فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

پادشاه زاده ی تیره بخت

حال افتادگان در چاه محبت دنیا و غرق شدگان در تاریكی شهوات، مانند حال آن پادشاه زاده ای است كه پدرش در مقام داماد شدن او برآمد، پری چهره ای كم نظیر را از خاندانی شریف و نجیب به عقد او درآورد.
چون وسایل عروسی آماده شد، خواص و عوام را به تناسب شأنشان به دربار بار داد و درب خزانه ی احسان را به روی مردمان گشود و محتاج و نیازمند و غنی و ثروتمند را از جوائزش بهره مند ساخت، و از گرمی جشن و چراغانی، غم دل ها را زدود. آشنا و بیگانه در آن مجلس سرور حاضر شدند و از تماشای آن بزم بی نظیر به حیرت فرو رفتند.
عروس حور وَش را با انواع زیور و زینت به حجله آوردند ; ولی در این میان داماد را ندیدند، به جستجویش برآمدند ولی او را نیافتند. داماد در آن شب،
﴿صفحه 370﴾
شراب بسیار خورده بود و آتش شعورش مانند چراغ بختش فرو مرده بود، بر اثر مستی زیاد، از جمع مهمانان جدا افتاد و حیرت زده و مبهوت به چند كوی و برزن گذر كرد، عبورش به دخمه ای از دخمه های مجوسان افتاد ; مجوسانی كه بر اساس قانونشان مردگان را در دخمه می گذاشتند و در دل شب كنار آنان شمع و چراغ می افروختند.
پادشاه زاده وقتی چشم به دخمه دوخت، دخمه را حجله ی عروس پنداشت، به درون دخمه رفت. مجوسان جنازه ی پیره زالی را كه هنوز كالبدش سالم بود، در آن دخمه گذاشته بودند.
داماد، پیره زال مرده را در آغوش كشید و از روی میل و رغبت و غریزه ی شهوت تا صبح با او آمیزش كرد.
چون با وزیدن نسیم صبح از مستی و بی هوشی و بی خبری و مدهوشی در آمد، خود را در دخمه ای وحشت زا و كنار جسد پیره زالی زشت رو دید، از شدت نفرت و كراهت نزدیك بود هلاك شود، و از نهایت شرمندگی و خجلت راضی بود به زمین فرو رود. در اندیشه بود كه مبادا كسی بر این وضع آگاه گردد و ننگ و عارش تا قیامت بر او بماند كه ناگاه پدر و خدم و حشمش رسیدند و بر آن رسوایی و افتضاح آگاه شدند !!
این است دورنمایی از زندگی افتادگان در چاه محبت دنیا و غرق شدگان در شهوات، كه عروس آخرت را به سبب مستی از شهوات با به آغوش كشیدن پیره زال زشت روی و زشت خوی دنیا عوض كرده اند !!
ز خود غافل نشستن تا كی و چند *** به دنیا چشم بستن تا كی و چند
ز اهل دل نهفتن روی تا كی *** هوس رانی و حیوان خوی تا كی
تویی آن شاهباز اوج لاهوت *** چرا افتاده ای در دام ناسوت
تو را مستی ز جام خودپرستی *** ز اوج افكنده این سان سوی پستی
﴿صفحه 371﴾
اگر صیدی نباشد غافل از خویش *** چه می آید ز صیاد جفا كیش
مچین بر گرد خود اسباب غفلت *** دمی بیدار شو از خواب غفلت
ببین چون رهروان كردند ره طی *** تو نیز آخر قدم بردار از پی
چه خوش این نكته گفت آن پیر كامل *** به دنیا دل نبندد مرد عاقل
تو نیز از عاقلی ترك جهان گوی *** ره عقبی چو دیگر رهروان پوی
به دل ره ده تو مهر روی ماهی *** برای خویشتن جو خضر راهی
كه چون رفتی از این دنیای فانی *** بماند نام نیكت جاودانی
امام صادق (علیه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند كه آن حضرت فرمود :
طُوبَی لِمَنْ تَرَكَ شَهْوَةً حَاضِرَةً لِمَوْعُود لَمْ یَرَهُ(541).
« خوشا بر كسی كه شهوت موجود را برای به دست آوردن بهشت موعودی كه ندیده ترك كند ».
و نیز آن حضرت فرمود :
حُفَّتِ الجَنَّةُ بِالْمَكَارِهِ وَحُفَّتِ النَّارُ بِالشَّهَوَاتِ(542).
« بهشت با رنج بندگی و عبادت احاطه شده و آتش با شهوات محاصره شده است ».
مردی به حضرت باقر (علیه السلام) گفت : عبادتم ضعیف و روزه ام اندك است ولی امید دارم كه جز حلال نخورم. حضرت فرمود : كدام كوشش و عمل از نگاه داشتن شكم و شهوت از حرام برتر است ؟ (543)

﴿صفحه 372﴾
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِی النَّارَ الأجْوَفَانِ : البَطْنُ وَالفَرْجُ(544).
« بیشتر چیزی كه امت من به سبب آن وارد آتش می شوند شكم و شهوت جنسی است ».

غفلت

غفلت، یعنی : بی خبری از چیزی كه انسان پیشتر به آن توجه داشته است.
اشتغال زیاد به امور مادی و سرگرمی بیش از اندازه به زندگی ظاهری و پُر كردن وقت به اموری كه انسان را به آن امور دل مشغول می كند و صبح و شام دنبال دنیا دویدن و افتادن در بند هوا و هوس، همه و همه سبب غفلت و بی خبری از خدا و قیامت و بندگی و طاعت و دین داری و عبادت است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن گفته های حكیمانه اش مردم را به زیان های غفلت و خسارت های بی خبری توجّه می دهد :
الغَفْلَةُ أَضَرُّ الأَعْدَاءِ(545).
« بی خبری زیانبارترین دشمنان است ».
وَیْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الغَفْلَةُ فَنَسِیَ الرِّحْلَةَ وَلَمْ یَسْتَعِدَّ(546).
« وای بر كسی كه بی خبری بر او چیره شود، در نتیجه سفر به آخرت را فراموش كند و برای آن آماده نگردد ».
مَنْ غَلَبَتْ عَلَیْهِ الغَفْلَةُ مَاتَ قَلْبُهُ(547).

﴿صفحه 373﴾
« كسی كه بی خبری بر او چیره شود، دلش می میرد ».
دَوَامُ الغَفْلَةِ یُعْمِی البَصِیرَةَ(548).
« ادامه ی بی خبری، چشم باطن را كور می كند ».
امام مجتبی (علیه السلام) فرمود :
الغَفْلَةُ تَركُكَ المَسْجِدَ وَطَاعَتُكَ المُفْسِدَ(549).
« ترك كردن مسجد و فرمان بردن از مفسد، غفلت است ».

﴿صفحه 374﴾

وَكُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِی فِی الاْحْوَالِ كُلِّهَا رَؤُوفاً...

« وَكُنِ اللَّهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِی فِی الاحْوَالِ كُلِّهَا رَؤُوفاً، وَعَلَیَّ فی جَمِیعِ الاُْمُورِ عَطُوفاً »
« خدایا ! به عزّتت در همه ی احوال و در همه ی امور بر من رئوف و مهربان باش ».
شرح رأفت و مهربانی حضرت محبوب، از عهده ی احدی از جهانیان هرچند از همه ی علوم بهره مند باشد برنمی آید. گوشه ای از رأفت و مهربانی او را با تعمق در آیات قرآن و روایات می توان یافت ; و نزدیك ترین راه فهم رأفت و مهربانی توجه به مواضعی است كه رأفت و مهربانی از آنجا تجلّی كرده است.
از رسول خدا (علیه السلام) روایت شده است كه : چند حاجت از خدا درخواست كردم، یكی از آنها این بود كه گفتم : خدایا ! حساب امّت مرا به خودم واگذار. خطاب رسید : هرچند تو پیامبر رحمتی ولی ارحم الرّاحمین نیستی، اگر به بعضی از خطاهای آنان آگاه شوی از آنان بیزار گردی، بگذار فقط من بر گناه امت تو آگاه باشم.
یا محمد ! حساب ایشان را چنان انجام دهم كه تو هم بر زشتی های اعمال آنان آگاه نشوی، پس وقتی گناهانشان را از تو كه مظهر رحمت واسعه هستی پنهان كنم به طریق اولی از بیگانگان، پوشیده خواهم داشت.
یا محمد ! اگر تو به اینان مهربانیِ نبوت داری، من با ایشان مرحمتِ خدایی دارم. اگر تو پیامبر آنانی، من خدای ایشانم. اگر تو امروز آنان را می بینی، من از
﴿صفحه 375 ﴾
ازل تا ابد نظر عنایت درباره ی ایشان داشته و دارم و خواهم داشت.