فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

خواجه نظام الملك و مرد باتقوا

در كتاب های تاریخی در شرح زندگی خواجه روایت شده : روزی با یكی از آراستگان به تقوا ملاقات كرد، به او گفت : از من چیزی بخواه تا به تو عطا كنم ; زیرا تو نیازمندی و من غنی و صاحب مال. مرد باتقوا گفت : من از خدا چیزی جز خود او را نخواهم چه آن كه از خدا غیر خدا خواستن از پست همتی است.
خلاف طریقت بود كاولیا *** تمنا كنند از خدا جز خدا
در حالی كه من از خدا چیزی غیر خود او را طلب نمی كنم چگونه از تو طلب كنم ؟! خواجه گفت : هرگاه تو از من چیزی نمی طلبی پس اجازه ده من حاجتی از

﴿صفحه 504﴾
تو بخواهم. مرد باتقوا گفت : حاجتت چیست ؟ خواجه گفت : در آن ساعت كه از خدا یاد می كنی یادی از من كن. مرد باتقوا گفت : در آن ساعت كه من توفیق یابم خدا را یاد كنم خود را فراموش می كنم، چگونه تو را یاد كنم ؟! (701)
ای كه دارای مجد و شرف و بزرگی و عظمت و بزرگواری و كرامتی، و لازمه ی این همه صفات، محبت و مهربانی به غیر است و لازمه ی آن محبت، بخشش و عطاست، پس با بزرگواریت به من نظر كن كه اگر با بزرگواریت به من نظر كنیمحبت و مهربانی ات را از من دریغ نخواهی كرد و نهایتاً این گدای تهی دست را از بخشش و عطایت بی نیاز خواهی نمود : « وَاعْطِفْ عَلَیَّ بِمَجْدِكَ ».

احمد خضرویه و دزد

آنان كه متخلق به اخلاق حقند، بر اساس همان اخلاق با همه رفتار می كنند و در حقیقت منش و رفتار آنان گوشه و دورنمایی از اخلاق حضرت محبوب است.
روایت است كه دزدی به خانه ی احمد خضرویه آمد، در خانه ی او چیز قابل توجهی برای سرقت نیافت، خواست با دست خالی از خانه ی احمد بیرون رود، بزرگواری و عطوفت احمد مانع شد كه دزد با دست خالی از خانه بیرون رود، ندا داد : ای دزد ! راضی نیستم با دست خالی از خانه ام بیرون روی ! دلوی از آب چاه برگیر و غسل توبه كن، سپس وضو بساز و مشغول نماز و توبه و استغفار شو، شاید وسیله ای فراهم گردد كه با دست خالی از خانه ی من نروی. چون افق روشن صبح دمید، بزرگی صد اشرفی به عنوان هدیه نزد شیخ آورد، شیخ آن صد اشرفی را به دزد داد و گفت : این پاداش ظاهری یك شب عبادت و اخلاص توست. دزد را حالتی دست داد كه از همه ی گناهان توبه كرد و روی به خدا كرد.

﴿صفحه 505﴾
بر زمین افتاد بی كبر و منی *** توبه كرد از دزدی وز رهزنی
شیخ را گفتا كه من دزدی سقط *** كرده بودم از جهالت ره غلط
یك زمان از بهر حق بشتافتم *** آنچه در عمری ندیدم یافتم
یك شبی كز بهر او كردم نماز *** رستم از دزدی و گشتم بی نیاز
گر به روز و شب كنم كار خدا *** نیك بختی یابم اندر دو سرا
تا بدانی تو كه اندر دو جهان *** نیست كس را با خدا هرگز زیان(702)
* * *

﴿صفحه 506﴾

« وَاجْعَلْ لِسَانِی بِذِكْرِكَ لَهِجاً، وَقَلْبِی بِحُبِّكَ مُتَیَّماً، »

« وَمُنَّ عَلَیَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِكَ، وَأَقِلْنِی عَثْرَتِی، وَاغْفِرْ زَلَّتِی، فَإِنَّكَ قَضَیْتَ عَلَی عِبَادِكَ بِعِبَادَتِكَ، وَأَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِكَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الاِْجَابَةَ، فَإِلَیْكَ یَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِی، وَإِلَیْكَ یَا رَبِّ مَدَدْتُ یَدِی، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِی دُعَائِی، وَبَلِّغْنِی مُنَایَ، وَلاَ تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجَائِی، وَاكْفِنِی شَرَّ الْجِنِّ وَالاِْنْسِ مِنْ أَعْدَائِی، »
« خدایا ! زبانم را به ذكرت گویا كن، و دلم را به محبتت شیفته و شیدا فرما، و بر من به نیكی اجابتت نسبت به دعایم منّت گذار، و لغزشم را نادیده انگار، و گناهم را بیامرز ; زیرا تو بندگانت را به عبادت و بندگی فرمان دادی، و به دعا و درخواست از حضرتت امر فرمودی، و اجابت دعا را برای آنان ضمانت نمودی، ای پروردگارم ! فقط روی به سوی تو داشتم و تنها دست گداییم را به جانب تو دراز كردم، پس به عزّتت سوگند دعایم را مستجاب كن، و مرا به آرزویم برسان، و امیدم را از احسانت ناامید مكن، و شر دشمنانم را از جن و انس از من كفایت فرما ».