فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

بدی حال

منظور از بدی حال، زشتی های اخلاق و ناهنجاری های حالات است كه از بدترین و خسارت بارترین بیماری هاست، و به عقیده ی اهل بصیرت از سخت ترین و بزرگ ترین حجاب هاست كه انسان را از بسیاری از حقایق و دریافت فیوضات و تحصیل سعادت و به دست آوردن رضایت و خوشنودی حق و حركت در راه راست و درك مفاهیم قرآن و روایات، محروم و از لقاء حضرت دوست محجوب می كند !
( كَلاّ إنَّهُم عَن رَبِّهِم یَوْمَئِذ لَمحَجُوبونَ )(484).

﴿صفحه 331﴾
« نه چنین است كه آلودگان به سیّئات و رذایل می پندارند، بلكه اینان در روز قیامت از پروردگارشان محجوب اند ».
تأكیدی كه خدای مهربان بر تزكیه ی نفس از صفات رذیله و آراستنش به صفات حسنه دارد، به هیچ تكلیف و وظیفه ای ندارد. حضرت حق در قرآن مجید پس از یازده سوگند به سعادت ابدی و رستگاری همیشگی اهل تزكیه و پیروز نشدن و نومیدی اهل رذایل اشاره فرموده است :
( قَد أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا )(485).
از نشانه های بدی حال، كوری چشم باطن، و دوری از حقایق، و كر بودن گوش از شنیدن ندای خدا و پیامبران، و اختلال شامّه ی باطن از استشمام بوی رحمت است.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
خَصلَتَانِ لاَ یَجْتَمِعانِ فِی مُؤْمِن : البُخلُ وَسُوءُ الخُلْقِ(486).
« دو خصلت در مؤمن جمع نمی شود : بخل و بدی اخلاق ».
حضرت علی (علیه السلام) فرمود :
لاَ وَحْشَةَ أَوْحَشُ مِن سُوءِ الخُلْقِ(487).
« وحشتی وحشتناك تر از بدی اخلاق نیست ».
و نیز آن حضرت فرمود :
سُوءُ الخُلْقِ شَرُّ قَرین(488).

﴿صفحه 332﴾
« بدی اخلاق، بدترین همنشین است ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
اِنَّ العَبْدَ لَیَبْلُغُ مِن سُوءِ خُلقِهِ أسْفَلَ دَرَكِ جَهَنَّمَ(489).
« همانا عبد از بدی اخلاقش به پایین ترین عمق دوزخ می رسد ».

كوتاهی عمل

انسان اگر خواهان سعادت و رسیدن به كمالات معنوی و تحصیل بهشت باشد، باید اعمالش را هماهنگ با آیات قرآن و فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام) انجام دهد، و شرایط لازم را چون همّت و شوق و خلوص رعایت كند، تا اعمالش قدرت رساندن او را به سعادت و كمالات و بهشت داشته باشد.
اعمال، اگر از لباس معرفت عریان باشد و هماهنگ با خواسته های حق انجام نگیرد و همراه با همّت و شوق نباشد و تاریكی بی میلی و كسالت بر آن سایه اندازد و نور خلوص بر آن نتابد و صاحبش از حق الناس و بخل و حسد و طمع و كبر و غرور و نخوت آزاد نباشد، آن اعمال چگونه می تواند صاحبش را به ساحل نجات برساند و او را از هلاكت برهاند ؟
امیرالمؤمنین (علیه السلام) با آن كه سرمایه های معنوی اش بی نظیر بود، در مناجات شبانه اش و در راز و نیازش به پیشگاه حضرت حق با گریه و زاری عرضه می داشت :
آه مِنْ قِلَّةِ الزَّادِ وَبُعْدَ السَّفَرِ وَوَحْشَةِ الطَّریقِ ! (490)
« آه از كمی توشه و دوری سفر و وحشت راه ! »

﴿صفحه 333﴾
گاهی لازم است شرح عبادات اولیاء حق را در كتاب های پرارزش مطالعه كنیم تا با آگاهی به همّت والای آنان و شوق و رغبتی كه به بندگی داشتند و اخلاص و خلوصی كه میورزیدند در ما هم شوق و رغبتی به بندگی ایجاد شود، شاید از این رهگذر، نوری به قلب ما بتابد و حالی در ما پدید آید و حركتی مخلصانه برای ما حاصل شود تا شاهد مقصود را در آغوش بگیریم و لذّت حیات معنوی را بچشیم.
شهید راه حق قاضی نور اللّه شوشتری در كتاب « مجالس المؤمنین » روایت كرده است كه : اویس قرن در پاره ای از شب ها می گفت : این شب ركوع است و آن را با ركوع به پایان می برد، چون شب دیگر می رسید می گفت : این شب سجود است، پس آن شب را با سجود به صبح می رساند ! شخصی به او گفت : ای اویس چگونه طاقت طاعت و عبادت این شب های طولانی را داری ؟ گفت : كی شب ها طولانی است ؟ ای كاش از ازل تا ابد یك شب بود تا آن را به یك سجده می گذراندم !!

زنجیرها و پای بندها

اهل بصیرت و پویندگان راه حقیقت در تفسیر « وَقَعَدَتْ بِی أَغْلاَلِی » گفته اند : احتمال دارد مراد از « اغلال »، گناهان و به ویژه گناهان كبیره باشد كه انسان را زمین گیر می كند و از طاعت و عبادت مانع می شود و به چاه محرومیت از فیوضات می اندازد. شاهد بر این مطلب روایت مهمی است كه از امیرالمؤمنین (علیه السلام) رسیده كه : شخصی به آن حضرت گفت : من نماز و نافله ی شب به جا می آوردم و اكنون توفیقش از من گرفته شده، حضرت فرمود :
﴿صفحه 334﴾
أَنْتَ رَجُلٌ قَدْ قَیَّدَتْكَ ذُنُوبُكَ(491).
« تو مردی هستی كه گناهانت تو را پای بند زده ( و از انجام عبادت شبانه باز داشته و زمین گیر كرده است ) ».
و احتمال دارد مراد از « اغلال »، علایق بی اندازه به امور مادی و دنیایی باشد كه انسان را از حركت به سوی كمالات و حالات معنوی و انجام خوبی ها باز می دارد.
و شاید مراد از « اغلال » سرگرمی های بیهوده و مشاغل بی فایده و امور بی نتیجه باشد كه انسان را از توجه به مقاصد حقیقی باز می دارد. و در حدیثی از رسول خدا به این مطلب اشاره شده كه :
مِن حُسْنِ إِسلامِ المَرْءِ تَركُ مَا لاَ یَعْنِیهِ(492).
« از خوبی اسلام مرد واگذاشتن كارهایی است كه به او فایده و سود نمی دهد ».

﴿صفحه 335﴾