فهرست کتاب


شرح دعای کمیل

استاد حسین انصاریان

تسبیح و حمد

تسبیح به معنای : تنزیه نمودن و پاك دانستن حضرت حق از هر شرّ و بدی و عیب و نقص است. تسبیح در حقیقت اقرار به كمالات بی نهایت خداست.
طلحة بن عبیداللّه می گوید : از پیامبر خدا از تفسیر « سبحان اللّه » پرسیدم، فرمود : « سبحان اللّه » پاك دانستن خدا از هر عیبی است(460).

﴿صفحه 308﴾
از امیرالمؤمنین (علیه السلام) درباره ی تفسیر « سبحان اللّه » سئوال شد، فرمود : بزرگ شمردن جلال خدای عز و جل و پاك دانستنش از آنچه هر مشركی درباره ی او می گوید، پس هنگامی كه عبد آن را ـ از روی اخلاص و یقین ـ بگوید هر فرشته ای به او درود فرستد(461).
قرآن مجید در آیات بسیاری همه ی موجودات جهان هستی را تسبیح گوی خدا می داند :
( وَإِن مِن شَیْء إِلاّ یُسَبِّحُ بِحَمدِهِ وَلكِن لا تَفْقَهونَ تَسْبیحَهُم )(462)
« چیزی نیست مگر آن كه همراه سپاس و ستایش تسبیح او می گوید ولی شما تسبیح آنان را نمی فهمید ».
در این قطعه از دعا، مناسبت تسبیح با مقام، شاید برای این باشد كه : چون عبد در جملات گذشته ی دعا، اظهار عصیان و خطا نموده و عصیان و خطا مانع و حائل قرب عبد از مولاست و سبب افتادن عبد در تاریكی های دوری از محبوب است، و تسبیح و تقدیس و تحمید، بهترین وسایل نجات از تاریكی هاست، پس جا دارد كه با ناله و زاری و اخلاص و پاكی عرضه بدارد « سبحانك و بحمدك » تا هم چون یونس از تاریكی ها نجاتش دهند و در عرصه گاه قرب جایش بخشند.
آری، یونس وقتی در تاریكی شب و تاریكی دریا و تاریكی شكم ماهی گرفتار شد،
(... فَنادَی فِی الظُّلُماتِ أَن لاَ إِلهَ إِلاّ أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظّالِمِینَ *
﴿صفحه 309﴾
فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیْناهُ مِنَ الغَمِّ وَكَذلِكَ نُنجِی المُؤمِنینَ )(463).
« پس در تاریكی ها ندا داد كه معبودی جز تو نیست تو را از هر عیب و نقصی منزّه می دانم، به راستی من از ستمكاران (بر خود ) بودم. پس دعایش را مستجاب كردم و او را از اندوه نجات دادم و اینگونه مؤمنان رانجات می دهم ».
صاحب تفسیر « منهج الصادقین » در شرح این آیه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روایت كرده كه آن حضرت فرمود :
مَا مِنْ مَكْرُوب یَدْعُو بِهذا الدُّعاءِ إِلاَّ اسْتُجِیبَ لَهُ(464).
« هیچ غمناكی نیست كه این دعا را بخواند مگر این كه دعایش مستجاب شود ».
حضرت صادق (علیه السلام) از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت كرده كه : تسبیح ترازوی اعمال را از ثواب پر می كند(465)
علامهی مجلسی در كتاب باعظمت « بحار الانوار » در رابطه ی با حمد روایت مهمی را به این عبارت نقل كرده است :
كَانَ رَسولُ اللّهِ (صلی الله علیه وآله وسلم) إِذَا وَرَدَ عَلَیْهِ اَمْرٌ یَسرُّهُ قَالَ : الْحَمْدُ لِلّهِ عَلی هَذِهِ النِّعْمَةِ. وَإِذَا وَرَدَ عَلَیْهِ أَمْرٌ یَغْتَمُّ بِهِ، قَالَ : الْحَمْدُ لِلّهِ عَلی كُلِّ حَال(466).
« هنگامی كه پیش آمد و كاری به پیامبر می رسید كه آن حضرت را خوشحال می كرد، می گفت : خدا را بر این نعمت سپاس. و چون پیش آمد و كاری به حضرت می رسید كه او را اندوهگین می كرد، می گفت : خدا را بر هر حالی سپاس »

﴿صفحه 310﴾
ظَلَمْتُ نَفْسِی، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی...
« ظَلَمْتُ نَفْسِی، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِی، وَسَكَنْتُ إِلَی قَدِیمِ ذِكْرِكَ لِی وَمَنِّكَ عَلَیَّ »
« بر خود ستم ورزیدم، و به سبب جهل و نادانیم جرأت و جسارت نمودم، و ستم و جرأتم از روی انكار حقایق و دشمنی با تو نبوده، بلكه به آنچه در زمان گذشته به من احسان و عطا كردی تكیه كردم و آرامش یافتم و مغرورم ساخت كه اگر هم اكنون بر خود ستم ورزم و با مخالفتم بر تو جرأت و جسارت آرم، احسان و لطفت را از من دریغ نخواهی كرد ».

ستم بر خویش

با این كه تو را از طریق اندیشه و تفكر و تماشای آثار شگفت انگیزت در عرصه گاه هستی و شنیدن حقایق از دانشمندان و اندیشمندان و مطالعه ی كتاب ها در حدّ لازم شناختم، ولی به سویت نیامدم و از فرامین حكیمانه ات فرمان نبردم و به خواسته هایت ارج ننهادم و سر تواضع به پیشگاهت فرود نیاوردم و پیشانی عبادت بر خاك درگاهت نسودم و دست گدایی به سویت دراز نكردم و در همه ی امورم از تو غفلت ورزیدم، و این ستمی بود كه همواره بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه به خویش نمودم !
با این كه از طریق زبان عالمان و مطالعه ی تاریخ، حیات پیامبرانت را شناختم و دانستم كه آنان هادی راه هدایت اند و دلسوز و مهربان به انسانند و هدفی جز
﴿صفحه 311﴾
خیر و سعادت آدمی ندارند و خواسته ای جز نجات انسان از گمراهی و وسوسه گری و اغواگری شیاطین در وجود آنان نیست و اوامر و نواهی آنان حكیمانه و به سود انسان است، و به ویژه چون مسلمان بودم، شناختم نسبت به پیامبر اسلام شناختی در حدّ لازم بود، ولی با این همه از پیامبران روی گرداندم و برای شكل دادن به زندگیم به غیر آنان متوسل شدم و از فرهنگ های بیگانه پیروی كردم و از زحمات انبیایت قدردانی ننمودم و نعمت وجود آنان را سپاسگزاری نكردم و بر زندگی نكبت بارم كه از نور نبوت خالی بود تكیه نمودم و بر پیمودن راه ضلالت و گمراهی پافشاری كردم. و این ستمی بود كه پیوسته بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم !
با این كه از طریق شركت در مجالس دینی و محافل مذهبی و مطالعه ی كتاب های اسلامی و معارف الهی تا حدی با قرآن آشنا شدم و به این حقیقت آگاهی یافتم كه این كتاب وحی تو به پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) برای هدایت همه ی بندگان است و این كتاب كامل ترین كتاب و حاوی جامع ترین مطالب ثمربخش و دربر دارنده ی دستوراتی حكیمانه و معارفی پربار و آیاتی محكم و قواعدی استوار و پندها و موعظه هایی بیدار كننده است و عالی ترین و زیباترین دستور العمل است، ولی آن را پشت سر انداخته و از آیاتش روی گردانده و از حقایقش دوری جسته و در بكارگیری واقعیاتش غفلت نموده و جدای از آن زندگی كردم و این ستمی بود كه همواره بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم !
با این كه به كمك وسایل گوناگون، امامان بزرگوار را شناختم و دانستم كه آنان حجّت تو در میان بندگان اند و دلیل و راهنمای راه حقّ اند و انسان هایی كامل اند، و پیامبر بزرگ اسلام آنان را به ولایت و رهبری و امامت و حكومت بعد از خود معرفی كرده تا مردم را به شاه راه هدایت راهنمایی كنند و حقایق دین را به آنان
﴿صفحه 312﴾
تعلیم دهند و حق را از باطل برای آنان بشناسانند و آیات قرآن را برای آنان توضیح دهند و تفسیر آیات را در اختیارشان بگذارند، و آن بزرگواران، با این كه از سوی دشمنان دچار انواع مشكلات شدند و به بلاهای سنگینی گرفتار آمدند و هر یك به نوعی به شهادت رسیدند، ولیچشم برهم زدنی مسئولیت خود را از نظر دور نداشتند و دست از هدایت مردم برنداشتند و به هر شكل ممكن احكام الهی و دستورات دینی و حلال و حرام خدا را برای مردم بیان كردند و یاران بزرگوارشان آنچه را از آنان شنیدند، در چهار صد كتاب استوار فراهم آوردند تا آیندگان هم بتوانند از آن معارف بی نظیر و فرهنگ بی بدیل بهره مند شوند، ولی من همه ی این واقعیات را نادیده گرفتم و دست از اطاعت امامان شستم و از آن منابع هدایت و فیض روگرداندم و به بیراهه رفتم و طریق انحراف و كجی را انتخاب كردم و بر هوا و هوسم اصرار و پافشاری ورزیدم و دست به دامان معلّمان مادی و بی خبر از خدا و آخرت شدم، و آن جاهلان گمراه را، كه شرق و غرب را به انحراف و ضلالت كشیدند، بر امامان باكرامت و معصومان بزرگوار ترجیح دادم، و این ستمی بود كه پیوسته بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم.
جای عالِم نشست چون جاهل *** زندگی در جهان شود مشكل
پر شد از تار عنكبوت ستم *** در و دیوار و سقف خانه ی دل
همه با هم به ظاهریم شفیق *** در غیابیم بدترین قاتل
همه دنیا پرست و عقبی سوز *** همه از هم جدا و صد منزل
پرده های حیا و شرم درید *** زان كه خلق اند این چنین مایل
با این كه می دانستم كتاب باعظمتی چون « نهج البلاغه » گوشه ای از دانش بی نهایت علی (علیه السلام) است و در این گنجینه ی بی نظیر، آنچه برای هدایت انسان به
﴿صفحه 313﴾
سوی خدا و به سوی خیر و سعادت و به سوی یك زندگی پاك لازم است، گنجانده شده و در دریای خطبه ها و نامه ها و كلمات حكمت آمیزش معارف الهی موج می زند و از چنان ارزشی برخوردار است كه آن را « برادر قرآن » نامیده اند.
با این كه می دانستم « صحیفه ی سجادیه » كه حاوی پنجاه و چهار دعا از امام عاشقان و مولای عابدان و سرور ساجدان است، و حضرت سجاد (علیه السلام) تمام تكالیف و وظایف انسان را به زبان دعا بیان كرده و امامان شیعه توجه به این كتاب را سفارش كرده اند.
و با این كه می دانستم احكام الهی و حلال و حرام خدا و معارف اسلامی و برنامه های اخلاقی در كتاب های باعظمتی چون « كافی » و « تهذیب » و « استبصار » و « من لا یحضره الفقیه » و « تحف العقول » و « روضة الواعظین » و « وافی » و « شافی » و « بحار الانوار » و « وسائل » و « روضة المتقین » و « جامع احادیث شیعه » و هزاران كتاب پرقیمت دیگر است، ولی برای تأمین سعادت دنیا و آخرتم به خود زحمت مطالعه ی كتابها را ندادم و به جای آنها به مجلات بی پایه و روزنامه های بی مایه و مقالات ضد دین و كتاب های بی ارزش روی آوردم و شب و روزم را به خواندن آنها تلف كردم و جز به زیان و خسارت خود نیفزودم، و این ستمی بود كه همواره بر خود روا داشتم و ظلم سنگینی بود كه بر خود نمودم !

جرأت و جسارت بر گناه به سبب جهل و نادانی

چون دنبال دانش و آگاهی نرفتم و از معرفت دینی محروم ماندم و بی خبر از حقایق به زندگی ادامه دادم و در این دریای طوفانی حیات در كشتی جهل نشستم در گرداب گناهان و غرقاب معاصی افتادم.
به سبب جهل و نادانیم از عواقب امور غافل ماندم و از درك حقایق عاجز بودم، به پایان كارم نیندیشیدم و نظری به آخرت و حساب اعمالم نینداختم
﴿صفحه 314﴾
و صراط و دوزخ و بهشت را به نظر نیاوردم به این خاطر به مخالفت با تو برخاستم و به انواع گناهان آلوده شدم و نهایتاً به سبب نادانیم در ارتكاب گناه و معصیت بر تو جرأت و جسارت ورزیدم و خلاف ادب و متانت رفتار كردم !