فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« هَیْهَاتَ مَا ذلِكَ الظَّنُّ بِكَ، وَلاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ، »

« وَلاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلَتْ بِهِ الْمُوَحِّدِینَ مِنْ بِرِّكَ وَإِحْسَانِكَ، فَبِالْیَقِینِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِیبِ جَاحِدِیكَ، وَقَضَیْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِیكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَسَلاَماً، وَمَا كَانَ لاِحَد فِیهَا مَقَرّاً وَلاَ مُقَاماً، لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ، أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلاََهَا مِنَ الْكَافِرِینَ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فِیهَا الْمُعَانِدِینَ، وَأَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ، قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالاْنْعَامِ مُتَكَرِّماً، أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ یَسْتَوُونَ »
« همه ی آن اموری كه در بخش گذشته گفتم از بنده نوازی تو بسیار بسیار بعید است، گمان ما به تو هرگز این نیست، و از فضل و احسانت این برخورد شناخته نیست و نه به آنچه كه از خوبی و نیكی ات با اهل توحید داشته ای شباهت دارد، به یقین می دانم اگر فرمانت در به عذاب كشیدن منكران نبود، و حُكم نافذت به ابدیبودن دشمنانت در آتش صادر نشده نبود، هر آینه سراسر دوزخ را سرد و سلامت می كردی و برای احدی در آنجا قرار و جایگاهی وجود نداشت، ولی تو كه نام هایت مقدس است سوگند یاد كردی كه دوزخ را از همه ی كافران چه جن و چه انس پر كنی، و ستیزه جویان را در آنجا جاودانه بداری، و نیز تو كه ثنایت برجسته و بالاست و با نعمت هایت كریمانه تفضل فرمودی به این گفته ابتدا نمودی : آیا مؤمن همانند فاسق است ؟ نه، مساوی و برابر نیستند ».
﴿صفحه 467﴾

آغوش مهر

احدی از پیامبران و امامان و اولیای حق و پرستش كنندگان حضرت ربّ این گمان را به خدا نداشتند كه آنان را مورد عتاب و عذاب قرار دهد. خدایی كه خود را در قرآن مهربانترین مهربانان و رحمان و رحیم و كریم و غفور و عزیز و ودود و ملك و قدوس و لطیف و صاحب فضل و قبول كنندهی توبه ستوده است.
عذاب قیامت، هیچ نسبت و ربطی به اهل ایمان ندارد، عذاب قیامت، میوه ی تلخ انكار حق و دشمنی با خداست. عذاب قیامت، دست پخت متكبران و مغروران و گنهكاران حرفه ای است. عذاب قیامت، نتیجه و محصول معاصی و آلودگی هاست. عذاب قیامت را كارگاه وجود انسان تولید كرده و اگر تولید نمی كرد هرگز از جای دیگر تولید نمی شد.
كسی كه منكر و معاند نیست و امواجی از توحید و ایمان و عشق و محبت قلبش را نوازش می كند و تا اندازه ای از اخلاق حسنه و عمل شایسته برخوردار است، چرا و به چه سبب به عذاب دچار شود ؟!
او با وجودی مقدس و مهربانی كریم روبروست، كسی كه هر گناهكاری را به توبه دعوت می كند تا او را بیامرزد، و هر ورشكسته ای را می خواند تا ورشكستگی اش را جبران كند و هر دردمندی را دعوت می كند تا درمانش نماید.
شخصی به یكی از سالكان راه دوست گفت : من دامن به گناه آلودم، آیا گمان می كنی كه مرا بپذیرند ؟ گفت : وای بر تو ! خدا اعراض كنندگان و پشت كنندگان به حق و حقیقت را می خواند، چگونه ممكن است از در خانه اش كسی را كه به حضرتش ملتجی شده و به او پناه آورده براند ؟!
مرحوم ابن فهد حلی در كتاب « عدّة الداعی » روایت كرده : هنگامی كه حق تعالی موسی را به سوی فرعون فرستاد تا او را ( از گناهانش ) بترساند، به موسی
﴿صفحه 468﴾
فرمود : به فرعون بگو كه : من به عفو و آمرزش و گذشت از عیوب و بردباری نسبت به گناهكاران و اجابت دعای گدایان، بیشتر از غضب و عقوبت شتاب می كنم.

بی تابی ابراهیم در برابر گناه

در تفسیر آیه ی شریفه ی :
( وَكَذلِكَ نُرِی إِبرَاهِیمَ مَلَكُوتَ السَّماوَاتِ وَالأَرْضِ وَلِیَكونَ مِنَ المُوقِنِینَ )(630).
« و اینگونه ملكوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم و برای این كه از زمره ی اهل یقین گردد ».
نوشته اند كه : خدا وقتی چشم انداز ابراهیم را همه ی آسمان ها و زمین قرار داد، و همه ی حجاب ها را از دیده ی او برداشت، و زمین و آنچه در او بود را مشاهده كرد، مرد و زنی را در حال زنا دید، همان لحظه نفرین كرد، پس هر دو هلاك شدند، سپس دو نفر دیگر را در آن حال دید، باز نفرین كرد هر دو نابود شدند، چون دو نفر دیگر را در آن حال دید و خواست نفرین كند به او وحی شد : نفرین خود را از بندگان و كنیزان من بردار، یقیناً من آمرزنده و مهربان و بردبار و جبّارم، گناهان بندگانم به من زیان و ضرر نمی رساند، چنان كه طاعتشان به من سود نمی دهد.
من با بندگانم یكی از سه كار را انجام می دهم : یا توبه می كنند و من توبه ی آنان را می پذیرم و گناهانشان را می آمرزم و عیوبشان را می پوشانم. یا عذاب را از ایشان باز می دارم، چون می دانم از صلب ایشان فرزندانی مؤمن به وجود

﴿صفحه 469﴾
می آید، پس با پدران ناسپاسشان مدارا می كنم تا مؤمنان از صلب آنان به دنیا آیند، وقتی مؤمنان به دنیا آمدند در صورتی كه پدرانشان توبه نكرده باشند عذاب را بر آنان مقرر می دارم. و اگر نه این بود و نه آن، آنچه از عذاب در آخرت برای آنان آماده كرده ام بزرگ تر است از آنچه تو برای آنان می خواهی.
ای ابراهیم ! مرا با بندگان خود واگذار كه منم بردبار و دانا و حكیم و جبار، به دانایی خود زندگی آنان را تدبیر می كنم و قضا و قدرم را بر آنان جاری می سازم(631).