فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

غلام اهل توحید

امام صادق (علیه السلام) فرمان داد غلامی را به خاطر خلافی كه كرده بود تازیانه بزنند. غلام گفت : ای پسر رسول خدا ! كسی را می زنی كه شفیعی غیر از تو ندارد، پس كرم و احسانت كجاست ؟ حضرت فرمود : او را رها كنید. غلام گفت : تو مرا رها نكردی، كسی رها كرد كه این سخن را در دهان من گذاشت. حضرت فرمود : سوگند به پروردگار كعبه این غلام اهل توحید است با خدا غیر خدا را ندید !
آری، معامله ی او با اهل توحید جز با فضل و احسان نیست و نبوده و نخواهد

﴿صفحه 472﴾
بود. كسی كه به یگانگی اش شهادت دهد و تا اندازه ای به خواسته های حضرتش جامه ی عمل بپوشاند مورد لطف بی كران و رحمت بی نهایت قرار خواهد گرفت.

سرانجام شاهد بی گناهی یوسف

در برخی از تفاسیر قرآن نقل شده است : چون یوسف بر مسند حكومت مصر نشست، به نظرش رسید كه در امور مملكتی، وزیری لازم دارد كه بتواند به اصلاح معیشت و تربیت مردم برخیزد و درهای عدل و محبت را به روی آنان بگشاید. امین وحی از سوی حق به نزد او آمد و گفت : خدا میفرماید : تو را وزیری لازم است. یوسف فرمود : من نیز در این خیالم ولی كسی كه سزاوار این مسند باشد نمی دانم كیست ؟ جبرئیل گفت : فردا صبح كه از مقرّ حكومت حركت می كنی، اول كسی كه بنظرت آمد، این منصب را به او ارزانی دار. یوسف اول صبح نظرش به كسی افتاد كه به شدت ضعیف و لاغر و رخساره زرد بود و بسته ای از هیمه بر پشت داشت، با خود گفت : این شخص تحمل مسئولیت وزارت را نخواهد داشت. خواست از وی بگذرد، امین وحی به او گفت : از او مگذر و او را برای پست وزارت انتخاب كن، زیرا كه او را بر تو حقی است، او همان كسی است كه در دربار عزیز مصر به پاكی و عصمت تو شهادت داد، او را این لیاقت هست كه امروز پست وزارت را به او وا گذاری.
جایی كه حضرت حق به خاطر شهادتی صحیح، پست وزارت به شاهد پاكی و عصمت یوسف عطا می كند، به كسی كه عمری به وحدانیّت او شهادت می دهد چه خواهد داد ؟!
آری، لطف و رحمت حضرت دوست چیزی نیست كه قابل درك باشد و در این مقام پای عقل عاقلان و خرد خردمندان و هوش هوشمندان لنگ است و كسی را قدرت فهم این حقایق آن چنان كه هست نیست.
﴿صفحه 473﴾

« إِلَهِی وَسَیِّدِی، فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِی قَدَّرْتَهَا، وَبِالْقَضِیَّةِ الَّتِی »

« حَتَمْتَهَا وَحَكَمْتَهَا، وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَیْهِ أَجْرَیْتَهَاأَنْ تَهَبَ لِی فِی هذِهِ اللَّیْلَةِ، وَفِی هذِهِ السَّاعَةِ، كُلَّ جُرْم أَجْرَمْتُهُ، وَكُلَّ ذَنْب أَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ قَبِیح أَسْرَرْتُهُ، وَكُلَّ جَهْل عَمِلْتُهُ، كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ، أَخْفَیْتُهُ أَوْأَظْهَرْتُهُ، »
« معبود و سرور من ! از تو درخواست می كنم به قدرتی كه مقدر فرمودی،
و به فرمانی كه به آن حتمیّت دادی، و بر همه كس استوارش نمودی و بر كسی كه بر او اجرا كردی چیره ساختی، كه در این شب و در این ساعت بر من ببخشی هر جرمی كه مرتكب شدم، و هر گناهی كه انجام دادم، و هر كار زشتی را كه نهان ساختم، و هر جهل و نادانی كه آن را به كار گرفتم، خواه پنهان كردم، یا آشكار، نهان ساختم یا عیان »
در ابتدای دعا بخصوص در ضمن جملات « اللّهمَّ اغفر لی الذّنوب... » به طور مفصل گناهان و آثارش شرح داده شده است و نیازی به شرح مجدد نیست. امیرالمؤمنین (علیه السلام) باز در این بخش به گناهانی كه در پنهان و آشكار انجام گرفته اشاره می كند و از حضرت حق می خواهد كه آنها را ببخشد.
آری، شب جمعه است و وقت راز و نیاز و هنگام مناجات و توبه، با اشك و آه
﴿صفحه 474﴾
و ناله و زاری به پیشگاهت آمده ام تا مرا از همه ی گناهان بیامرزی و چنین شبی را بر من شب رحمت و عنایت و كرامت و مغفرت قرار دهی.
آمد به درت امیدواری *** كو را به جز از تو نیست یاری
محنت زده ای نیازمندی *** خجلت زده ای گناهكاری
از گفته ی خود سیاه رویی *** وز كرده ی خود شرمساری
از یار جدا فتاده عمری *** وز دوست بمانده روزگاری
بوده به درت چنان عزیزی *** دور از تو چنین بمانده خواری
خرسند ز خاك درگه تو *** بیچاره به بوی یا غباری
شاید ز در تو باز گردد *** نومید چنین امیدواری
زیبد كه شود به كام دشمن *** از دوستی تو دوستداری
بخشای زلطف بر « عراقی » *** كو مانده كنون و زینهاری
* * *