فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

ضمانت اجابت دعا

گرچه قرآن مجید فرموده :
( وَإِذَا سَأَلَكَ عِبادِی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ... )(715).

﴿صفحه 511﴾
« و هرگاه بندگانم درباره ی من از تو بپرسند، بگو : من نزدیكم دعای دعا كننده را اجابت می كنم ».
و همچنین فرموده :
(... ادْعونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ... )(716).
« مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم ».
ولی به این حقیقت بسیار مهم هم باید توجه داشت كه : ضمانت اجابت دعا در رابطه با هر دعایی نیست، بلكه با دعایی است كه دعا كننده و نیز اصل دعا همراه با شرایطی باشد كه در قرآن و روایات بیان شده است.
ممكن است كسی با حال تضرّع از خدا بخواهد همه ی ثروت دنیا را ویژه ی من كن و عمرم را تا قیامت طولانی نما و چهره ام را از یوسف زیباتر قرار ده و صدایم را از داود خوش تر فرما و شجاعتم را از امیرالمؤمنین (علیه السلام) افزون كن و سلطنت بر همه ی زمین و همه ی مردمش را به من واگذار و هرچه را به خیر هركس و به زیان هر انسانی بخواهم مستجاب كن !!
اینگونه دعاها چون دعاكننده و اصل دعا عریان از شرایط لازم است، هیچ ضمانت و تعهدی را از سوی حضرت حق به دنبال ندارد.
عارفان به حقایق و عاشقان معارف و صادقان با كمال، هم خود واجد شرایط اند و هم دعایشان دعای بر پایه ی مصلحت دنیا و آخرت آنان است. اگر دعا كنند و در دنیا مستجاب شود، به محضر محبوب سپاسگزاری می كنند و اگر در دنیا مستجاب نشود كمترین ملالی به خود راه نمی دهند، بلكه صبر میورزند و منتظر می مانند تا در وقت ویژه اش به اجابت برسد.
روایات می گویند : دعا، سلاح پیامبران و سلاح مؤمن است. دعا، قضای

﴿صفحه 512﴾
استواری را كه راه فراری از آن نیست برمی گرداند و تقدیر شده و نشده را از انسان دفع می كند و انواع بلاها را برطرف می نماید و از هر درد و بیماری و مرضی شفاست.
روایات اهل بیت (علیهم السلام) شرایط دعا كننده و دعای قابل استجابت را به این صورت بیان می كنند : اخلاص در دعا، معرفت به این كه همه چیز در دست قدرت حق است، عمل به واجبات، داشتن قلب پاك، زبان صادق، حلال بودن لقمه، پاك شدن از حق الناس، حضور قلب، رقّت قلب، گفتن « بسم اللّه الرحمن الرحیم » در ابتدای دعا، فرستادن صلوات بر محمد و آل محمد، اقرار به گناه، تضرّع و زاری، صورت بر خاك گذاردن، خواندن دو ركعت نماز، یقین ورزیدن به اجابت، دیگران را در دعا بر خود مقدم داشتن، پرهیز از خواستن امور نابجا، دعا در میان جمع، دعا در پنهان و خلوت، امید به اجابت.
هنگامی كه شرایط لازم در دعا كننده جمع شود و شرایط خود دعا هم رعایت گردد، یقیناً دعای چنین دعا كننده ای به اجابت خواهد رسید.

دعای سه گرفتار

جابر جعفی كه از راویان معتبر و مورد اعتماد حضرت باقر و حضرت صادق (علیهما السلام) بود از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند : سه مسافر در سفرشان به كوهی رسیدند كه غاری در بلندای آن كوه بود، وارد غار شدند و در آنجا به عبادت مشغول گشتند، سنگی بزرگ از بالای كوه غلطید و چون قالبی كه برای در غار ساخته باشند بر در غار افتاد و روزنه ی نجات را به روی آنان بست !
به یكدیگر گفتند : به خدا سوگند راه نجاتی وجود ندارد، مگر در توجه به حق و راستگویی به محضر مبارك پروردگار در ضمن دعا یا عمل خالصی ارائه كنید یا سلامت رستن از گناهی.
﴿صفحه 513﴾
اولی گفت : خدایا ! تو آگاهی دنبال زنی صاحب جمال رفتم، مال زیادی به او دادم تا خود را برای من حاضر كرد، وقتی كنارش نشستم یاد آتش دوزخ كردم، در نتیجه از او جدا شدم ; به این خاطر این بلا را از ما دور كن و راه نجاتی به روی ما بگشا. یك بخش از سنگ كنار رفت.
دومی گفت : خدایا ! تعدادی كارگر برای زراعت آوردم، هر كدام را به نصف درهم جهت مزد قرار گذاشتم، غروب یكی از آنان گفت : من به اندازه ی دو كارگر كار كردم، مزدم را یك درهم عطا كن، از پرداخت یك درهم امتناع كردم، او از من روی گرداند و رفت، من به اندازه ی نصف درهم در گوشه ای از زمین بذر پاشیدم ; آن زراعت بركت كرد. روزی آن كارگر نزد من آمد و طلبش را از من خواست، من هجده هزار درهم كه ثمره ی زراعت نصف درهم بود و سالیانی چند ذخیره شده بود به او دادم و این كار را فقط به خاطر رضای تو انجام دادم، به این خاطر ما را نجات ده. بخشی دیگر از سنگ كنار رفت
سومی گفت : خدایا ! شبی پدر و مادرم در خواب بودند، ظرف شیری برای آنان بردم، ترسیدم ظرف را زمین بگذارم بیدار شوند، علاوه ترسیدم خودم بیدارشان كنم، ظرف را نگاه داشتم تا هر دو به اختیار خود بیدار شدند. تو می دانی كه من آن رنج را به خاطر تو تحمل كردم، به این سبب ما را نجات ده. بخش دیگر سنگ كنار رفت و هر سه به سلامت از آن غار رستند(717)

دعای غلام سیاه گمنام

روایت شده : بنی اسرائیل هفت سال دچار قحطی شدند، با هفتاد هزار نفر برای طلب باران به بیابان رفتند تا شاید از بركت دعا، باران بر آنان ببارد. خطاب رسید : ای موسی ! به آنان بگو : چگونه دعایتان را مستجاب كنم در حالی كه

﴿صفحه 514﴾
گناهانتان بر سر شما سایه انداخته و باطنتان خبیث شده است. مرا می خوانید در حالی كه یقین ندارید و دچار امن از انتقام من هستید. به بنده ای از بندگان من كه او را بُرخ می گویند رجوع كنید تا او دعا كند و من مستجاب نمایم.
موسی سراغ برخ را گرفت ولی او را نیافت، تا روزی در راهی عبور می كرد، غلام سیاهی را دید كه در پیشانی اش اثر سجود بود و چیزی در گردنش انداخته، موسی به نظر آورد كه او بُرخ است به او سلام كرد و از نامش پرسید. گفت : نام من بُرخ است. حضرت فرمود : مدتی است در جستجوی توام، به خاطر آمدن باران برای ما دعا كن. بُرخ به بیابان شد و در مقام مناجات عرضه داشت : بستن باران به روی بندگانت از شئون تو نیست، بخلی در پیشگاه تو وجود ندارد، مگر دیده ی لطفت ناقص شده، یا بادها از اطاعتت سرپیچی كرده اند، یا خزائنت پایان یافته، یا خشمت بر گنهكاران شدید شده، آیا تو پیش از آفرینش خطاكاران غفّار و آمرزنده نبودی ؟! از جایش حركت نكرد تا به اندازه ای باران آمد كه بنی اسرائیل سیراب شدند(718).