فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

2 ـ دوری از مقام قرب

گفته اند : منظور از بلای بزرگ، دوری از مقام قرب حضرت حق است، مقامی كه به وسیله ی ایمان و عمل صالح و اخلاق حسنه به دست می آید، مقامی كه در آن مقام، رضایت و خوشنودی حق به انسان می رسد، مقامی كه در قیامت سبب همنشینی انسان با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان می شود.
آنان كه همواره از این مقام دور می شوند، عاقبت به جایی می رسند كه در آنجا از انسانیت و آدمیت و ایمان و عمل صالح و اخلاق خوب و پسندیده خبری نیست. آنجا جای شیاطین و چهارپایان و حیوانات وحشی و درنده است. آنجا جایی است كه از انسان جز ستم و بیدادگری و فسق و فجور و معصیت و گناه
﴿صفحه 328﴾
سر نمی زند !!
و آنان كه همواره به سوی مقام قرب در حركت اند، از فیوضات خاص حق بهره مندند، و بر اثر دریافت آن فیوضات، با نشاطی وصف ناپذیر و با حالی عرشی و ملكوتی و با دلی پر از رغبت و شوق به عبادت حق مشغول و به خدمت به خلق سرگرم و در هر كار خیری دیده می شوند.
آنان، در این حركت معنوی، سر از پا نمی شناسند و جز بندگی خالصانه شغلی ندارند و غیر دیدار معشوق و رسیدن به آغوش محبوب چیزی نخواهند.
دل آنان پیوسته از بارگاه ربوبی فیض می گیرد و آن را به تمام زوایای وجود انسان می رساند.
یوسف صدیق با حركت به سوی مقام قرب و یافتن فیوضات ربّانی، خانه ی محقّر كنعان را برای خود تبدیل به مسجد و جایگاه بندگی خالصانه كرد و در مقدمه ی راه در عالم خواب به عرصه ی زمان آینده، به پرواز درآمد و مقامات عالیه ی خود را مشاهده نمود و عمق چاه را چون سَحر عاشقان جای راز و نیاز با معشوق قرار داد، و كاخ عزیز مصر را كه محل سقوط زلیخا بود، جایگاه صعود خود به اوج تقوا و پرهیزكاری نمود، و زندان را برای خویش محل عبادت و نسبت به دیگران جای هدایت قرار داد و پست وزارت دارایی را مركز امانت داری و آگاهی نسبت به خرج بیت المال نمود، و مقام عزیزی مصر را
مقام خدمت به بندگان خدا قرار داد و از طریق این امور به مقام قرب حضرت محبوب رسید.
گفتگو كن گفتگو كن گفتگو *** جستجو كن جستجو كن جستجو
شرح سرّ آن شكنج زلف یار *** مو به مو كن مو به مو كن مو به مو
از پی دیدار آن جان جهان *** های و هو كن های و هو كن های و هو
ای خدا این نهر جان را از هوس *** رُفت و رو كن رُفت و رو كن رُفت و رو
وانگه از دریای علمت سوی جان *** جو به جو كن جو به جو كن جو به جو
﴿صفحه 329﴾
گر نخواهی خود فراموشت شود *** یاد او كن یاد او كن یاد او

3 ـ جهل و نادانی

گفته اند : منظور از بلای بزرگ، جهل و نادانی است كه ریشه ی همه ی بلاها و سرچشمه ی همه ی بدبختی ها و منبع همه ی محرومیت ها وسبب شقاوت ابدی است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن روایاتی درباره ی جهل و جاهل می فرماید :
الجَهْلُ داءٌ وَعَیاءٌ(477).
« جهل بیماری و ناتوانی است ».
الجَهْلُ اَدْوَأُ الدَّاءِ(478).
« جهل شدیدترین بیماری هاست ».
الجَهْلُ مُمیتُ الأَحْیاءِ وَمُخَلِّدُ الشَّقاءِ(479).
« جهل میراننده ی زندگان، و ابدی كننده ی شقاوت و بدبختی است ».
الجَاهِلُ لاَ یَعْرِفُ تَقْصِیرَهُ وَلاَ یَقبلُ مِنَ النَّصِیحِ لَهُ(480).
« جاهل كوتاهی كردن و تقصیر خود را نمی شناسد، و نصیحت خیرخواه را نمی پذیرد ».
الجَاهِلُ مَیِّتٌ وَاِنْ كَانَ حَیّاً(481).
« جاهل مرده است، گرچه زنده باشد ».

﴿صفحه 330﴾
الجَاهِلُ صَخْرَةٌ لاَ یَنْفَجِرُ مَاؤُها، وَشَجَرَةٌ لاَ یَخْضَرُّ عُودُها، وَأَرْضٌ لاَ یَظْهَرُ عُشْبُهَا(482).
« جاهل سنگی است كه آبش جاری نمی شود و درختی است كه شاخه اش سبز نمی گردد و زمینی است كه گیاهش نمی روید ».
حضرت علی (علیه السلام) در یكی از دعاهایش به پیشگاه حضرت معبود عرضه می دارد :
أَنَا الجَاهِلُ عَصَیْتُكَ بِجَهْلِی، وَارْتَكَبتُ الذُّنُوبَ بِجَهْلِی، وَسَهَوتُ عَنْ ذِكْرِكَ بِجَهْلِی، وَرَكَنْتُ إِلَی الدُّنْیَا بِجَهْلِی(483).
« من جاهلی هستم كه به سبب جهلم تو را نافرمانی كردم، و مرتكب گناهان شدم و یادت را فراموش كردم و به دنیا میل و علاقه پیدا كردم ».

بدی حال

منظور از بدی حال، زشتی های اخلاق و ناهنجاری های حالات است كه از بدترین و خسارت بارترین بیماری هاست، و به عقیده ی اهل بصیرت از سخت ترین و بزرگ ترین حجاب هاست كه انسان را از بسیاری از حقایق و دریافت فیوضات و تحصیل سعادت و به دست آوردن رضایت و خوشنودی حق و حركت در راه راست و درك مفاهیم قرآن و روایات، محروم و از لقاء حضرت دوست محجوب می كند !
( كَلاّ إنَّهُم عَن رَبِّهِم یَوْمَئِذ لَمحَجُوبونَ )(484).

﴿صفحه 331﴾
« نه چنین است كه آلودگان به سیّئات و رذایل می پندارند، بلكه اینان در روز قیامت از پروردگارشان محجوب اند ».
تأكیدی كه خدای مهربان بر تزكیه ی نفس از صفات رذیله و آراستنش به صفات حسنه دارد، به هیچ تكلیف و وظیفه ای ندارد. حضرت حق در قرآن مجید پس از یازده سوگند به سعادت ابدی و رستگاری همیشگی اهل تزكیه و پیروز نشدن و نومیدی اهل رذایل اشاره فرموده است :
( قَد أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا * وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا )(485).
از نشانه های بدی حال، كوری چشم باطن، و دوری از حقایق، و كر بودن گوش از شنیدن ندای خدا و پیامبران، و اختلال شامّه ی باطن از استشمام بوی رحمت است.
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
خَصلَتَانِ لاَ یَجْتَمِعانِ فِی مُؤْمِن : البُخلُ وَسُوءُ الخُلْقِ(486).
« دو خصلت در مؤمن جمع نمی شود : بخل و بدی اخلاق ».
حضرت علی (علیه السلام) فرمود :
لاَ وَحْشَةَ أَوْحَشُ مِن سُوءِ الخُلْقِ(487).
« وحشتی وحشتناك تر از بدی اخلاق نیست ».
و نیز آن حضرت فرمود :
سُوءُ الخُلْقِ شَرُّ قَرین(488).

﴿صفحه 332﴾
« بدی اخلاق، بدترین همنشین است ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمود :
اِنَّ العَبْدَ لَیَبْلُغُ مِن سُوءِ خُلقِهِ أسْفَلَ دَرَكِ جَهَنَّمَ(489).
« همانا عبد از بدی اخلاقش به پایین ترین عمق دوزخ می رسد ».