فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

امام صادق (علیه السلام) و كاروان وحشت زده

حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) می فرماید : امام صادق (علیه السلام) همراه كاروانی در جاده ای میان بیابان حركت می كردند. به كاروان خبر رسید كه دزدان در این مسیر كمین كرده اند. كاروانیان به لرزه افتادند. حضرت فرمود : چه خبر است ؟ گفتند : همراه ما اموالی است كه می ترسیم به غارت برود، آیا شما حاضر هستید از ما تحویل بگیرید، شاید دزدان بادیدن اموال در دست شما از آن بگذرند ؟ فرمود : چه می دانید، شاید غیر مرا قصد نكنند و جز من را اراده ننمایند ؟ شاید اموالتان را برای تلف شدن به من عرضه كنید ! گفتند : چه كنیم، آیا این اموال را دفن كنیم ؟ فرمود : نه، این باعث ضایع شدن آن است، شاید بیگانه ای به آن دستبرد بزند و شاید پس از این جای آن را پیدا نكنید. گفتند : پس چه كنیم ؟ فرمود : آنها را نزد كسی به امانت بگذارید كه حفظش كند و از آن نگهداری و جانبداری نماید و بر آن بیفزاید و یك درهمش را از دنیا بزرگ تر كند، سپس به شما برگرداند و بر شما بیش از آنچه به آن نیاز دارید كامل و تمام نماید !!
گفتند : كیست ؟ فرمود : ربّ العالمین. گفتند : چگونه به او بسپاریم ؟ فرمود : به تهی دستان از مسلمانان صدقه دهید. گفتند : در این بیابان تهی دستان نزد ما نیستند. فرمود :یک سوم آن را نیت كنید تا خدا شر دزدان را از شما بگرداند. گفتند : نیت كردیم، فرمود :

﴿صفحه 464﴾
فَأَنْتُم فِی أمانِ اللَّهِ فَأمْضَوْا.
« پس شما در امان خدا هستید، بنابراین راه خود را طی كنید ».
هنگامی كه كاروان حركت كرد سر و كله ی دزدان پیدا شد. كاروانیان ترسیدند. حضرت فرمود : چرا می ترسید ؟ شما در امان خدایید. دزدان سر رسیدند، دست حضرت را بوسیدند و گفتند : دیشب رسول خدا را خواب دیدیم، به ما فرمان داد خود را به شما معرفی كنیم ; اكنون در خدمت شما و كاروانیم تا شر دشمنان و دزدان را بگردانیم. فرمود : نیازی به شما نیست، كسی كه شر شما را از ما دفع كرد، شر دشمنان و دیگر دزدان را از ما دفع می كند. كاروان به سلامت به شهر رسید ;یک سوم مال خود را به تهی دستان دادند، علاوه تجارتشان بركت كرد، هر یك درهم آنان ده درهم شد. با تعجب گفتند : چه بركتی ؟! امام صادق (علیه السلام) فرمود :
« اكنون كه بركت در معامله با خدا را شناختید، آن را ادامه دهید »(628).

لطف و كرامت اولیا

امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگامی كه به منطقه ی صفین رسید، معاویه از هر طرف راه آب را بسته بود تا لشكریان امام در تنگنا قرار بگیرند و نتوانند آنگونه كه باید بجنگند. امام فرمان داد تا گروهی به سرپرستی حضرت حسین راه آب را باز كنند. حضرت حسین با آن گروه به محل آب حمله كرد. گماشتگان معاویه فرار كردند. آب در اختیار ارتش اسلام قرار گرفت. عده ای به امیرالمؤمنین (علیه السلام)پیشنهاد كردند كه آب را به روی معاویه ببندد. حضرت فرمود : واللّه این كار را نمی كنم. سپس نماینده ای نزد معاویه فرستاد كه به سقّایان لشكرت بگو آنچه می خواهند آب بردارند آزادند !!

﴿صفحه 465﴾

نامه ای عجیب از حضرت امام رضا (علیه السلام)

بزنطی كه از راویان دانشمند شیعه و مورد وثوق حضرت رضا (علیه السلام) بود می گوید : نامه ی حضرت رضا را به حضرت جواد از خراسان به مدینه خواندم، نوشته بود : پسرم به من خبر رسیده هرگاه اراده ی بیرون رفتن از خانه داری، وقتی سوار مركب می شوی خادمان تو را از درب كوچك خانه بیرون می برند، این از بخل آنان است برای این كه خیر تو به كسی نرسد، من از تو می خواهم به حقی كه به عنوان پدر و امام بر تو دارم رفت و آمدت از درب بزرگ باشد، وقت رفت و آمد هم درهم و دینار با خود بردار تا هركس از تو خواست به او عنایت كنی، اگر عموهایت خواستند كمتر از پنجاه دینار نده و اضافه تر از آن را هم آزادی بپردازی و اگر عمه هایت خواستند كمتر از بیست و پنج درهم مده، اگر خواستی بیشتر بپردازی آزادی. من می خواهم خدا تو را مقام و مرتبه عنایت كند، انفاق كن و از سوی صاحب عرش تنگدستی و نداری را مترس ! (629)
جایی كه اولیای حق اینگونه سفره ی رحمت و لطف خود را به روی بندگان بگشایند، خدا چگونه لطف و رحمت خود را خواهد گشود ؟
به خاطر رحمت و لطف و كرامت بی نهایت حق است كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) در بخش دیگر این دعا پس از آن كه می گوید : « أفتراك سبحانك یا إلهی ... » آیا اینگونه می دانندت كه صدای بنده ی مسلمانی كه به خاطر مخالفتش در دوزخ حبس شده بشنوی و... ؟ نه احدی از اهل معرفت این گونه نمی دانندت بلكه : « هیهات ما ذلك الظن بك... ».

﴿صفحه 466﴾