فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

« وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی، عَنْ قَلِیل مِنْ بَلاَءِ الدُّنْیَا وَعُقُوبَاتِهَا، وَمَا یَجْرِی »

« فِیهَا مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَی أَهْلِهَا، عَلی أَنَّ ذلِكَ بَلاَءٌ وَمَكْرُوهٌ، قَلِیلٌ مَكْثُهُ، یَسِیرٌ بَقَاؤُهُ، قَصِیرٌ مُدَّتُهُ، فَكَیْفَ احْتِمَالِی لِبَلاَءِ الاْخِرَةِ، وَجَلِیلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِیهَا، وَهُوَ بَلاَءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَیَدُومُ مَقَامُهُ، وَلاَ یُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ، لاَِنَّهُ لاَ یَكُونُ إِلاَّ عَنْ غَضَبِكَ وَانْتِقامِكَ وَسَخَطِكَ وَهذا ما لاَ تَقُومُ لَهُ السَّمَاوَاتُ وَالاَْرْضُ، یَا سَیِّدِی فَكَیْفَ لِی وَأَنَا عَبْدُكَ الضَّعِیفُ الذَّلِیلُ، الْحَقِیرُ الْمِسْكِینُ الْمُسْتَكِینُ »
« و تو از ناتوانی ام در برابر اندكی از غم و اندوه دنیا و كیفرهایش، و آنچه كه از ناگواری ها بر اهلش می گذرد آگاهی. با اینكه این غم و اندوه و ناگواری درنگش اندك، و زمان ماندنش كم، و مدّتش كوتاه است، پس چگونه خواهد بود تاب و توانم در برابر بلای آخرت، و عظمت ناگواری ها در آنجا، در حالی كه زمانش طولانی و جایگاهش همیشگی است، و آن را از اهلش سبك نكنند، زیرا مایه ی آن بلا و محنت فقط از خشم و انتقام و ناخشنودی توست، و این چیزی است كه آسمان ها و زمین در برابرش تاب نیاورند، ای آقای من، تا چه رسد به من، در حالی كه من بنده ی ناتوان و خوار و كوچك و زمین گیر و درمانده ی توام ».

بلای دنیا و آخرت

رنج و محنت و بلای دنیا، چنان كه امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید، با رنج
﴿صفحه 434﴾
و محنت و بلای آخرت از چند جهت فرق دارد :
اول : آنچه از سختی و دشواری و بلا و رنج، هم چون طوفان، زلزله، سیل، خشكسالی، قحطی، گرانی، غربت و انواع بیماری ها بر انسان می گذرد، درنگش اندك و ماندنش كم و زمانش بسیار كوتاه است و آنچه از بلا در آخرت به سر انسان می آید، زمانش طولانی و جایگاهش همیشگی است.
دوم : گاهی بلاها نسبت به انسان جنبه ی آزمایش و امتحان دارد كه اگر انسان بر آنها صبر كند و استقامت ورزد تا ایمانش از بركت آن صبر حفظ شود، ثواب و پاداشی عظیم دارد و مایه ی جلب خوشنودی خداست، مانند صبری كه پیامبران نسبت به آزار مردم زمانشان از خود نشان دادند و مانند استقامتی كه اولیای الهی چون آسیه و مؤمن آل فرعون و حبیب نجار و مجاهدان در راه خدا داشتند، ولی بلای آخرت فقط و فقط جریمه ی گناهان و عذاب معصیت ها و نافرمانی های انسان است.
قرآن مجید معیّت خدا را با انسان نتیجه ی صبر و استقامت او در برابر اطاعت از خدا و پیامبر و استقامتورزیش در برابر معصیت و گناه می داند.
(... وَاصْبِرُوا إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ )(593).
« و صبر پیشه كنید، زیرا خدا با صابران است ».
قرآن مجید صابران را بشارت داده و آنان را مشمول صلوات و رحمت خدا دانسته است(594).
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :

﴿صفحه 435﴾
الصَّبرُ ثَلاثةٌ : صَبرٌ عِندَ المُصِیبَةِ، وَصَبرٌ عَلَی الطَّاعَةِ، وَصَبرٌ عَنِ المَعْصِیَةِ(595).
« صبر سه صبر است : صبر هنگام مصیبت، و صبر بر طاعت، و صبر در برابر معصیت ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در تفسیر صابرین فرمود : صابرین كسانی هستند كه بر طاعت خدا و در برابر معصیت او صبر می كنند، رزق و روزی را از راه حلال و پاك بدست می آورند، بر پایه ی میانه روی انفاق می كنند و مازاد مال را برای آخرت می فرستند، پس اینان رستگارانند(596).
ولی بلای آخرت جنبه ی آزمایش و امتحان ندارد، بلكه مكافات عمل است و صبری هم بر آن متصور نیست، و بر فرض محال، اگر كسی بتواند در برابر آن عذاب صبر كند برای صبرش هیچ پاداش و اجری وجود ندارد !

عذابهای برزخ و قیامت

بخشی از آیات قرآن به ویژه در سه جزء آخر قرآن به عذاب های گوناگون برزخ و قیامت اشاره دارد، و پاره ای از روایات هم به بیان گوشه ای از بلای آخرت پرداخته اند.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره ی دشمنان خدا می فرماید :
... و كسی كه دشمن خداست، فرشته ای بر او درآید كه از نظر رفتار و منظره، زشت ترین آفریده، و از جهت بو، بدبوترین آنهاست ; به او می گوید : تو را به پذیرایی از آب بسیار جوشان و ورود به دوزخ بشارت باد. دشمن خدا غسل دهنده اش را می شناسد و حمل كنندگان جنازه اش را سوگند می دهد كه او

﴿صفحه 436﴾
را از بردن به سوی قبر معاف بدارند، ولی هنگامی كه او را وارد قبر كنند، دو فرشته ی سئوال كننده بر او درآیند و كفنش را كنار نهند، سپس به او گویند : پروردگارت كیست و دینت چیست و پیامبرت چه كسی است ؟ می گوید : نمی دانم. دو فرشته گویند : ندانستی و راه نیافتی. پس ملاژ او را با ضربه ای به وسیله ی چیزی شبیه عصا می كوبند كه خدا جنبنده ای را نیافریده مگر آن كه از شدت آن ضربه به وحشت و ترس می افتد ; فقط جن و انس صدای آن ضربه را نمی شنوند. آنگاه دری به سوی دوزخ به رویش می گشایند و به او می گویند : به بدترین حال بخواب. آن قبر برای او از تنگی و فشار چنان می شود كه مغزش از میان ناخن و گوشتش بیرون می آید و خدا مارها و عقرب ها و وحشی های زمین را بر او چیره می كند، پس او را تا هنگامی كه خدا از قبرش برانگیزد می گزند(597).
شیخ صدوق درباره ی عذاب دوزخ از حضرت باقر (علیه السلام) روایت می كند كه :
اهل آتش از سختی عذاب دردناك مانند سگ و گرگ فریاد می كشند، برای آنان هرگز مرگی در كار نیست، عذاب از آنان سبك نمی شود، در آن تشنه و گرسنه اند، دیدگانشان ضعیف و كم نور است، لال و كر و كورند، چهره هایشان سیاه است، رانده شده و پشیمان و مورد خشم اند، به آنان رحم نمی شود و در عذابشان تخفیف نمی دهند، در دوزخ می سوزند و از آب بسیار جوشان می نوشند و از مادّه ای بسیار بدبو و بدتر از زهر می خورند و آنان را با گرزهای آتشین می كوبند و با چكش های سنگین می زنند، فرشتگان سخت گیر و خشمگین هرگز به آنان رحم نمی كنند، با چهره ها در آتش كشیده می شوند و با شیطان ها همنشین و قرین هستند، آنان را در غل ها و زنجیرها می بندند،

﴿صفحه 437﴾
اگر دعا كنند مستجاب نمی شود، اگر درخواست حاجت كنند برآورده نمی گردد، این است حال كسی كه وارد دوزخ می شود !!(598)
علی بن ابراهیم قمی در تفسیرش از حضرت صادق (علیه السلام) روایت می كنند :
روزی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) نشسته بودند كه فرشته ی وحی جبرئیل در حالی كه ناراحت و محزون و رنگش تغییر كرده بود بر حضرت وارد شد. پیامبر فرمود : چه شده كه تو را گریان و محزون می بینم ؟ عرضه داشت : چرا اینگونه نباشم در حالی كه امروز منافیخ دوزخ را نهاده اند ! پیامبر فرمود : منافیخ دوزخ چیست ؟ عرضه داشت : خدای تعالی درباره ی آتش فرمان داد، پس آن را هزار سال افروختند تا سرخ شد، آنگاه به آن فرمان داد، پس آن را هزار سال افروختند تا سپید شد، سپس به آن فرمان داد تا آن را هزار سال افروختند در نتیجه سیاه شد و آن ماده ای سیاه و تاریك و بدون نور و روشنایی است، اگر حلقه ای از زنجیر آن را كه هفتاد ذرع است بر دنیا بگذارند، دنیا از حرارتش ذوب می شود، و اگر قطره ای از زقوم و ضریعش را در آشامیدنی اهل دنیا بریزند، اهل دنیا از بوی بدش می میرند.
پس رسول خدا و جبرئیل گریستند. خدا در آن حال فرشته ای به سوی آنان فرستاد كه پروردگارتان به شما سلام می رساند و می گوید : شما را از این كه مرتكب گناهی شوید تا به چنین عذابی دچار آیید در امان خود قرار دادم(599).
بدكاران و دشمنان خدا را در خانه ای جای می دهند كه از همه طرف تنگ است، راه هایش تاریك و مراكز هلاكتش نامعلوم است، اسیرش در آن همیشگی

﴿صفحه 438﴾
و آتش فروزانش دائمی است، آشامیدنی اهلش آب جوشان و جایگاهشان جحیم است، شعله های آتشش آنان را می كوبد و هاویه اش آنان را گرد می آورد، آرزویشان در آن مردن است و برای آنان راه آزادی وجود ندارد، پاهایشان به پیشانی بسته شده و چهره هایشان از ظلمت گناهان سیاه است، از اطرافش فریاد برمی دارند : ای گماشته ی دوزخ ! تهدید بر ما تحقق یافت. ای گماشته ! زنجیرها بر ما سنگینی می كند و پوست ما از شدت آتش بریان شد، ما را از این مكان بیرون آور كه دیگر به گناه باز نمی گردیم. شعله ها می گویند : آزادی شما بسیاربعید است، امروز روز امان یافتن نیست و راه بیرون آمدن از این جایگاه پست برای همیشه بسته است، دور شوید و سخن نگویید، اگر شما را بیرون ببرند باز به گناهان و معاصی برمی گردید.
در این حال اهل دوزخ از آزادی خویش ناامید می شوند و بر تقصیرشان در عبادت، اندوه می خورند، پشیمانی نجاتشان نمی دهد و اندوه به آنان سودی نمی رساند، دست و پا بسته بر صورتهایشان به زمین می افتند، از بالای سر و از زیر پا و از راست و چپشان آتش است، غذایشان آتش، آشامیدنی شان آتش، لباسشان آتش و بسترشان آتش است.
میان قطعه هایی از آتش افروخته و لباس هایی چركین و بدبو و گرزهایی كوبنده و سنگینی زنجیرها قرار دارند. عربده و فریاد می كشند و به شدت طلب مرگ می كنند، ولی هر گاه طلب مرگ كنند، از بالای سرشان آب جوشان بریزند و با گرزهای آتشین آنان را بزنند. از دهانشان چرك و خون در آید و كبدشان از تشنگی قطعه قطعه شود و چشمشان بر صورت هایشان روان گردد و گوشت هایشان از چهره شان بریزد و موهایشان از اطراف بدن هایشان از شدت درد به ریزش افتد. هرگاه پوستشان بسوزد، پوستی دیگر به جای آن بروید، استخوان هایشان از گوشت عریان شود، دیدگانشان كور و زبانشان لال
﴿صفحه 439﴾
و گوششان به كری و ناشنوایی افتد !! (600)
پروردگارا ! در برابر این همه عذاب و سختی و دشواریش تاب و توان من چگونه خواهد بود، در حالی كه من بنده ی ضعیف و خوار و كوچك و زمین گیر و درمانده ی توام !
گرچه عبادتم كامل نیست و گناهانم كم نیست، ولی عاشق و دلباخته ی توام. پیامبران و امامان (علیهم السلام) را دوست دارم و از بندگی و عبادت فراری نیستم. حرفه ام گناه نیست. شغلم عصیان و خطاكاری نمی باشد. اگر عبادتم اندك و بی ارزش است به خاطر ضعف اراده و كمی معرفت و دانش من است. اگر گناهانم زیاد است به سبب چیره گی هوای نفس و شهوات بر من است. علاقه دارم عبادتی كامل و خالص انجام دهم. مشتاقم كه دامنم از هر گناهی پاك باشد. از شیطان و طاغوت بیزارم و از شرّ هوا و هوس نالانم. بیمار فراقم و تشنه ی وصالم. مرا ببخش و از من دستگیری كن، از گناه نجاتم ده و در بندگی و عبادت غرقم كن، برات آزادی از دوزخ به من عنایت فرما و راه بهشت را بر من باز كن.

﴿صفحه 440﴾