فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

جهل

نادانی به حقایق و جهل به امور دنیا و آخرت و تكالیف و وظایف و حقوق خود و دیگران، بیماری بسیار خطرناكی است كه اگر با تحصیل علم و معرفت مداوا نشود هلاكت ابدی و رسوایی دائمی و خسارت جبران ناپذیر به دنبال خواهد داشت.
به پاره ای از روایات مربوط به جهل در شرح جمله ی « وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی » در صفحات گذشته اشاره شد.

شهوت

شهوت، به معنای : « رغبت شدید و میل به چیزی است كه انسان آن را برای
﴿صفحه 368﴾
به دست آوردنش هدف گرفته است ».
اگر این رغبت و میل به امور ناپسند و حرام باشد، سبب افتادن در گناه و معصیت و نهایتاً كشته شدن روح عقل و در عاقبت دچار شدن به عذاب دنیا و آخرت خواهد شد.
سبب هیجان شهوت، محبت و عشق بی اندازه به دنیاست كه مانند درختی در كنار وسوسه های شیطان و همنشینی با بدكاران و از خدا بی خبران رشد و نمو می كند و شاخه های شهوات از آن می روید و تبدیل به شجره ی ملعونه می شود، كه میوه ای جز ارتكاب گناهان، و حاصلی جز دور شدن از خدا و رسیدن به محرومیت از رحمت و اهلیّت برای خزی دنیا و آخرت و افتادن به دوزخ ندارد.
این درخت خطرناك كه نمونه ای از درختان جهنم، و به ویژه درخت زقّوم است، جز با تیشه ی موعظه و نصیحت و توجه به خدا و بازگشت به او و اندیشه در عاقبت و عبرت گرفتن از حوادث ریشه كن نمی شود.
اهل حقیقت می گویند : از خطرناك ترین شاخه های این درخت كه در بسیاری از نفوس ریشه دوانده و سبب بروز انواع معاصی و گناهان و علّت پیدایش بسیاری از زشتی های اخلاق در آنان شده است، هفت شاخه است :
1 ـ شهوت مقام و ریاست و جاه و جلال.
2 ـ شهوت مال و ثروت و مُلك و منال.
3 ـ شهوت كاخ و قصر و عمارت های گران قیمت.
4 ـ شهوت مباشرت با زنان زیبا و طنّازان هم چون حور.
5 ـ شهوت خوراكی ها و نوشیدنی های لذت بخش و سكرآور.
6 ـ شهوت لباس های فاخر و پوشیدنی های ابریشمی و رنگارنگ.
7 ـ شهوت معاشرت و نشست و برخاست با اهل فسق و فجور و آلوده دامنان به گناه و معصیت.
﴿صفحه 369﴾
این هفت شهوت خواه ناخواه سبب بروز هفت صفت شیطانی از افق باطن انسان، و مانع تابش خورشید عرفان بر مرغزار دل های غافلان است :
1 ـ تكبّر. 2 ـ ریا و خودنمایی. 3 ـ حسد و حقد. 4 ـ حرص و طمع. 5 ـ بخل. 6 ـ ستم. 7 ـ خشم و غضب.
شرح هر یك از شهوات هفتگانه و صفات خسارت باری كه شكوفه ی دوزخی آن هاست، كتابی مستقل و جداگانه می طلبد
افتادگان در چاه محبت دنیا و غرق شدگان در تاریكی شهوات، وقتی با رسیدن پیك مرگ بیدار می شوند، می یابند كه دچار چه خسارت سنگینی شده اند و می فهمند كه چه آخرت آبادی را با آن همه نعمت هایش با دنیای پستی كه نوشش با نیش، و عیشش با كدورت، و خوشحالی اش آمیخته به غم بوده، عوض كرده اند !

پادشاه زاده ی تیره بخت

حال افتادگان در چاه محبت دنیا و غرق شدگان در تاریكی شهوات، مانند حال آن پادشاه زاده ای است كه پدرش در مقام داماد شدن او برآمد، پری چهره ای كم نظیر را از خاندانی شریف و نجیب به عقد او درآورد.
چون وسایل عروسی آماده شد، خواص و عوام را به تناسب شأنشان به دربار بار داد و درب خزانه ی احسان را به روی مردمان گشود و محتاج و نیازمند و غنی و ثروتمند را از جوائزش بهره مند ساخت، و از گرمی جشن و چراغانی، غم دل ها را زدود. آشنا و بیگانه در آن مجلس سرور حاضر شدند و از تماشای آن بزم بی نظیر به حیرت فرو رفتند.
عروس حور وَش را با انواع زیور و زینت به حجله آوردند ; ولی در این میان داماد را ندیدند، به جستجویش برآمدند ولی او را نیافتند. داماد در آن شب،
﴿صفحه 370﴾
شراب بسیار خورده بود و آتش شعورش مانند چراغ بختش فرو مرده بود، بر اثر مستی زیاد، از جمع مهمانان جدا افتاد و حیرت زده و مبهوت به چند كوی و برزن گذر كرد، عبورش به دخمه ای از دخمه های مجوسان افتاد ; مجوسانی كه بر اساس قانونشان مردگان را در دخمه می گذاشتند و در دل شب كنار آنان شمع و چراغ می افروختند.
پادشاه زاده وقتی چشم به دخمه دوخت، دخمه را حجله ی عروس پنداشت، به درون دخمه رفت. مجوسان جنازه ی پیره زالی را كه هنوز كالبدش سالم بود، در آن دخمه گذاشته بودند.
داماد، پیره زال مرده را در آغوش كشید و از روی میل و رغبت و غریزه ی شهوت تا صبح با او آمیزش كرد.
چون با وزیدن نسیم صبح از مستی و بی هوشی و بی خبری و مدهوشی در آمد، خود را در دخمه ای وحشت زا و كنار جسد پیره زالی زشت رو دید، از شدت نفرت و كراهت نزدیك بود هلاك شود، و از نهایت شرمندگی و خجلت راضی بود به زمین فرو رود. در اندیشه بود كه مبادا كسی بر این وضع آگاه گردد و ننگ و عارش تا قیامت بر او بماند كه ناگاه پدر و خدم و حشمش رسیدند و بر آن رسوایی و افتضاح آگاه شدند !!
این است دورنمایی از زندگی افتادگان در چاه محبت دنیا و غرق شدگان در شهوات، كه عروس آخرت را به سبب مستی از شهوات با به آغوش كشیدن پیره زال زشت روی و زشت خوی دنیا عوض كرده اند !!
ز خود غافل نشستن تا كی و چند *** به دنیا چشم بستن تا كی و چند
ز اهل دل نهفتن روی تا كی *** هوس رانی و حیوان خوی تا كی
تویی آن شاهباز اوج لاهوت *** چرا افتاده ای در دام ناسوت
تو را مستی ز جام خودپرستی *** ز اوج افكنده این سان سوی پستی
﴿صفحه 371﴾
اگر صیدی نباشد غافل از خویش *** چه می آید ز صیاد جفا كیش
مچین بر گرد خود اسباب غفلت *** دمی بیدار شو از خواب غفلت
ببین چون رهروان كردند ره طی *** تو نیز آخر قدم بردار از پی
چه خوش این نكته گفت آن پیر كامل *** به دنیا دل نبندد مرد عاقل
تو نیز از عاقلی ترك جهان گوی *** ره عقبی چو دیگر رهروان پوی
به دل ره ده تو مهر روی ماهی *** برای خویشتن جو خضر راهی
كه چون رفتی از این دنیای فانی *** بماند نام نیكت جاودانی
امام صادق (علیه السلام) از پدرانش از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت می كند كه آن حضرت فرمود :
طُوبَی لِمَنْ تَرَكَ شَهْوَةً حَاضِرَةً لِمَوْعُود لَمْ یَرَهُ(541).
« خوشا بر كسی كه شهوت موجود را برای به دست آوردن بهشت موعودی كه ندیده ترك كند ».
و نیز آن حضرت فرمود :
حُفَّتِ الجَنَّةُ بِالْمَكَارِهِ وَحُفَّتِ النَّارُ بِالشَّهَوَاتِ(542).
« بهشت با رنج بندگی و عبادت احاطه شده و آتش با شهوات محاصره شده است ».
مردی به حضرت باقر (علیه السلام) گفت : عبادتم ضعیف و روزه ام اندك است ولی امید دارم كه جز حلال نخورم. حضرت فرمود : كدام كوشش و عمل از نگاه داشتن شكم و شهوت از حرام برتر است ؟ (543)

﴿صفحه 372﴾
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
أَكْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِی النَّارَ الأجْوَفَانِ : البَطْنُ وَالفَرْجُ(544).
« بیشتر چیزی كه امت من به سبب آن وارد آتش می شوند شكم و شهوت جنسی است ».