فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

عبادت حق

ارزش عبادت و بندگی، برای ما كه در تنگنای دنیا به سر می بریم و تا قیامت برپا نشده بسیاری از درها به روی ما بسته است، قابل درك نیست.
بندگی و عبادت حق، سبب رشد و كمال و خیر و سعادت و حیات طیّبه و به

﴿صفحه 496﴾
دست آوردن بهشت است.
رسول حق (صلی الله علیه وآله وسلم) درباره ی عبادت و بندگی در روایاتی می فرماید :
أفضَلُ النّاسِ مَنْ عَشِقَ العِبادَةَ فَعَانَقَها وَأحَبَّها بِقَلبِهِ وَباشَرَها بِجَسَدِهِ وَتَفَرَّغَ لَها فَهُو لاَ یُبالِی عَلی ما أصْبَحَ مِنَ الدُّنیا عَلی عُسر أم عَلی یُسْر(686).
« برترین مردم كسی است كه به عبادت عشق ورزد و آن را در آغوش بگیرد و قلباً به آن علاقه مند باشد و با بدنش آن را به جا آورد و خود را برای آن از هر مشغولیتی فارغ كند و باك نداشته باشد كه از دنیا بر سختی یا بر آسانی به سر می برد »
یَقولُ رَبُّكُم : یَابنَ آدَمَ، تَفَرَّغْ لِعِبادَتِی أملاَ قَلبَكَ غِنًی وَأمْلاَ یَدَیكَ رِزقاً. یَابنَ آدَمَ، لا تَباعَد مِنّی فَأملأ قَلبَكَ فَقراً وَأملاََ یَدَیكَ شُغلا(687).
« پروردگارتان می فرماید : ای فرزند آدم ! خود را برای بندگی من از هر شغلی فارغ كن، تا دلت را از بی نیازی و دو دستت را از رزق و روزی پر كنم ; ای فرزند آدم ! از من دور مشو كه دلت را از نیازمندی و دو دست را از مشغله پُر خواهم كرد ».
شب معراج فرمود : ای احمد ! می دانی چه زمانی انسان در بندگی من است ؟ عرضه داشت : نه. فرمود : هنگامی كه هفت خصلت در او جمع شود : ورعی كه او را از محارم منع كند، و سكوتی كه او را از آنچه سود ندارد حفظ نماید، و ترسی كه هر روز بر گریه اش بیفزاید، و حیایی كه در خلوت از من بپرهیزد، و خوردن و تغذیه ای كه به آن ناچار است، و دشمن داشتن دنیا به خاطر دشمنی

﴿صفحه 497﴾
من با آن، و دوست داشتن نیكان به خاطر دوستی من با آنان(688).
روایت شده كه : خدای متعال در برخی از كتاب های آسمانی اش فرموده :
ای فرزند آدم ! من زنده ای هستم كه نمی میرم، در آنچه تو را به آن فرمان داده ام مرا اطاعت كن تا تو را زنده ای كه نمی میرد قرار دهم.
ای فرزند آدم ! من به چیزی می گویم باش بی درنگ موجود می شود، مرا بندگی كن تا تو را اینگونه قرار دهم كه به چیزی بگویی باش پس بی درنگ موجود شود(689).
در روایات، حقایقی را به عنوان برترین عبادت شمرده اند :
معرفت به خدا و فروتنی نسبت به او، تداوم اندیشه در خدا و قدرتش، گفتن « لا إله إلاّ اللّه » و « لا حول ولا قوّة إلاّ باللّه »، اخلاص ورزیدن، عفت نفس، زهد، تعقل، ادای حق مؤمن، سكوت، حج، روزه، دعا، چشم پوشی از محرمات، پنهان نگاه داشتن بندگی، فروتنی و خضوع، ادای واجبات، طلب حلال، نرمی در سخن، محبت و ولایت اهل بیت (علیهم السلام).

خدمت به خلق

در احادیث قدسیه و دیگر روایات، چنان ارزش و بهایی به مؤمن داده شده كه احترام به او را احترام به خدا به حساب آورده اند و توهین به او را توهین به خدا شمرده اند.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) از جبرئیل از قول حضرت حق نقل كرده :
مَن أهَانَ لِی وَلِیّاً فَقَدْ بارَزَنِی بِالْمُحَارَبَةِ(690).

﴿صفحه 498﴾
« كسی كه به دوست و ولیّ من اهانت كند آشكارا به جنگ من برخاسته ».
به این سبب خدمت به مؤمن هم چون عبادت و بندگی خدا عنوان شده ; زیرا خدمت به مؤمن خدمت به خداست.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرموده است :
مَن قَضی لاِخِیهِ المُؤمنِ حَاجةً، كَانَ كَمَنْ عَبَدَ اللّهَ دَهرَهُ(691).
« كسی كه یك حاجت از برادر مؤمنش روا كند مانند كسی است كه همه ی عمرش خدا را بندگی كرده است ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
مَن قَضَی لاِخِیهِ المُؤمِنِ حَاجةً قَضَی اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ لَهُ یَومَ القِیامَةِ مِائَةَ ألفِ حاجَة مِن ذلك أوَّلُها الجَنَّةُ(692).
« كسی كه یك حاجت از برادر مؤمنش روا كند خدای عز و جل روز قیامت صد هزار حاجت از این نوع حاجت برای او روا كند كه نخستینش بهشت است ».
و نیز آن حضرت فرمود :
إنَّ العبدَ لَیَمشِی فِی حَاجَةِ أخِیهِ المُؤمِنِ فَیُوكِّلُ اللّهُ عَزَّ وَجَلَّ بِهِ مَلَكَیْنِ وَاحِدٌ عن یمینِه وَآخَرُ عَن شَمالِهِ یَستَغْفِرَانِ لَهُ رَبَّهُ وَیَدعُوانِ لَه بِقضَاءِ حَاجَتِهِ(693).
« همانا عبد برای روا كردن حاجت برادر مؤمنش قدم برمی دارد، پس خدای عزّ و جلّ دو فرشته بر او می گمارد، یكی از طرف راستش و دیگر از جانب چپش، آن دو فرشته از پروردگار برای او درخواست آمرزش می كنند و برای روا شدن حاجتش دعا می نمایند ».

﴿صفحه 499﴾
امام باقر (علیه السلام) می فرماید : از رسول خدا پرسیدند : چه عملی نزد خدا محبوب ترین اعمال است ؟ فرمود : خوشحالی آوردن برای مسلمان. عرضه داشتند : خوشحالی آوردن برای مسلمان چیست ؟ فرمود : سیر نمودن شكم گرسنه اش، و برطرف كردن غم و غصه اش، و پرداختن وامش(694).
امام صادق (علیه السلام) از قول خدای عزّ و جلّ روایت كرده :
الخَلْقُ عیالی فَأحَبُّهُم إلَیَّ ألطَفَهُم بِهِم، وَأسعَاهُم فِی حَوَائِجِهم(695).
« مرد و زن نان خور من هستند، محبوب ترینشان نزد من مهربان ترینشان به آنان، و كوشاترینشان در روا كردن حاجات ایشان است ».
امیرالمؤمنین (علیه السلام) پس از آن كه برای اعضا و جوارح درخواست توانمندی در جهت خدمت به حق می كند، از حضرت محبوب استواری و استحكام دل را بر عزم و همّت برای این خدمت می طلبد، و كوشش در راستای خشیت و تداوم در متّصل بودن خدمت به حضرت ربّ را درخواست می نماید، تا جایی كه در میدان های پیشتازان به سویش مركب خدمت براند و در میان شتابندگان به جانب حضرتش بشتابد و در میان مشتاقان به كوی قربش در آید و همانند مخلصان به او نزدیك شود و چون اهل یقین از جاه و مقامش بهراسد و با اهل ایمان در جوارش گرد آید.

یقین

فیلسوف كبیر و عارف خبیر صاحب تفسیر « المیزان »، مرحوم علامه ی طباطبایی در تعریف یقین فرموده :

﴿صفحه 500﴾
یقین دانایی و علمی است كه هیچ اشتباه و شكی در آن راه ندارد(696). ( مانند این كه انسان در وسط روز یقین دارد كه الآن روز است و در تاریكی شب یقین دارد كه اكنون شب است و به خود یقین دارد كه موجودی زنده و دارای آثار و صفات است).
برای یقین سه درجه شمرده اند : علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین.
فرق میان این سه درجه با مثالی روشن می شود :
علم الیقین به آتش، مشاهده ی دود آن از پشت دیوار است و عین الیقن به آتش، دیدن خود آتش است و حق الیقین، سوختن در آن است.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) می فرماید : نشانه ی اهل یقین شش خصلت است : به خدا یقین دارند، یقین حق الیقینی، پس به او از طریق چنین یقینی ایمان دارند ; یقین دارند كه مرگ حق است بنابراین از آثار و تبعاتش برحذرند ; و یقین دارند به این كه برانگیخته شدن پس از مرگ حق است، بر این اساس از رسوایی قیامت می ترسند ; و یقین دارند بهشت حق است، پس به آن مشتاقند ; و یقین دارند دوزخ حق است، پس كوشش آنان برای رهایی از آن است ; و یقین دارند حساب حق است، پس خود را محاسبه می كنند تا دچار حساب آنجا نشوند(697).
یقین را با سه درجه اش می توان از طریق آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام)به دست آورد و كسی كه از این دو منبع به یقین نرسد از هیچ منبعی به یقین نخواهد رسید.
راه به دست آوردن یقین از طریق قرآن به این است كه : ابتدا از راه دقت در آیات قرآن به وحی بودن و حقانیت آن یقین كنیم و به این حقیقت توجه نماییم كه قرآن می فرماید : اگر در نزول من از سوی خدا شك دارید پس یك سوره

﴿صفحه 501﴾
مانند آن بیاورید(698).
و در آیه ای دیگر می فرماید : بگو : اگر جن و انس جمع شوند تا مانند این قرآن را بیاورند، هرگز مانندش را نمی توانند بیاورند، گرچه پشتیبان یكدیگر باشند(699).
با توجه به این دو آیه، یقین حاصل می شود كه این كتاب، وحی خداست و انسان پس از این یقین، به تمام محتویاتش یقین پیدا می كند و نیز به همین صورت به معارف اهل بیت (علیهم السلام) كه توضیح و تفسیر قرآن است یقین برایش حاصل می شود و نهایتاً در زمره ی اهل یقین قرار می گیرد.

﴿صفحه 502﴾