَالاَْئِمَّةِ الْمَیَامِینِ مِنْ آلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِیماً كَثِیراً »
« ای مهربانی كه با سرعتی فوق تصور از بنده ات راضی می شوی، كسی را كه جز دعا در اختیار ندارد بیامرز، زیرا تو هرچه بخواهی انجام می دهی، ای كسی كه نامش دوا، و یادش درمان، و طاعتش توانگری است، رحم كن به كسی كه سرمایه اش امید، و ساز و برگش گریه است، ای كسی كه نعمت هایش كامل و فراوان است، ای برطرف كننده ی بلاها و سختی ها، ای نور و روشنایی وحشت زدگانِ در تاریكی ها، ای دانای ناآموخته، بر محمد و آل محمد درود فرست و با من آنگونه كه سزاوار توست رفتار كن و درود زیاد و فراوان خدا بر پیامبرش و امامان خجسته ی از خاندانش ».