فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

آرزوهای دور و دراز

آرزو و امید، نعمتی است كه خدای مهربان در وجود هر انسانی قرار داده است تا با تكیه بر آن به كارهای مثبت روی آورد و به نتایج و منافع آن دلگرم باشد. اگر این نعمت بزرگ نبود، هیچ انسانی دنبال هیچ كاری نمی رفت و دلگرم به شغلی نمی شد و به هیچ تلاش و كوششی روی نمی كرد.
در روایتی آمده : عیسی (علیه السلام) در بیابان نشسته بود و پیرمردی با ابزار كشاورزی سرگرم شخم زدن زمین بود ; عیسی سر به دعا برداشت و گفت : خدایا ! آرزو را از او ریشه كن فرما. پیرمرد بعد از اجابت دعای عیسی ابزار را بر زمین گذاشت و خوابید، ساعتی گذشت و پیرمرد به همان حال بود، عیسی سر به دعا برداشت و گفت : خدایا آرزو را به او برگردان، پیرمرد از جا برخاست و شروع به
﴿صفحه 336﴾
كار كرد(493).
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
آرزو برای امت من رحمت است، اگر آرزو نبود هیچ مادری فرزندش را شیر نمی داد و هیچ كشاورزی درختی نمی كاشت(494)
حضرت سجاد (علیه السلام) از خدا درخواست می كند : خدایا از میان آرزوها مستقیم ترین و حقیقی ترینش را به من عطا كن.
اَسْأَلُكَ مِنَ الآمَالِ أَوفَقُها(495).
« از آرزوها درست ترینش را از تو درخواست دارم ».
آرزوهای مثبت، چون آرزوی رسیدن به مدارج علمی و كمالات اخلاقی و سعادت دنیا و آخرت و اوج بندگی و طاعت و همه گونه خدمت به بندگان خدا و به جای گذاردن آثار بامنفعت، چون : مسجد، جادّه، درمانگاه، بیمارستان، مدرسه، حوزه ی علمیه، كتابخانه و... آرزوهایی بسیار عالی و نشان دهنده ی ایمان و همت صاحب آن است.
ولی اگر این آرزو و امید فقط به امور مادی تعلّق گیرد و از حدّ بگذرد، تا جایی كه آرامش و امنیت درونی انسان را سلب كند و دیو طمع و آز و حرص و بخل را بر انسان چیره سازد و سبب چشم هم چشمی و تجاوز به حقوق دیگران گردد و خوی ناپسند برتری جویی و خودبینی را بر آدمی مسلّط نماید، آرزویی ناپسند و باطل و ناحق، و مرضی مهلك و صفتی شیطانی، و علّت دور شدن از حق و باعث فراموشی آخرت و عامل محروم نمودن انسان از طاعت و عبادت خواهد بود.

﴿صفحه 337﴾
روایات اهل بیت (علیهم السلام) در این زمینه به نكات بسیار مهم و باارزشی اشاره كرده اند كه توجه به آن بر هر مؤمنی واجب و لازم است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن روایاتی می فرماید :
الأمَلُ كَالسَّرَابِ یَغِرُّ مَن رَآهُ وَیُخْلِفُ مَنْ رَجَاهُ(496).
« آرزوی ( باطل و ناحق ) چون سراب است، آن كه به او بنگرد دچار فریبش می شود و آن كه به او امید بندد امیدش را ناامید می كند ».
الأَمَلُ خَادِعٌ غَارٌّ ضَارٌّ(497).
« آرزو خدعه گر و فریبنده و زیان زننده است ».
الأَمَانِیُّ تُعْمِی عُیونَ البَصَائِرِ(498).
« آرزوها چشم های بصیرت را كور می كند ».
الأَمَلُ سُلْطَانُ الشَّیاطِینِ عَلَی قُلوبِ الغَافِلینَ(499).
« آرزو، پادشاه شیطان ها بر دل های بی خبران است ».
حضرت موسی (علیه السلام) در مناجاتش با خدا شنید كه خدا می فرماید :
یَا مُوسَی ! لاَ تُطَوِّلْ فِی الدُّنْیا أمَلَكَ فَیَقْسُوَ قَلْبُكَ، وَالقاسِی القلبِ مِنّی بَعیدٌ(500).
« ای موسی ! آرزویت را در دنیا طولانی مكن كه قلب تو را دچار قساوت می كند و آن كه دچار قساوت قلب است از من دور است ».
امام صادق (علیه السلام) در دعای روز عرفه به پیشگاه حق عرضه می داشت :

﴿صفحه 338﴾
أَعوذُ بِكَ مِن دُنیا تَمْنَعُ خَیرَ الآخِرَةِ، وَمِنْ حَیاة تَمْنَعُ خَیرَ المَمَاتِ، وَمِن أَمَل یَمْنَعُ خَیْرَ العَمَلِ(501).
« به تو پناه می آورم از دنیایی كه از بهترین آخرت باز می دارد، و از زندگی و حیاتی كه از بهترین مردن منع می كند، و از آرزویی كه از بهترین عمل جلوگیری می نماید ».
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید :
مَنْ أیْقَنَ أنَّهُ یُفارِقُ الأحْبَابَ وَیَسْكُنُ التُّرابَ وَیُواجِهُ الحِسَابَ وَیَسْتَغْنِی عَمّا خَلَّفَ وَیَفْتَقِرُ إِلَی ما قَدَّمَ، كَانَ حَرِیّاً بِقِصَرِ الأمَلِ وَطُولِ العَمَلِ(502).
« كسی كه یقین دارد با شمشیر مرگ از دوستان جدا می شود و در خاك مسكن می گیرد و با حساب الهی روبرو می شود و از آنچه بر جای گذاشته بی نیاز می گردد و به آنچه پیش فرستاده نیازمند می شود، به كوتاهی آرزو و طول سعی و تلاش سزاوار است ».
آرزوهای دور و دراز، ضربه های جبران ناپذیری به انسان می زند و وی را به چاه هلاكت می اندازد و از فیوضات الهیه محروم می كند.
انسان، از هنگام ولادت مانند سرزمینی مستعد و قابل است ; هرگاه این استعداد و قابلیت حفظ شود، با ریزش باران فیوضات حق، شكوفه ها و گل های ایمان و اخلاق حسنه و عمل صالح از آن می روید، و هنگامی كه این قابلیت و استعداد با هجوم آفاتی چون غفلت و تكبر و حرص و آز و به ویژه آرزوهای دور و دراز بی مورد، تبدیل به شوره زار گردد، ایمان یقینی و گل اخلاق و شجره ی طیّبه ی عمل صالح از آن نخواهد رویید.

﴿صفحه 339﴾
( وَالبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إلاَّ نَكِداً... )(503).
« و سرزمین پاك گیاهش به اذن پروردگارش می روید و سرزمین ناپاك جز گیاهی اندك و بی خاصیت از آن بیرون نیاید »
آرزوهای دور و دراز كه مانند تار عنكبوت و یا پیله ی ابریشم سراسر باطن را فرا می گیرد تمام روزنه های تفكر و اندیشه را به روی انسان می بندد و راه توجه به حقایق را مسدود می كند و از یاد خدا و آخرت و آماده كردن توشه برای قیامت
باز می دارد.
راستی، انسانی كه با این عمر محدود دچار انواع آرزوها و خیالات است، و هر لحظه در سراب آرزوها به امید به دست آوردن ثروتی بی حساب و املاكی فراوان و وسایل و ابزاری بی شمار و انباشتن مال و منال و به دست آوردن جاه و مقام و رفت و آمد به كشورها و... دست و پا می زند و همه ی فكر خود را متمركز در اموری مادی كرده است، چگونه یاد خدا و قیامت باشد و چه زمانی عمل صالح انجام دهد و كدام وقت به اصلاح خود و جبران مفاسد گذشته بپردازد ؟!
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایت بسیار مهمّی می فرماید :
اِنَّ اَخْوَفَ مَا اَخافَ عَلَیْكُم خَصْلَتَانِ : اِتِّباعُ الهَوَی وَطُولِ الأَمَلِ، أمَّا اتِّباعُ الهَوَی، فَیَصُدُّ عَنِ الحَقِّ ; وَأمَّا طُولُ الأمَلِ، فَیُنْسِی الآخِرَةَ(504).
« همانا ترسناك ترین چیزی كه بر شما می ترسم دو خصلت است : پیروی از هوای نفس و آرزوهای دور و دراز، امّا پیروی از هوای نفس، آدمی را از قبول
﴿صفحه 340﴾
حق باز می دارد و امّا آرزوهای دور و دراز، آخرت را از یاد انسان می برد ».
حافظ می فرماید :
بیا كه قصر امل سخت سست بنیادست *** بیار باده كه بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود *** ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت كه به میخانه دوش مست و خراب *** سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست
كه ای بلندنظر شاهباز سدره نشین *** نشیمن تو نه این كنج محنت آبادست
تو را ز كنگره ی عرش می زنند صفیر *** ندانمت كه در این دامگه چه افتادست
نصیحتی كنمت یاد گیر و در عمل آر *** كه این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد *** كه این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده، وز جبین گره بگشای *** كه بر من و تو، در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد *** كه این عجوز عروس هزار دامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل *** بنال بلبل بی دل كه جای فریادست
﴿صفحه 341﴾
حسد چه می بری ای سست نظم بر « حافظ » *** قبولِ خاطر و لطف سخن، خدادادست(505)
برای رهایی از این بند خطرناك و اسارت هلاكت بار، تأمل در احوالات گذشتگان و شركت در مجالس مفید مذهبی و مطالعه ی كتاب های تاریخ و دقت در قرآن و آثار اهل بیت (علیهم السلام) و رفتن به گورستان و قدم زدن در میان قبرها و اندیشه در وضع به خاك خفتگان، دارویی بسیار مؤثر است.
آری، وقتی دل دچار آرزوهای سرابوار باشد و روح و جان و قلب در لجن زار خواسته های بی مورد دست و پا زنند، انسان از منافع واقعی دنیا و آخرت و سودهای حقیقی زندگی و حتی ثمرات پرقیمت دانش و فكر خود هم
باز می ماند.

حكایتی عجیب

عطار نیشابوری روایت می كند كه : روزی حسن بصری به جایی می رفت، در حال رفتن به رود دجله رسید و به انتظار ایستاد، ناگهان حبیب اعجمی كه از زمره ی زاهدان و عابدان بود، در رسید، گفت : ای پیشوا چرا ایستاده ای ؟ گفت : به انتظار كشتی ایستاده ام. گفت : ای استاد من از تو دانش آموخته ام و در حال دانش آموختن از تو فرا گرفته ام كه : حسد مردمان را از دل بیرون كن و آرزوهای دور و دراز را از خود برطرف نما تا جایی كه آتش عشق به دنیا بر دل تو سرد شود، آنگاه با این مقام پای بر آب بگذار و از آب بگذر ! ناگهان حبیب پای بر آب گذاشت و برفت ; حسن بیهوش شد، چون به هوش آمد گفتند : تو را چه شده ؟ گفت : او دانش از من آموخته و این ساعت مرا سرزنش كرد و پای بر آب نهاد و برفت، اگر فردای قیامت ندا رسد كه بر صراط بگذر و این چنین فرو مانم چه
﴿صفحه 342﴾
توان ساخت. پس حبیب را گفت : این مقام را با كدام سبب به دست آوردی ؟ گفت : ای حسن ! من دل، سفید می كنم و تو كاغذ، سیاه می كنی ! حسن گفت :
عِلْمِی یَنْفَعُ غَیْرِی وَلَمْ یَنْفَعْنِی.
« دانش من به دیگری سود رساند و به خودم نفعی ندارد !! »
﴿صفحه 343﴾

« وَخَدَعَتْنِی الدُّنْیَا بِغُرُورِهَا »

« و دنیا با نیرنگ هایش مرا فریب داده است ».
خوبی ها و زشتی های دنیا و نیرنگ و مكر و فریبش را باید بر پایه ی حالات نفسانی و تفكرات انسان ارزیابی كرد. انسانی كه مغلوب هوای نفس است و خیالات و اوهام بر او مسلّط است و آلوده به رذایل اخلاقی چون كبر و حرص و طمع و بخل است و در بی خبری و غفلت از خدا و قیامت به سر می برد و به نبوت پیامبران و امامت امامان و آیات قرآن آگاه نیست، از عناصری مادی و موادّ دنیایی و زرق و برق زندگی و مال و منال و مقام و ریاست، فریب می خورد و به خیال این كه همه ی این ها پایه و اصل است و حقیقتی جز این ها وجود ندارد، همه ی عمر و تلاش و كوشش خود را خرج آنها می كند، روز مرگ كه روز جدایی از این سفره ی مادی است بیدار می شود كه آنها حقیقتی نداشته و او در دنیایی پر از مكر و فریب دست و پا می زده و همه ی زحماتش بر باد رفته و اكنون با دستی خالی از عمل صالح به جهان دیگر منتقل می شود.
فرعون ها و قارون های تاریخ از هنگام ولادت، فرعون و قارون نبودند، بلكه اختلالات نفسانی و تفكرات غلط و ارزیابی های اشتباه، آنان را تبدیل به فرعون و قارون كرد.
﴿صفحه 344﴾
ولی انسانی كه از آلودگی هوای نفس پاك است و از خیالات اوهام دور است و رذایل اخلاقی در میدان جان او جای جولان ندارد و از معرفت و آگاهی نسبت به خدا و قیامت و پیامبران و امامان و قرآن برخوردار است، دنیا را با همه ی عناصرش ابزاری برای پاك زیستن و برای ساختن آخرتی آباد و وسیله ای برای انجام خیرات و برپا كردن پرچم عمل صالح می داند، و از همه ی عمر و تلاش و كوشش برای تحقق این حقایق بهره می گیرد.
ائمهی معصومین و انبیای الهی (علیهم السلام) انسانهایی هستند كه دچار نیرنگ زرق و برق امور مادی نشدند و فریب چیزی از امور دنیایی را نخوردند
اهل بصیرت، كه با چشم دل حقیقت هر چیزی را می دیدند، پندهایی را برای بیدار شدن مردم و عبرت گرفتنشان از خود به جای گذارده اند كه قابل تأمل است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) می فرماید : در میان بعضی از باغ ها و بوستان های فدك بودم، فدكی كه ویژه ی حضرت زهرا (علیها السلام) بود و با بیلی كه در دستم بود كار می كردم، ناگهان زنی بر من وارد شد كه به نظرم بزرگ و معتبر آمد، به نظرم رسید ثنّیه دختر عامر جمحی است كه در میان زنان قریش معروف به زیباترین زن بود.
گفت : ای پسر ابوطالب ! آیا رغبتی به خواستگاری من داری ؟ اگر داری من آماده ام به همسری تو درآیم، در این صورت تو را یاری می دهم تا از تلاشی كه برای معیشت خود می كنی بی نیازت سازم و نیز بر گنجینه های زمین راهنمایی ات می كنم و زمینه را فراهم می آورم تا كه در دنیایی، سلطان و پادشاه باشی. گفتم : كیستی كه تو را به همسری بگیرم ؟ گفت : دنیا ! گفتم : برگرد و در جستجوی شوهری غیر من باش، زیرا تو را سه طلاق داده ام كه رجوع و بازگشتی در آن نیست(506).

﴿صفحه 345﴾
كسی كه به دنیای فریبنده و نیرنگ های آن دچار شود، داغ هلاكت ابدی را بر پیشانی خود زده و از منافع دنیای صحیح و آخرت آباد باز مانده است و كسی كه بی رغبت به چنین دنیایی باشد، به سود سرشار و منفعت ابدی دست یافته و گنج خوشنودی حق را تحصیل نموده است.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید :
مَن زَهِدَ فِی الدُّنْیَا أثبَتَ اللّهُ الحِكمَةَ فِی قَلْبِهِ، وَأَنطَقَ بِها لِسانَهُ، وَبَصَّرَهُ عُیوبَ الدُّنیا وَداءَها وَدَواءَها، وَأَخرَجَهُ مِنَ الدُّنیا سَالِماً إِلَی دارِ السَّلامِ(507).
« كسی كه از دنیا اعراض كند و به آن بی رغبتی نشان دهد، خدا حكمت را در دلش پابرجا می كند و زبانش را به آن گویا می سازد و دیده ی باطنش را به عیب های دنیا و بیماری و دوایش می گشاید، و او را از دنیا سالم و بی عیب به سوی دار السلام بیرون می برد ».
لقمان حكیم به فرزندش فرمود :
یا بُنَیَّ ! إنَّ الدُّنیا بَحْرٌ عَمیقٌ، قَد غَرِقَ فِیها عَالَمٌ كَثیرٌ، فَلْتَكُنْ سَفِینَتُكَ فیهَا تَقْوَی اللّهِ، وَحَشْوُهَا الایمَانَ، وَشِراعُهَا التَّوَكُّلَ، وَقَیِّمُهَا العَقْلَ، وَدَلِیلُهَا العِلْمَ، وَسُكّانُهَا الصَّبرَ(508).
« ای فرزندم ! همانا دنیا دریایی عمیق است، جهان های بسیاری در آن غرق شده است، پس باید كشتی خود را در آن، تقوای الهی، و جنس پركردنی اش را ایمان، و بادبانش را توكل، و ملاّحش را عقل، و راهنمایش را دانش و معرفت، و سرنشینش را صبر و استقامت قرار دهی ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :

﴿صفحه 346﴾
كُن فِی الدُّنیا كَأنَّكَ غَریبٌ أَو كَأنَّكَ عابِرُ سَبیل، وَعِد نَفسَكَ فِی أصحَابِ القُبورِ(509).
« در دنیا باش گویا غریبی، یا گذركننده ای و خود را در اهل قبور بشمار ».
امام صادق (علیه السلام) فرمود :
یَابْنَ جُنْدَب ! إنْ أَحْبَبْتَ أنْ تُجَاوِرَ الجَلیلَ فِی دارِهِ، وَتَسْكُنَ الفِردَوْسَ فِی جِوارِهِ، فَلْتَهُنْ عَلَیْكَ الدُّنیا(510).
« ای پسر جندب ! اگر دوست داری همسایه ی خدای بزرگ در خانه ی آخرتش باشی و در جوارش در فردوس ساكن شوی، باید دنیا بر تو سبك باشد ».
از آیات قرآن مجید و روایات اهل بیت (علیهم السلام) استفاده می شود : اگر دنیا به عنوان وسیله برای انجام هر كار خیری و عمل بامنفعتی به كار گرفته شود و آخرت انسان به سبب آن آباد گردد، دنیایی است پسندیده و باارزش، و اگر به عنوان وسیله ی شرّ و ستم و گناه و معصیت به كار گرفته شود و باعث نابودی آخرت گردد، دنیایی است ناپسند و بی ارزش.
در هر حال خوبی و زشتی دنیا بستگی به عقاید و حالات انسان دارد، اگر انسان رابطه اش با دنیا از طریق ایمان و اخلاق و عمل صالح برقرار گردد، اینگونه دنیا صد در صد به سود انسان است، و اگر رابطه اش از طریق كفر و شرك و ناسپاسی و بداخلاقی و عمل خلاف برقرار شود اینگونه دنیا صد در صد به زیان انسان است.
یقیناً بدون ارتباط انسان با دنیا نمی توان درباره ی دنیا قضاوت و داوری كرد، باید بر اساس كیفیت رابطه ی انسان با دنیا درباره ی دنیا سخن گفت و نسبت به
﴿صفحه 347﴾
زشتی و زیبایی اش داوری نمود.
دربارهی دنیایی كه به خاطر اختلال فكری و روانی انسان منبع خدعه و مكر و فریب می شود گفته شده :
بدی ها در یك خانه جمع است و كلید آن محبت دنیاست.
ورود به دنیا آسان، ولی سالم بیرون آمدن از آن بسیار دشوار است.
هرگاه آخرت ظرفی بود سفالین و باقی و دنیا طلایی بود و فانی، شایسته بود كه رغبت مردم به آخرت بیش از دنیا باشد، چه رسد به این كه آخرت طلایی است باقی، و دنیا سفالی است فانی.
ابوحازم مكی فرمود : بر شماست كه از دنیا احتراز كنید زیرا به من رسیده است كه روز قیامت عبد را به موقف حساب آورند و منادی حق از جانب حق ندا دهد كه این عبدی است كه آنچه را خدا كوچك شمرده این عبد بزرگ شمرده است و آنچه را حق دشمن داشته، این عبد دوست داشته است.
﴿صفحه 348﴾