فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« فَبِعِزَّتِكَ یَا سَیِّدِی وَمَوْلاَیَ أُقْسِمُ صَادِقاً، لَئِنْ تَرَكْتَنِی نَاطِقاً، »

« لاََضِجَّنَّ إِلَیْكَ بَیْنَ أَهْلِهَا ضَجِیجَ الاْمِلِینَ، وَلاََصْرُخَنَّ إِلَیْكَ صُرَاخَ الْمُسْتَصْرِخِینَ، وَلاََبْكِیَنَّ عَلَیْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِینَ، وَلاَُنَادِیَنَّكَ أَیْنَ كُنْتَ یَا وَلِیَّ الْمُؤْمِنِینَ، یَا غَایَةَ آمَالِ الْعَارِفِینَ، یَا غِیَاثَ الْمُسْتَغِیثِینَ، یَا حَبِیبَ قُلُوبِ الصَّادِقِینَ، وَیَا إِلهَ الْعَالَمِینَ »
« پس ای سرور و مولایم ! به عزتت سوگند صادقانه می خورم، كه اگر مرا در سخن گفتن آزاد گذاری، در میان اهل دوزخ به پیشگاهت ناله ای همانند ناله ی آرزومندان سر می دهم، و به درگاهت هم چون بانگ آنان كه خواهان دادرسی هستند بانگ بردارم، و هر آینه به آستانت چون مبتلایان به فقدان عزیزان گریه كنم، و با همه ی وجود ندایت می كنم : ای سرپرست مؤمنان، ای نهایت آرزوی عارفان، ای فریادرس فریادخواهان، ای محبوب دل های صادقان و ای معبود جهانیان، كجایی ؟ »
این بخش از دعا مانند بخش گذشته، مناجات و راز و نیاز عاشق تائب و آگاه صادق، به پیشگاه حضرت محبوب است، تا نظر او را به خود جلب كند و وی را بر فرض این كه مستحق دوزخ دانسته از دوزخ نجات دهد.
راستی كسی كه دچار عذاب است و سخت تر از عذاب، گرفتار فراق است
﴿صفحه 452﴾
و آتش دوری از محبوب سراپایش را فرا گرفته، چه حالی دارد ؟!
كدام ناله و گریه جانسوزتر از گریه ی كسانی است كه محبوب و معشوق را از دست داده اند و وی را گم كرده اند ؟
می گویند : مادری بر سر خاك دخترش زار زار می گریست، عارفی از آنجا عبور كرد، چون از داستان او آگاه شد گفت : خوشا به حال این مادر كه آگاه است از چه گوهری دور افتاده !
طفل می گرید چو راه خانه را گم می كند *** چون نگریم من كه صاحب خانه را گم كرده ام(614)
راستی، قیامت دارای چه صحنه های شگفتی است و آن روز برای مردم چه روز عجیبی است ; خوشا به حال آنان كه در آن روز مستحق رحمت خدایند و به رضوان الهی راه دارند و از دوزخ و عذابش رها و آزادند.
چه نیكوست تا چنگال مرگ گلوی ما را نفشرده و تا پرونده ی ما را نبسته اند، خود را به قرآن مجید عرضه كنیم تا به وضع خویش بیش از پیش آگاه شویم.

هارون و بهلول

هارون از سفر حج بازگشت و چند روزی در كوفه اقامت كرد. روزی از راهی عبور می كرد، بهلول كه بر سر راهش قرار داشت سه بار به نام، او را صدا زد : هارون، هارون، هارون، با تعجب گفت : كیست كه مرا با نام صدا می زند ؟ گفتند : بهلول مجنون. پرده ی محمل را كنار زد و به بهلول گفت : مرا می شناسی ؟ گفت : آری. گفت : من كیستم ؟ گفت : كسی هستی كه اگر احدی در مشرق ستم كند و تو در مغرب باشی به خاطر این كه حاكم كشوری در قیامت از تو بازخواست خواهد

﴿صفحه 453﴾
شد. هارون گریست و گفت : بهلول حال مرا چگونه می بینی ؟ گفت : حال خود را بر كتاب خدا عرضه كن :
( إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِی نَعِیم * وَإِنَّ الفُجَّارَ لَفِی جَحِیم )(615).
« قطعاً نیكان به بهشت اندرند. و بی شك بدكاران در دوزخند ».
گفت : تلاش و كوشش ما چه می شود ؟ پاسخ داد :
(... إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ المُتَّقِینَ )(616).
« فقط خدا از تقوا پیشگان می پذیرد ».
گفت : نسب و قرابت ما با پیامبر چه می شود ؟ جواب داد :
( فَإِذَا نُفِخَ فِی الصُّورِ فَلاَ أَنْسَابَ بَیْنَهُمْ یَوْمَئِذ وَلاَ یَتَسَآءَلُونَ )(617).
« پس آنگاه كه در صور دمیده می شود ( دیگر ) میانشان نسبت به خویشاوندی وجود ندارد و از ( حال ) یكدیگر نمی پرسند ».
گفت : شفاعت رسول خدا چه می شود ؟ پاسخ داد :
( یَوْمَئِذ لاَ تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمانُ وَرَضِیَ لَهُ قَوْلا )(618).
« در آن روز شفاعت ( به كسی ) سود نبخشد، مگر كسی را كه ( خدای ) رحمان اجازه دهد و سخنش او را پسند آید ».
گفت : حاجتی داری ؟ بهلول جواب داد : گناهانم را بیامرز و مرا وارد بهشت كن. گفت : مرا چنین قدرتی نیست ولی به من خبر داده اند كه به مردم بدهكاری،

﴿صفحه 454﴾
می خواهی بدهكاریت را بپردازم ؟ گفت : بدهكاری را نمی توان با بدهكاری ادا كرد، آنچه نزد توست مال مردم است و همه ی آن را به مردم مدیونی، واجب است به آنان برگردانی.
گفت : فرمان دهم مستمری برایت مقرر دارند كه تا پایان عمر به تو بپردازند ؟ گفت : من بنده و روزی خور خدایم، چنین می بینی كه خدا یاد تو هست و یاد من نیست !
گنج زرگر نبود گنج قناعت باقی است *** آن كه آن داد به شاهان به گدایان این داد(619)
* * *

﴿صفحه 455﴾

« أَفَتُرَاكَ سُبْحَانَكَ یَا إِلَهِی وَبِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِیهَا صَوْتَ عَبْد مُسْلِم »

« سُجِنَ فِیهَا بِمُخَالَفَتِهِ وَذَاقَ طَعْمَ عَذَابِهَا بِمَعْصِیَتِهِ، وَحُبِسَ بَیْنَ أَطْبَاقِهَا بِجُرْمِهِ وَجَرِیرَتِهِ، وَهُوَ یَضِجُّ إِلَیْكَ ضَجِیجَ مُؤَمِّل لِرَحْمَتِكَ، وَیُنَادِیكَ بِلِسَانِ أَهْلِ تَوْحِیدِكَ وَیَتَوَسَّلُ إِلَیْكَ بِرُبُوبِیَّتِكَ، »
« آیا تو را اینگونه می دانند ای معبود من، ای معبودی كه تو را همراه با سپاست از هر عیب و نقصی تنزیه می كنم، كه در دوزخ بشنوی صدای بنده ی مسلمانی كه به سبب مخالفتش با تو زندانی شده و مزه ی عذابش را به خاطر نافرمانی اش چشیده، و میان طبقات دوزخ به علت جرم و جنایتش محبوس شده، و حال آن كه به درگاهت ناله می زند هم چون ناله ی كسی كه آرزومند رحمت توست، و با زبان اهل توحیدت تو را ندا می كند، و به پیشگاهت، به ربوبیتت توسل می جوید »
صاحبان یقین و اهل باور، هنگامی كه اوصاف دوزخ را در آیات قرآن و روایات می خوانند، بدنشان به لرزه می آید و پوستشان جمع می شود و دلشان غرق ترس می گردد و مات و مبهوت می شوند و با تمام وجود برای رهایی از آن عرصه ی هولناك به خدا پناه می برند و برای انجام واجبات و ترك محرمات آمادگی بیشتری پیدا می كنند و گاهی هم از شدت ترس جان می بازند !
﴿صفحه 456﴾