فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

إِلهِی وَمَوْلاَیَ أَجْرَیْتَ عَلَیَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ...

« إِلهِی وَمَوْلاَیَ أَجْرَیْتَ عَلَیَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِیهِ هَوَی نَفْسِی وَلَمْ أَحْتَرِسْ فِیهِ مِنْ تَزْیِینِ عَدُوِّی، فَغَرَّنِی بِمَا أَهْوَی وَأَسْعَدَهُ عَلَی ذلِكَ الْقَضاءُ، فَتَجاوَزْتُ بِمَا جَرَی عَلَیَّ مِنْ ذلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ، وَخَالَفْتُ بَعْضَ أَوَامِرِكَ »
« معبود من و سرور من ! مرا به تكالیف شرعیه و وظایف دینیه مكلّف و موظّف نمودی ولی من ( به جای انجام آن تكالیف ) از هوای نفسم پیروی كردم، و ( در این زمینه ) از آرایشگری دشمنم ( یعنی هوای نفس كه همه ی بدی ها و گناهان را در نظرم می آراست تا انجامش بر من آسان باشد ) خود را حفظ نكردم، پس مرا به خواهش دل فریفت و آن دشمن را قضا و حكم تو ( كه بر آزادی و اختیارم جریان یافته بود ) كمك داد، پس به سبب آن قضا و حكمی كه بر من جریان یافت از بخشی از حدود تو تجاوز كردم، و با برخی از فرمان هایت مخالفت نمودم ».

تكالیف و وظایف

آنچه خدای عزیز آراستگی انسان را به آن خواسته، مانند : عقاید حقّه كه جایگاهش قلب است، و اخلاق حسنه كه محلّش نفس و باطن است، و اعمال صالحه كه ظرفش اعضا و جوارح است، و از همه ی آنها تعبیر به تكلیف و وظیفه و مسئولیت شده، جلوه ی ربوبیت و حكمت و دانش و رحمت و احسان خداست، و بر اساس مصلحت دنیا و آخرت انسان و خیرخواهی نسبت به او
﴿صفحه 393 ﴾
تنظیم شده است.
بدون تردید اگر خواسته های حق در این زمینه ها با خلوص نیت و با عشق و همت اجرا شود و در هر شرایطی انجام پذیرد، انسان به رشد و كمال لازم می رسد و سعادت دنیا و آخرتش تأمین می شود و مورد خوشنودی حق و رضای اولیای الهی قرار خواهد گرفت و هُمای حیات طیبه را در آغوش جان می گیرد، و در آخرت علاوه بر چشیدن طعم رحمت، برای ابد در بهشت با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان محشور می گردد.
تنها چیزی كه مانع اجرای خواسته های خداست، هوای نفس است كه عبارت است از : خواسته های بی محاسبه و بی در و پیكر انسان، كه در صورت فعال بودن این خواسته ها در باطن آدمی، همه ی گناهان و معاصی و موارد شهوات و زر و زیور دنیای فانی را آنچنان برای انسان می آراید و خوش نما جلوه می دهد كه دل را از دست می برد و جان را اسیر می كند و همه ی نیروی انسان را برای رسیدن به آنها، گرچه به قیمت پایمال شدن حقوق فرد و خانواده و اجتماع باشد، به كار گیرد و از وجود او موجودی شرور و بی قید و بند و آزاد از همه ی اصول اعتقادی و اخلاقی و عملی می سازد، كه نه به خود و نه به دیگران در هیچ زمینه ای رحم نخواهد كرد و هم چون حیوان چموش در عرصه گاه حیات، بی توجه به حقایق و واقعیات می تازد، تا پنجه ی مرگ، گلویش را بفشارد و او را از شر خودش، و دیگران را نیز از شرارتش راحت كند.
ای بسته بند هوا و هوس *** جهدی تا هست این نیم نفس
ای طوطی شكّر خا تا كی *** با زاغ و زغن باشی به قفس
از شاخه ی گل پوشیده نظر *** سودا زده ی هر خاری و خس
هر لاشه نباشد طعمه ی شیر *** عنقا نرود به شكار مگس
دولت در سایه ی شاهین نیست *** سلطان هما را زیبد و بس
﴿صفحه 394 ﴾
كاری زتو هیچ نرفت از پیش *** رحمی بر خویش بكن زین پس
گر خود نكنی بر خود رحمی *** امید مدار ز دیگر كس
ای دوست ندارد مفتقرت *** فریاد رسی تو به دادش رس
اگر رسول بزرگوار اسلام در روایتی كه بسیار مشهور است فرموده اند :
أَعدَی عَدُوِّكَ نَفسُك الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْكَ(555).
« دشمن ترین دشمنانت همان نفس مادّی است كه میان دو پهلویت قرار دارد ».
سخنی به حق فرموده اند و هشداری بسیار مهم به انسان داده اند.
آری، نفس امّاره و آنچه در قرآن و روایات از آن تعبیر به هوا شده در دشمنی ورزیدن نسبت به انسان از همه ی دشمنان دشمن تر است، زیرا هوای نفس است كه دنیا و آخرت انسان را به باد می دهد و آدمی را به هر كار شری وامی دارد و از هر كار خیری باز می دارد.
از حضرت رضا (علیه السلام) روایت شده كه : مردی از من درباره ی حقیقتی كه خیر دنیا و آخرت را یك جا برای انسان جمع می كند چیست ؟ سؤال كرد. به او گفتم : با نفس خود مخالفت كن(556).
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
أَفْضَلُ الجِهادِ مَنْ جَاهَدَ نَفْسَهُ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیْهِ(557).
« برترین جهاد، جهاد كسی است كه با نفس مادّی اش كه بین دو پهلویش قرار دارد، جهاد كند ».
و نیز به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود :

﴿صفحه 395 ﴾
یَا عَلِیُّ أَفْضَلُ الجِهادِ مَنْ أَصْبَحَ لاَیَهُمُّ بِظُلْمِ أَحَد(558).
« ای علی ! برترین جهاد، جهاد كسی است كه چون صبح كند قصد ظلم و تجاوز به هیچ كس را نداشته باشد ».
انسان، اگر خودش را در اختیار هوای نفس یعنی خواسته های بی محاسبه و شهوات مخالف حق قرار دهد، هوای نفس با اغواگری ها و وسوسه هایش انسان را فریب می دهد و او را در فضای آن فریب از یاد خدا و توجه به قیامت و حسابرسی حق و روز مرگ و اجرای تكالیف و وظایف باز می دارد ; و آنگاه قضای الهی كه در این زمینه آزادی و اختیار انسان است در این فریب كاری به این دشمن غدّار كمك می دهد و انسان را وادار می كند كه از این آزادی و اختیار به جای استفاده كردن برای انجام تكالیف الهی و انسانی در گناه و معصیت و ظلم و تجاوز بهره گیرد و از مقررات و حدود الهی و پای بندی های اصولی تجاوز كند و با فرامین سعادت بخش حق مخالفت نماید.

﴿صفحه 396 ﴾

« فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَیَّ فی جَمِیعِ ذلِكَ »

« وَلاَ حُجَّةَ لِی فِیمَا جَرَی عَلَیَّ فِیهِ قَضَاؤُكَ، وَأَلْزَمَنِی حُكْمُكَ وَبَلاَؤُكَ »
فَلَكَ الْحُجَّةُ عَلَیَّ فی جَمِیعِ ذلِكَ...
« ( معبود و سرور من ) ! برای تو نسبت به من در همه ی این امور ( جهت محكومیت من در دنیا و آخرت ) حجت و برهان قاطع هست، و برای من در آنچه آزادی و اختیارم كه آن را به دست هوای نفس سپردم به من جریان داده است و حكم و آزمایشت مرا به آن ملزم نموده است هیچ حجّت و برهانی نیست ».