فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

سبب بسته بودن راه دعا

گناه و معصیت، حجابی است كه انسان را در صورتی كه توبه نكند از دریافت فیوضات الهی و رحمت واسعه ی حق و اجابت دعا باز می دارد. بدی عمل و زشتی اعمال سبب می شود كه حال دعا از انسان گرفته شود و از رفتن به پیشگاه خدا و دعا به دربارش محروم شود، و اگر هم توفیق دعا به او دست دهد از فیض اجابتش باز ماند.
بسته شدن درب دعا و محروم ماندن دعا كننده از اجابت، دلیل بر مطرودیت و مردودیت عبد از پیشگاه مولاست.
از عارف عاشقی نقل می كنند كه گفته است : اگر از دعا محروم شوم برای من دشوارتر است كه از اجابت محروم مانم.
﴿صفحه 360﴾
در این بخش از دعا، شخص دعاخوان با توسل به عزّت حضرت ربّ العزّه از حضرتش درخواست می كند كه : ای آقای من تأثیر معصیت و بدی عمل و زشتی افعال را كه محجوب ماندن دعایم در پیشگاه توست از كار بینداز، تا بدی عمل، قدرت منع مرا از دعا نداشته باشد و من به درگاهت به گدایی سر گذارم و تو هم با رحمتت دعایم را به اجابت رسانی.
در روایتی آمده است كه : امیرالمؤمنین (علیه السلام) با تنی چند از یارانش از راهی عبور می كرد، جوانی را دید كه سر به دیوار گذارده و خدا را برای برآورده شدن حاجتش به عزّتش سوگند می دهد، حضرت فرمود : دعای این جوان با اینگونه سوگند یقیناً مستجاب است.
آری، خدای مهربان و توانا قدرت دارد كه تأثیر مؤثرات را از كار بیندازد، و راه بسته را به روی عبد بگشاید. او خدای توانایی است كه اثر آتش را، كه سوزاندن است، برای حفظ ابراهیم از آتش برداشت و اثر كارد تیز را، كه بریدن است، هنگام ذبح اسماعیل از كار انداخت ; تأثیر گناه را هم كه سبب بسته بودن راه دعاست، می تواند از كار بیندازد و عبد را به برآورده شدن حاجات و رسیدن به مقاصدش یاری دهد.
﴿صفحه 361﴾

« وَلاَ تَفْضَحَنِی بِخَفِیِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَیْهِ مِنْ سِرِّی »

« و مرا به گناهان و معاصی پنهانی كه از خلوت من بر آنها آگاهی، رسوا و مفتضح مكن ».

پرده پوشی

عبد، باید بداند كه برای خدا كه آگاهی اش به همه ی هستی و به غیب و شهود و به مُلك و ملكوت و به ظاهر و باطن و به همه ی ذرات و اجزاء آفرینش فراگیر است، بی توجهی و غفلت و فراموشی وجود ندارد. او به همه ی حوادث دیروز و امروز و فردای روزگار آگاه است و گذشته و حال و آینده، یك جا پیش او حاضر است. اوست كه خلوت انسان برایش آشكار است و هر عمل مخفی و پنهان برای او ظاهر است. اگر گناهان ما را برملا سازد، برای ما نزد پدر و مادر و زن و فرزند و عموم مردم، آبرویی نخواهد ماند. اینان اگر از گناهان پنهان ما آگاه شوند ما را از خود می رانند و طرد می كنند و حتی حاضر به پاسخ دادن به خواسته ی ما نخواهند بود.
عبد، در این بخش از دعا با ناله و زاری و خواهش و درخواست، حفظ آبرویش را می طلبد و از ستار العیوب می خواهد كه او را به گناهان پنهانش، كه كسی جز حضرت او بر آنها آگاه نیست، رسوا نسازد.
دعاخوان، در حالی كه این جملات عرشی را در پیشگاه حق زمزمه می كند،
﴿صفحه 362﴾
باید یقین داشته باشد كه حضرت او، هرگز بنده ی گنهكار تائب را رسوا نمی كند. و ستّاریت او تا جایی است كه درباره ی محاسبه ی بعضی از بندگانش فرموده است : من خود به حساب آنان رسیدگی می كنم، كه حتی نزد پیامبر رحمتم، كه بی اندازه به امت رؤف و مهربان است، گناهانشان افشا نشود، تا نزد او خجل و شرمسار گردند.
امام چهارم (علیه السلام) در دعای ابوحمزه بخشی از صفات خدا را به این صورت بیان می كند :
سَتّارُ العُیُوب، غَفّارُ الذُّنُوب، عَلاَّمُ الغُیُوب، تَسْتُرُ الذَّنْبَ بِكَرَمِكَ وَتُؤَخِّرُ العُقُوبَةَ بِحِلْمِكَ.
« پوشاننده ی عیب ها، آمرزنده ی گناهان، دانای نهان ها، گناه را به بزرگواریت می پوشانی و عقوبت را به بردباری ات به تأخیر می اندازی ».
بعضی از بندگان حق، با اینكه وجودی محدود دارند، اخلاق پرده پوشی آنان نسبت به عیوب دیگران چنان قوی بوده كه انسان از شنیدن داستان های پرده پوشی آنان غرق در حیرت و تعجب می شود، پس خدای مهربان كه وجودش بی نهایت و نامحدود است، در پرده پوشی و ستّاریّت چگونه است ؟!
یعقوب پیامبر، در اصراری كه به یوسف برای بیان ستمی كه برادرانشان به او روا داشتند جوابی جز این نشنید كه گفت :
(... عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ... )(533).
« ای پدر، خدا از آنچه اتفاق افتاد درگذشت و چشم پوشید ».