فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

وَقَدْ أَتَیْتُكَ یَا إِلَهِی بَعْدَ تَقْصِیرِی...

« وَقَدْ أَتَیْتُكَ یَا إِلَهِی بَعْدَ تَقْصِیرِی وَإِسْرَافِی عَلَی نَفْسِی مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً، مُسْتَقِیلا مُسْتَغْفِراً مُنِیباً، مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً لاَ أَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّی، وَلاَ مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَیْهِ فِی أَمْرِی غَیْرَ قَبُولِكَ عُذْرِی، وَإِدْخَالِكَ إِیَّایَ فِی سَعَةِ مِنْ رَحْمَتِكَ »
« اكنون ای معبود و معشوقم به پیشگاه لطف و رحمتت آمدم ولی پس از كوتاهی ورزیدن در انجام فرمان هایت و زیاده روی در خواسته های نفسم عذرخواه و پشیمان، شكسته دل و جویای گذشت و خواهان آمرزش، بازگشت كنان ولی با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه، بی آن كه به خاطر آنچه از زشتی از من سر زده گریزگاهی بیابم و نه پناهگاهی كه به آن روی آورم به دست آورم، جز این كه تو خدای مهربان پذیرنده ی عذرم باشی و مرا در رحمت فراگیرت درآوری »

راز و نیاز و مناجات عاشقانه

در این بخش از دعا، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به همه ی زمینه هایی كه سبب جلب آمرزش و رحمت است اشاره فرموده : اعلام كوتاهی در عبادت، زیاده روی در شهوات نفسانی، عذرخواهی همراه با پشیمانی، شكسته دلی و درخواست گذشت، طلب آمرزش همراه با بازگشت به سوی حق، اقرار و اعتراف به گناه،
﴿صفحه 401 ﴾
نیافتن گریزگاه و پناهگاه جز فضای پذیرش عذر از سوی حق و ورود به رحمت فراگیر.
این ناله و آه و تضرع و زاری و انابه و اقرار، حقیقتی است كه حضرت محبوب شنیدنش را از عاشق تائب و عاصی بیچاره و فراری بازگشته، دوست دارد.
روایت است كه : یكی از طالبان سلوك نزد یكی از اولیای الهی آمد و گفت : من عازم پیشگاه حضرت احدیت و رفتن به حضور مقام ربوبیّت و حضور به درگاه الوهیت هستم، به من بگو چه هدیه ای به محضر ربّ ودود و خدای غفور و مالك ملوك ببرم ؟ زیرا دست خالی به حضور او رفتن از كمال پستی و بی معرفتی است.
آن ولیّ عارف و سالك عاشق گفت : آنجا چیزی ببر كه نباشد، آنجا همه ی كمالات از علم و حلم و قدرت و رحمت و مشیت و لطف و بینایی و شنوایی و كرم و كرامت و صدق و عدالت و سطوت و هیبت هست و چیزی كه در آنجا نیست سوزدل و اشك روان و آه و زاری و تضرّع و انكسار است.
آری، او عاشق صدای گنهكار تائب و عاصی بازگشته و تهی دست ورشكسته است و جای انكار نیست كه هر معشوقی دوستدار شنیدن صدای عاشق و التماس و لابه ی اوست، چنانكه هر عاشقی دوستدار نظر محبوب و التفات و توجّه او و پاسخ دادن وی به خواسته ی عاشق است.

یوسف و زلیخا

بعضی از بزرگان نقل كرده اند كه : چون زلیخا از قدرتش سوء استفاده كرد و به عنوان رفع تهمت از خود، یوسف پاك دامن را به زندان انداخت، از بسیاریِ محبّت و عشق و علاقه ای كه به او داشت، و به خاطر تقوای یوسف نمی توانست به وصالش برسد، در صدد برآمد صدای محبوب را بشنود و به ناله اش گوش
﴿صفحه 402 ﴾
فرا دهد، به یكی از غلامانش گفت : او را چندین تازیانه بزن ; ولی غلام چون روی الهی و صورت ملكوتی و حالت عرشی یوسف را می دید، به این عمل راضی نمی شد، لباس ضخیمی بر بدن یوسف قرار می داد و بر او تازیانه می زد كه حضرت را به درد نیاورد.
زلیخا، هرچه به انتظار نشست صدایی از یار نشنید، به غلام گفت : او را سخت تر بزن. غلام به یوسف گفت : می ترسم مرا در انجام نگرفتن فرمان به زحمت اندازند، اكنون قسمتی از بدنت را برهنه كن و مرا از این كه تازیانه ای سخت بزنم معذور بدار، یوسف كریمانه پذیرفت، با وارد شدن تازیانه ناله ی جانسوزی كشید كه آن ناله گوش عاشق را نوازش داد.
چون زلیخا ز او شنید این بار آه *** گفت بس كین آه بود از جایگاه
پیش از ین آن آه ها ناچیز بود *** آه این باری ز جای تیز بود
گر بود در ماتمی صد نوحه گر *** آه صاحب درد را باشد اثر