فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

احمد خضرویه و دزد

آنان كه متخلق به اخلاق حقند، بر اساس همان اخلاق با همه رفتار می كنند و در حقیقت منش و رفتار آنان گوشه و دورنمایی از اخلاق حضرت محبوب است.
روایت است كه دزدی به خانه ی احمد خضرویه آمد، در خانه ی او چیز قابل توجهی برای سرقت نیافت، خواست با دست خالی از خانه ی احمد بیرون رود، بزرگواری و عطوفت احمد مانع شد كه دزد با دست خالی از خانه بیرون رود، ندا داد : ای دزد ! راضی نیستم با دست خالی از خانه ام بیرون روی ! دلوی از آب چاه برگیر و غسل توبه كن، سپس وضو بساز و مشغول نماز و توبه و استغفار شو، شاید وسیله ای فراهم گردد كه با دست خالی از خانه ی من نروی. چون افق روشن صبح دمید، بزرگی صد اشرفی به عنوان هدیه نزد شیخ آورد، شیخ آن صد اشرفی را به دزد داد و گفت : این پاداش ظاهری یك شب عبادت و اخلاص توست. دزد را حالتی دست داد كه از همه ی گناهان توبه كرد و روی به خدا كرد.

﴿صفحه 505﴾
بر زمین افتاد بی كبر و منی *** توبه كرد از دزدی وز رهزنی
شیخ را گفتا كه من دزدی سقط *** كرده بودم از جهالت ره غلط
یك زمان از بهر حق بشتافتم *** آنچه در عمری ندیدم یافتم
یك شبی كز بهر او كردم نماز *** رستم از دزدی و گشتم بی نیاز
گر به روز و شب كنم كار خدا *** نیك بختی یابم اندر دو سرا
تا بدانی تو كه اندر دو جهان *** نیست كس را با خدا هرگز زیان(702)
* * *

﴿صفحه 506﴾

« وَاجْعَلْ لِسَانِی بِذِكْرِكَ لَهِجاً، وَقَلْبِی بِحُبِّكَ مُتَیَّماً، »

« وَمُنَّ عَلَیَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ، وَأَقِلْنِی عَثْرَتِی، وَاغْفِرْ زَلَّتِی، فَإِنَّكَ قَضَیْتَ عَلَی عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ، وَأَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الاِْجَابَةَ، فَإِلَیْكَ یَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِی، وَإِلَیْكَ یَا رَبِّ مَدَدْتُ یَدِی، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِی دُعَائِی، وَبَلِّغْنِی مُنَایَ، وَلاَ تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِی، وَاكْفِنِی شَرَّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ أَعْدَائِی، »
« خدایا ! زبانم را به ذكرت گویا كن، و دلم را به محبتت شیفته و شیدا فرما، و بر من به نیكی اجابتت نسبت به دعایم منّت گذار، و لغزشم را نادیده انگار، و گناهم را بیامرز ; زیرا تو بندگانت را به عبادت و بندگی فرمان دادی، و به دعا و درخواست از حضرتت امر فرمودی، و اجابت دعا را برای آنان ضمانت نمودی، ای پروردگارم ! فقط روی به سوی تو داشتم و تنها دست گداییم را به جانب تو دراز كردم، پس به عزّتت سوگند دعایم را مستجاب كن، و مرا به آرزویم برسان، و امیدم را از احسانت ناامید مكن، و شر دشمنانم را از جن و انس از من كفایت فرما ».

زبان

از نعمت های بزرگی كه حضرت حق به انسان عطا كرده زبان است ; آن هم زبانی كه می تواند به وسیله ی آن سخن بگوید و آنچه را در ضمیر دارد آشكار كند
﴿صفحه 507﴾
و اهداف و مقاصدش را به دیگران اعلام نماید.
زبان، به همان صورت كه نیكی ها و حسناتش عظیم است زشتی ها و بدی هایش بزرگ و سنگین است، تا جایی كه حكما درباره ی این عضو گفته اند : اللِسانُ جِرمُه صَغیر وَجُرمُه عَظیم. « زبان وزنش اندك و گناهش بزرگ است ».
زبان، چنان كه محدث بزرگ، فیلسوف خبیر، عارف عاشق، ملا محسن فیض كاشانی در « محجة البیضاء » فرموده : قدرت ارتكاب نزدیك به بیست گناه بزرگ را چون غیبت، تهمت، سخن چینی، استهزاء به دیگران، شایعه پراكنی، دروغ، فحش، تحقیر مردم و... دارد(703).
قرآن جز ده نوع گفتار را به زبان اجازه نداده است. انسان اگر زبانش گویای به آن ده نوع گفتار باشد، خدا را با آن بندگی كرده، و اگر گفتاری جز آن ده گفتار را داشته باشد آن را به گناه آلوده و در حقیقت شیطان را بندگی كرده است.
1 ـ قول حسن. 2 ـ قول احسن. 3 ـ قول عدل. 4 ـ قول صدق.
5 ـ قول كـریم. 6 ـ قـول لـیّن. 7 ـ قـول ایـمان. 8 ـ قـول سدید.
9 ـ قول معروف. 10 ـ قـول بلیغ.
قول حسن، خوش زبانی با مردم است(704).
قول احسن، دعوت مردم به سوی خداست(705).
قول عدل، شهادت و گواهی در دادگاه است(706).
قول صدق، سخن راست و ذكر خیر گذشتگان مؤمن در جامعه ی موجود است(707).

﴿صفحه 508﴾
قول كریم، سخن گفتن با پدر و مادر است(708).
قول لین، سخن به وقت امر بمعروف و نهی از منكر است(709).
قول ایمان، اقرار به یگانگی خدا و رسالت پیامبر است(710).
قول سدید، سخن به صواب گفتن در هر جوّ و شرایطی است(711).
قول معروف، سخن گفتن با ایتام و خانواده است(712).
قول بلیغ، سخن رسا و مؤثر و آمیخته به موعظه و حكمت و برهان است(713).
انسان می تواند با این ده نوع گفتار به تجارتی وارد شود كه سودش را جز خدا كسی نمی داند. شرح این ده حقیقت، كتابی مستقل و جداگانه می طلبد. در اینجا تنها به پاداش قول احسن كه هدایت مردم به سوی خداست اشاره می شود و تفصیل بقیّه ی اقوال به رساله ای جداگانه واگذاشته می شود.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) زمانی كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) را برای هدایت مردم یمن و دعوت آنان به خدا گسیل داشت فرمود :
یا علی ! با كسی وارد جنگ مشو تا او را به حق دعوت كنی.
وَایْمُ اللّهِ لأنْ یَهْدِیَ اللّهُ عَلَی یَدَیْكَ رَجُلا خَیرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَیْهِ الشَّمسُ وَغَرَبَتْ... (714).
« و سوگند به خدا اگر خدا به دست تو مردی را هدایت كند، برای تو از آنچه آفتاب بر آن می تابد و غروب می كند بهتر است ».

﴿صفحه 509﴾
نماز بر زبان ذكر خداست، خواندن قرآن ذكر خداست، دعاهایی كه از اهل بیت (علیهم السلام) رسیده و در زمان ها و مكان های خاص خوانده می شود ذكر خداست، سخن گفتن هماهنگ با ده موردی كه در آیات قرآن آمده ذكر خداست و از همه ی ذكرها برتر و بالاتر و پرثواب تر خرج كردن زبان در هدایت گمراه به سوی دین خداست.