فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

لطف و كرامت اولیا

امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگامی كه به منطقه ی صفین رسید، معاویه از هر طرف راه آب را بسته بود تا لشكریان امام در تنگنا قرار بگیرند و نتوانند آنگونه كه باید بجنگند. امام فرمان داد تا گروهی به سرپرستی حضرت حسین راه آب را باز كنند. حضرت حسین با آن گروه به محل آب حمله كرد. گماشتگان معاویه فرار كردند. آب در اختیار ارتش اسلام قرار گرفت. عده ای به امیرالمؤمنین (علیه السلام)پیشنهاد كردند كه آب را به روی معاویه ببندد. حضرت فرمود : واللّه این كار را نمی كنم. سپس نماینده ای نزد معاویه فرستاد كه به سقّایان لشكرت بگو آنچه می خواهند آب بردارند آزادند !!

﴿صفحه 465﴾

نامه ای عجیب از حضرت امام رضا (علیه السلام)

بزنطی كه از راویان دانشمند شیعه و مورد وثوق حضرت رضا (علیه السلام) بود می گوید : نامه ی حضرت رضا را به حضرت جواد از خراسان به مدینه خواندم، نوشته بود : پسرم به من خبر رسیده هرگاه اراده ی بیرون رفتن از خانه داری، وقتی سوار مركب می شوی خادمان تو را از درب كوچك خانه بیرون می برند، این از بخل آنان است برای این كه خیر تو به كسی نرسد، من از تو می خواهم به حقی كه به عنوان پدر و امام بر تو دارم رفت و آمدت از درب بزرگ باشد، وقت رفت و آمد هم درهم و دینار با خود بردار تا هركس از تو خواست به او عنایت كنی، اگر عموهایت خواستند كمتر از پنجاه دینار نده و اضافه تر از آن را هم آزادی بپردازی و اگر عمه هایت خواستند كمتر از بیست و پنج درهم مده، اگر خواستی بیشتر بپردازی آزادی. من می خواهم خدا تو را مقام و مرتبه عنایت كند، انفاق كن و از سوی صاحب عرش تنگدستی و نداری را مترس ! (629)
جایی كه اولیای حق اینگونه سفره ی رحمت و لطف خود را به روی بندگان بگشایند، خدا چگونه لطف و رحمت خود را خواهد گشود ؟
به خاطر رحمت و لطف و كرامت بی نهایت حق است كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بخش دیگر این دعا پس از آن كه می گوید : « أفتراك سبحانك یا إلهی ... » آیا اینگونه می دانندت كه صدای بنده ی مسلمانی كه به خاطر مخالفتش در دوزخ حبس شده بشنوی و... ؟ نه احدی از اهل معرفت این گونه نمی دانندت بلكه : « هیهات ما ذلك الظن بك... ».

﴿صفحه 466﴾

« هَیْهَاتَ مَا ذلِكَ الظَّنُّ بِكَ، وَلاَ الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ، »

« وَلاَ مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلَتْ بِهِ الْمُوَحِّدِینَ مِنْ بِرِّكَ وَإِحْسَانِكَ، فَبِالْیَقِینِ أَقْطَعُ لَوْ لاَ مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِیبِ جَاحِدِیكَ، وَقَضَیْتَ بِهِ مِنْ إِخْلاَدِ مُعَانِدِیكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّهَا بَرْداً وَسَلاَماً، وَمَا كَانَ لاِحَد فِیهَا مَقَرّاً وَلاَ مُقَاماً، لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ، أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلاََهَا مِنَ الْكَافِرِینَ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فِیهَا الْمُعَانِدِینَ، وَأَنْتَ جَلَّ ثَنَاؤُكَ، قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالاْنْعَامِ مُتَكَرِّماً، أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ یَسْتَوُونَ »
« همه ی آن اموری كه در بخش گذشته گفتم از بنده نوازی تو بسیار بسیار بعید است، گمان ما به تو هرگز این نیست، و از فضل و احسانت این برخورد شناخته نیست و نه به آنچه كه از خوبی و نیكی ات با اهل توحید داشته ای شباهت دارد، به یقین می دانم اگر فرمانت در به عذاب كشیدن منكران نبود، و حُكم نافذت به ابدیبودن دشمنانت در آتش صادر نشده نبود، هر آینه سراسر دوزخ را سرد و سلامت می كردی و برای احدی در آنجا قرار و جایگاهی وجود نداشت، ولی تو كه نام هایت مقدس است سوگند یاد كردی كه دوزخ را از همه ی كافران چه جن و چه انس پر كنی، و ستیزه جویان را در آنجا جاودانه بداری، و نیز تو كه ثنایت برجسته و بالاست و با نعمت هایت كریمانه تفضل فرمودی به این گفته ابتدا نمودی : آیا مؤمن همانند فاسق است ؟ نه، مساوی و برابر نیستند ».
﴿صفحه 467﴾