فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

زنجیرها و پای بندها

اهل بصیرت و پویندگان راه حقیقت در تفسیر « وَقَعَدَتْ بِی أَغْلاَلِی » گفته اند : احتمال دارد مراد از « اغلال »، گناهان و به ویژه گناهان كبیره باشد كه انسان را زمین گیر می كند و از طاعت و عبادت مانع می شود و به چاه محرومیت از فیوضات می اندازد. شاهد بر این مطلب روایت مهمی است كه از امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسیده كه : شخصی به آن حضرت گفت : من نماز و نافله ی شب به جا می آوردم و اكنون توفیقش از من گرفته شده، حضرت فرمود :
﴿صفحه 334﴾
أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَیَّدَتْكَ ذُنُوبُكَ(491).
« تو مردی هستی كه گناهانت تو را پای بند زده ( و از انجام عبادت شبانه باز داشته و زمین گیر كرده است ) ».
و احتمال دارد مراد از « اغلال »، علایق بی اندازه به امور مادی و دنیایی باشد كه انسان را از حركت به سوی كمالات و حالات معنوی و انجام خوبی ها باز می دارد.
و شاید مراد از « اغلال » سرگرمی های بیهوده و مشاغل بی فایده و امور بی نتیجه باشد كه انسان را از توجه به مقاصد حقیقی باز می دارد. و در حدیثی از رسول خدا به این مطلب اشاره شده كه :
مِن حُسْنِ إِسلامِ المَرْءِ تَركُ مَا لاَ یَعْنِیهِ(492).
« از خوبی اسلام مرد واگذاشتن كارهایی است كه به او فایده و سود نمی دهد ».

﴿صفحه 335﴾

« وَحَبَسَنِی عَنْ نَفْعِی بُعْدُ آمَالِی »

« و آرزوهای دور و دراز من مرا از سود بردنم ( از عبادات و خیرات و فیوضات و خدمت به مردم و تحصیل سعادت و خوشبختی ) منع نموده و متوقّف كرده است ».

آرزوهای دور و دراز

آرزو و امید، نعمتی است كه خدای مهربان در وجود هر انسانی قرار داده است تا با تكیه بر آن به كارهای مثبت روی آورد و به نتایج و منافع آن دلگرم باشد. اگر این نعمت بزرگ نبود، هیچ انسانی دنبال هیچ كاری نمی رفت و دلگرم به شغلی نمی شد و به هیچ تلاش و كوششی روی نمی كرد.
در روایتی آمده : عیسی (علیه السلام) در بیابان نشسته بود و پیرمردی با ابزار كشاورزی سرگرم شخم زدن زمین بود ; عیسی سر به دعا برداشت و گفت : خدایا ! آرزو را از او ریشه كن فرما. پیرمرد بعد از اجابت دعای عیسی ابزار را بر زمین گذاشت و خوابید، ساعتی گذشت و پیرمرد به همان حال بود، عیسی سر به دعا برداشت و گفت : خدایا آرزو را به او برگردان، پیرمرد از جا برخاست و شروع به
﴿صفحه 336﴾
كار كرد(493).
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
آرزو برای امت من رحمت است، اگر آرزو نبود هیچ مادری فرزندش را شیر نمی داد و هیچ كشاورزی درختی نمی كاشت(494)
حضرت سجاد (علیه السلام) از خدا درخواست می كند : خدایا از میان آرزوها مستقیم ترین و حقیقی ترینش را به من عطا كن.
اَسْأَلُكَ مِنَ الآمَالِ أَوفَقُها(495).
« از آرزوها درست ترینش را از تو درخواست دارم ».
آرزوهای مثبت، چون آرزوی رسیدن به مدارج علمی و كمالات اخلاقی و سعادت دنیا و آخرت و اوج بندگی و طاعت و همه گونه خدمت به بندگان خدا و به جای گذاردن آثار بامنفعت، چون : مسجد، جادّه، درمانگاه، بیمارستان، مدرسه، حوزه ی علمیه، كتابخانه و... آرزوهایی بسیار عالی و نشان دهنده ی ایمان و همت صاحب آن است.
ولی اگر این آرزو و امید فقط به امور مادی تعلّق گیرد و از حدّ بگذرد، تا جایی كه آرامش و امنیت درونی انسان را سلب كند و دیو طمع و آز و حرص و بخل را بر انسان چیره سازد و سبب چشم هم چشمی و تجاوز به حقوق دیگران گردد و خوی ناپسند برتری جویی و خودبینی را بر آدمی مسلّط نماید، آرزویی ناپسند و باطل و ناحق، و مرضی مهلك و صفتی شیطانی، و علّت دور شدن از حق و باعث فراموشی آخرت و عامل محروم نمودن انسان از طاعت و عبادت خواهد بود.

﴿صفحه 337﴾
روایات اهل بیت (علیهم السلام) در این زمینه به نكات بسیار مهم و باارزشی اشاره كرده اند كه توجه به آن بر هر مؤمنی واجب و لازم است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن روایاتی می فرماید :
الأمَلُ كَالسَّرَابِ یَغِرُّ مَن رَآهُ وَیُخْلِفُ مَنْ رَجَاهُ(496).
« آرزوی ( باطل و ناحق ) چون سراب است، آن كه به او بنگرد دچار فریبش می شود و آن كه به او امید بندد امیدش را ناامید می كند ».
الأَمَلُ خَادِعٌ غَارٌّ ضَارٌّ(497).
« آرزو خدعه گر و فریبنده و زیان زننده است ».
الأَمَانِیُّ تُعْمِی عُیونَ البَصَائِرِ(498).
« آرزوها چشم های بصیرت را كور می كند ».
الأَمَلُ سُلْطَانُ الشَّیاطِینِ عَلَی قُلوبِ الغَافِلینَ(499).
« آرزو، پادشاه شیطان ها بر دل های بی خبران است ».
حضرت موسی (علیه السلام) در مناجاتش با خدا شنید كه خدا می فرماید :
یَا مُوسَی ! لاَ تُطَوِّلْ فِی الدُّنْیا أمَلَكَ فَیَقْسُوَ قَلْبُكَ، وَالقاسِی القلبِ مِنّی بَعیدٌ(500).
« ای موسی ! آرزویت را در دنیا طولانی مكن كه قلب تو را دچار قساوت می كند و آن كه دچار قساوت قلب است از من دور است ».
امام صادق (علیه السلام) در دعای روز عرفه به پیشگاه حق عرضه می داشت :

﴿صفحه 338﴾
أَعوذُ بِكَ مِن دُنیا تَمْنَعُ خَیرَ الآخِرَةِ، وَمِنْ حَیاة تَمْنَعُ خَیرَ المَمَاتِ، وَمِن أَمَل یَمْنَعُ خَیْرَ العَمَلِ(501).
« به تو پناه می آورم از دنیایی كه از بهترین آخرت باز می دارد، و از زندگی و حیاتی كه از بهترین مردن منع می كند، و از آرزویی كه از بهترین عمل جلوگیری می نماید ».
حضرت علی (علیه السلام) می فرماید :
مَنْ أیْقَنَ أنَّهُ یُفارِقُ الأحْبَابَ وَیَسْكُنُ التُّرابَ وَیُواجِهُ الحِسَابَ وَیَسْتَغْنِی عَمّا خَلَّفَ وَیَفْتَقِرُ إِلَی ما قَدَّمَ، كَانَ حَرِیّاً بِقِصَرِ الأمَلِ وَطُولِ العَمَلِ(502).
« كسی كه یقین دارد با شمشیر مرگ از دوستان جدا می شود و در خاك مسكن می گیرد و با حساب الهی روبرو می شود و از آنچه بر جای گذاشته بی نیاز می گردد و به آنچه پیش فرستاده نیازمند می شود، به كوتاهی آرزو و طول سعی و تلاش سزاوار است ».
آرزوهای دور و دراز، ضربه های جبران ناپذیری به انسان می زند و وی را به چاه هلاكت می اندازد و از فیوضات الهیه محروم می كند.
انسان، از هنگام ولادت مانند سرزمینی مستعد و قابل است ; هرگاه این استعداد و قابلیت حفظ شود، با ریزش باران فیوضات حق، شكوفه ها و گل های ایمان و اخلاق حسنه و عمل صالح از آن می روید، و هنگامی كه این قابلیت و استعداد با هجوم آفاتی چون غفلت و تكبر و حرص و آز و به ویژه آرزوهای دور و دراز بی مورد، تبدیل به شوره زار گردد، ایمان یقینی و گل اخلاق و شجره ی طیّبه ی عمل صالح از آن نخواهد رویید.

﴿صفحه 339﴾
( وَالبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لا یَخْرُجُ إلاَّ نَكِداً... )(503).
« و سرزمین پاك گیاهش به اذن پروردگارش می روید و سرزمین ناپاك جز گیاهی اندك و بی خاصیت از آن بیرون نیاید »
آرزوهای دور و دراز كه مانند تار عنكبوت و یا پیله ی ابریشم سراسر باطن را فرا می گیرد تمام روزنه های تفكر و اندیشه را به روی انسان می بندد و راه توجه به حقایق را مسدود می كند و از یاد خدا و آخرت و آماده كردن توشه برای قیامت
باز می دارد.
راستی، انسانی كه با این عمر محدود دچار انواع آرزوها و خیالات است، و هر لحظه در سراب آرزوها به امید به دست آوردن ثروتی بی حساب و املاكی فراوان و وسایل و ابزاری بی شمار و انباشتن مال و منال و به دست آوردن جاه و مقام و رفت و آمد به كشورها و... دست و پا می زند و همه ی فكر خود را متمركز در اموری مادی كرده است، چگونه یاد خدا و قیامت باشد و چه زمانی عمل صالح انجام دهد و كدام وقت به اصلاح خود و جبران مفاسد گذشته بپردازد ؟!
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایت بسیار مهمّی می فرماید :
اِنَّ اَخْوَفَ مَا اَخافَ عَلَیْكُم خَصْلَتَانِ : اِتِّباعُ الهَوَی وَطُولِ الأَمَلِ، أمَّا اتِّباعُ الهَوَی، فَیَصُدُّ عَنِ الحَقِّ ; وَأمَّا طُولُ الأمَلِ، فَیُنْسِی الآخِرَةَ(504).
« همانا ترسناك ترین چیزی كه بر شما می ترسم دو خصلت است : پیروی از هوای نفس و آرزوهای دور و دراز، امّا پیروی از هوای نفس، آدمی را از قبول
﴿صفحه 340﴾
حق باز می دارد و امّا آرزوهای دور و دراز، آخرت را از یاد انسان می برد ».
حافظ می فرماید :
بیا كه قصر امل سخت سست بنیادست *** بیار باده كه بنیاد عمر بر بادست
غلام همت آنم كه زیر چرخ كبود *** ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزادست
چه گویمت كه به میخانه دوش مست و خراب *** سروش عالم غیبم چه مژده ها دادست
كه ای بلندنظر شاهباز سدره نشین *** نشیمن تو نه این كنج محنت آبادست
تو را ز كنگره ی عرش می زنند صفیر *** ندانمت كه در این دامگه چه افتادست
نصیحتی كنمت یاد گیر و در عمل آر *** كه این حدیث ز پیر طریقتم یادست
غم جهان مخور و پند من مبر از یاد *** كه این لطیفه عشقم ز ره روی یادست
رضا به داده بده، وز جبین گره بگشای *** كه بر من و تو، در اختیار نگشادست
مجو درستی عهد از جهان سست نهاد *** كه این عجوز عروس هزار دامادست
نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل *** بنال بلبل بی دل كه جای فریادست
﴿صفحه 341﴾
حسد چه می بری ای سست نظم بر « حافظ » *** قبولِ خاطر و لطف سخن، خدادادست(505)
برای رهایی از این بند خطرناك و اسارت هلاكت بار، تأمل در احوالات گذشتگان و شركت در مجالس مفید مذهبی و مطالعه ی كتاب های تاریخ و دقت در قرآن و آثار اهل بیت (علیهم السلام) و رفتن به گورستان و قدم زدن در میان قبرها و اندیشه در وضع به خاك خفتگان، دارویی بسیار مؤثر است.
آری، وقتی دل دچار آرزوهای سرابوار باشد و روح و جان و قلب در لجن زار خواسته های بی مورد دست و پا زنند، انسان از منافع واقعی دنیا و آخرت و سودهای حقیقی زندگی و حتی ثمرات پرقیمت دانش و فكر خود هم
باز می ماند.