فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

سلمان و جوان خائف

شیخ مفید از ابن ابی عمیر از حضرت صادق (علیه السلام) روایت می كند : سلمان در كوفه گذرش به بازار آهنگرها افتاد. جوانی را دید روی زمین افتاده و مردم گرد او حلقه زده اند. به سلمان گفتند : این بنده ی خدا غش كرده، چیزی در گوشش بخوان شاید به هوش آید. سلمان بالای سر جوان قرار گرفت، تا جوان به هوش آمد ; گفت : ای سلمان ! اگر درباره ی من چیزی گفتند صحیح نیست ; من هنگامی كه گذرم به این بازار افتاد و پتك زدن آهنگرها را دیدم از این آیه یاد كردم :
( وَلَهُم مَقامِعُ مِنْ حَدِید )(620).
« برای بدكاران گرزهایی از آهن است ».
از ترس عذاب و عقاب حق عقلم پرید. سلمان گفت : تو را این ارزش هست كه برادر من در راه خدا باشی. و به خاطر حلاوت محبتی كه از او در قلب سلمان جلوه كرد رفیق و یار یكدیگر شدند، تا جوان بیمار شد ; سلمان بالای سرش نشست در حالی كه جوان در حال جان دادن بود، سلمان گفت : ای ملك الموت ! با برادرم مدارا كن. پاسخ شنید : من نسبت به هر مؤمنی اهل مدارایم(621).

داستان زنی كه با شنیدن آیه ی عذاب بیهوش شد

عالم بزرگ ملا فتح اللّه كاشانی در تفسیر « منهج » روایت می كند : روزی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در مسجد مشغول نماز شد، پس از قرائت حمد به خواندن سوره ی

﴿صفحه 457﴾
حجر پرداخت، چون به این آیه رسید :
( وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمَوْعِدُهُمْ أَجْمَعِینَ * لَهَا سَبْعَةُ أَبْوَابِ لِكُلِّ بَاب مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقُسُومٌ )(622) ;
« و قطعاً وعده گاه همه ی آنان دوزخ است. « دوزخی » كه برای آن هفت در است، و از هر دری بخش معین از آنان وارد می شوند » ;
زنی از اعرابیه كه هماهنگ با پیامبر نماز می خواند با شنیدن این دو آیه نعره ای زد و بی هوش شد. چون پیامبر از نماز فراغت یافت و آن حال را مشاهده كرد، فرمان داد آب آوردند و به چهره ی او پاشیدند تا به هوش آمد.
حضرت فرمود : ای زن تو را چه حالت است ؟ گفت : یا رسول اللّه ! چون تو را در نماز دیدم علاقه مند شدم پشت سر شما دو ركعت نماز بخوانم، چون به این دو آیه رسیدی بی تاب شده بیهوش گشتم. سپس گفت : وای كه هر عضوی از اعضای من به هر دری از درهای هفتگانه ی دوزخ تقسیم خواهد شد.
حضرت فرمود : نه چنان است، مراد آیه این است كه هر گروهی از بدكاران را بر دری از درهای دوزخ به اندازه ی گناهشان عذاب كنند. گفت : یا رسول اللّه ! من ثروتی جز هفت برده ندارم، تو را گواه می گیرم كه هر یك را برای خلاصی از دری از درهای دوزخ آزاد كردم.
فرشته ی وحی نازل شد و گفت : یا رسول اللّه ! اعرابیه را بشارت ده كه حق تعالی همه ی درهای دوزخ را بر تو حرام كرد و درهای بهشت را برای تو باز نمود.
در حدیث قدسی آمده :
ای فرزند آدم ! من این آتش برافروخته را نیافریدم جز برای هر كافر و بخیل

﴿صفحه 458﴾
و سخن چین و عاق پدر و مادر و منع كننده ی زكات و خورنده ی ربا و زناكار و گردآورنده ی حرام و فراموش كننده ی قرآن و آزاردهنده ی همسایگان، مگر كسی كه توبه كند و ایمان آورد و عمل صالح انجام دهد.
ای بندگانم ! به خود رحم كنید، زیرا بدن ها ناتوان و سفر دور و بار سنگین و صراط دقیق و آتش فروزان و منادی اسرافیل و قاضی ربّ العالمین است(623).

وصیتی جالب و زیبا

شخصی خواست به سفر رود، به حاتم اصمّ گفت : مرا وصیتی كن، گفت :
اگر یار خواهی خدا تو را بس است.
اگر همراه خواهی كرام كاتبین تو را بس است.
اگر عبرت خواهی دنیا تو را بس است.
اگر مونس خواهی قرآن تو را بس است.
اگر كار خواهی عبادت تو را بس است.
اگر واعظ خواهی مرگ تو را بس است.
و اگر اینها كه گفتم تو را بس است پس دوزخ تو را بس است !
شرح توسل به ربوبیّت در بخش « یا ربّ یا ربّ » دعا، به توفیق حق خواهد آمد.
یَا مَوْلاَیَ فَكَیْفَ یَبْقَی فِی الْعَذَابِ...

﴿صفحه 459﴾