فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

ستم بر خویش

با این كه تو را از طریق اندیشه و تفكر و تماشای آثار شگفت انگیزت در عرصه گاه هستی و شنیدن حقایق از دانشمندان و اندیشمندان و مطالعه ی كتاب ها در حدّ لازم شناختم، ولی به سویت نیامدم و از فرامین حكیمانه ات فرمان نبردم و به خواسته هایت ارج ننهادم و سر تواضع به پیشگاهت فرود نیاوردم و پیشانی عبادت بر خاك درگاهت نسودم و دست گدایی به سویت دراز نكردم و در همه ی امورم از تو غفلت ورزیدم، و این ستمی بود كه همواره بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه به خویش نمودم !
با این كه از طریق زبان عالمان و مطالعه ی تاریخ، حیات پیامبرانت را شناختم و دانستم كه آنان هادی راه هدایت اند و دلسوز و مهربان به انسانند و هدفی جز
﴿صفحه 311﴾
خیر و سعادت آدمی ندارند و خواسته ای جز نجات انسان از گمراهی و وسوسه گری و اغواگری شیاطین در وجود آنان نیست و اوامر و نواهی آنان حكیمانه و به سود انسان است، و به ویژه چون مسلمان بودم، شناختم نسبت به پیامبر اسلام شناختی در حدّ لازم بود، ولی با این همه از پیامبران روی گرداندم و برای شكل دادن به زندگیم به غیر آنان متوسل شدم و از فرهنگ های بیگانه پیروی كردم و از زحمات انبیایت قدردانی ننمودم و نعمت وجود آنان را سپاسگزاری نكردم و بر زندگی نكبت بارم كه از نور نبوت خالی بود تكیه نمودم و بر پیمودن راه ضلالت و گمراهی پافشاری كردم. و این ستمی بود كه پیوسته بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم !
با این كه از طریق شركت در مجالس دینی و محافل مذهبی و مطالعه ی كتاب های اسلامی و معارف الهی تا حدی با قرآن آشنا شدم و به این حقیقت آگاهی یافتم كه این كتاب وحی تو به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) برای هدایت همه ی بندگان است و این كتاب كامل ترین كتاب و حاوی جامع ترین مطالب ثمربخش و دربر دارنده ی دستوراتی حكیمانه و معارفی پربار و آیاتی محكم و قواعدی استوار و پندها و موعظه هایی بیدار كننده است و عالی ترین و زیباترین دستور العمل است، ولی آن را پشت سر انداخته و از آیاتش روی گردانده و از حقایقش دوری جسته و در بكارگیری واقعیاتش غفلت نموده و جدای از آن زندگی كردم و این ستمی بود كه همواره بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم !
با این كه به كمك وسایل گوناگون، امامان بزرگوار را شناختم و دانستم كه آنان حجّت تو در میان بندگان اند و دلیل و راهنمای راه حقّ اند و انسان هایی كامل اند، و پیامبر بزرگ اسلام آنان را به ولایت و رهبری و امامت و حكومت بعد از خود معرفی كرده تا مردم را به شاه راه هدایت راهنمایی كنند و حقایق دین را به آنان
﴿صفحه 312﴾
تعلیم دهند و حق را از باطل برای آنان بشناسانند و آیات قرآن را برای آنان توضیح دهند و تفسیر آیات را در اختیارشان بگذارند، و آن بزرگواران، با این كه از سوی دشمنان دچار انواع مشكلات شدند و به بلاهای سنگینی گرفتار آمدند و هر یك به نوعی به شهادت رسیدند، ولیچشم برهم زدنی مسئولیت خود را از نظر دور نداشتند و دست از هدایت مردم برنداشتند و به هر شكل ممكن احكام الهی و دستورات دینی و حلال و حرام خدا را برای مردم بیان كردند و یاران بزرگوارشان آنچه را از آنان شنیدند، در چهار صد كتاب استوار فراهم آوردند تا آیندگان هم بتوانند از آن معارف بی نظیر و فرهنگ بی بدیل بهره مند شوند، ولی من همه ی این واقعیات را نادیده گرفتم و دست از اطاعت امامان شستم و از آن منابع هدایت و فیض روگرداندم و به بیراهه رفتم و طریق انحراف و كجی را انتخاب كردم و بر هوا و هوسم اصرار و پافشاری ورزیدم و دست به دامان معلّمان مادی و بی خبر از خدا و آخرت شدم، و آن جاهلان گمراه را، كه شرق و غرب را به انحراف و ضلالت كشیدند، بر امامان باكرامت و معصومان بزرگوار ترجیح دادم، و این ستمی بود كه پیوسته بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم.
جای عالِم نشست چون جاهل *** زندگی در جهان شود مشكل
پر شد از تار عنكبوت ستم *** در و دیوار و سقف خانه ی دل
همه با هم به ظاهریم شفیق *** در غیابیم بدترین قاتل
همه دنیا پرست و عقبی سوز *** همه از هم جدا و صد منزل
پرده های حیا و شرم درید *** زان كه خلق اند این چنین مایل
با این كه می دانستم كتاب باعظمتی چون « نهج البلاغه » گوشه ای از دانش بی نهایت علی (علیه السلام) است و در این گنجینه ی بی نظیر، آنچه برای هدایت انسان به
﴿صفحه 313﴾
سوی خدا و به سوی خیر و سعادت و به سوی یك زندگی پاك لازم است، گنجانده شده و در دریای خطبه ها و نامه ها و كلمات حكمت آمیزش معارف الهی موج می زند و از چنان ارزشی برخوردار است كه آن را « برادر قرآن » نامیده اند.
با این كه می دانستم « صحیفه ی سجادیه » كه حاوی پنجاه و چهار دعا از امام عاشقان و مولای عابدان و سرور ساجدان است، و حضرت سجاد (علیه السلام) تمام تكالیف و وظایف انسان را به زبان دعا بیان كرده و امامان شیعه توجه به این كتاب را سفارش كرده اند.
و با این كه می دانستم احكام الهی و حلال و حرام خدا و معارف اسلامی و برنامه های اخلاقی در كتاب های باعظمتی چون « كافی » و « تهذیب » و « استبصار » و « من لا یحضره الفقیه » و « تحف العقول » و « روضة الواعظین » و « وافی » و « شافی » و « بحار الانوار » و « وسائل » و « روضة المتقین » و « جامع احادیث شیعه » و هزاران كتاب پرقیمت دیگر است، ولی برای تأمین سعادت دنیا و آخرتم به خود زحمت مطالعه ی كتابها را ندادم و به جای آنها به مجلات بی پایه و روزنامه های بی مایه و مقالات ضد دین و كتاب های بی ارزش روی آوردم و شب و روزم را به خواندن آنها تلف كردم و جز به زیان و خسارت خود نیفزودم، و این ستمی بود كه همواره بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم !

جرأت و جسارت بر گناه به سبب جهل و نادانی

چون دنبال دانش و آگاهی نرفتم و از معرفت دینی محروم ماندم و بی خبر از حقایق به زندگی ادامه دادم و در این دریای طوفانی حیات در كشتی جهل نشستم در گرداب گناهان و غرقاب معاصی افتادم.
به سبب جهل و نادانیم از عواقب امور غافل ماندم و از درك حقایق عاجز بودم، به پایان كارم نیندیشیدم و نظری به آخرت و حساب اعمالم نینداختم
﴿صفحه 314﴾
و صراط و دوزخ و بهشت را به نظر نیاوردم به این خاطر به مخالفت با تو برخاستم و به انواع گناهان آلوده شدم و نهایتاً به سبب نادانیم در ارتكاب گناه و معصیت بر تو جرأت و جسارت ورزیدم و خلاف ادب و متانت رفتار كردم !

اقرار بر گناه

پروردگارا ! آن زمان كه در رحم مادر بودم، از هر جهت مورد لطف و احسانت قرار داشتم. احسان و عنایت تو بود كه نطفه ی ناپاك را تبدیل به انسانی كامل نمودی و آنچه را از اعضا و جوارح و مخ و پی و عقل و خرد و روح و نفس و قلب و صدر و گوشت و استخوان و رگ و عصب و خون و سلول و نای و مری و دستگاه تنفس و دستگاه گوارش و چشم و گوش و دو لب و هوش و... نیاز داشتم به من عطا كردی، سپس برای به دنیا آمدنم به جسم مادرم آمادگی دادی تا سالم به دنیا آیم، آنگاه دو سینه ی پرشیر كه انواع احتیاجات بدن را تأمین می كرد برای من مقرر فرمودی و آغوش پرمهر مادر و قلب پرمحبت پدر را برای من قرار دادی و به تدریج با تغذیه و حفاظت به وسیله ی حافظانت و به ویژه پدر و مادر مرا رشد دادی و به آنجا كه باید برسانی رساندی و سپس انواع وسایل زندگی و معیشت را برایم فراهم آوردی و...
پروردگارا ! این همه لطف و احسانت كه در گذشته به من نمودی مرا مغرور ساخت و در این خیال انداخت كه اگر غرق گناه و معصیت شوم، باز هم از احسان و لطف تو برخوردار می شوم و عقاب و جریمه ای از پی ندارم، در حالی كه نباید به نعمت هایت ـ كه در قدیم و در گذشته ی از زندگی به من دادی ـ مغرور می شدم و قدم در وادی گناه می گذاشتم.
اكنون كه به لطف و عنایت تو اندكی بیدار شدم و به وضع و حال خود و روزگار تیره و سیاهم آگاه گشتم. با تمام وجود به حضرتت روی آورده و با آه
﴿صفحه 315﴾
و ناله و اشك و زاری، به ظلمی و ستمی كه بر خود به سبب عصیان و گناه و جرأت و جسارت روا داشتم اقرار و اعتراف می كنم كه : « ظلمت نفسی » و می دانم كه بر اساس آنچه از قرآن و معارف پیامبران و امامان به من رسیده، این اقرار و اعتراف در حقیقت اقرار و اعتراف به گناهكاری است و نوعی توبه و بازگشت و وسیله ی نجات است.
از حضرت باقر (علیه السلام) روایت شده است :
وَاللّهِ مَا یَنْجُو مِنَ الذَّنْبِ إِلاَّ مَنْ اَقَرَّ بِهِ(467).
« به خدا سوگند از گناه نجات نمی یابد مگر كسی كه به گناه اقرار و اعتراف كند ».
و نیز از آن حضرت روایت شده :
لاَ وَاللّهِ مَا أَرادَ اللّهُ مِنَ النَّاسِ إِلاَّ خَصْلَتَیْنِ : اَنْ یُقِرُّوا لَهُ بِالنِّعَمِ فَیَزِیدَهُم، وَبِالذُّنُوبِ فَیَغْفِرَها لَهُمْ(468).
« به خدا سوگند خدا، از مردم جز دو خصلت نمی خواهد : به نعمت هایش اقرار كنند تا بر آنان بیفزاید، و به گناهان اعتراف نمایند تا بر آنان ببخشاید ».
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرموده است :
المُقِرُّ بِالذَّنْبِ تائِبٌ(469).
« كسی كه به گناه اقرار و اعتراف می كند تائب محسوب می شود ».
و نیز آن حضرت فرمود :
شافِعُ المُذْنِبِ إِقْرارُهُ وَتَوْبَتُهُ إِعْتِذارُهُ(470).

﴿صفحه 316﴾
« شفاعت كننده ی گنهكار، اقرار اوست و توبه اش، عذرخواهی او ».
در كتاب « تذكرة الاولیاء » از حضرت صادق (علیه السلام) روایت شده :
« هر گناهی كه ابتدایش ترس و پایانش عذرخواهی باشد، عبد را به حق نزدیك می كند. و هر طاعتی كه ابتدایش خودبینی و انتهایش عجب و خودپسندی باشد، عبد را از خدا دور می كند ! »