فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

گفتگوئی با اویس قرن

عطار در « تذكرة الاولیاء » از هرم بن حیان روایت می كند كه : هرم گفت : هنگامی كه مقام شفاعت اویس قرن را شنیدم آرزوی دیدار او بر من چیره شد، به كوفه آمدم و در جستجوی او شدم تا وی را یافتم كه در حال وضو گرفتن بود، گفت : ای پسر حیان چه چیزی سبب آوردن تو به این مكان شد ؟ گفتم : عشق انس گرفتن با تو. گفت : هرگز گمان نمی كنم كسی كه خدا را شناخت با غیر او انس گیرد. گفتم : مرا وصیتی كن. گفت : ای پسر حیان ! چون به خواب روی مرگ را زیر بالش خود دان، چون بیدار شدی مرگ را پیش روی خود بین. ای پسر حیان ! در كوچكی و كمی گناه نظر مكن، بلكه نسبت به بزرگی خدا نگران باشد كه در برابر چه خدایی عاصی شده ای، چه این كه هرگاه گناه را كوچك شماری خدا را كوچك شمرده ای !!

2 ـ دوری از مقام قرب

گفته اند : منظور از بلای بزرگ، دوری از مقام قرب حضرت حق است، مقامی كه به وسیله ی ایمان و عمل صالح و اخلاق حسنه به دست می آید، مقامی كه در آن مقام، رضایت و خوشنودی حق به انسان می رسد، مقامی كه در قیامت سبب همنشینی انسان با پیامبران و صدیقان و شهیدان و صالحان می شود.
آنان كه همواره از این مقام دور می شوند، عاقبت به جایی می رسند كه در آنجا از انسانیت و آدمیت و ایمان و عمل صالح و اخلاق خوب و پسندیده خبری نیست. آنجا جای شیاطین و چهارپایان و حیوانات وحشی و درنده است. آنجا جایی است كه از انسان جز ستم و بیدادگری و فسق و فجور و معصیت و گناه
﴿صفحه 328﴾
سر نمی زند !!
و آنان كه همواره به سوی مقام قرب در حركت اند، از فیوضات خاص حق بهره مندند، و بر اثر دریافت آن فیوضات، با نشاطی وصف ناپذیر و با حالی عرشی و ملكوتی و با دلی پر از رغبت و شوق به عبادت حق مشغول و به خدمت به خلق سرگرم و در هر كار خیری دیده می شوند.
آنان، در این حركت معنوی، سر از پا نمی شناسند و جز بندگی خالصانه شغلی ندارند و غیر دیدار معشوق و رسیدن به آغوش محبوب چیزی نخواهند.
دل آنان پیوسته از بارگاه ربوبی فیض می گیرد و آن را به تمام زوایای وجود انسان می رساند.
یوسف صدیق با حركت به سوی مقام قرب و یافتن فیوضات ربّانی، خانه ی محقّر كنعان را برای خود تبدیل به مسجد و جایگاه بندگی خالصانه كرد و در مقدمه ی راه در عالم خواب به عرصه ی زمان آینده، به پرواز درآمد و مقامات عالیه ی خود را مشاهده نمود و عمق چاه را چون سَحر عاشقان جای راز و نیاز با معشوق قرار داد، و كاخ عزیز مصر را كه محل سقوط زلیخا بود، جایگاه صعود خود به اوج تقوا و پرهیزكاری نمود، و زندان را برای خویش محل عبادت و نسبت به دیگران جای هدایت قرار داد و پست وزارت دارایی را مركز امانت داری و آگاهی نسبت به خرج بیت المال نمود، و مقام عزیزی مصر را
مقام خدمت به بندگان خدا قرار داد و از طریق این امور به مقام قرب حضرت محبوب رسید.
گفتگو كن گفتگو كن گفتگو *** جستجو كن جستجو كن جستجو
شرح سرّ آن شكنج زلف یار *** مو به مو كن مو به مو كن مو به مو
از پی دیدار آن جان جهان *** های و هو كن های و هو كن های و هو
ای خدا این نهر جان را از هوس *** رُفت و رو كن رُفت و رو كن رُفت و رو
وانگه از دریای علمت سوی جان *** جو به جو كن جو به جو كن جو به جو
﴿صفحه 329﴾
گر نخواهی خود فراموشت شود *** یاد او كن یاد او كن یاد او

3 ـ جهل و نادانی

گفته اند : منظور از بلای بزرگ، جهل و نادانی است كه ریشه ی همه ی بلاها و سرچشمه ی همه ی بدبختی ها و منبع همه ی محرومیت ها وسبب شقاوت ابدی است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) در ضمن روایاتی درباره ی جهل و جاهل می فرماید :
الجَهْلُ داءٌ وَعَیاءٌ(477).
« جهل بیماری و ناتوانی است ».
الجَهْلُ اَدْوَأُ الدَّاءِ(478).
« جهل شدیدترین بیماری هاست ».
الجَهْلُ مُمیتُ الأَحْیاءِ وَمُخَلِّدُ الشَّقاءِ(479).
« جهل میراننده ی زندگان، و ابدی كننده ی شقاوت و بدبختی است ».
الجَاهِلُ لاَ یَعْرِفُ تَقْصِیرَهُ وَلاَ یَقبلُ مِنَ النَّصِیحِ لَهُ(480).
« جاهل كوتاهی كردن و تقصیر خود را نمی شناسد، و نصیحت خیرخواه را نمی پذیرد ».
الجَاهِلُ مَیِّتٌ وَاِنْ كَانَ حَیّاً(481).
« جاهل مرده است، گرچه زنده باشد ».

﴿صفحه 330﴾
الجَاهِلُ صَخْرَةٌ لاَ یَنْفَجِرُ مَاؤُها، وَشَجَرَةٌ لاَ یَخْضَرُّ عُودُها، وَأَرْضٌ لاَ یَظْهَرُ عُشْبُهَا(482).
« جاهل سنگی است كه آبش جاری نمی شود و درختی است كه شاخه اش سبز نمی گردد و زمینی است كه گیاهش نمی روید ».
حضرت علی (علیه السلام) در یكی از دعاهایش به پیشگاه حضرت معبود عرضه می دارد :
أَنَا الجَاهِلُ عَصَیْتُكَ بِجَهْلِی، وَارْتَكَبتُ الذُّنُوبَ بِجَهْلِی، وَسَهَوتُ عَنْ ذِكْرِكَ بِجَهْلِی، وَرَكَنْتُ إِلَی الدُّنْیَا بِجَهْلِی(483).
« من جاهلی هستم كه به سبب جهلم تو را نافرمانی كردم، و مرتكب گناهان شدم و یادت را فراموش كردم و به دنیا میل و علاقه پیدا كردم ».