فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

عاقبت گنهكار تائب

عبدالواحد بن زید كه از زمره ی فسّاق و فجّار و بدكاران بود، روزی به مجلس موعظه ی یوسف بن حسین كه از جمله ی عبّاد و زهّاد بود گذر كرد، در حالی كه یوسف بن حسین این كلام را برای مستمعان می گفت :
دَعَاهُم بِلُطْفِهِ كَأنَّهُ مُحتاجٌ إلِیْهِم.
« خدای مهربان گنهكاران را با لطفش به سوی خود دعوت كرده است كه گویا به آنان نیازمند است ».
عبدالواحد چون این كلام را شنید، جبّه از تن بینداخت و نعره زنان به گورستان رفت. شب اول یوسف بن حسین در عالم رؤیا شنید منادی از سوی خدا ندا داد :
أدرِكِ الشَّابَّ التَّائِبِ.
« جوان گنهكار را دریاب ».
یعنی : او را به آمرزش و مغفرت ما بشارت ده. یوسف در مقام تجسّس و تفحص برآمد تا بعد از سه روز او را در قبرستان پیدا كرد، دید صورت بر خاك نهاده و در حال مناجات و گریه و زاری است. چون یوسف را نزدیك خود دید گفت : سه شبانه روز است تو را فرستاده اند، امروز می آیی ؟! این بگفت و جان به حق تسلیم كرد !
﴿صفحه 319﴾

اَللَّهُمَّ مَوْلاَیَ كَمْ مِنْ قَبِیح سَتَرْتَهُ...

« اَللَّهُمَّ مَوْلاَیَ كَمْ مِنْ قَبِیح سَتَرْتَهُ وَكَمْ مِنْ فَادِح مِنَ الْبَلاَءِ أَقَلْتَهُ، وَكَمْ مِنْ عِثَار وَقَیْتَهُ وَكَمْ مِنْ مَكْرُوه دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَنَاء جَمِیل لَسْتُ أَهْلا لَهُ نَشَرْتَهُ »
« خدایا ! مولای من، چه بسیار بدی و زشتی كه از من صادر شد و تو آن را پوشاندی، و چه بسیار از بلاهای سنگین را كه از من زایل و برطرف نمودی، و چه بسیار از لغزش هایی كه مرا از آنها حفظ كردی، و چه بسیار از ناملایمات و مكارهی كه از من دفع فرمودی، و چه بسیار از مدح و ستایشی كه سزاوارش نبودم و تو آن را درباره ی من میان مردم شایع و منتشر كردی ».
در ذكر كلمه ی « مولای » كه در حال دعا و انابه و زاری و توبه بر زبان سائل نیازمند، به هنگام شب تاریك، آن هم در ساعات شب جمعه جاری می شود، لذّتی است كه نمونه اش در همه ی هستی وجود ندارد ; به همین سبب حضرت موسی (علیه السلام) در مناجاتش با خدا عرضه می دارد :
إنّ لِی فِی كَشكُولِ الفَقرِ مَا لَیسَ فِی خَزَانَتِكَ.
« من در كشكول فقر و نیازمندی ام، چیزی دارم كه در همه ی خزانه های تو نیست ».
﴿صفحه 320﴾
خطاب رسید آن چیست ای موسی ؟ عرض كرد : خدایی مانند تو دارم(474).
پوشاندن زشتی و بدی و قبیح و عیب، از نعمت های بزرگ و احسان های عظیم و الطاف بی بدیل حضرت حق درباره ی عبد است. و باید دانست وقتی خدای مهربان در دنیا بدی و زشتی بنده ی مؤمنش را می پوشاند و آبرویش را میان مردم حفظ می كند، قطعاً در قیامت به بنده ی مؤمنش و گنهكار بازگشت كننده به درگاهش توجّه بیشتری خواهد كرد، و زشتی و بدی اش را بیش از پیش پرده پوشی خواهد نمود، چنانچه در حدیثی از رسول خدا روایت شده است :
مَا سَتَرَ عَلَی عَبد فِی الدُّنیَا إلاّ سَتَرَ عَلَیهِ فِی الآخِرَةِ(475).
« چیزی از گناه و زشتی در دنیا بر عبد پوشانده نمی شود مگر آن كه در آخرت بر او پوشانده شود ».
در دعاهای وارده از پیامبر اكرم و اهل بیت معصومش (علیهم السلام) به طور گسترده و فراوان به ستّار العیوب بودن حضرت حق اشاره شده و پیوسته گنهكار تائب را مژده داده اند كه : خدای مهربان در دنیا و آخرت از به باد دادن آبروی او امتناع می كند، و زشتی ها و بدی های وی را می پوشاند و احدی را بر معاصی عبدش آگاه نمی كند.
برای نمونه به روایتی بسیار مهم و حدیثی فوق العاده باارزش كه در پایان كتاب پرقیمت « عدّة الداعی » اثر ابن فهد حلی آمده اشاره می شود :
ابن فهد روایت می كند كه : امین وحی بر پیامبر اسلام به این دعا نازل شد و خندان و با بشارت هم نازل شد. پس گفت : سلام بر تو ای محمد. آن حضرت
﴿صفحه 321﴾
پاسخ داد : و بر تو سلام ای جبرئیل. سپس جبرئیل گفت : حق تعالی برای تو هدیه ای فرستاده است. آن حضرت فرمود : چیست ؟ عرض كرد : كلماتی است از گنج های عرش كه خدا عرش را به آنها گرامی داشته و مخصوص فرموده است. پیامبر گفت : آن كلمات چه چیز است ؟ جبرئیل گفت :
یَا مَن أَظهَرَ الجَمیلَ وَسَتَرَ القَبیحَ، یَا مَن لَم یُؤاخِذ بِالجَریرَةِ وَلَم یَهتِكِ السِّترَ، یَا عَظیمَ العَفوِ یَا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یَا وَاسِعَ المَغفِرَةِ یَا بَاسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَةِ، یَا صَاحِبَ كُلِّ نَجوَی وَمُنتَهَی كُلِّ شَكوَی، یَا كَریمَ الصَّفحِ، یَا عَظیمَ المَنِّ، یَا مُبتَدِأً بِالنِّعَمِ قَبلَ اسْتِحقَاقِهَا، یَا رَبَّنَا وَیَا سَیِّدَنَا وَیَا مَولاَنَا وَیَا غَایَةَ رَغْبَتِنَا، أسأَلُكَ یَا اللّهُ أن لاَ تُشَوِّهَ خَلقِی بِالنَّارِ.
« ای كسی كه خوبی را آشكار كردی و بدی را پوشاندی، ای كسی كه به گناه و جنایت مؤاخذه نكردی و پرده ی حرمت و آبرو را ندریدی، ای كه عفوت عظیم است و گذشتت نیكوست و آمرزشت گسترده و فراگیر است، ای كه دو دست قدرتت به رحمت گشوده است، ای صاحب هر راز و نهایت هر شكایت، ای كه چشم پوشی ات بزرگوارانه است، ای كه نعمتت عظیم است، ای شروع كننده ی به نعمت پیش از استحقاق آن، ای پروردگار و آقا و مولا و نهایت رغبت و شوق ما، ای خدا ! از تو می خواهم كه وجودم را به آتش زشت مگردانی ».
رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به جبرئیل فرمود : ثواب این كلمات چیست ؟ جبرئیل گفت : هیهات ! هیهات ! كه دانش و آگاهی به ثواب این كلمات قطع شده است، اگر فرشتگان هفت آسمان و هفت زمین بر وصف این دعا اجتماع كنند تا روز قیامت نمی توانند از هزار جزء یك جزء این دعا را وصف كنند.
هرگاه عبد بگوید : « یَا مَن أَظهَرَ الجَمیلَ وَسَتَرَ القَبیحَ » ; خدا گناهان او را بر او
﴿صفحه 322﴾
می پوشاند و در دنیا به او رحمت می آورد و حالش را در آخرت نیكو می گرداند و هزار پرده در دنیا و آخرت بر او می پوشاند
و هرگاه بگوید : « یَا مَن لَم یُؤاخِذ بِالجَریرَةِ وَلَم یَهتِكِ السِّترَ » ; حق تعالی او را در قیامت محاسبه نكند و پرده اش را، روزی كه پرده ها دریده شود، ندرد.
و هرگاه بگوید : « یَا عَظیمَ العَفوِ » ; گناهانش را، هر چند مانند كف دریاها باشد، می آمرزد.
و هرگاه بگوید : « یَا حَسَنَ التَّجاوُزِ » ; از او حتی از دزدی و شرب خمرش، و از هول هایی كه در دنیاست، و از گناهان كبیره اش می گذرد.
و هرگاه بگوید : « یَا وَاسِعَ المَغفِرَةِ » ; خدای مهربان برای او هفتاد در از رحمت می گشاید، پس در رحمت خدا فرو می رود تا از دنیا بیرون رود.
و هرگاه بگوید : « یَا بَاسِطَ الیَدَینِ بِالرَّحمَةِ » ; خدا دست قدرتش را به رحمت به روی او باز می كند.
و هرگاه بگوید : « یَا صَاحِبَ كُلِّ نَجوَی وَمُنتَهَی كُلِّ شَكوَی » ; او را از پاداش و ثواب هر مصیبت رسیده، چه بلا و چه غیر آن، و هر سالم از بلایی و هر بیماری و هر كوری و هر مسكینی و هر صاحب مصیبتی تا روز قیامت عطا می كند.
و هرگاه بگوید : « یَا عَظِیمَ المَنِّ » ; آرزوی او و مانند آرزوی همه ی خلایق را به او عطا می نماید.
و هرگاه بگوید : « یَا مُبْتَدِأً بِالنِّعَمِ قَبلَ اسْتِحقَاقِهَا » ; به او برابر پاداش كسی كه شكرگذار نعمت های خدا باشد، عنایت می كند.
و هرگاه بگوید : « یَا رَبَّنَا وَسیِّدَنَا » ; خدا می فرماید : ای فرشتگانم شاهد باشید كه او را آمرزیدم و به او مزد و پاداش دادم به شمار هركه او را آفریده ام، چه در بهشت و چه در دوزخ و در آسمان و زمین های هفت گانه و آفتاب و ماه و ستارگان و قطره های باران و انواع موجودات و كوه ها و ریگ ها و خاك و عرش
﴿صفحه 323﴾
و كرسی و غیر آنها !!
و هرگاه بگوید : « یَا مَولاَنَا » ; دلش را از ایمان پر می كند.
و هرگاه بگوید : « یَا غَایَةَ رَغْبَتِنَا » ; روز قیامت مانند خواسته های همه ی خلایق را به او عطا می كند.
و هرگاه بگوید : « أسأَلُكَ یَا اللّهُ أن لاَ تُشَوِّهَ خَلقِی بِالنَّارِ » ; خدا می گوید : بنده ی من آزادی از آتش را خواست، ای فرشتگان من گواه باشید او را و پدر و مادر و برادرانش و اهل و اولاد و همسایگانش را آزاد كردم و شفاعتش را درباره ی هزار مرد از كسانی كه آتش بر آنها واجب شده پذیرفتم و وی را از دوزخ پناه دادم.
پس جبرئیل گفت : یا محمد ! این كلمات را به اهل تقوا تعلیم كن و در اختیار منافقین مگذار، این دعای مستجاب است برای گوینده اش و دعای اهل بیت المعمور است هرگاه آن را طواف كنند(476).
اشاره به این نكته لازم است كه نباید خوانندگان محترم از این همه ثواب عظیم و پاداش فوق العاده كه برای این دعا گفته شده تعجب كنند و آن را دور از حقیقت بدانند، زیرا كرم خدا بی نهایت و لطف و رحمتش بی پایان و خزائن پاداشش تمام ناشدنی نیست.
علی (علیه السلام) به دنبال « كَم مِن قَبِیح سَتَرْتَهُ » عرضه می دارد : و چه بلاهای سنگینی را ـ چون زلزله، طوفان، سیل، صاعقه، آتش سوزی، تصادف، بلاهای آسمانی، قحطی، گرانی، مصائب سنگین، داغ عزیزان و... ـ از من برطرف نمودی، و مرا از بسیار لغزش هایی ـ كه اگر دچارش می شدم ایمانم را بر باد می داد و شجره ی طیّبه ی اخلاقم را می سوزاند و اعمال شایسته ام را نابود می كرد و آبرویم را در میان خلایق می برد ـ حفظ كردی، و چه بسیار ناملایماتی را ـ كه اگر گرفتارش می شدم آرامش زندگیم را از میان برمی داشت و غرق پریشانی و اضطرابم می كرد
﴿صفحه 324﴾
و خواب را از چشمش می ربود و روح و قلبم را در تنگنا و سختی و فشار و ناراحتی قرار می داد ـ از من برطرف فرمودی، و ـ با این كه پرونده ای پر از گناه و كتابی پر از معصیت داشتم ـ مدح و ستایشی فراوان برای من در میان مردم پخش كردی، و چهره ام را ـ نزد پدر و مادر و برادر و خواهر و اقوام ـ چنان آبرومند و بااعتبار قرار دادی ـ كه آنان مرا از همه بالاتر و بهتر دانستند و پیوسته مدح و ثنایم گفتند ـ در حالی كه سزاوار و شایسته ی آن نبودم !
﴿صفحه 325﴾

اَللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِی، وَأَفْرَطَ بِی سُوءُ حَالِی...

« اَللَّهُمَّ عَظُمَ بَلاَئِی، وَأَفْرَطَ بِی سُوءُ حَالِی وَقَصُرَتْ بِی أَعْمَالِی، وَقَعَدَتْ بِی أَغْلاَلِی »
« خدایا ! بلای من بزرگ است، و بدی حالم از حد گذشته است، و اعمالم چنان اندك و كم و كوتاه است كه نمی تواند مرا به نجات و سعادت برساند، و زنجیرهای وابستگی های بی اندازه ام به دنیا و تعلّقاتم به امور مادی و دیگر صفات ناپسند مرا زمین گیر نموده و از پای انداخته و به ناتوانی و عجز نشانده است ».
این جملات، نشانگر این معناست كه : بیمار گناه و اسیر عصیان و رنجور از تعلقّات مادی و بدحالی كه بدی حالش از حدّ گذشته، به پیشگاه طبیب حاذق و دانا و حكیم قادر و توانا، راه یافته است. طبیبی كه خود، بیمار را از روی رحمت و محبت دعوت كرده تا او را شفا دهد، و دردهایش را درمان كند و وی را از رنجوری تعلّقات مادی و سختی اسارت برهاند.