فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

غفلت

غفلت، یعنی : بی خبری از چیزی كه انسان پیشتر به آن توجه داشته است.
اشتغال زیاد به امور مادی و سرگرمی بیش از اندازه به زندگی ظاهری و پُر كردن وقت به اموری كه انسان را به آن امور دل مشغول می كند و صبح و شام دنبال دنیا دویدن و افتادن در بند هوا و هوس، همه و همه سبب غفلت و بی خبری از خدا و قیامت و بندگی و طاعت و دین داری و عبادت است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن گفته های حكیمانه اش مردم را به زیان های غفلت و خسارت های بی خبری توجّه می دهد :
الغَفْلَةُ أَضَرُّ الأَعْدَاءِ(545).
« بی خبری زیانبارترین دشمنان است ».
وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الغَفْلَةُ فَنَسِیَ الرِّحْلَةَ وَلَمْ یَسْتَعِدَّ(546).
« وای بر كسی كه بی خبری بر او چیره شود، در نتیجه سفر به آخرت را فراموش كند و برای آن آماده نگردد ».
مَنْ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الغَفْلَةُ مَاتَ قَلْبُهُ(547).

﴿صفحه 373﴾
« كسی كه بی خبری بر او چیره شود، دلش می میرد ».
دَوَامُ الغَفْلَةِ یُعْمِی البَصِیرَةَ(548).
« ادامه ی بی خبری، چشم باطن را كور می كند ».
امام مجتبی (علیه السلام) فرمود :
الغَفْلَةُ تَركُكَ المَسْجِدَ وَطَاعَتُكَ المُفْسِدَ(549).
« ترك كردن مسجد و فرمان بردن از مفسد، غفلت است ».

﴿صفحه 374﴾

وَكُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِی فِی الاْحْوَالِ كُلِّهَا رَؤُوفاً...

« وَكُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِی فِی الاحْوَالِ كُلِّهَا رَؤُوفاً، وَعَلَیَّ فی جَمِیعِ الاُْمُورِ عَطُوفاً »
« خدایا ! به عزّتت در همه ی احوال و در همه ی امور بر من رئوف و مهربان باش ».
شرح رأفت و مهربانی حضرت محبوب، از عهده ی احدی از جهانیان هرچند از همه ی علوم بهره مند باشد برنمی آید. گوشه ای از رأفت و مهربانی او را با تعمق در آیات قرآن و روایات می توان یافت ; و نزدیك ترین راه فهم رأفت و مهربانی توجه به مواضعی است كه رأفت و مهربانی از آنجا تجلّی كرده است.
از رسول خدا (علیه السلام) روایت شده است كه : چند حاجت از خدا درخواست كردم، یكی از آنها این بود كه گفتم : خدایا ! حساب امّت مرا به خودم واگذار. خطاب رسید : هرچند تو پیامبر رحمتی ولی ارحم الرّاحمین نیستی، اگر به بعضی از خطاهای آنان آگاه شوی از آنان بیزار گردی، بگذار فقط من بر گناه امت تو آگاه باشم.
یا محمد ! حساب ایشان را چنان انجام دهم كه تو هم بر زشتی های اعمال آنان آگاه نشوی، پس وقتی گناهانشان را از تو كه مظهر رحمت واسعه هستی پنهان كنم به طریق اولی از بیگانگان، پوشیده خواهم داشت.
یا محمد ! اگر تو به اینان مهربانیِ نبوت داری، من با ایشان مرحمتِ خدایی دارم. اگر تو پیامبر آنانی، من خدای ایشانم. اگر تو امروز آنان را می بینی، من از
﴿صفحه 375 ﴾
ازل تا ابد نظر عنایت درباره ی ایشان داشته و دارم و خواهم داشت.

گنهكار و عفو پروردگار

شیخ بهائی می گوید : از مردی مورد اطمینان شنیدم، گنهكاری از دنیا رفت ; همسرش برای انجام مراسم تغسیل و تكفین و تدفین از مردم درخواست كمك كرد، ولی شدت نفرت مردم نسبت به آن گنهكار به اندازه ای بود كه كسی برای انجام مراسم حاضر نشد، به ناچار كسی را اجیر كرد كه جنازه را به مصلای شهر ببرد، شاید اهل ایمان به انجام مراسم اقدام كنند، ولی یك نفر برای حضور در مراسم حاضر نشد ! پس جنازه را به وسیله ی اجیر به صحرا برد تا آن را بی غسل و كفن و نماز دفن كند.
نزدیك آن صحرا كوهی بود كه در آن كوه زاهدی می زیست كه همه ی عمر به عبادت گذرانده بود و میان مردمی كه در آن نزدیكی می زیستند مشهور به زهد و تقوا بود. همین كه جنازه را دید از صومعه ی خود به سوی جنازه رفت تا در مراسم او شركت كند، اهل آن اطراف وقتی این مطلب را شنیدند به سرعت خود را به آنجا رساندند تا همراه عابد در مراسم مربوط به میت حاضر شوند.
مردم سبب شركت كردن عابد را در مراسم آن گنهكار از شخص عابد پرسیدند، گفت : در عالم رؤیا به من گفتند فردا از محل عبادت خود به فلان موضع از صحرا برو، در آنجا جنازه ای است كه جز یك زن كسی همراه او نیست، پس بر او نماز گذار كه او مورد آمرزش و عفو قرار گرفته است.
مردم از این واقعه تعجب كردند و در دریایی از حیرت فرو رفتند. عابد همسر میّت را خواست و از احوالات میت پرسید، همسر میت گفت : بیشتر روزها دچار یكی از گناهان بود. عابد گفت : آیا عمل خیری از او سراغ داری ؟ گفت : آری سه عمل خیر از او می دیدم :
﴿صفحه 376﴾
1 ـ هر روز پس از ارتكاب گناه، جامه هایش را عوض می كرد و وضو می گرفت و خاشعانه به نماز می ایستاد.
2 ـ هیچ گاه خانه اش از یتیم خالی نبود و بیش از مقداری كه به فرزندان خود احسان می كرد به یتیم احسان می نمود.
3 ـ هر ساعت از شب بیدار می شد می گریست و می گفت : پروردگارا ! كدام زاویه از زوایای دوزخ را با این گنهكار پُر خواهی كرد ؟!