فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

نامه ای عجیب از حضرت امام رضا (علیه السلام)

بزنطی كه از راویان دانشمند شیعه و مورد وثوق حضرت رضا (علیه السلام) بود می گوید : نامه ی حضرت رضا را به حضرت جواد از خراسان به مدینه خواندم، نوشته بود : پسرم به من خبر رسیده هرگاه اراده ی بیرون رفتن از خانه داری، وقتی سوار مركب می شوی خادمان تو را از درب كوچك خانه بیرون می برند، این از بخل آنان است برای این كه خیر تو به كسی نرسد، من از تو می خواهم به حقی كه به عنوان پدر و امام بر تو دارم رفت و آمدت از درب بزرگ باشد، وقت رفت و آمد هم درهم و دینار با خود بردار تا هركس از تو خواست به او عنایت كنی، اگر عموهایت خواستند كمتر از پنجاه دینار نده و اضافه تر از آن را هم آزادی بپردازی و اگر عمه هایت خواستند كمتر از بیست و پنج درهم مده، اگر خواستی بیشتر بپردازی آزادی. من می خواهم خدا تو را مقام و مرتبه عنایت كند، انفاق كن و از سوی صاحب عرش تنگدستی و نداری را مترس ! (629)
جایی كه اولیای حق اینگونه سفره ی رحمت و لطف خود را به روی بندگان بگشایند، خدا چگونه لطف و رحمت خود را خواهد گشود ؟
به خاطر رحمت و لطف و كرامت بی نهایت حق است كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بخش دیگر این دعا پس از آن كه می گوید : « أفتراك سبحانك یا إلهی ... » آیا اینگونه می دانندت كه صدای بنده ی مسلمانی كه به خاطر مخالفتش در دوزخ حبس شده بشنوی و... ؟ نه احدی از اهل معرفت این گونه نمی دانندت بلكه : « هیهات ما ذلك الظن بك... ».

﴿صفحه 466﴾

« هَیْهَاتَ مَا ذلِكَ الظَّنُّ بِكَ، وَلاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ، »

« وَلاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلَتْ بِهِ الْمُوَحِّدِینَ مِنْ بِرِّكَ وَإِحْسَانِكَ، فَبِالْیَقِینِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِیبِ جَاحِدِیكَ، وَقَضَیْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِیكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَسَلاَماً، وَمَا كَانَ لاِحَد فِیهَا مَقَرّاً وَلاَ مُقَاماً، لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ، أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلاََهَا مِنَ الْكَافِرِینَ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فِیهَا الْمُعَانِدِینَ، وَأَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ، قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالاْنْعَامِ مُتَكَرِّماً، أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ یَسْتَوُونَ »
« همه ی آن اموری كه در بخش گذشته گفتم از بنده نوازی تو بسیار بسیار بعید است، گمان ما به تو هرگز این نیست، و از فضل و احسانت این برخورد شناخته نیست و نه به آنچه كه از خوبی و نیكی ات با اهل توحید داشته ای شباهت دارد، به یقین می دانم اگر فرمانت در به عذاب كشیدن منكران نبود، و حُكم نافذت به ابدیبودن دشمنانت در آتش صادر نشده نبود، هر آینه سراسر دوزخ را سرد و سلامت می كردی و برای احدی در آنجا قرار و جایگاهی وجود نداشت، ولی تو كه نام هایت مقدس است سوگند یاد كردی كه دوزخ را از همه ی كافران چه جن و چه انس پر كنی، و ستیزه جویان را در آنجا جاودانه بداری، و نیز تو كه ثنایت برجسته و بالاست و با نعمت هایت كریمانه تفضل فرمودی به این گفته ابتدا نمودی : آیا مؤمن همانند فاسق است ؟ نه، مساوی و برابر نیستند ».
﴿صفحه 467﴾

آغوش مهر

احدی از پیامبران و امامان و اولیای حق و پرستش كنندگان حضرت ربّ این گمان را به خدا نداشتند كه آنان را مورد عتاب و عذاب قرار دهد. خدایی كه خود را در قرآن مهربانترین مهربانان و رحمان و رحیم و كریم و غفور و عزیز و ودود و ملك و قدوس و لطیف و صاحب فضل و قبول كنندهی توبه ستوده است.
عذاب قیامت، هیچ نسبت و ربطی به اهل ایمان ندارد، عذاب قیامت، میوه ی تلخ انكار حق و دشمنی با خداست. عذاب قیامت، دست پخت متكبران و مغروران و گنهكاران حرفه ای است. عذاب قیامت، نتیجه و محصول معاصی و آلودگی هاست. عذاب قیامت را كارگاه وجود انسان تولید كرده و اگر تولید نمی كرد هرگز از جای دیگر تولید نمی شد.
كسی كه منكر و معاند نیست و امواجی از توحید و ایمان و عشق و محبت قلبش را نوازش می كند و تا اندازه ای از اخلاق حسنه و عمل شایسته برخوردار است، چرا و به چه سبب به عذاب دچار شود ؟!
او با وجودی مقدس و مهربانی كریم روبروست، كسی كه هر گناهكاری را به توبه دعوت می كند تا او را بیامرزد، و هر ورشكسته ای را می خواند تا ورشكستگی اش را جبران كند و هر دردمندی را دعوت می كند تا درمانش نماید.
شخصی به یكی از سالكان راه دوست گفت : من دامن به گناه آلودم، آیا گمان می كنی كه مرا بپذیرند ؟ گفت : وای بر تو ! خدا اعراض كنندگان و پشت كنندگان به حق و حقیقت را می خواند، چگونه ممكن است از در خانه اش كسی را كه به حضرتش ملتجی شده و به او پناه آورده براند ؟!
مرحوم ابن فهد حلی در كتاب « عدّة الداعی » روایت كرده : هنگامی كه حق تعالی موسی را به سوی فرعون فرستاد تا او را ( از گناهانش ) بترساند، به موسی
﴿صفحه 468﴾
فرمود : به فرعون بگو كه : من به عفو و آمرزش و گذشت از عیوب و بردباری نسبت به گناهكاران و اجابت دعای گدایان، بیشتر از غضب و عقوبت شتاب می كنم.